بسسم رب الشهداء والصدیقین
 مهدی هاشمی:تو دبیرستان برجسته بوده ام؛ خیلی هم زرنگ و این حرفا بوده ام!
 

به هر حال غرب همواره حامی خوبی برای آقازاده های فراری بوده است از همین رو امیدواریم آقای مهدی هاشمی بعد از افتتاح تمام شعبه های دانشگاه آزاد در خارج از کشور و پایان تحصیلاتشان در مقطع دکتری این حق را به دستگاههای قضائی و امنیتی ایران بدهند که با حضور وی در دادگاه جمهوری اسلامی ایران رساله اغتشاشات و مفاسد وی را نیز بررسی کنند شاید هدف از مطرح شدن این اتهامات نیز صرفا "آلوده کردن نام خانواده هاشمی" بوده و اتهامات توسط کسانی مطرح شده است که به قول ایشان فلسفه وجودی خود را در توهمات و بهتان به دیگران می بینند!
 

چندی پیش روزنامه "گاردین" در مقاله‌ای از تحقیق و تفحص دانشگاه آکسفورد درباره صحت و سقم موضوعات مطرح شده مبنی بر تقلب دانشگاهی مهدی هاشمی رفسنجانی و اینکه گفته می شود رساله دکترای خود را با کمک دیگران نوشته است، خبر داد.

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، "کاوه موسوی"، یکی از اساتید مرکز مطالعات حقوقی - اجتماعی و رئیس بخش حقوق منافع عمومی این دانشگاه، که اصالتا ایرانی است گفت که هاشمی با کمک عوامل دانشگاه توانسته مراحل پذیرش خود را کامل کند.

موسوی به گاردین گفته بود: همین مرا ناراحت می کند زیرا یک متقاضی واجد شرایط تر به خاطر این کار از تحصیل در این دانشگاه محروم شد. وی افزود: "من تردیدی ندارم که ملاک های معمول در مورد پذیرش افراد متزلزل شده است و متقاضیان بسیار بسیار واجد صلاحیت و شایسته تری برای دکتری وجود دارند. چطور او توانسته این کار را انجام دهد برای من معلوم نیست اما مطمئن هستم که دانشگاه این موضوع را کاملا مورد بررسی قرار خواهد داد."

حال پس از چند روز از این گزارشات دانشگاه آکسفورد همانطور که انتظار می رفت، اعلام کرد که برای ادعاهای مطرح شده در مورد نحوه پذیرش مهدی هاشمی، پسر اکبر هاشمی رفسنجانی در مقطع دکترای این دانشگاه مبنایی نیافته است!

در بیانیه کوتاه این دانشگاه آمده است: "سر پیتر نورث (مسئول تحقیق در مورد ادعاهای مطرح شده در مورد آقای هاشمی)، اتهامات وارده در مورد نحوه پذیرش دانشجوی دکترای مورد نظر را بررسی کرده و مبنایی نیافته است که دانشگاه آکسفورد بر اساس آن اقدام قانونی علیه این دانشجو انجام دهد".

همزمان آقای مهدی هاشمی با انتشار بیانیه ای که نسخه ای از آن در اختیار بی بی سی قرار گرفت، توضیحاتی را در مورد اتهامات وارد شده به خود ارائه کرد.

به نوشته او، هدف از مطرح شدن این اتهامات "آلوده کردن نام خانواده هاشمی" بوده و اتهامات توسط کسانی مطرح شده است که "فلسفه وجودی خود را در توهمات و بهتان به دیگران می بینند".

آقازاده فراری نوشته که پس از گذراندن یک پروسه طولانی و ۹ ماهه، شامل بررسی مدارک تحصیلی و پروپوزال (طرح پایان نامه) و همچنین "چندین مصاحبه با اساتید مربوطه" موفق به دریافت پذیرش دانشگاه آکسفورد شده است.

آقای هاشمی در بیانیه خود همچنین پرده از سابقه برجستگی اش در دوران دبیرستان برداشته و گفته است که در دبیرستان جزو شاگردان برجسته بوده، با کسب رتبه ۲۹ در کنکور سراسری ایران در رشته مهندسی مخابرات وارد دانشگاه تهران شده و فوق لیسانس مهندسی انرژی خود را هم از دانشگاه صنعتی شریف گرفته است.

به نوشته این آقازاده، او در دوره ای برای تحصیل به کشور استرالیا رفته و پس از مطالعه زبان انگلیسی، وارد دانشگاه دولتی کانبرا شده، اما در پی حمله گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی به منزلش، استرالیا را ترک کرده است.

آقای مهدی هاشمی ضمن اشاره به مسئولیت ها و سوابق تحقیقاتی خود در سازمان مهندسی و تأسیسات دریایی وزارت نفت، شرکت بهینه سازی مصرف سوخت و مرکز تحقیقات علمی دانشگاه آزاد، نوشته است که این سوابق در پذیرش او در دوره دکترای دانشگاه آکسفورد موثر بوده است.

به هر حال غرب همواره حامی خوبی برای آقازاده های فراری بوده است از همین رو امیدواریم آقای مهدی هاشمی بعد از افتتاح تمام شعبه های دانشگاه آزاد در خارج از کشور و پایان تحصیلاتشان در مقطع دکتری این حق را به دستگاههای قضائی و امنیتی ایران بدهند که با حضور وی در دادگاه جمهوری اسلامی ایران رساله اغتشاشات و مفاسد وی را نیز بررسی کنند شاید هدف از مطرح شدن این اتهامات نیز صرفا "آلوده کردن نام خانواده هاشمی" بوده و اتهامات توسط کسانی مطرح شده است که به قول ایشان فلسفه وجودی خود را در توهمات و بهتان به دیگران می بینند!

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 هاشمي:دانشگاه آزاد يك مرغ زيباست!
خبرنامه دانشجویان ایران: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر حمایت همیشگی خود از دانشگاه آزاد گفت: همیشه هم مزاحم داشتیم از مزاحم هم نباید بترسیم، یک مرغ مریض پر و بال کنده که دشمن پیدا نمی‌کند اما مرغ زیبا را همه می‌خواهند، بگیرند.

به گزارش فارس ، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از ظهر امروز پس از بهره‌برداری از مرکز رشد واحدهای فن‌آوری، مجتمع ورزشی یادگار امام (ره)، پروژه دانشکده عمران، معماری، شهرسازی و نقشه‌برداری و پروژه بانک ملت دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه بیان کرد: در مورد دانشگاه آزاد امروز خیلی نکات جالب گفته شد.
 
وی ادامه داد: من این 29 سال را که مرور می‌کنم روز به روز مطمئن می‌شوم که توفیق و لطف خدا بوده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: اگر الطاف الهی شامل حال ملت ما و ما نمی‌شد، نمی‌توانستیم چنین کار بزرگی را در چنین شرایطی شکل دهیم.
 
وی افزود: ما وسیله بودیم  یک مقدار کار کردیم و خدا هم کمک کرد عوامل مادی قضیه هم این است که نیاز به تحصیل در کشور ما بسیار جدی بود و این عشق به کار که آقایان مطرح کردند از نیاز پیدا می‌شود یعنی انسان وقتی احساس نیاز پیدا می‌کند با عشق به هدف می‌رسد، این تشنگی در میان مردم بود امروز هم در مراحل بالاتر هست.
هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: این نیاز عامل اصلی توفیق ما بود چرا که جوانان ما به هر قیمتی حاضر بودند درس بخوانند و پدران نیز به هر قیمتی حاضر بودند به طوری که حتی فرش زیرپایشان را بفروشند.
 
وی تصریح کرد: دانشگاه‌های دولتی هم نمی‌توانستند این نیاز را جواب دهند نه اینکه نمی‌خواستند البته برخی نمی‌خواستند برخی فکر می‌کردند که تحصیلات عالی لوکس است عده کمی باید باشد و بقیه بعد از دوران دبیرستان و هنرستان باید کار کنند.
 
وی گفت: ما بهترین کارمان این بود که انسان‌های عالم و مومن را تربیت کنیم و کار را دست خودشان بدهیم تا خودشان همه جا مسائلشان را با تدبیر، دانش، فن و هنر حل کنند.  
 
* تحصیل 84.5 درصد دانشجویان در دانشگاه‌های غیردولتی
هاشمی رفسنجانی یادآور شد: ما با همین انگیزه که مردم به تحصیل نیاز دارند و آماده پرداخت هزینه تحصیل هستند و دولت هم نمی‌تواند دانشگاه‌ها را مجانی توسعه دهد وارد کار شدیم، دو روز پیش گزارش رسمی آمد که 16.5 درصد از کسانی که امسال وارد دانشگاه می‌شوند جذب دانشگاه‌های دولتی می‌شوند یعنی 84.5 درصد در دانشگاه‌های پولی هستند.
وی بیان کرد: دانشگاه پولی را دولتی‌ها هم دارند ما هم یک مقدار پولی اداره می‌کنیم آنها که با پولی بودنش مخالفت می‌کردند، حال خودشان آمدند و وارد این ماجرا شدند اگر این پولی را هم می‌گذاشتند مردم انجام می‌دادند خیلی بهتر بود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: خیلی‌ از مردم بهتر، با تدبیر و عشق بیشتر دانشگاه‌ها را اداره می‌کردند، چه لزومی دارد دولت پول از مردم بگیرد و مردم بیایند پیش دولت درس یاد بگیرند دولت شرایط را فراهم کند خیلی از متخصصان عالم که تعداد زیادی هم بازنشسته هستند حاضرند این مدارس و دانشگاه‌ها را با عشق اداره کنند.
وی ادامه داد: به هر حال دولت هم می‌خواهد رقیبی برای بخش پولی باشد ولی آن زمان مسأله این بود که نیاز بود و دولت هم نمی‌توانست، زمان تأسیس دانشگاه آزاد فکرش را هم نمی‌کردیم که دولت بتواند دانشگاه جدید بسازد بعد هم که دستشان باز شد و ساختند به حدی است که امسال 16.5 درصد دانشجو پذیرفته‌اند.
هاشمی رفسنجانی افزود: معلوم است که اولویت افراد دانشگاه بدون پول است، می‌روند آنجا اگر نشد به مراکز دیگر می‌روند.
 
وی اضافه کرد: با توجه به اینکه دانش برای بشریت مهم و عامل رشد ارتقای فهم، ایمان و ... است ما وظیفه خود می‌دانستیم به عنوان مسئول در نظام انقلاب اسلامی مردم را با سواد کنیم راهمان هم این بود و از این راهی هم که به عقلمان رسید استفاده کردیم و این هم لطف خدا بود که این تصور را در ما ایجاد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد:  خوشبختانه امام (ره) خیلی سطحشان از ما بالاتر بود و استاد عظیم الشانی بودند به طوری که در تمام عمر هفتاد و چند سال کسی را مثل امام ندیدم و در تاریخ هم نخواندم کسی در میان علماء مثل امام (ره) باشد.
 
* یک میلیون امام پر برکت‌تر از سه هزار میلیارد اختلاس شده
هاشمی رفسنجانی گفت: امام (ره) خیلی حمایت کرد یعنی یک میلیون تومان ایشان به اندازه سه هزار میلیارد تومانی که از دست مردم رفته به درد انقلاب اسلامی می‌خورد، حمایت عملی و لفظی کردند تا کار را به اینجا رساندیم، ما این را لطف خدا می‌دانیم من به شما عرض می‌کنم خیلی خدا را شاکر باشید که خدا ما را در مسیر تحصیل آورده است.
وی خاطرنشان کرد: قران کریم می‌فرماید: هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون، هیچ ملت جاهلی نمی‌تواند سعادتمند باشد، می‌خواهد سعادتمند باشد ولی چشم و گوشش بسته است؛ این کشورهای استعمارگر یکی از اصول استژاتژیکشان این بود که کشورهای دیگر را در جهل نگه دارند و به آنها آن قدر سواد یاد دهند که فقط بتوانند کارهایشان را بهتر انجام دهند البته افراد با استعداد را هم آموزش می‌دهند تا بتوانند از آنها استفاده کنند و این سیاست آنهاست.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: این سیاست استکباری خیلی مردم را عقب انداخته است خیلی از ملت‌ها را بیسواد و کم سواد درست کرده است، در کشور ما با نظام شاهنشاهی که سر و صدایش بلند بود و تیرش می‌خواست به عرش بخورد تعداد باسوادهایی که سواد خواندن و نوشتن داشتند زیر 50 درصد بود هنوز هم از آن جمعیت ما حدود 20 درصد نمی‌توانند، بنویسند.
وی افزود: سواد در کشور ما خیلی عقب افتاده بود، همه دانشجویان کشور نزدیک به چهل میلیونی، کمتر از 150 هزار نفر بود اما حالا در کشور 3.5 میلیون دانشجو داریم و هنوز هم برخی در کشور هستند که دستشان به دانشگاه نمی‌رسد.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: معلوم است که خیلی دوره بدی بود، الان هم در خیلی از کشورهای دنیا همان بساط باقی است البته آیه قرآن صراحت دارد که وقتی از اهل جهنم می‌پرسند چرا شما در جهنم هستید می‌گویند ما نادان بودیم اگر گوشی داشتیم که بشنویم و عقلی داشتیم در جهنم نبودیم.
وی عنوان کرد: فلاکت دنیا هم معلول بیسوادی مردم است، تأسیس دانشگاه آزاد یک کار خیلی بزرگی بود و خیلی بیشتر از قدرت ما بود ولی خدا لطف کرد و به همت عشق مردم که حاضر شدند هزینه‌های دانشگاه را بدهند، دانشگاه هم هر سال 20 درصد رشد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به عنوان نمونه این دانشگاه آزاد قزوین چند سال پیش آمدیم وضعیت ممتازی داشت و امروز می‌بینیم مانند یک موجود زنده رشد کرده است، دانشگاه آزاد همچون موجود زنده‌ای در حال گسترش است و هنوز به سن کمال نرسیده است چراکه سن کمال 40 سالگی است.
 
* دانشگاه آزاد باندی و جناحی نیست
وی افزود: دانشگاه آزاد طبیعتش این است که کار خودش را می‌کند؛ در باند، گروه و جناح نیست، البته من در جناح بودن را عیب نمی‌دانم بالاخره در جامعه زنده‌ جناح، حزب و باند هست ولی دانشگاه آزاد صبغه علمی‌اش را دارد در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جریان‌ها هستند.
وی بیان کرد: آن طرف هم برخی می‌آیند و می‌گویند که اینها که شما را اذیت می‌کنند دروغ می‌گویند، استاد سر کلاس اگر چیزی گفته باید بگوید، استاد است؛ ما بنایی برای مسائل باندی و سیاسی نداریم ولو اینکه خودمان در یک جریان باشیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: هر کسی در یک جریان و تفکری هست، ولی در دانشگاه آزاد ما می‌خواهیم میدان برای همه باز باشد، یعنی اگر درسش را خوب می‌دهد، مدیریتش را درست انجام می‌دهد؛ از او استقبال کنید و دستش را هم ببوسید.
وی یادآور شد: به هر حال ما بنایمان بر این است که دانشگاه آزاد جایی باشد برای تعلیم، تربیت و اخلاق که بنیه علمی کشور را بالا ببرد و مایه سعادت کشور شود.
 
* فرار نخبه‌ها مصیبت است
وی تأکید کرد: امروز متأسفانه نخبه‌ها و استعدادهای ما همینطور می‌روند، چرا باید شرایطی به وجود آید که شاگردان ممتاز و در حال تحصیل بهترین دانشگاه‌های ما بروند خارج، حال اگر بروند تا ادامه تحصیل دهند و بازگردند اعتباری است و ما با این مخالف نیستیم.
وی توضیح داد: ما این دانشگاه بین‌المللی را که در قزوین تأسیس کردیم یک آرزوی بلند بالایی داشتیم، فکر می‌کردیم استعدادهای دنیای اسلام بیایند اینجا و پرورش پیدا کنند و شخصیت بزرگ علمی و دینی برای دنیای اسلام و بشریت شوند در نتیجه این همه زمین هم در اختیارشان قرار دادیم، خیلی آرزو داشتیم ولی امروز که از پنجره‌ها نگاه می‌کردم، دیدم خبری نیست.
هاشمی رفسنجانی اضافه کرد: این نظر ما نبود، فکر می‌کردیم باید استعدادها را جمع کنیم و اینجا کانون تقویتی باشد، من تاریخ ایران را که می‌خوانم مهمترین چیزی که از ایران قدیم به ما رسیده دانشگاه جُندی شاپور است.
وی افزود: ارزش مهم دانشگاه جُندی شاپور این بود که نخبگان دنیا که نمی‌خواستند در چین،‌ هند، روم و ... زیر بار استبدادها بروند را جذب می‌کرد، آنها هم یا فرار می‌کردند و یا تبعید می‌شدند و در جُندی شاپور می‌آمدند و تحصیل می‌کردند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: ایران قدیم این قدر سعه صدر داشت که اینها را نگه داشت و بعد مسلمانان سعه صدر بیشتری به خرج دادند و اینها را رشد دادند، در پایتخت دنیای اسلام بغداد اینها را با عنوان دارالحکمه جمع کردند.
وی اظهار کرد: اروپایی‌ها میراث علمی ما را گرفتند و بردند و بعد اضافه کردند؛ بعد ما باید خوشه چینی کنیم و از آنها یاد بگیریم.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: ما از جوانی امیدمان این بود که اینجا را مرکزی برای دنیای اسلام کنیم، ما دانشگاه آزاد اسلامی را اینجوری می‌خواهیم، کسانی که فکر می‌کنند دانشگاه آزاد حربه سیاسی برای جناحی و شخصی است، اشتباه می‌کنند.
وی اظهار کرد: قطع یقین اینگونه نیست، هیچ وقت در تاریخ 30 ساله ما استفاده اینطوری نشده است و نخواهد شد حتی ما از تشکل‌های سیاسی که در دانشگاه شکل گرفتند، نمی‌خواهیم چه کار کنند؛ گاهی مخالف ما هستند گاهی می‌آیند بر در و دیوار علیه ما چیزی می‌نویسند، در نشریات مطلب می‌نویسند.
وی تصریح کرد: اگر کسی در دانشگاه ما چیزی را نفهمید در اینترنت می‌خواند، از اینترنت نتواند از ماهواره می‌گیرد، از ماهواره نگیرد از سایت‌های گوناگون می‌بیند، همین حرف را من دو ساعت بعد آن طرف دنیا حتی در روستاها هم می‌توانند ‌ببینند حال چرا باید در این شرایط در دانشگاه محدودیت ایجاد کنیم.
هاشمی رفسنجانی ادامه داد: مسیر را درست بروید؛ آینده دانشگاه آزاد در دنیا مهم است چراکه چنین دانشگاهی با یک میلیون و 600 هزار دانشجو ندارید، 30 هزار استاد و معلم و این همه فضای آموزشی که همواره رشد می‌کند.
وی خاطرنشان کرد: من وقتی مرکز رشد دانشگاه آزاد قزوین را دیدم، لذت بردم ما می‌خواهیم در همه مراکز دانشگاه‌ها چنین مرکز رشدی داشته باشیم تا مرکز رشد تحقیقات دانشجویان را به جریان سودآْور تبدیل کند، الان هزاران ابتکار و اختراع  دانشجویان و اساتید را داریم که خاک می‌خورد چراکه مأیوس شدند که اینها حتی به پایلوت تبدیل شوند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد: دانشگاه آزاد این کار را بکند، من از دکتر موسی‌خانی و مسئولان استان هم تشکر می‌کنم، البته آقای جاسبی 30 سال عمرش را هم با تمام، عشق، ایمان و هدف صرف این دانشگاه کرده است.
وی یادآور شد: بنده برای رشد دانشگاه هر جا توانستم برای عقیده‌، اعتقاد و امیدی که دارم حمایت خود را خواهم داشت.
هاشمی رفسنجانی افزود: همیشه هم مزاحم داشتیم از مزاحم هم نباید بترسیم، یک مرغ مریض پر و بال کنده که دشمن پیدا نمی‌کند اما مرغ زیبا را همه می‌خواهند، بگیرند.
وی بیان کرد: همیشه حسودانی هستند، یا طمع دارند و یا نمی‌فهمند ما هم در تمام این 29 سال گرفتار بودیم و باز هم خواهیم بود ولی لطف خداوند همیشه حامی بوده و این مسیر بازتر و روشن‌تر خواهد شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: امید،‌عشق، ایمان و جلب رضایت خداوند مهمترین ثمره کارمان است،‌ آنچه برای ما می‌ماند همین است؛ اگر خدا از ما راضی باشد بگذارید همه از ما ناراضی باشند، اگر هم خدا از ما راضی نباشد تملق دیگران هیچ چیزی را حل نمی‌کند؛ همه عمر 60 تا 70 سال ما را حساب کنید 10 تا 15 سال فعال و در جامعه هستیم مابقی را در خواب و بچگی گذرانده‌ایم.
وی گفت: روز قیامت که می‌شود می‌بینیم طی یک یا نصف روز از این دنیا گذر کردیم، قیامت به بیان الهی نزدیک است بالاخره زندگی اساسی ما خوب خوب یا بد بد در قیامت است، امید که آینده خود و دیگران را سعادتمند کنید.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر حمایت همیشگی خود از دانشگاه آزاد گفت: همیشه هم مزاحم داشتیم از مزاحم هم نباید بترسیم، یک مرغ مریض پر و بال کنده که دشمن پیدا نمی‌کند اما مرغ زیبا را همه می‌خواهند، بگیرند
به گزارش خبرگزاری فارس ، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از ظهر امروز پس از بهره‌برداری از مرکز رشد واحدهای فن‌آوری، مجتمع ورزشی یادگار امام (ره)، پروژه دانشکده عمران، معماری، شهرسازی و نقشه‌برداری و پروژه بانک ملت دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه بیان کرد: در مورد دانشگاه آزاد امروز خیلی نکات جالب گفته شد.
 
وی ادامه داد: من این 29 سال را که مرور می‌کنم روز به روز مطمئن می‌شوم که توفیق و لطف خدا بوده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: اگر الطاف الهی شامل حال ملت ما و ما نمی‌شد، نمی‌توانستیم چنین کار بزرگی را در چنین شرایطی شکل دهیم.
 
وی افزود: ما وسیله بودیم  یک مقدار کار کردیم و خدا هم کمک کرد عوامل مادی قضیه هم این است که نیاز به تحصیل در کشور ما بسیار جدی بود و این عشق به کار که آقایان مطرح کردند از نیاز پیدا می‌شود یعنی انسان وقتی احساس نیاز پیدا می‌کند با عشق به هدف می‌رسد، این تشنگی در میان مردم بود امروز هم در مراحل بالاتر هست.
هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: این نیاز عامل اصلی توفیق ما بود چرا که جوانان ما به هر قیمتی حاضر بودند درس بخوانند و پدران نیز به هر قیمتی حاضر بودند به طوری که حتی فرش زیرپایشان را بفروشند.
 
وی تصریح کرد: دانشگاه‌های دولتی هم نمی‌توانستند این نیاز را جواب دهند نه اینکه نمی‌خواستند البته برخی نمی‌خواستند برخی فکر می‌کردند که تحصیلات عالی لوکس است عده کمی باید باشد و بقیه بعد از دوران دبیرستان و هنرستان باید کار کنند.
 
وی گفت: ما بهترین کارمان این بود که انسان‌های عالم و مومن را تربیت کنیم و کار را دست خودشان بدهیم تا خودشان همه جا مسائلشان را با تدبیر، دانش، فن و هنر حل کنند.  
 
* تحصیل 84.5 درصد دانشجویان در دانشگاه‌های غیردولتی
هاشمی رفسنجانی یادآور شد: ما با همین انگیزه که مردم به تحصیل نیاز دارند و آماده پرداخت هزینه تحصیل هستند و دولت هم نمی‌تواند دانشگاه‌ها را مجانی توسعه دهد وارد کار شدیم، دو روز پیش گزارش رسمی آمد که 16.5 درصد از کسانی که امسال وارد دانشگاه می‌شوند جذب دانشگاه‌های دولتی می‌شوند یعنی 84.5 درصد در دانشگاه‌های پولی هستند.
وی بیان کرد: دانشگاه پولی را دولتی‌ها هم دارند ما هم یک مقدار پولی اداره می‌کنیم آنها که با پولی بودنش مخالفت می‌کردند، حال خودشان آمدند و وارد این ماجرا شدند اگر این پولی را هم می‌گذاشتند مردم انجام می‌دادند خیلی بهتر بود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: خیلی‌ از مردم بهتر، با تدبیر و عشق بیشتر دانشگاه‌ها را اداره می‌کردند، چه لزومی دارد دولت پول از مردم بگیرد و مردم بیایند پیش دولت درس یاد بگیرند دولت شرایط را فراهم کند خیلی از متخصصان عالم که تعداد زیادی هم بازنشسته هستند حاضرند این مدارس و دانشگاه‌ها را با عشق اداره کنند.
وی ادامه داد: به هر حال دولت هم می‌خواهد رقیبی برای بخش پولی باشد ولی آن زمان مسأله این بود که نیاز بود و دولت هم نمی‌توانست، زمان تأسیس دانشگاه آزاد فکرش را هم نمی‌کردیم که دولت بتواند دانشگاه جدید بسازد بعد هم که دستشان باز شد و ساختند به حدی است که امسال 16.5 درصد دانشجو پذیرفته‌اند.
هاشمی رفسنجانی افزود: معلوم است که اولویت افراد دانشگاه بدون پول است، می‌روند آنجا اگر نشد به مراکز دیگر می‌روند.
 
وی اضافه کرد: با توجه به اینکه دانش برای بشریت مهم و عامل رشد ارتقای فهم، ایمان و ... است ما وظیفه خود می‌دانستیم به عنوان مسئول در نظام انقلاب اسلامی مردم را با سواد کنیم راهمان هم این بود و از این راهی هم که به عقلمان رسید استفاده کردیم و این هم لطف خدا بود که این تصور را در ما ایجاد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد:  خوشبختانه امام (ره) خیلی سطحشان از ما بالاتر بود و استاد عظیم الشانی بودند به طوری که در تمام عمر هفتاد و چند سال کسی را مثل امام ندیدم و در تاریخ هم نخواندم کسی در میان علماء مثل امام (ره) باشد.
 
* یک میلیون امام پر برکت‌تر از سه هزار میلیارد اختلاس شده
هاشمی رفسنجانی گفت: امام (ره) خیلی حمایت کرد یعنی یک میلیون تومان ایشان به اندازه سه هزار میلیارد تومانی که از دست مردم رفته به درد انقلاب اسلامی می‌خورد، حمایت عملی و لفظی کردند تا کار را به اینجا رساندیم، ما این را لطف خدا می‌دانیم من به شما عرض می‌کنم خیلی خدا را شاکر باشید که خدا ما را در مسیر تحصیل آورده است.
وی خاطرنشان کرد: قران کریم می‌فرماید: هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون، هیچ ملت جاهلی نمی‌تواند سعادتمند باشد، می‌خواهد سعادتمند باشد ولی چشم و گوشش بسته است؛ این کشورهای استعمارگر یکی از اصول استژاتژیکشان این بود که کشورهای دیگر را در جهل نگه دارند و به آنها آن قدر سواد یاد دهند که فقط بتوانند کارهایشان را بهتر انجام دهند البته افراد با استعداد را هم آموزش می‌دهند تا بتوانند از آنها استفاده کنند و این سیاست آنهاست.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: این سیاست استکباری خیلی مردم را عقب انداخته است خیلی از ملت‌ها را بیسواد و کم سواد درست کرده است، در کشور ما با نظام شاهنشاهی که سر و صدایش بلند بود و تیرش می‌خواست به عرش بخورد تعداد باسوادهایی که سواد خواندن و نوشتن داشتند زیر 50 درصد بود هنوز هم از آن جمعیت ما حدود 20 درصد نمی‌توانند، بنویسند.
وی افزود: سواد در کشور ما خیلی عقب افتاده بود، همه دانشجویان کشور نزدیک به چهل میلیونی، کمتر از 150 هزار نفر بود اما حالا در کشور 3.5 میلیون دانشجو داریم و هنوز هم برخی در کشور هستند که دستشان به دانشگاه نمی‌رسد.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: معلوم است که خیلی دوره بدی بود، الان هم در خیلی از کشورهای دنیا همان بساط باقی است البته آیه قرآن صراحت دارد که وقتی از اهل جهنم می‌پرسند چرا شما در جهنم هستید می‌گویند ما نادان بودیم اگر گوشی داشتیم که بشنویم و عقلی داشتیم در جهنم نبودیم.
وی عنوان کرد: فلاکت دنیا هم معلول بیسوادی مردم است، تأسیس دانشگاه آزاد یک کار خیلی بزرگی بود و خیلی بیشتر از قدرت ما بود ولی خدا لطف کرد و به همت عشق مردم که حاضر شدند هزینه‌های دانشگاه را بدهند، دانشگاه هم هر سال 20 درصد رشد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به عنوان نمونه این دانشگاه آزاد قزوین چند سال پیش آمدیم وضعیت ممتازی داشت و امروز می‌بینیم مانند یک موجود زنده رشد کرده است، دانشگاه آزاد همچون موجود زنده‌ای در حال گسترش است و هنوز به سن کمال نرسیده است چراکه سن کمال 40 سالگی است.
 
* دانشگاه آزاد باندی و جناحی نیست
وی افزود: دانشگاه آزاد طبیعتش این است که کار خودش را می‌کند؛ در باند، گروه و جناح نیست، البته من در جناح بودن را عیب نمی‌دانم بالاخره در جامعه زنده‌ جناح، حزب و باند هست ولی دانشگاه آزاد صبغه علمی‌اش را دارد در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جریان‌ها هستند.
وی بیان کرد: آن طرف هم برخی می‌آیند و می‌گویند که اینها که شما را اذیت می‌کنند دروغ می‌گویند، استاد سر کلاس اگر چیزی گفته باید بگوید، استاد است؛ ما بنایی برای مسائل باندی و سیاسی نداریم ولو اینکه خودمان در یک جریان باشیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: هر کسی در یک جریان و تفکری هست، ولی در دانشگاه آزاد ما می‌خواهیم میدان برای همه باز باشد، یعنی اگر درسش را خوب می‌دهد، مدیریتش را درست انجام می‌دهد؛ از او استقبال کنید و دستش را هم ببوسید.
وی یادآور شد: به هر حال ما بنایمان بر این است که دانشگاه آزاد جایی باشد برای تعلیم، تربیت و اخلاق که بنیه علمی کشور را بالا ببرد و مایه سعادت کشور شود.
 
* فرار نخبه‌ها مصیبت است
وی تأکید کرد: امروز متأسفانه نخبه‌ها و استعدادهای ما همینطور می‌روند، چرا باید شرایطی به وجود آید که شاگردان ممتاز و در حال تحصیل بهترین دانشگاه‌های ما بروند خارج، حال اگر بروند تا ادامه تحصیل دهند و بازگردند اعتباری است و ما با این مخالف نیستیم.
وی توضیح داد: ما این دانشگاه بین‌المللی را که در قزوین تأسیس کردیم یک آرزوی بلند بالایی داشتیم، فکر می‌کردیم استعدادهای دنیای اسلام بیایند اینجا و پرورش پیدا کنند و شخصیت بزرگ علمی و دینی برای دنیای اسلام و بشریت شوند در نتیجه این همه زمین هم در اختیارشان قرار دادیم، خیلی آرزو داشتیم ولی امروز که از پنجره‌ها نگاه می‌کردم، دیدم خبری نیست.
هاشمی رفسنجانی اضافه کرد: این نظر ما نبود، فکر می‌کردیم باید استعدادها را جمع کنیم و اینجا کانون تقویتی باشد، من تاریخ ایران را که می‌خوانم مهمترین چیزی که از ایران قدیم به ما رسیده دانشگاه جُندی شاپور است.
وی افزود: ارزش مهم دانشگاه جُندی شاپور این بود که نخبگان دنیا که نمی‌خواستند در چین،‌ هند، روم و ... زیر بار استبدادها بروند را جذب می‌کرد، آنها هم یا فرار می‌کردند و یا تبعید می‌شدند و در جُندی شاپور می‌آمدند و تحصیل می‌کردند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: ایران قدیم این قدر سعه صدر داشت که اینها را نگه داشت و بعد مسلمانان سعه صدر بیشتری به خرج دادند و اینها را رشد دادند، در پایتخت دنیای اسلام بغداد اینها را با عنوان دارالحکمه جمع کردند.
وی اظهار کرد: اروپایی‌ها میراث علمی ما را گرفتند و بردند و بعد اضافه کردند؛ بعد ما باید خوشه چینی کنیم و از آنها یاد بگیریم.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: ما از جوانی امیدمان این بود که اینجا را مرکزی برای دنیای اسلام کنیم، ما دانشگاه آزاد اسلامی را اینجوری می‌خواهیم، کسانی که فکر می‌کنند دانشگاه آزاد حربه سیاسی برای جناحی و شخصی است، اشتباه می‌کنند.
وی اظهار کرد: قطع یقین اینگونه نیست، هیچ وقت در تاریخ 30 ساله ما استفاده اینطوری نشده است و نخواهد شد حتی ما از تشکل‌های سیاسی که در دانشگاه شکل گرفتند، نمی‌خواهیم چه کار کنند؛ گاهی مخالف ما هستند گاهی می‌آیند بر در و دیوار علیه ما چیزی می‌نویسند، در نشریات مطلب می‌نویسند.
وی تصریح کرد: اگر کسی در دانشگاه ما چیزی را نفهمید در اینترنت می‌خواند، از اینترنت نتواند از ماهواره می‌گیرد، از ماهواره نگیرد از سایت‌های گوناگون می‌بیند، همین حرف را من دو ساعت بعد آن طرف دنیا حتی در روستاها هم می‌توانند ‌ببینند حال چرا باید در این شرایط در دانشگاه محدودیت ایجاد کنیم.
هاشمی رفسنجانی ادامه داد: مسیر را درست بروید؛ آینده دانشگاه آزاد در دنیا مهم است چراکه چنین دانشگاهی با یک میلیون و 600 هزار دانشجو ندارید، 30 هزار استاد و معلم و این همه فضای آموزشی که همواره رشد می‌کند.
وی خاطرنشان کرد: من وقتی مرکز رشد دانشگاه آزاد قزوین را دیدم، لذت بردم ما می‌خواهیم در همه مراکز دانشگاه‌ها چنین مرکز رشدی داشته باشیم تا مرکز رشد تحقیقات دانشجویان را به جریان سودآْور تبدیل کند، الان هزاران ابتکار و اختراع  دانشجویان و اساتید را داریم که خاک می‌خورد چراکه مأیوس شدند که اینها حتی به پایلوت تبدیل شوند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد: دانشگاه آزاد این کار را بکند، من از دکتر موسی‌خانی و مسئولان استان هم تشکر می‌کنم، البته آقای جاسبی 30 سال عمرش را هم با تمام، عشق، ایمان و هدف صرف این دانشگاه کرده است.
وی یادآور شد: بنده برای رشد دانشگاه هر جا توانستم برای عقیده‌، اعتقاد و امیدی که دارم حمایت خود را خواهم داشت.
هاشمی رفسنجانی افزود: همیشه هم مزاحم داشتیم از مزاحم هم نباید بترسیم، یک مرغ مریض پر و بال کنده که دشمن پیدا نمی‌کند اما مرغ زیبا را همه می‌خواهند، بگیرند.
وی بیان کرد: همیشه حسودانی هستند، یا طمع دارند و یا نمی‌فهمند ما هم در تمام این 29 سال گرفتار بودیم و باز هم خواهیم بود ولی لطف خداوند همیشه حامی بوده و این مسیر بازتر و روشن‌تر خواهد شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: امید،‌عشق، ایمان و جلب رضایت خداوند مهمترین ثمره کارمان است،‌ آنچه برای ما می‌ماند همین است؛ اگر خدا از ما راضی باشد بگذارید همه از ما ناراضی باشند، اگر هم خدا از ما راضی نباشد تملق دیگران هیچ چیزی را حل نمی‌کند؛ همه عمر 60 تا 70 سال ما را حساب کنید 10 تا 15 سال فعال و در جامعه هستیم مابقی را در خواب و بچگی گذرانده‌ایم.
وی گفت: روز قیامت که می‌شود می‌بینیم طی یک یا نصف روز از این دنیا گذر کردیم، قیامت به بیان الهی نزدیک است بالاخره زندگی اساسی ما خوب خوب یا بد بد در قیامت است، امید که آینده خود و دیگران را سعادتمند کنید.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 عوامل فتنه 88 قم در کاخ مرمر چه می‌کنند؟
تجدید قوای فتنه‌گران در قم با تنفس مصنوعی هاشمی رفسنجانی + عکس

دیدار اخیر هاشمی رفسنجانی با برخی از اصلی‌ترین روحانیون فعال در فتنه 88 در حوزه علمیه قم ابهامات جدیدی را در مورد اصرار مجدد هاشمی رفسنجانی بر موضع سیاسی چالش‌زای وی در دوران فتنه ایجاد کرده است. این در حالی است که مردم تا کنون واکنش‌های شدیدی را به این نحوه عملکرد سیاسی هاشمی رفسجانی نشان داده‌اند چنانکه آخرین واکنش‌ها، موجب تغییر و تحول در مدیریت مجلس خبرگان رهبری شد.

به گزارش رجانیوز  در حالی كه رسانه‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی دیدار اخیر وی با برخی از روحانیون را دیدار با علمای قم! عنوان کردند، بررسی‌های خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که برخی روحانین حاضر در این دیدار از عوامل فتنه 88 در قم بوده‌اند که نه تنها بارها مورد انتقاد طلاب قرار گرفته‌اند بلکه در برخی از اغتشاشات خیابانی به دلیل هدایت و رهبري اغتشاشات، توسط نیروی انتظامی بازداشت شده بودند.

اگرچه مواضع هاشمی رفسنجانی در همراهی با این جریان سبب شد تا در راهپیمایی تاریخی ۹ دی ۸۸، مردم شعارهای تندی را علیه او و فرزندانش سر بدهند اما به نظر می‌رسد نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم و همچنین پررنگ شدن اقدامات جریان نفوذی در دولت سبب شده تا هاشمی دور جدیدی از فعالیت‌های سیاسی خود را با محوریت این افراد آغاز کند.


 

با این‌حال شاید بتوان شناخته شده‌ترین چهره‌های مرتبط با فتنه 88 در دیدار با هاشمی رفسنجانی را ضیاء مرتضوی، حمیدرضا شریعتمداری، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و کاظم قاضی‌زاده دانست. تصاویر این افراد که در حوزه علمیه قم به عنوان حامیان فتنه 88 شناخته می‌شوند، پیش از این نیز در ایام حضور در اغتشاشات خیابانی، در رسانه‌ها منتشر شده بود.


ضیاء مرتضوی از عوامل حامی و سازمان دهنده فتنه در قم است که در اکثر بیانیه‌ها و جلسات عناصر فتنه حضور داشته و هم اکنون نیز فعال است. این در حالی است که وی رئیس پژوهشکده فقه و حقوق دفتر تبلیغات اسلامی است. مرتضوی که تلاش زیادی برای تضعیف نیروهای انقلابی در قم داشته و حملات اهانت آمیز وی علیه رئیس جامعه مدرسین در نشریات مختلف منتشر شده است، هماهنگ کننده اصلی برنامه‌های تعامل هاشمی با روحانیون به شمار می‌رود.

حضور در نماز جمعه‌ ۲۶ تیرماه هاشمی رفسنجانی در کنار معترضان در حالی که همه‌ گروه‌های ضد‌انقلاب نيز اعلام حضور کرده بودند، از دیگر اقدامات وی بود؛ این در شرایطی بود که وی و برخی از دوستانش حتی کمتر در نماز جمعه قم دیده می‌شوند.

حمیدرضا شریعتمداری از منصوبان حجت‌الاسلام نواب (مشاور فرهنگی رئیس مجلس) در دانشگاه ادیان بوده و در ساماندهی جریان فتنه در قم نقش مهمی را ایفا می‌کرد. وی در اغتشاشات و آشوب‌های تهران رسما حضور داشت و رجانیوز پیش از این تصاویر حضور او در درگیری‌های خیابانی را منتشر کرده است. وی که از پیروان طیف فکری مصطفی ملکیان و جریان تجدیدنظر طلب است، با فعالیت‌های گسترده در ایام اغتشاشات توانست ضمن دیدارهای متعدد با برخی علما، دانشجویان و طلاب، ذهن برخی از آنان را نسبت به نظام مشوش كند.

پس از آزادی دو نفر از عوامل فتنه یعنی عبدالرحیم سلیمانی که در درگیری‌های بهشت زهرا بازداشت شده بود و ذبیحی یکی دیگر از عوامل فتنه، شریعتمداری و برخی دوستان همفکرش به منزل آن‌ها رفته و تلاش کردند نشان دهند هنوز با این جریان همراه هستند. وی همچنین با انتشار نامه‌ای به حجت الاسلام نواب تلاش کرد بازداشت این افراد را انکار و توجیه کند.

عبدالرحیم سلیمانی اردستانی از عناصر فعال در فتنه که در جریانات آشوب‌های فتنه در تهران حضور فعال داشت. وی که از اساتید دانشگاه مفید قم است، به دلیل حضور در اغتشاشات بهشت زهرا (س) توسط نیروی انتظامی دستگیر و زندانی شده بود.

کاظم قاضی‌زاده نیز از عناصر حامی فتنه و فعال در بیانیه‌های حمایت از فتنه‌گران و مدیر موسسه فهیم است. این درحالی است که دفتر این موسسه محل تجمع عناصر فتنه است.

مسعود ادیب که عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه مفید است، یکی از اعضای ثابت جلسات ماهیانه بنیاد باران ماهانه بنیاد باران به شمار می رود. این در حالی است که ادیب به عنوان عضو مجمع محققین حوزه علمیه، ریاست ستاد موسوی در قم را نیز بر عهده داشته و از طرفداران منتظری در شهر مقدس قم بشمار می رود به حدی که سخنرانی مراسم چهلم منتظری برعهده وی بوده است.

گفتنی است در آبان ماه 88 جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله مهدوی‌کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران از ادامه حضور عوامل فتنه قم و حوادث پس از انتخابات در جایگاه‌های مدیریتی مرکز مطالعات ادیان و مذاهب و دانشگاه ادیان قم که تحت مدیریت "حجت‌الاسلام نواب" اداره می‌شود، گلایه کرده و خواستار اقدام ایشان شدند.

پس از این ماجرا و افشای عوامل فتنه در قم، برخی از این عوامل درصدد بازسازی وجهه تخریب شده خود بر آمده و تلاش‌هایی را در این زمینه آغاز کرده‌اند؛ به طوری که این افراد در نظر دارند تا در آستانه‌ سال تحصیلی امسال جدید طلاب و دانشجویان، دست به ایجاد موجی جدید برای ملتهب کردن مجدد فضای سیاسی کشور بزنند؛ مساله‌ای که دیدار آنان با هاشمی رفسنجانی، آغازگر این پروژه است.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 مروری بر نقش خانوده هاشمی در فتنه های سال 88؛ هاشمی رفسنجانی و همه بچه‌هایش

انتخاباتی که قرار است بدون آشکار شدن نام آنها پروژه «نه به احمدی‌نژاد» را عملی کند، ناگهان در دوگانه «هاشمی - احمدی‌نژاد» گرفتار می‌شود و نقش خانواده هاشمی رفسنجانی از پرده بیرون می‌افتد و آنها به ناچار خود را مغلوب می‌دانند و عصبانیت ناشی از شکست آنها را به بازی تازه‌ای می‌کشاند و در قالب‌های آشکاری قرار می‌دهد.
شبکه ایران : اکبر هاشمی رفسنجانی روایتی درباره فرزندانش دارد که در آنجا از غیر سیاسی بودن خانواده‌اش می‌گوید، از دخترانش که یکی وارد کار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند و پسرانش، محسن که زمینه سیاسی داشت و الآن مدیرعامل مترو است، مهدی که دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفته و یاسر که برای راه اندازی کارش، مشاور وزیر شده بود، هاشمی پدر نتیجه می‌گیرد که بچه‌هایش در کار سیاست نیامدند اما در کارهایی که به آنها مربوط نیست، دخالت می‌کنند. اما حکایت خاندان هاشمی رفسنجانی به اینجا ختم نمی‌شود، سال 88 حکایت این خانواده به گره کور خود می‌رسد و انتخاباتی که قرار است بدون آشکار شدن نام آنها پروژه «نه به احمدی‌نژاد» را عملی کند، ناگهان در دوگانه «هاشمی - احمدی‌نژاد» گرفتار می‌شود و نقش آنها از پرده بیرون می‌افتد و آنها به ناچار خود را مغلوب می‌دانند و عصبانیت ناشی از شکست آنها را به بازی تازه‌ای می‌کشاند و در قالب‌های آشکاری قرار می‌دهد.

اکبر هاشمی رفسنجانیانتخابات دهم ریاست جمهوری برای اکبر هاشمی رفسنجانی با طرح «دولت وحدت ملی» کلید خورد. او بیش از یک سال مانده به انتخابات در مصاحبه‌ای طرح خود را که منجر به حذف احمدی‌نژاد از اردوگاه اصولگرایی می‌شد این‌گونه تشریح کرد:‌ «چنانچه همه کسانی که خود را به هر نوعی جزو اصولگرایان می‌دانند، یکی از چهار نفر مطرح شده یعنی؛ حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقایان لاریجانی و ولایتی را نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نیز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمایت خواهم کرد و با جریان اصلاح‌طلب هم موافقت بشود که سهم مناسبی را در کابینه و مدیریت اجرایی کشور داشته باشد که امید بر موفقیت چنین طرحی نیز فراوان است.» در این میان اما زمانی که طرح هاشمی با استقبال برخی چهره‌های اصلاح‌طلب از جمله غلامحسین کرباسچی مواجه گشت، این ایده را به ناطق نوری نسبت دادو گفت: « این طرح را اول آقای ناطق نوری مطرح کرد که جزء اصلاح‌طلبان نیست. بعد هم آقای لاریجانی مطرح کرد که او هم جزء اصلاح‌طلبان نیست. بعد هم جامعه‌ روحانیت مبارز با خواست عسگراولادی، باهنر و حبیبی به میدان آمد.» انتساب این طرح به عسگراولادی و محمدنبی حبیبی اما تکذیب آنها و در عین حال اجماع اصولگرایان برای نفی آن را در پی داشت.
پس از به بن‌بست رسیدن طرح هاشمی در میان اصولگرایان، او ترجیح داد هدایت جبهه دوم خرداد را به عهده گیرد و این هدایتگری از آنجا آغاز می‌شد که او تلاش خود را برای به میدان آوردن خاتمی به کار بست. در همان ایام اخبار حکایت از جلسه 3 ساعته خاتمی با هاشمی رفسنجانی داشت که محور اصلی این جلسه، موضوع کاندیداتوری او بوده است. در ابتدای این جلسه، خاتمی اقدام به بیان تردیدهایش برای کاندیداتوری کرده بود که این موضع خاتمی با واکنش هاشمی رفسنجانی مواجه شد. هاشمی در ادامه،‌ خاتمی را به نترسیدن از «شکست» توصیه کرده و گفته بود: «اگر شما بیایید، بدبینانه‌ترین حالت این است که انتخابات به دور دوم کشیده شود.»
با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی و کناره‌گیری خاتمی، هاشمی رفسنجانی حمایت از او را در دستور کار خود قرار داد چرا که گمان می‌کرد محور مناسبی برای پیشبرد طرح وحدت ملی خود یافته است. هرچند هاشمی نمی‌خواست بازیگردانی او در جبهه دوم خرداد و حمایت‌های او از موسوی چهره علنی به خود گیرد اما این موضوع تا آنجا پیش رفت که کروبی طی نامه‌ای نسبت به حمایت هاشمی از موسوی واکنش نشان داد و از تخریب‌های اطرافیان هاشمی علیه خود گلایه کرد. کروبی در نامه خود خطاب به هاشمی رفسنجانی نوشته بود:‌« بدانید که به‌رغم برخی داعیه‌ها اکنون همه این رفتارها منتسب به حضرتعالی است و گرچه سهم برخی نهادهای عمومی - مانند دانشگاه آزاد اسلامی - را نمی‌توان در ترویج نامزد مورد نظر شما نادیده گرفت اما حق شهروندی‌شما در دفاع از نامزد خاص ملازمتی با خروج از دایره عدل و انصاف ندارد.»
احمدی‌نژاد هم در جریان مناظره انتخاباتی با موسوی پرده از نقش هاشمی در صحنه گردانی اردوگاه رقیب برداشت و گفت: «بنده دربرابر یک کاندیدا نیستم دربرابر یک مجموعه‌ای هستم که با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند.»
تشکیک در سلامت انتخابات موضع دیگری بود که هاشمی رفسنجانی به موازات حمایت از موسوی اتخاذ کرد. او دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه اعلام کرد که «در این دو ماه تا انتخابات باید به طور جدی تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود. ضرورت دارد که علائم روشنی برای سلامت انتخابات نشان داده شود.»
با این همه نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب سه روز پیش از انتخابات، مهمترین واکنش به افشای بازیگردانی‌اش در جبهه دوم خرداد بود. او در نامه خود تلویحاً دولت احمدی‌نژاد به دولت بنی‌صدر تشبیه شده و حتی در آن تهدید کرده بود: «بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم.» نامه رئیس مجمع تشخیص مصلحت در میان بهت ناظران و فعالان سیاسی صدرنشین خبرهای انتخاباتی شد و واکنش‌های شدیدی را برانگیخت.
اما انتشار گسترده شایعه پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه هاشمی غائله دیگری برای تأثیرگذاری بر انتخابات و از آخرین تلاشها برای حذف احمدی‌نژاد بود که البته با تدبیر ایشان رنگ باخت. آیت‌الله خامنه‌ای در روز انتخابات و پای صندوق‌ رأی با اشاره به برخی شایعه سازی‌ها و نقل قول از جانب ایشان اعلام کردند: مردم به این شایعات و دیگر شایعات در خصوص بخش‌های مختلف انتخابات که ساخته انسانهای ناسالم است توجه نکنند.
موضع هاشمی در حوادث پس از انتخابات در ابتدا صرفاً سکوت بود و در حالی که فعالان سیاسی انتظار واکنش روشن از وی در قبال اردوکشی‌های خیابانی و اغتشاشات متعاقب آن را داشتند اما او پس از قریب به یک ماه سکوت در نماز جمعه 26 تیر ماه با حمایت از آشوب‌ها، شرایط را بحرانی معرفی و با ابراز تردید نسبت به انتخابات گفت: «این انتخابات اگر مشکلاتی در آن پیش نمی‌آمد ما در 30 سالگی انقلاب بهترین گام را در جهت تحقق جمهوری اسلامی برمی‌داشتیم. من نمی‌گویم که این اتفاق نیفتاده است، اما ما از اواخر دوران تبلیغات دچار تردید شدیم. افرادی تردید کردند، تبلیغات نادرست و عمل نادرست صداوسیما باعث شد، بذر تردید در دل مردم به وجود بیاید که مثل خوره به جان ما افتاده است. ما تردید را بدترین مصیبت می‌دانیم. البته دو گروه هستند؛ عده‌ای تردیدی ندارند، قاطع ایستاده‌اند و کار خودشان را می‌کنند، اما عده‌ای هستند که کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم و عالم کشورمان هستند که می‌گویند ما تردید داریم. ما باید برای رفع تردید آن‌ها کار کنیم. شرایط و دوران تلخی است. هیچکس از همه‌ جریانات دلش نمی‌خواست که این‌طور شود. همه ضرر کردیم. » هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه خود از دستگیر‌شدگان حمایت کرد و در عین حال شورای نگهبان را متهم به عمل نکردن به وظیفه خود کرد. گرچه سخنان هاشمی در نماز جمعه واکنش‌های بسیاری را برانگیخت اما او در مقاطع دیگری از جمله در مشهد و در دیدارش با اعضای حزب اعتدال و توسعه بر مواضعش در نماز جمعه اصرار ورزید.
حمایت مستقیم از آشوبگری‌ها با ادعای تقلب در انتخابات در حالی صورت می‌گرفت که رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه 29 خرداد ماه 88 با انتقاد از طرح مباحثی درباره فساد مالی اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری افزودند: البته کسی، خود این آقایان را به فساد مالی متهم نکرد اما هر کس هر ادعایی در مورد بستگان آنها نیز دارد نباید قبل از اثبات در مراجع و مجاری قانونی، در رسانه‌ها بیان کند، چرا که این‌گونه اقدامات در جامعه و بویژه در اذهان جوانان، تلقی نادرست ایجاد می‌کند.
غیبت در مراسم تنفید و تحلیف رئیس دولت دهم واکنش دیگر هاشمی به شکست استراتژی انتخاباتی او بود و متعاقب آن محکوم نکردن اقدامات ساختار شکنانه‌ای بود که دیگر دولت را نشانه نمی‌رفتند و در واقع از قالب معترض به انتخابات خارج شده و وارد فاز مقابله با ارزشها و مقدسات شده بودند.

عفت مرعشی
عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی که البته چهره‌ای سیاسی نیست در معدود واکنش‌های سیاسی خود، در روز رأی گیری، رأی خود را نشان داد و ادعا کرد اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر این‌گونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض می‌کنند. وی سپس با حمله به دکتر احمدی‌نژاد گفت: امیدوارم احمدی‌نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ دریافت کنند.

مهدی
مهدی فرزند چهارم و پسر دوم هاشمی رفسنجانی رسانه‌ای ترین چهره این خاندان در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود، مشی او با سایر اعضای خانواده اندکی متفاوت بود چرا که او از دریچه رسانه حمایت از کاندیدای مطلوبش یعنی میرحسین موسوی را بر عهده گرفت. موسوی کاندیدای مورد پذیرش مهدی بود چرا که قرار بود مجری طرح دولت وحدت ملی باشد؛ طرحی که در واقع قالبی برای پروژه «نه به احمدی‌نژاد» بود.
با راه اندازی کمیته راهبردی ستاد حامیان میرحسین موسوی، مهدی هاشمی قائم مقامی حسین مرعشی را بر عهده گرفت و از همین جایگاه هدایت رسانه‌ای برای پیروزی موسوی را آغاز کرد، اما عملکرد سایت‌های تحت مدیریت او از جمله آینده و جمهوریت تا آنجا پیش رفت که حتی کاندیدای همفکر موسوی یعنی مهدی کروبی و نزدیکانش از تخریب‌ها و تخلفات آنها گلایه‌مند بودند.

 
حمزه کرمی، مدیرمسئول سایت جمهوریت در این مورد می‌گوید: مهدی هاشمی با من صحبت کرد و گفت که ما باید برای انتخابات کار رسانه‌ای قوی را آغاز کنیم. چند روز بعد هم در جلسه‌ای جاسبی به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از احمدی‌نژاد رئیس جمهور شود. از این رو ما نیز سایت جمهوریت با مدیریت رسمی مهدی هاشمی را راه‌اندازی کردیم. البته چند روز بعد جاسبی با تغییر نظر به ما اطلاع داد که بنده می‌خواهم در انتخابات بدون موضع باشم لذا دستور تعطیلی سایت جمهوریت را صادر کرد ولی با فشارهای هاشمی، این سایت به کار خود همچنان ادامه داد. وی در تشریح اقدامات این سایت می‌گوید: سایت جمهوریت ابتدا قرار بود از کاندیدایی در انتخابات حمایت و نسبت به دولت نهم نیز نقدهایی داشته باشد ولی با فشارهای مهدی هاشمی، این سایت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمان‌های انقلابی مانند سپاه و بسیج و سازمان‌های دولتی شد و حتی این سایت خدمات دولت را نیز پول پاشی معرفی می‌کرد و کار به جایی کشید که این سایت برخلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد.
حمزه کرمی که از نزدیکان مهدی هاشمی در چند سال گذشته است، در اظهارات خود در دادگاه متهمان آشوب‌های پس از انتخابات می‌افزاید: مهدی هاشمی حتی مطالب تندتری را برای انتشار سایت جمهوریت ارائه می‌داد که از جمله این مطالب می‌توان به گزارشی که 2 روز قبل از انتخابات توسط وی به ما داده شده، اشاره کنم که در این گزارش فرمانده بسیج متهم به تخریب و تضعیف میرحسین موسوی شده بود. البته این گزارش را ما هرگز منتشر نکردیم.
مسعود باستانی سردبیر این سایت نیز در دادگاه مکرراً گرداننده جمهوریت را مهدی هاشمی عنوان کرد و خط مشی این سایت هم اضافه می‌کند: «سایت جمهوری اتاق جنگ روانی مهدی هاشمی علیه مسئولین نظام بود...»
گرچه انکار ارتباط با سایت‌های یادشده و تشکیک درباره صحت اعترافات متهمان در دستور کار مهدی هاشمی و نزدیکانش قرار گرفت اما شاهد این ادعاها نامه‌ای است که کروبی یک روز پیش از انتخابات به هاشمی رفسنجانی نوشت و نسبت به تخریب‌های سایت جمهوریت اعتراض کرد. همچنین اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی در گفت وگویی مطبوعاتی اظهار داشت: «مهدی هاشمی سایت جمهوریت را هدایت می‌کند. بارها هم ما تماس گرفتیم ولی متأسفانه این تخریب‌ها همچنان ادامه دارد و تنها سؤال ما از آنها این است که چرا کروبی را تخریب می‌کنند...»
این تخلفات را اگر به ابهامات و اتهامات مهدی هاشمی در پرونده‌های نفتی و ماجرای استات اویل که احمدی‌نژاد در مناظره با میرحسین موسوی به گوشه‌ای از آن اشاره کرد و گفت: «استات اویل بی‌قانونی است که طرف می‌آید اینجا محاکمه می‌شود و محکوم می‌شود، از زندان فراری داده می‌شود، می‌رود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است.» و در عین حال نقش‌آفرینی در آشوب‌های پس از انتخابات که محمدعلی ابطحی نیز به آن اشاره داشت و گفت: «به خیابان آوردن جمعیت قبل از انتخابات مقدمه‌ای بود برای به خیابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادی مانند فاتح، تاج زاده، خاتمی و ستادش، مهدی هاشمی و آدمهایش برای اینکه جمعیت را در خیابان‌های شهر نگه دارند خیلی فعال بودند و همه اینها در پیش‌بینی و طراحی برنامه برای شب شنبه نقش داشتند»؛ اضافه کنیم در یک روال طبیعی و قانونی فرزند هاشمی باید پاسخگوی این اتهامات و ابهامات بود اما دیدیم که چنین نشد.
حتی پس از آنکه دادستان عمومی و انقلاب تهران به مهدی هاشمی توصیه کرد هر چه زودتر به ایران بازگردد تا اگر معتقد است اتهامی به او وارد نیست، از خود دفاع کند، مهدی به جای پاسخگویی طی نامه‌ای به خط و نشان کشیدن برای دادستانی پرداخت، اکبر هاشمی رفسنجانی هم ضمن توصیه به پسرش که با خیال راحت به کارها و تحصیلاتش در لندن ادامه دهد، در مشهد اعلام کرد: «مهدی ما رفته خارج و خیالش از پرونده‌هایش راحت است.» او در عین حال با اطمینان گفت: «مهدی در این انتخابات هیچ دخالتی نداشت او فقط تنها دخالتی که کرده این بود که تجربه خودشان را در کمیته صیانت از آرایی که در مجلس خبرگان خوب جواب داده بود، به دیگران انتقال داد.» گرچه هاشمی پدر، خیالش از بابت حاشیه امن فرزندانش راحت است اما معاون اول قوه قضاییه اوایل بهمن ماه اعلام کرد که پرونده فرزندان هاشمی نیز به دادسرای تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جریان قرار خواهد گرفت.

فائزه
فائزه از پرکارترین اعضای خاندان هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری بود و در حمایت از کاندیداتوری موسوی سنگ تمام گذاشت و اتفاقاً شباهت‌هایی هم با کاندیدای مورد حمایتش داشت از این لحاظ که نیمی از دوران گوشه نشینی آخرین نخست‌وزیر، او نیز سکوت و انزوا را برگزیده بود و همانند او شکست برایش باور ناپذیر بود و واکنش‌ها و ادعاهای بعد از انتخابات این دو چهره سیاسی بعد یک و دو دهه خانه نشینی نزدیکی بسیاری با هم داشت تا آنجا که تحلیلگران این‌گونه رفتارها را ناشی از فراموشی قواعد بازی سیاسی ارزیابی کردند.

 
فائزه هاشمی از همان ابتدا با وجود مخالفت پیشینش با کاندیداتوری موسوی، به حمایت از او برخاست و در زمینه ساماندهی دختران فیروزه‌ای فعال شد. او در بزرگ‌ترین اجرای دختران فیروزه‌ای در مراسم سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادی در حضور خاتمی و زهرا رهنورد دوران اصلاحات را تداوم دوران سازندگی دانسته و در توصیف دورانی کنونی گفت: «در شرایط به سر می‌بریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است.» او همچنین حرف تاریخی دیگری زده و گفته بود: «مطمئن هستم که اگر در اثر خطای ما این دولت پیروز شود، امر بر این آقا (احمدی‌نژاد) مشتبه می‌شود که خود را امام زمان بنامد و خطاهای گذشته را با قدرت بیشتر ادامه دهد.» این مواضع عریان دختر هاشمی رفسنجانی موجب شد تا احمدی‌نژاد در مناظره با میرحسین موسوی با استناد به آن بگوید: «قشنگ تشریح می‌کند و می‌گوید: دوره اصلاحات ادامه راه سازندگی است و ما آقای موسوی را می‌خواهیم برای این که استمرار همان راه است. یعنی اشرافیتی که جناب آقای هاشمی در کشور پایه‌گذاری کرد، قرار است ادامه پیدا کند.»
پایان انتخابات برای فائزه هاشمی اما پایان فعالیت‌های انتخاباتی‌اش نبود و از همان ابتدا در شکل‌گیری و تداوم تجمع‌ها نقش‌آفرینی ویژه‌ای کرد. او 26 خرداد، یعنی چهار روز پس از انتخابات، در تجمعی روبه‌روی جام جم مدعی شد که تمامی ناظران را هنگام شمارش و تجمع آرا بیرون کردند و صندوق‌ها از قبل پر از رأی به احمدی‌نژاد بود! او در عین حال که پایه انتخابات را مخدوش می‌دانست، تعریض‌هایی هم به رهبر معظم انقلاب داشت.
روز 30 خرداد، بار دیگر فائزه با شرکت در تجمع دیگری در خیابان آزادی، به تحریک معترضان به تداوم اغتشاشات پرداخت و به همین اتهام دستگیر شد. چندی بعد، حسین طائب، فرمانده وقت نیروی مقاومت بسیج درباره تحرکات فائزه هاشمی پس از انتخابات گفت: «فائزه هاشمی در تجمعی خواستار برگزاری مراسمی برای کشته شدگان در روز پنجشنبه بود اما وقتی قرار شد مقام معظم رهبری در نماز جمعه شرکت کنند، آنها این برنامه را تعطیل کرده و برای برهم زدن نمازجمعه برنامه‌ریزی کردند.»
دستگیری فائزه به همراه چهارتن از اعضای خانواده هاشمی در روز شنبه 30 خرداد در تجمع غیرقانونی چندان طول نکشید. حسن لاهوتی، فرزند فائزه همزمان با دستگیری وی، در مصاحبه با بی.بی.سی اعلام کرد که مادر و بستگانش به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی در روز شنبه دستگیر شده‌اند و وی مدعی شد که از مادرش خواسته‌اند تا متعهد شود دیگر در تجمعات شرکت نکند و ظاهراً با توجه به عدم امضای این تعهدنامه، وی همچنان در بازداشت است.
در جریان بازداشت یکروزه فائزه هاشمی، فشارها برای آزادی وی بسیار زیاد بود. تماس‌ها در نهایت، آزادی او را یکروزه رقم زد.
چندی بعد اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گزارشی که از دیدارهای هیأت منتخب مجلس با برخی از چهره‌های سیاسی ارائه داد، اعلام کرد: «آقای هاشمی گفتند که قصد داشتند بیانیه‌ای در این خصوص (حوادث پس از انتخابات) صادر کنم اما کسی نیستم که زیر فشارها اقدام به صدور بیانیه کنم، منظور ایشان از اعمال فشار، دستگیری دخترشان در اغتشاشات بود. گویا دختر آقای هاشمی به ایشان گفته بود که من برای خوردن ساندویچ به آن خیابان رفته بودم اما من را دستگیر کردند.»
اقدامات فائزه هاشمی موجب شد تا جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور با برگزاری تجمعی در مقابل دادستانی تهران، خواستار برخورد قضایی با فرزندان هاشمی شده بودند. همچنین فعالان سیاسی اصولگرا نسبت به عدم برخورد با فرزندان هاشمی تذکرهای پیاپی داده بودند. اما فائزه هاشمی خود در تجمعات غیر‌قانونی اعلام کرد که از احمدی‌نژاد شکایت می‌کند. او مدتی پس از آزادی نیز مدعی شده بود برگزاری جشن پیروزی از سوی احمدی‌نژاد اصلی اغتشاشات است.
دختر کوچک هاشمی رفسنجانی مدت کوتاهی پس از آزاد شدن در مصاحبه با یکی از سایت‌های حزب کارگزاران، ضمن تکرار ادعاهای قبلی‌اش درباره تقلب در انتخابات مدعی شد که جمهوریت از نظام رخت بربسته و تبدیل به حکومت اسلامی شده است. او در واکنش به برخورد با متهمان اغتشاشات اخیر مدعی شد که «برای افراد بی‌گناه پرونده‌سازی می‌کنند و برعکس پرونده‌دارها را به مقام و پست می‌رسانند.» او در مصاحبه خود «انقلاب مخملی» را نوعی فرافکنی خواند و گفت: «انقلاب مخملی در مفهوم عام آن می‌تواند به معنی اصلاح‌طلبی و بیان مسالمت‌آمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست.» او همچنین درباره اعترافات حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس که در اغتشاشات دستگیر شد، هم گفت: «اعترافات کارمند سفارت انگلستان البته طبق آنچه که من شنیدم، چیزی نبود جز انجام وظیفه. هر سفارتی در هر کشور از اوضاع طرف مقابل گزارش تهیه می‌کند تا سیاست‌هایشان را بر مبنای شرایط واقعی هر کشوری بریزند. مگر سفارت ما در کشورهای خارجی این کار را نمی‌کنند؟»
فائزه هاشمی، هرچند که بعد از بازداشت یک روزه، مدتی حاشیه‌نشینی کرد و غیر از حرف‌های پراکنده‌ای که در سطح رسانه‌ها از وی منتشر می‌شد، خبری از او نبود اما حضور دوباره‌اش در حاشیه مراسم16آذر و روز دانشجو در واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد و سخنرانی در جمع تعدادی از حامیان موسوی و همچنین حضوری دیگربار در میان اغتشاشگران روز عاشورای حسینی در تهران، از تداوم تحرکات او در ایام انتخابات حکایت دارد.

محسن 
رفسنجانی در انتخابات دهم بیش از آنکه خود به میدان حمایت از کاندیداها بیاید تصمیم گرفت در قامت یک حامی قدرتمند برای خانواده خویش ظاهر شود و مدافع تمامی اقدامات آنها باشد. او که در جریان این انتخابات چند بیانیه با امضای خود به عنوان پسر هاشمی و رئیس دفتر ریاست مجمع تشخیص مصلحت را در کارنامه دارد، اما به واسطه مسئولیتش در مترو تهران تلاش می‌کرد تا مانند مهدی و فائزه چندان نقشش از پرده بیرون نیفتد. با این همه پس از این مناظره 13 خرداد ماه احمدی‌نژاد و موسوی، محسن هاشمی در نامه‌ای به احمدی‌نژاد مدعی شد که رئیس جمهور با دروغ و عوامفریبی می‌خواهد فضای انتخابات را «هاشمی – احمدی‌نژاد» کند اما او نگفت که چرا برپایی چنین فضایی این چنین به نفع احمدی‌نژاد است و آرای مردم را به سوی او گسیل می‌کند. چندی بعد نیز پیش از آنکه محسن مجبور به ترک دفتر پدر به دلیل ممنوعیت تصدی دوشغل همزمان شود، امضای او به عنوان رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت پای شکایت از رسانه‌های منتقد هاشمی ثبت شد. محسن هاشمی در نامه خود رسانه‌‌های مورد شکایت را «رسانه‌های معلوم‌الحال» نام برد و اظهار داشت این شکایت نه ادعایی شخصی بلکه به واسطه حفظ نظام و ولایت فقیه مطرح شده است. بار دیگر نیز نام او در کنار نام دیگر اعضای خانواده‌اش در نامه‌ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه ثبت شد. آنها در نامه خود نوشتند:‌ «ما «هاشمیان»، اما از آنجا که طرح این اتهامات، به عنوان اهرم فشار و ابزاری برای حذف هاشمی رفسنجانی به کار گرفته می‌شود و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می‌ریزد، بر احقاق حق خود پافشاری می‌کنیم.»


 اما چندی بعد از انتخابات مشخص شد محسن آنگونه هم که می‌خواست خود را منطقی و اهل نگارش و حرکت از مسیر‌های بدون جنجال نشان دهد نیست و در هتاکی و بی‌پرده عیان شدن چیزی کم از مهدی و فائزه جنجالی ندارد. 26 خرداد ماه همان زمان که فائزه مشغول تحریک آشوبگران بود و سخنرانی‌های ساختارشکنانه در اجتماع به اصلاح معترضان به انتخابات ایراد می‌کرد، محسن هم در مراسم افتتاح خط 7 مترو حرفهایی زد که البته در شلوغی‌های اخبار آن روزها مجال انتشار نیافت. اظهارات فرزند ارشد هاشمی، 4 روز پس از انتخابات اعتراض حاضران در جلسه را بر انگیخت. او گفته بود:‌ «ابتدا انتخابات را هاشمی - احمدی‌نژادی کردند، حالا با مشکلاتی که خود برای کشورایجاد کردند می‌خواهند فضا را خامنه‌ای- هاشمی کنند... بر بستر شایعات سوار شوند و رأی بیاورند، بگویند این رأی حلال است؟ حالا این رأی را گرفتید مگر حلال است؟ اگر اجازه دادند علیه بزرگتر از هاشمی صحبت کنند بیشتر رأی جمع می‌شود، اصلاً اگر کل انقلاب را زیر سؤال ببرند 70 میلیون رأی جمع می‌شود.» او همچنین در اعتراض به قطع بلندگو و ترک جلسه از طرف حاضران گفت: «این مردم که اینجا نشسته‌اند می‌گویند محسن هاشمی دزد است که اینجا حرف می‌زند. من اول باید ثابت کنم که دزد نیستم، بعد بگویم خط 7 را کی ساخته؟... چرا بعضی سپاهی‌ها رفتند؟ چرا نوشتند ما دزدیم؟»

فاطمه
نارضایتی پدر از وضع موجود انگیزه‌ای مضاعف برای فاطمه فرزند ارشد هاشمی رفسنجانی بود تا به جمع دیگر اعضای خانواده در حمایت از میرحسین موسوی بپیوندد. گرچه او حمایتش از موسوی را تبعیت از یک تصمیم حزبی اعلام کرده بود اما همزمان گفته بود:‌ «وقتی در خانواده بحث می‌شود ایشان می‌گویند از وضعیت موجود ناراضی‌اند و خواستار ایجاد تغییر در این شرایط هستند. آیت‌الله هاشمی معتقدند که احتیاج به تغییرات زیادی در سطح مدیریتی کشور داریم.»
گرچه او به سیاق دیگر اعضای خانواده فعالیت‌های انتخاباتی را از سر گرفت و پیش رفت اما مثل خواهرش روزهای آشوب را در خیابانها سپری نکرد و حرفهای تند و ساختارشکنانه نزد و در جریان بازداشت یک روزه خواهرش، طی تماس‌هایی با قوه قضائیه تمام تلاشش را برای آزادی او انجام داد.
فاطمه هاشمی رفسنجانی وقتی که پس از 11 سال در شهریور ماه 88 از ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص استعفا می‌داد اما در متن استعفای خود عقده‌گشایی کرد و نوشت:‌« یقین دارم آنان که با قطب بندی جامعه و بیگانه انگاری هر آن که با آنها نیست و حتی با مخالفت‌های پنهان و آشکار با اصل ولایت و امامت امت دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام را نشانه گرفته‌اند و همه منتقدان را دشمن می‌پندارند و با بیان و ادبیاتی استهزاآمیز تلاش در حذف آنان دارند و عرصه را بر خدمت خادمان تنگ کرده‌اند راه به جایی نخواهند برد.» او اما در نامه در حالی از حلقه بسته مدیریت سخن می‌گفت که اشاره‌ای نکرد که چگونه در 4 ساله دولت نهم در این سمت باقی مانده و آیا او خود مصداق حلقه بسته می‌شد یا خیر؟

یاسر
یاسر آخرین فرزند هاشمی رفسنجانی اما از همه اعضای خانواده خود در انتخابات کم حاشیه تر بوده است او که علاوه بر فعالیت‌های اقتصادی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت روزگار می‌گذراند، چهره‌ای سیاسی و رسانه‌ای نداشته است. تنها اظهار نظر انتخاباتی که از او وجود دارد نقل قولی است که مدت زیادی قبل از انتخابات محمدعلی ابطحی از وی نقل کرده است. هم زمان که حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تیغ انتقاد غیرمنصفانه علیه دولت می‌کشید، یاسر از نامزدی حسن روحانی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خبر داده بود و در عین حال حضور روحانی در عرصه انتخابات مزبور را مشروط و منوط به عدم نامزدی خاتمی در این انتخابات کرده و در صورت نامزدی خاتمی، حضور روحانی را به عنوان نامزد ریاست جمهوری بلاموضوع عنوان کرده بود. است.
گرچه در جریان اغتشاشات روز 13 آبان اخباری مبنی بر حضور او در میان اغتشاشگران منتشر شد اما او برخلاف فائزه که عضو فعال اغتشاشات است و حتی از انتشار عکس و فیلم حضورش در آشوب‌های خیابانی ابایی ندارد، حضور خود را تکذیب کرد و در تکذیبیه خود تهدید کرد که «شایعه سازان اگر عذرخواهی نکنند، در دادگاه باید پاسخگو باشند.» با این همه وقتی صحبت از ضرورت از بین رفتن حاشیه امن فرزندان هاشمی به میان می‌آید، او نیز از نگاه فعالان سیاسی دور نمی‌ماند، چنان‌که لطف‌الله فروزنده، قائم مقام جمعیت ایثارگران می‌گوید: مردم انقلاب نکردند که هزار فامیل درست بشود، فامیل رده سوم آقای هاشمی در حاشیه امنیت قرار دارند؛ حالا یاسر و اینها که جای خود دارند و بعد هم کار فرزندانش به اینجا می‌رسد که اکثر اغتشاشات را توجیه می‌کنند، حضور پیدا می‌کنند و حمایت مالی می‌کنند.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 مواضع و اقدامات هاشمی رفسنجانی قبل و پس از فتنه 88

اکبر هاشمی بهرمانی( رفسنجانی ) را باید بدون شک یکی از رجال بانفوذ سیاسی در سال های پس از پیروزی انقلاب دانست که همواره موجی از مخالفان و موافقان سیاست ها و اقدامات وی در تمامی برهه های انقلاب به تعریف و تمجید یا تنقید و تذنیب رفتارهای وی مشغول بوده اند. چرا که هاشمی در طی این سالها نشان داده است که مدیریت وی برآمده از تفکرات یک شخص و یک سیاستمدار واحد نیست بلکه برآمده و برخاسته از جریانی است که همواره در قالب دستورات و محورهای فردی بروز و ظهور پیدا کرده اما دارای عقبه ای پیچیده و چند لایه است. از همین رو باید دوران زندگی سیاسی هاشمی در سه دهه گذشته را در نگاهی کلی به شش دوره متفاوت و ناهمگون تقسیم کرد:
1- سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب و دوران ریاست هاشمی بر مجلس شورای اسلامی؛ در این سالها هاشمی رفسنجانی که در کوران حوادث مربوط به پیروزی انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس عهده دار مسئولیت های مهمی چون عضویت در شورای انقلاب و ریاست مجلس شورای اسلامی بود به گونه ای رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود را به منصه ظهور رسانده بود که در آن دوران می توان وی را یکی از اصلی ترین حامیان جریان چپ به شمار آورد. در این دوران که هاشمی به عنوان سوپاپ اصلی بقا و ادامه حیات جریان چپ ایفای نقش می کرد موارد متعددی از حمایت های بی دریغ هاشمی از جریان چپ به چشم می خورد. از جمله؛
- حمایت ویژه هاشمی رفسنجانی از سازمان مجاهدین انقلاب و به خصوص بهزاد نبوی .
- نقش مبهم و چند پهلوی هاشمی در عدم انتشار نامه 6 فروردین 1368 امام که در آن به صراحت حکم عزل قائم مقام رهبری و پشت پرده این اقدام افشا شده بود .
- نقش هاشمی در انتخاب بازرگان به ریاست دولت موقت با توجه به ارتباط ویژه اش با مهندس مهدی بازرگان که هر دو عضو هیات مدیریه خیریه تولیت در پیش از انقلاب بودند از ابهامات ناگفته تاریخ ابتدای انقلاب است.
- حمایت هاشمی از مدیران و جریان چپ که با نخست وزیری میرحسین و مدیران چپ اندیش وی دوام و قوام یافت. ( برنامه هاشمی برای نخست وزیری موسوی در دولت شهید رجایی و به جای شهید باهنر بوده است که موفق نشده و در نهایت موسوی به عنوان وزیر خارجه آن دولت معرفی می شود.)
2- دوران پس از رحلت امام راحل و سال های ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی؛ هاشمی که در زمان امام، منزلگاه آشکار و نهان جریان چپ به شمار می رفت با رحلت امام خمینی در چرخشی آشکار و استراتژیک به یک باره از راس هرم جریان چپ به راس هرم جریان راست انتقال مواضع داده و به یک باره دشمن سرسخت دست پرورده های چپ خود شد. در این دوران بود که هاشمی و سیاست های اجتماعی و اقتصادی اش به خصوص سیاست تعدیل اقتصادی و نگاه توتالیتاریستی وی به مدیران و بدنه اجرایی حکومت انتقادهای بسیاری را برانگیخت. به گونه ای که ترجیع بند تکراری نوشته ها و اخبار روزنامه سلام - متعلق به مرد خاکستری اصلاحات- در نقد و هجمه به برنامه های دولت به اصطلاح سازندگی متمرکز شده بود.
تمام همّ و غم نیروهای جناح چپ که در دوران نخست وزیری موسوی از هاشمی و نظرات عدالت خواهانه اش در رسیدگی به مستضعفین حمایت می کردند در این زمان بر این متمرکز شده بود که به مبارزه با سیاست توسعه اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی و حمایت وی از بخش خصوصی که به تضعیف تعاونی ها انجامیده بود برخیزند.
هاشمی در این ایام برای آنکه شخصیت تازه نُضج یافته خود را شاکله ای قابل قبول بخشد هر گونه انتقاد و اعتراضی را به زیرکانه ترین و شدیدترین وجه ممکن پاسخ می داد به گونه ای که هاشمی رفسنجانی این دوران را باید زمینه ساز بروز و ظهور نسل نوخاسته سیاست مداران متملق و همسو! نامید. چرا که سیاست یا با ما یا بر مای مدیریت از این سالها نشأت گرفته و رشد پیدا کرد. در همین دوران بود که مخالفت با هاشمی مخالفت با پیغمبر اسلام(ص) قلمداد و نشان داده می شد.
هاشمی دوران ریاست جمهوری، یکی از جنجالی ترین شخصیت های بروز و ظهور یافته از سیاستمدار کهنه کار انقلاب است. هنگامی که تابستان داغ و پر تلاطم 1375 ایران در حال سپری شدن بود، نزدیکان هاشمی رفسنجانی و بویژه افرادی نظیر شاهرخ فریدون روحانی ،عطاءالله مهاجرانی ، عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، مرتضی الویری، محسن کدیور و ... در تلاش بودند تا بلکه بتوانند اصل 114 قانون اساسی کشور که می گوید رییس جمهور برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود و انتخاب مجدد او به صورت متوالی تنها برای یک دوره بلامانع است را تغییر داده و شرایط را برای استمرار طولانی مدت ریاست جمهوری هاشمی مهیا سازند . بدینسان نزدیکان هاشمی که تلاش داشتند تا اکثریت کارگزاران در مجلس و مجمع را با خود همراه سازندد سعی داشتند کسانی چون ناطق نوری و روحانیت مبارز و موتلفه را به پذیرش استمرار ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی با تغییر اصل 114 قانون اساسی ترغیب و همراه نمایند که البته با هوشیاری مقام معظم رهبری نتیجه ای نگرفتند .
این خواست غیر مردمی و سلطنتی گونه نزدیکان رئیس دولت سازندگی با مخالفت محکم و آشکار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دفاع از ساختار قانون اساسی مواجه گردید و معظم له با مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی آشکارا به مخالفت پرداختند .
"ناطق نوری" رئیس مجلس شورای اسلامی وقت، در سخنانی به صراحت از نارضایتی رهبری از این طرح سخن بر زبان رانده و گفت: حضرت آیت الله خامنه ای در پیغام افتتاحیه به مجلس پنجم فرمودند بعد از پایان دوره (دوم) ریاست جمهوری حجت الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی، شخصیت برجسته دیگری مسئولیت کارها را برعهده می گیرد. این عبارت مقام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له می خواهند چنین ذهنیتی به وجود نیاید. به نظر من با تصریح مطلب از سوی مقام معظم رهبری، دخالت در این بحث و طرح آن به مصلحت نمی باشد. در این زمینه هیچ اضطراری هم وجود ندارد که از بابت آن مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص تمدید دوره ریاست جمهوری، قانون وضع کند" (روزنامه رسالت 12 شهریور 1375)
اما با این اوصاف حسن روحانی ، نزدیکترین یار به آقای هاشمی در شهریور 1375 در جمع مردم سمنان اظهار می دارد: " قانون اساسی نوکر نظام است و ارزش قانون اساسی آرای مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند. " همچنین است سخنان طاهری امام جمعه سابق اصفهان در سال 75: " اگر ما در مجلس خبرگان می دانستیم شخصیتی مانند جناب عالی (هاشمی) عهده دار منصب ریاست جمهوری خواهد بود هرگز محدودیتی را در انتخاب این مسئولیت تصویب نمی کردیم." جالب تر از همه اینها سخنان عبدالله نوری در این رابطه است: "بنده معتقدم نباید با استناد به منع قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست جمهوری آقای رفسنجانی دستهای خود را ببندیم و کشور و نظام اسلامی را از وجود چنین شخصیت ارزنده و شجاع و مدیری محروم کنیم. (مهر 75)
3- هاشمی رفسنجانی در سالهای حاکمیت اصلاح طلبان بر دولت و مجلس؛ هاشمی رفسنجانی که از ابتدای انقلاب و به خصوص در سال های پس از ولایت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نقش ویژه ای برای خود در تمامی مسائل انقلاب و کشور قائل بود در دوم خرداد 1376 جای خود را به سید محمد خاتمی داد.
هاشمی از این سال تا 1384 یعنی پیروزی دکتر احمدی نژاد سعی در اتخاذ رویه ای داشت که بر پایه آن بتواند با حفظ اقتدار و اعمال نفوذ سابق خود شمایلی پدرخوانده وار گرفته و همچنان به رتق و فتق امور بپردازد. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام که در زمان ریاست جمهوری خود هاشمی، کمتر نامی از این مجمع در رسانه ها و تریبون های خبری برده می شد به یک باره تبدیل به شخصیتی هم عرض روسای سه قوه شد و در مرآ و منظر عامه مردم، هاشمی همچنان در اریکه اختیارات و قدرت سابق باقی ماند. سخنان عطاء الله مهاجرانی معاون هاشمی و وزیر ارشاد دولت اصلاحات در شناخت این بعد از شخصیت هاشمی می تواند موثر باشد: "بنده اعتقاد دارم بعد از هاشمی رفسنجانی هر کس رئیس جمهوری بشود نفر سوم کشور خواهد بود!".
اما سیاست دو پهلوی هاشمی در برابر چپ و راست که سعی در نگهداشتن هر دو جناح برای خود داشت چندان مورد قبول نیروهای دوم خردادی قرار نگرفت و این افراد و گروه ها با پوشاندن ردای عالیجناب سرخ پوش بر هاشمی رفسنجانی به یک باره وی را مورد شدیدترین حملات توپخانه رسانه ای خود قرار دادند. سعید حجاریان با اشاره به این خصلت هاشمی رفسنجانی در ایام انتخابات مجلس ششم گفته بود: " ما نمی‌خواهیم حتی یک کاندیدای مشترک با جناح راست داشته باشیم . حتی اگر او هاشمی رفسنجانی باشد. آقای هاشمی یا باید جای خود را در لیست راست قرار دهد یا در جبهه دوم خرداد قرار دهد ." این مدل از انتقاد به گونه ای طراحی شده بود که در مطبوعات آن زمان عمده ناکامی و یا شکست های کشور در عرصه های مختلف اقتصادی و سیاسی به هاشمی و سیاست های بسته و غیر قابل انعطاف وی نسبت داده شده و وی علت العلل تمامی عقب ماندگی های کشور از جریان سیّال پیشرفت و تجدد جهانی معرفی می شد.
اوج رویارویی هاشمی و جریان چپ در آن زمان را می توان در وقایع زیر دنبال کرد:
- انتقاد و هجمه به جایگاه حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از پیروزی خاتمی در انتخابات
- محاکمه کرباسچی(شهردار تهران)، فائزه هاشمی و عبدالله نوری. از یاران نزدیک هاشمی رفسنجانی. معترضان با توجه به رایزنی های نزدیکان هاشمی برای محاکمه نشدن فائزه از حمایت نکردن صریح وی از دو تن از مدیران نزدیکش یعنی عبدالله نوری و کرباسچی گلایه کرده و او را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.
- مستثنی شدن رئیس مجمع تشخیص مصلحت از استعفای مقامات برای شرکت در انتخابات ششمین دوره مجلس که در زمان مجلس پنجم با حمایت دوستان هاشمی تصویب شده بود و در نهایت، شرکت هاشمی در انتخابات مجلس . ثبت نام هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم که در بعدازظهر 24 آذر 1378 روی داد شوک بزرگی به حزب دولتی مشارکت وارد کرد؛ چرا که مشارکتی‌ها پیش‌تر با تهدیدهایی درصدد آن بودند تا سیاست‌مدار کهنه‌کار را از ورود به صحنه‌ انتخابات و بالتّبع حضور در مجلس ششم باز دارند . اما با اعلام نتایج شمارش آراء، "هاشمی رفسنجانی" با 749884 رأی و کسب 58/25 درصد آرای شرکت‌ کنندگان شهر تهران، نفر سی‌ام منتخبین شهر تهران شد. مشارکتی‌ها که نتوانسته بودند مانع راهیابی هاشمی رفسنجانی به مجلس گردند، امیدوار بودند که شاید بتوانند پرونده‌ حیات سیاسی رفسنجانی را تا مدتی ببندند. برهمین اساس، شبهه‌افکنی درآرای "رفسنجانی و اتهام تقلب در انتخابات به نفع وی، در دستور کار جدید مشارکتی ها قرار می گیرد. روزنامه‌ی مشارکت ، که ارگان وقت حزب مشارکت به شمار می‌آمد، در این مورد نوشت: "نفر سی‌ویکم (علی‌اکبر رحمانی) با اعتراض به نتایج انتخابات، جایگاه خود را به طور قطع در بین سی کاندیدای منتخب تهران می‌داند."
- پرونده سازی برای وزارت اطلاعات دوران هاشمی رفسنجانی و طرح مسائلی چون قتل های زنجیره ای و فعالیت های گسترده اقتصادی این وزارتخانه و ادعای تبدیل شدن آن به بنگاه بزرگ اقتصادی .
4- هاشمی رفسنجانی در روزهای پایان دولت خاتمی و گام های وی برای فتح دوباره کرسی ریاست جمهوری؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در هشت سال اصلاحات دوران سختی را پشت سر گذارده بود با فرا رسیدن ایام ریاست جمهوری نهم عبای فعالیت های انتخاباتی و رقابت های دوباره سیاسی را بار دیگر بر دوش کشیده و عزم مسابقه با نامزدهای تازه نفس را کرد. پایان بی برنده دور اول رقابت های انتخاباتی و راه یافتن هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم کافی بود تا شخصیت و مواضع هاشمی رفسنجانی یک شبه دچار استحاله تاریخی شده و محبوب و مطلوب تمامی گروه های دوم خردادی گردد.
در دور دوم، رفتار هاشمی و از دیگر سو ارادت دوم خردادی ها به وی آنچنان خیره کننده بود که وی در سخنانش به گونه ای موضع گیری کرد که حتی دوم خرداد و سید محمد خاتمی نیز محصول مدیریت و سیاست وی فهمیده می شد و دوم خردادی هایی که تا دیروز دشمنی با هاشمی را بلیط اصلی برد خود می پنداشتند در تحولی عمیق او را سکان دار کشتی دوم خرداد کرده و به حمایت از وی پرداختند. تاخت و تاز تبلیغاتی اصلاح طلبان و نمود آن در فعالیت های انتخاباتی هاشمی رفسنجانی نقطه آغازی بود تا اندک طرفداران موسوم به راست وی و برخی ارادتمندان انقلابی او نسبت به رویه در پیش گرفته شده اعتراض کرده و با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت نهم عملا راه خود را از سردار سابق سازندگی جدا کنند.
در مرحله اول رقابت ها ائتلاف نهم برای فردای بهتر با حضور 22 حزب و تشکل سیاسی از جمله حزب کارگزاران سازندگی و حزب اسلامی کار و خانه کارگر به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداختند. با کشیده شدن رقابت ها به دور دوم، گروه ها و تشکل های دیگر دوم خردادی که علت اصلی شکست خود را عدم ائتلاف و اتحاد بر سر انتخاب نامزد واحد می دانستند به یک باره با صدور بیانیه هایی جداگانه حمایت خود از هاشمی را ابراز کردند. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یعنی همان سازمانی که فقط دو سال قبل از این و در جریان انتخابات مجلس ششم تندترین انتقادات و حملات را به هاشمی رفسنجانی داشت، با انتشار بیانیه‌ای از هاشمی رفسجانی حمایت کرد و در اطلاعیه خود خطر حاکمیت فاشیسم را اصلی‌ترین مسئله در این مرحله از مبارزات سیاسی اجتماعی ملت ایران دانست.
محمد قوچانی مقاله نویس شرق در مطلبی با عنوان "ضرورت رأى به هاشمى رفسنجانى: آزمون ملى - ائتلاف ملى " تحریم انتخابات را خودکشی سیاسی دانست. مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی هم با صدور بیانیه‌‏ای به طور رسمی از هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست‌‏جمهوری اعلام حمایت کرد. جبهه مشارکت به عنوان افراطی‌ترین منتقد هاشمی رفسنجانی در گذشته ای نه چندان دور، بعد از اعلام نتایج آرای انتخابات، با صدور بیانیه‌ای ضمن فراخواندن مردم به حضور گسترده در عرصه انتخابات و با ابراز نگرانی از ظهور فاشیسم مذهبی، تاکید کرد دست خود را به سوی همه نیروهای حامی آزادی، دموکراسی و حقوق بشر دراز می‌‏کند. نیروهای ملی مذهبی نیز به حامیان هاشمی رفسنجانی پیوستند و در کنار اعلام حمایت خود، از احمدی‌نژاد انتقاد کردند. دفتر تحکیم وحدت نیز که انتخابات ریاست جمهوری نهم را تحریم کرده بود در دور دوم به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداخت.
5- سالهای ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد در کابینه نهم؛ هاشمی رفسنجانی در این زمانه همچنان سعی در بازگشت به خانه سابق خویش و اتخاذ مواضع دو پهلو داشت. مریم بهروزی پس از طرح شایعاتی از سوی اصلاح طلبان که هاشمی را یکی از سه ضلع مثلث اصلاحات خوانده بودند به نقل از هاشمی رفسنجانی گفت: " به هیچ جناحی تعلق ندارم " این نقل قول مانیفست رفتاری هاشمی در سال های حکومت اصلاح طلبان و چهار سال دولت نهم بود که سعی در بی طرف و فراجناحی نشان دادن خود داشت. اما پیشینه رقابت سیاسی وی با رئیس دولت نهم مانع از آن بود تا وی بدون هیچ موضع گیری در برابر دولت به مواضع شبه پدرخواندگی خود دلخوش باشد. همین امر سبب شد تا رویکرد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این چهار سال چندان بی حاشیه نباشد.
طرح هایی چون نظارت مجمع بر قوای سه گانه، تصویب و حمایت از قوانین متعدد مخالف قوه مجریه و انتقادهای گاه و بیگاه هاشمی از دولت در این سالها روابط مجمع و دولت را به یکی از بحرانی ترین زمان های خود تبدیل کرد. تا بدان جا که رئیس دولت نهم با توجه به جو غالب مجمع در تخریب و کارشکنی علیه دولت تصمیم به عدم شرکت در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفت.
مروری بر برخی عناوین مطالب مطرح شده از سوی هاشمی تنها در مدتی کوتاه می تواند در درک درست از نوع تعامل هاشمی با دولت راهگشا باشد. نگرانی هاشمی از کاهش قدرت و منزلت ایران در جامعه جهانی(21 مهر 87) ، انتقاد هاشمی از اقتصاد صدقه ای و گداپروری در کشور(26 آبان 87) ، هاشمی:همه پرسی در مسائل مهم کشور(6 آذر 87) ، هاشمی رفسنجانی: درآمد نفتی بی سابقه کشور چه شده؟(20 آذر 87) ، هاشمی رفسنجانی فراخوان داد: هوشیاری عمومی در قبال انحرافات احتمالی در انتخابات(5 دی 87) ، هاشمی: بعضی ها در صدد مخدوش کردن اراده مردم هستند(14 دی 87) ، هاشمی: گناه بزرگی است که برخی زبان مردم را می بندند(9بهمن 87) ، در مصاحبه مفصل هاشمی با روزنامه جمهوری اسلامی مطرح شد: مواضع صریح هاشمی پیرامون مهم ترین مسائل روز سیاسی از جمله... حذف گسترده مدیران، عملکرد دولت احمدی نژاد به ویژه در ابعاد اقتصادی و سیاست خارجی، انحلال ناگهانی سازمان مدیریت و شورای پول و اعتبار، جریان متحجرین مذهبی و ....(14 بهمن 87) ، هاشمی: ارائه آمار غلط و فریب افکار عمومی که اطلاع رسانی نیست(20 اسفند 87)
اما با تمام فراز و فرود های رفتاری هاشمی در این چهار سال، شکست انتخاباتی هاشمی از محمود احمدی نژاد را در واقع می توان شاکله اصلی فتنه های سال 88 درباره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دانست. هاشمی رفسنجانی پس از پیروزی احمدی نژاد در تیرماه 1384 طی مصاحبه ای با القای تردید درباره نتیجه انتخابات و دستکاری آرای مردم چنین گفت: " بنا ندارم که در مورد انتخابات شکایت به داورانی که نشان دادند نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند، ببرم و شکایت خود را همانند مورد قبل فقط در دادگاه عدل الهی مطرح می کنم. مطمئن بودم که اگر شکایت کنم، نتیجه درستی از آن به دست نمی آید. چون آنهایی که باید به شکایت رسیدگی کنند، خودشان مقصرند و در تخلفات شریک بودند که بحث جداگانه ای است. ممکن است عده ای فکر کنند که نتیجه هر چه باشد، خوب است که مردم بیشتر بدانند. ولی من نمی خواهم به انقلاب آسیب برسد، من آمده ام که به انقلاب آسیب نرسد، و اگر الان بخواهم مسائل انتخابات را افشاگری کنم، درست بر ضد هدفی که وارد انتخابات شدم، نتیجه می گیرم. آنها هم می دانستند که من این کار را نمی کنم. "
این دوران را می توان یکی از دوران های سرشار از پارادوکس زندگی هاشمی نامید چرا که وی به دلایل متعددِ شناخته و یا ناشناخته سعی در بازتعریف تاریخ انقلاب و مسائل کشور در مسیر درک و خواسته های خود داشت. به گونه ای که در نقل های انجام شده از هاشمی و مواضع روایت شده از وی در این سالها، تاثیرات ویژه و پررنگی به هاشمی نسبت داده می شد. تا آنجا که در برخی موارد تاثیرات هاشمی مساوی می شد با وجود یا عدم انقلاب! از جمله اینکه وی در همین سال ها با انتشار قسمت هایی از خاطرات خود مدعی شد که امام با شعار مرگ بر آمریکا که یکی از اصولی ترین محورهای انقلاب بوده و هست مخالف بوده و سعی در حذف این شعار داشته اند!
از سوی دیگر، مصاحبه مهدی هاشمی با بار بارا اسلاوین خبرنگار معروف روزنامه پرتیراژ آمریکایی یو اس ای تودی، گویا و رمزگشای بسیاری از مواضع هاشمی رفسنجانی در این دوران است: این روزنامه در تاریخ 2/6/2005 در مطلبی با عنوان "ایران دوباره به کاپیتان باتجربه رو می‌آورد نوشت: "پسر رفسنجانی می گوید اگر پدرش به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، قانون اساسی ایران را به منظور کاهش قدرت رهبری معظم دینی تغییر خواهد داد و آنرا تبدیل به یک نقش تشریفاتی برابر با "شاه انگلیس" خواهد کرد. مهدی هاشمی می گوید فقط پدرش می تواند مانع از گم شدن ظواهر پلورالیستی باوجود یک گروه کوچک نخبه پشت گرم به مذهب شود. وی ادامه می دهد: "اگر پدرم نامزد ریاست جمهوری نشود، کشور تحت حاکمیت یک گروه درخواهد آمد و بعد از آن ما هیچ انتخابات آزادی نخواهیم داشت.»
6-رقابت های انتخابات ریاست جمهوری دهم تا کنون؛ حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم و کسب 63 درصد از مجموع آرای ماخوذه توسط دکتر محمود احمدی نژاد پدیده ای بود که در تاریخ انقلاب مثل و نظیری برای آن نمی توان یافت. عملکرد هاشمی رفسنجانی و رمز گشایی از رفتارهای قبل و بعد از انتخابات وی آخرین برگه ای است که از دفتر سیاست ورزی وی می توان تورق کرد. هاشمی در این دوره به طور آشکار از نامزدهای اصلاح طلبان حمایت می کرد و حتی امکانات مجموعه های وابسته به وی مانند دانشگاه آزاد نیز به نوعی همیار و کمک حال این کاندیداها جهت شرکت در رقابت ها شده بود. حضور و تاثیر گذاری خاص مهدی هاشمی فرزند وی در تخریب دکتر احمدی نژاد و القای بدبینی و یاس عمومی نسبت به نتایج انتخابات، فحاشی و توهین فائزه هاشمی نسبت به ارکان نظام و ورود صریح همسر هاشمی (عفت مرعشی) به رقابت ها و راه اندازی جنگ روانی علیه نظام از شاهکارهای نزدیکان و خاندان هاشمی در این دوران بود.
اما آنچه بیشتر از همه حائز اهمیت بود نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب پس از مناظره انتخاباتی میرحسین موسوی و دکتر احمدی نژاد و چند روز پیش از رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که بدون سلام و تحیت آغاز و با شدیدترین هجمه ها و کنایات و تلویحات، ادامه و با خط و نشان های خارج از شئون سیاسی و انقلابی پایان یافت. هاشمی در این نامه که شباهت بسیاری با نامه مرحوم منتظری به امام راحل - -که بنا به اظهار خود منتظری این نامه خواب را از چشمان امام ربوده بود- داشت موجی از انتقاد و تعجب را در میان گروه ها و شخصیت های سیاسی به همراه داشت. همان گونه که مرحوم منتظری آن نامه و نامه ها و اظهار نظرهای مختلف خود را به دلیل حمایت از سید مهدی هاشمی نوشته و اتخاذ کرده بود آقای هاشمی نیز این نامه و دیگر مواضع خود را عمدتاً در حمایت از فرزندش مهدی هاشمی در پیش گرفته بود. متن این نامه که به دلیل اهمیت تاریخی و ناگوار بودن آن نقل می شود بدین شرح است:
«مقام معظم رهبری آیت ‌الله خامنه‌ای زیده عزّه
متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدی‌نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه‌چینی‌های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌‌های ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراکنی‌های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجه‌ها می‌باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می‌داند.دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازیها و خلافگویی‌هایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی‌مان را نشانه گرفته بود.
زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت‌های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیس‌جمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیت‌های ممتازی بعهده داشته‌اید.نقطه قابل توجه دراین تهمت‌ها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب‌عالی که هادی دولت‌ها بوده‌اید و با اظهارات صریح، مدیریت‌ها را مورد تأیید و تحسین قرارداده‌اید، نشانه گرفته است.
بعد از جریان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب‌عالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سم‌پاشی‌ها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقت‌یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار ‌کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه‌گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند. البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی‌صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد. اینجانب برای پرهیز از آلوده‌شدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس‌العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد. از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.
مع‌الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت‌شان دیدند و بی‌شک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم. معتقدم جناب‌عالی بخوبی می‌دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب‌عالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بوده‌ایم و همیشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می‌د‌ارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می‌گیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت،
تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئیها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق‌الذکر را از من نشنیده‌اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت‌گیری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آیین‌نامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیم‌خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل می‌کنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بی‌حرمتی غیرقابل توجیه است. بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد. با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم. اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟
رهبری معظم انقلاب؛
اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان
اکبر هاشمی رفسنجانی»


نگاه موشکافانه و تطبیق میان دو نامه منتظری به امام و هاشمی به رهبر معظم انقلاب گویای واقعیت تلخی است که باید بدان اذعان کرد و آن نوع نگرش و زاویه ی نگاه امثال منتظری و هاشمی درباره نظامی است که خود یک زمانی از سردمداران پیروزی آن بوده اند. همان گونه که سید مهدی هاشمی از قول قائم مقام معزول رهبری نقل می کند که وی با نامه اش خواب را از چشمان امام گرفت ، علی هاشمی از نزدیکان رئیس مجمع تشخیص مصلحت در ستاد قیطریه و در جمع شش نفر از اعضای اصلی ستاد موسوی با هیجان وصف ناپذیری درباره نامه خرداد ماه هاشمی به رهبری اظهار می دارد : «این نامه حاج آقا خیلی تند است و ما داریم آن را چاپ می کنیم ، شما هم بگویید چاپ کنند. باید دست به دست هم بدهیم تا موج ایجاد کند. حاج آقا گفته یا اینجا کار خراب می شود یا فضا برمی گردد». (اظهارات معاون سابق و مشاور فعلی وزیر اطلاعات)
اما نکته قابل تامل و نیازمند مداقّه بیشتر، اظهار نظر خود هاشمی درباره این نامه است. بعد از اعتراضات گروه ها و شخصیت های مختلف درباره نامه هاشمی به رهبری وی در مصاحبه با یکی از نشریات بیان داشت: " « دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرف‌هایی را زده بود که غیر واقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرف‌های دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار داد و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کرد. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند!! چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با من و دیگر مدیران ارشد تاریخ انقلاب، همه دستاوردهای گذشته را به حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرف‌های ناقص گفته‌اند. ترجیح می‌دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم چون می‌‌بایست جواب آن حرف‌ها داده می‌‌شد. می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم چون اگر سه‌شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرف‌ها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار موثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم."»
مهم تر و حساس از این نامه، خطبه های هاشمی در نمازجمعه 26 تیرماه 88 بود که تیرخلاص موضع گیری ها و رفتارهای تند و احساسی رئیس مجمع تشخیص مصلحت به شمار می رود. این خطبه های وی به نوعی رسما مهر تاییدی بر ادعای ضد انقلاب در زمینه تقلب و دست کاری در آرای مردم به شمار می رود چراکه وی در فرازهایی از خطبه خود اظهار داشت:"ما انتخابات را بسیار خوب آغاز کردیم، اما متأسفانه، در روزهای پایانی تردیدهای ناراحت کننده در میان مردم بوجود آمد که ضربات سنگینی بر انقلاب و نظام وارد کرد." این در حالی است که کسی که خود هشت سال سکاندار اجرایی کشور بوده است به خوبی بر این نکته واقف بود که صرف ادعای تقلب در چنین سطحی ، اندک فاصله ای با تخیل و توهم پراکنی ندارد اما با این حال رفتار شتاب زده و احساسی وی تا مدتها تنور سرد بنگاه های دروغ پراکنی بیگانه را گرم کرده و تبدیل به حربه ای برای استفاده های تبلیغاتی علیه نظام شد. دیدار مداوم وی با زندانیان و خانواده های مجرمان فتنه های پس از انتخابات و موضع گیری های گاه و بیگاه و همسو با اپوزیسیون نظام از جهت گیری هایی بود که هاشمی در یک سال و نیم گذشته به صراحت اتخاذ کرده و بر آن پافشاری نموده است. اما شباهت تطبیقی و کامل وی به مرحوم منتظری در حمایت از مهدی هاشمی از لکه هایی بود که پیراهن مجاهد دیروز و معارض و منتقد امروز را آغشته کرده بود. وی که همواره از سلامت خود وخانواده اش سخن می گفت به شدت با رسیدگی به اتهام فرزندش مهدی هاشمی مقابله کرده و حتی تدبیری اتخاذ کرد که وی از کشور خارج و به ایران برنگردد.

 

ابهام در چگونگی ارتباط هاشمی با جریان فتنه!؟
هاشمی رفسنجانی در ماه ها و روزهای پس از آخرین نمازجمعه اش، در سخنرانی های متعدد سعی در نزدیک نشان دادن خود به رهبری کرده و به گونه ای با جدا کردن خود از گروه های موجود سیاسی و نزدیک نشان دادن خود به حضرت آیه الله العظمی خامنه ای سعی در تجدید حیات دوباره خود داشت. اما همواره نوع تعامل و ارتباط وی با مجرمان و متهمان فتنه های سال 88 و نیز حمایت وی از آنان علامت سوال بزرگی در ذهن دوستداران انقلاب و رهبری ایجاد کرده بود. چرا که این ادعای نزدیکی و متابعت از رهبری و اتخاذ رویه ای خلاف آن تعارض و تناقض بزرگی بر سر وزن کشی رفتار هاشمی پدید آورده بود.
در همین زمینه، مواضع و اقدامات هاشمی پس از فتنه 88 را می توان با چند کلید واژه کلی تقسیم کرده و مورد بررسی قرار داد:
الف: سکوت در برابر فتنه های پس از انتخابات 88 ؛ حرکت هاشمی بر جاده میانه گرایی و پرهیز وی از محکوم کردن صریح فتنه گرانی که با زیر پاگذاشتن اصول اعتقادی اسلام و انقلاب از هیچ هتک و توهینی فروگذار نکردند از لکه های تیره ای است که در کارنامه دوسال گذشته هاشمی ثبت و ضبط شده است. هاشمی در این مدت به موازات سخنان متعددی که در آن از نزدیکی و ارتباط بسیار صمیمانه خود با رهبر معظم انقلاب خبر می داد اما در واقع اقدامی عملی و علنی در راستای تحقق منویات معظم له از خود نشان نمی داد. به گونه ای که در حرمت شکنی های متعدد فتنه گران که از مقدسات اسلام و تشیع گرفته تا امام و انقلاب و شهدا و رهبری را نیز مورد هجمه قرار داده بودند هیچ گاه کاسه صبر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام لبریز نشد اما در مناظره انتخاباتی دکتر احمدی نژاد و میر حسین موسوی و با به میان آمدن نام اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی کاسه صبر مجاهد دیروز، در آن و کمتر از آنی لبریز شد و منجر به نامه نگاری موهن به مقام عظمای ولایت گردید. سکوت هاشمی هر چند در ادامه سیاست های شبه پدرخواندگی وی در سالیان متمادی گذشته ارزیابی می شود اما باید توجه داشت که این سکوت این بار هیچ مفرّی برای سیاست مدار کهنه کار انقلاب باقی نگذاشته بود تا با دستاویز قرار دادن آن بتواند توجیهی برای این مماشات و چشم فروبستن بر واقعیات بتراشد.
این در حالی است که از آغازین روزهای انتخابات خرداد 88 که سناریوی فتنه گران کلید خورد بارها و بارها حضرت آیت الله العظمی خامنه ای خواص را به داشتن بصیرت و موضع گیری صریح درباره فتنه های در حال وقوع سفارش کردند. از جمله این فرمایشات می توان به این فرازها اشاره کرد:
- "اینجور نباشد که باطل، خودش را در لابه‌لاى گرد و غبارِ برخاسته‌ى در میدان مخفى کند، ضربه بزند و جبهه‌ى حق نداند از کجا دارد ضربه میخورد. این است که حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان کنند "
- "برخی افراد، حقایق را می دانند ولی عزم و تصمیم لازم برای بیان حقایق و دفاع از حق را ندارند که چند عامل می تواند دلیل نبود عزم و اراده در اینگونه افراد باشد. عافیت طلبی، هوای نفس، شهوات، منافع شخصی و لجاجت از جمله عواملی هستند که مانع از اقدام برخی افراد در دفاع از حق می شود. برخی از افرادی که اکنون از مسیر انقلاب اسلامی جدا شده و در خدمت ضد انقلاب هستند، در دوره ای بصورت افراطی، انقلابی بودند اما به عللی گرفتار وضع فعلی شدند." (سخنرانی در جمع دانشگاهیان قم)
- "بعضى‌‌ها در فضاى فتنه، این جمله‌‌ى «کن فى الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب» را بد میفهمند و خیال میکنند معنایش این است که وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که بکش کنار. این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود. در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم که جناب عمار یاسر دائم - آثار صفین را نگاه کنید - مشغول سخنرانى است؛ این طرف لشکر، آن طرف لشکر، با گروه‌‌هاى مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ى عظیمى بود؛ یک عده‌‌اى مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگرى بود؛ این طرف میرفت، آن طرف میرفت، براى گروه‌‌هاى مختلف سخنرانى میکرد - که اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌اى که «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین - یعنى قبول هم داشتند که امیرالمؤمنین است - انّا قد شککنا فى هذا القتال»؛ ما شک کردیم. ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم! خوب، این کنار کشیدن، خودش همان ضرعى است که یُحلب؛ همان ظهرى است که یُرکب! گاهى سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستى روشنگرى کنند؛ همه بایستى بصیرت داشته باشند. امیدواریم ان‌‌شاءاللَّه خداى متعال ما را و شما را به آنچه میگوئیم، به آنچه نیت داریم، عامل کند؛ موفق کند."1388/07/02)
- "اینکه بنده مسئله‌ى بصیرت را براى خواص تکرار میکنم، به خاطر این است. گاهى اوقات غفلت میشود از دشمنى‌هائى که با اساس دارد میشود؛ اینها را حمل میکنند به مسائل جزئى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - که من اسم نمى‌آورم؛ همه میشناسید، معروفند - که اینها ندیدند توطئه‌اى را که آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانى که تحت تأثیر غرب بودند، مغلوب تفکرات غرب بودند، طراحى میکردند؛ توجه نکردند که حرفهائى که اینها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان میزنند، یا در مطبوعاتشان مینویسند، مبارزه‌ى با اسلام است؛ این را توجه نکردند، مماشات کردند. نتیجه این شد که کسى که میدانست و میفهمید - مثل مرحوم شیخ فضل‌اللَّه نورى - جلوى چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتى پیدا نکردند؛ بعد خود آنهائى هم که به این حساسیت اهمیت و بها نداده بودند، بعد از شیخ فضل‌اللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتک آنها قرار گرفتند و سیلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرویشان را از دست دادند. این اشتباهى است که آنجا انجام گرفت؛ این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم."( 1388/12/06)
- کسانى بیایند درست در خط مقابل امام حرکت کنند، درباره‌ى مسئله‌ى قدس در روز قدس آنجور موضعگیرى کنند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بیاورند، بعد ما با کسانى که با اساس مبناى امام و حرکت امام صریحاً مخالفند، اظهار همراهى کنیم، خودمان را در کنار اینها قرار بدهیم و تعریف کنیم، یا در مقابل اینها سکوت کنیم؛ در عین حال بگوئیم ما دنباله‌روِ امامیم! این امکان ندارد، این قابل قبول نیست. ملت هم این را خوب فهمیدند.ملت این را مى‌بیند میداند میشناسد میفهمد.(14/3/1389)
-" قضایاى سال 88 این را نشان داد. ممکن بود خیلى‌ها اشتباه کنند و خیلى‌ها هم اشتباه کردند؛ اگرچه اکثر آن کسانى که اشتباه کرده بودند، به فاصله‌ى کمى اشتباه را تصحیح کردند؛ اما حرکت عظیم بسیج، این شاخص بصیرت و این پرچم بصیرت را براى خود حفظ کرد؛ اشتباه نکرد؛ همان طور که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرموده بود: «لا یعرف الحقّ بالرّجال»؛ با چهره‌ها نمی شود حق را تشخیص داد. یک چهره‌ى موجه محترم است، مورد قبول است، مورد تکریم است؛ اما او نمیتواند شاخص حق باشد. گاهى چهره‌ى موجهى مثل بعضى از صحابه‌ى پیغمبر راه را عوضى میروند، اشتباه میکنند. باید حق را شناخت، باید راه را تشخیص داد تا بفهمیم این شخص حق است یا باطل. هر که از این راه رفت، حق است؛ هر که از راه حق نرفت، مردود است. حق را باید شناخت." (بیانات در دیدار بسیجیان استان قم‌ آبان 1389(

جالب تر اینکه این سکوت هاشمی در حالی ظهور پیدا کرده که وی در فتنه ها و مواقع حساسی چون 18 تیر سال 78 به صراحت به میدان آمده و به دفاع از انقلاب و محکوم کردن فتنه گران پرداخته بود. نمونه هایی از این مواضع انقلابی هاشمی خواندنی است: " از تلخى هاى این حادثه [18 تیر 78] شکست حرمت و قداست مقام معظم رهبرى و ولایت بود که چنین حرکتى حتى در پیش از انقلاب و در رژیم طاغوت هم رخ نداده بود ... در فکر و اندیشه آحاد و همه مردم، قداست رهبرى به گونه‏اى است که هیچ کس چنین اجازه یا گستاخى را به خود نمى‏داد، اما به هر حال این قضیه تلخ به عنوان لکه ننگى در تاریخ و انقلاب ما به ثبت رسید و یک اثر تلخى در ذائقه‌ی مردم گذاشت چون همه‌ی ما مى‏دانیم که به چه مقام و شخصیتى توهین شد.» (مرداد 78)، " ضد انقلاب که در فکر حفظ جان خود بود، امروز همراه با کسانى که حاکمیت اسلام را قبول نداشتند و صریح مى‏گفتند که حاکمیت دینى در کشور نباید باشد و منکر ولایت فقیه بودند و با افرادى که مدعى دلسوزى انقلاب مى‏باشند دست به دست هم داده و همراه با بیگانگان این‏گونه القا مى‏کنند که اسلام کارایى ندارد، این روح همه شیطنت‏هاست."، "مهم‏ترین هدف دشمن در ایران این است که حاکمیت اسلام و ولایت فقیه نباشد.» (16شهریور 79(، " تأسف‏بار است آنهایى که براى انقلاب زحمت کشیدند و زندان رفتند، حالا همین‏ها به دست خودشان انقلاب، امام (رحمه الله علیه) و دفاع مقدس و همه چیز را زیر سؤال مى‏برند.» (دی ماه 1380)"،
ب: همراهی و حمایت از فتنه گران؛ هاشمی نه تنها در ماه های پس از فتنه های پس از انتخابات 88 با سکوت و دم نزدن از مواضع حق و اصولی انقلاب و نظام و اسلام و رهبری، عملا مهر تاییدی بر برخی ادعاها و شبهه افکنی ها زد بلکه در این مدت خدمت بزرگتری را نیز در کارنامه اعمال خود به ثبت رساند و آن پشتیبانی از فتنه گران و خانواده های آنان بوده است که بازخورد های رسانه ای بسیار زننده ای نسبت به نظام و انقلاب در پی داشته است. این طیف از رفتارهای هاشمی در چند دسته جمع بندی و ارزیابی می شود:
- القای تردید درباره نتیجه انتخابات و مهر تایید بر ادعای تقلب در انتخابات؛ " ما انتخابات را بسیار خوب آغاز کردیم، اما متأسفانه، در روزهای پایانی تردیدهای ناراحت کننده در میان مردم بوجود آمد که ضربات سنگینی بر انقلاب و نظام وارد کرد."(خطبه های نمازجمعه هاشمی در تیرماه 88)
- تکرار ادعاهای فتنه گران و حامیان آنها در زمینه هایی که نتیجه ای جز ظالم نشان دادن حاکمیت و محق نشان دادن فتنه گران در پی نداشت. " الان کار به جایی رسیده که رئیس دولت آن هم در خارج از کشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ کس در ایران به خاطر من زندانی نیست!» سپاه می‌گوید: «ما که از خود ایده‌ای نداریم، فقط فرمان می‌بریم!» پس این وسط چه کسی است؟ زندانی برای چه کسی در زندان است؟ دولت که می‌گوید من نیستم. حتی می‌گوید: من نامه می‌نویسم که زندانیان را آزاد کنید. سپاه که می‌گوید: ما فقط فرمان می‌بریم. راست هم می‌گوید. چون نظامی‌های ما فرمانبرند. منتها فرمان را به گونه‌ای که خودشان می‌خواهند، می‌برند و نه آن گونه که رهبری و فرمانده می‌خواهند." (سخنرانی در مشهد) - " من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، جز در مسئله کمیته صیانت از آرا، آنها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در این زمینه کار کرده بود، تجربه خود را در اختیار آنان گذاشت. نه پولی دارد و نه به کسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شرکت کنند، در حالی که از این کارها بیزار است." - "وقتی چهره‌های دلسوزی به خاطر نقد و انتقاد زندانی می‌شوند، جمع زیادی از اطرافیان وی شامل دوستان، آشنایان، همسایگان و نزدیکانش را به فکر فرو می‌برد و آنها را نسبت به وضع موجود آگاه می‌کند که این آگاهی در مجموع سازنده است. گرچه ممکن است بازداشت‌ها باعث شود برخی‌ها کنار بکشند اما عده قابل توجهی از جامعه را در هدف خود ثابت قدم‌تر کرده و شک نباید کرد که این زندان رفتن‌ها در مجموع سازنده است."
ج: هاشمی در روزهای پس از انتخابات تا کنون نه تنها نسبت به رویه گذشته خویش درباره تخریب دولت و ارکان حاکمیت تجدید نظر نکرده بلکه این رویه را شتابی بیشتر و زننده تر بخشیده است. نامه هاشمی به مناسبت سالگرد 19 دی ماه و قیام مردم قم که چند پیش منتشر شد و نیز بیانیه وی به مناسبت 12 بهمن امسال از همین قبیل است. " اینک 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و بقایای فکری دین‌زدایی و روحانیت‌ستیزی که در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاک انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقی‌های سیاسی و اختلافات سلیقه‌ای، پوست‌اندازی کرده و سر برآورده‌اند و خاکریز به‌خاکریز جلو می‌آیند و شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیده‌اند. تأسف‌آور است که این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلق‌ها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیده‌اند، رندانه با چراغی که دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد می‌دانند، مزوّرانه پشت خاکریزی پناه گرفته‌اند که مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود. "(بیانیه 19 دی هاشمی رفسنجانی) ، "همه ما باید آبرو و هستی خویش را برای حفظ و نگه‌داری آن فدا کنیم و نگذاریم تاریخ مشروطه در این سرزمین تکرار شود که «من جرّب المجرّب حلت به الندامه»" (بیانیه به مناسبت 12 بهمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی) مشخص نیست با توجه به شناخت مردم از رشیدی مطلق ها و تاریخ مشروطه چه سناریویی در دست تهیه و اجراست که در پیشقراول آن چنین مواضعی طرح و بیان می شود.
آخرین موضع گیری دو پهلو و آمیخته با ابهام آقای هاشمی مربوط به تجمع غیرقانونی چند صد اوباش اغتشاش گر در تهران بود که در 25 بهمن ماه و به دعوت سران فتنه گرد هم آمدند و در نهایت با کمک منافقین دو تن از مردمان و جوانان بی گناه را به شهادت رسانده و چندین نفر را مجروح کردند. این رخداد که حتی کسانی چون ناطق نوری و حسن روحانی را نیز از وادی سکوت و ملایمت بیرون کشیده و به موضع گیری صریح مجبور کرد اما باز نتوانست تنور انقلابی گری گذشته ی هاشمی را داغ کرده و او را به محکوم کردن صریح این فاجعه وادار کند. نهایت موضعی که هاشمی در این باره گرفته و اظهار داشت چنین بود: "باید همه اقشار جامعه به قانون احترام بگذارند و هر اقدامی که با قانون مطابقت نداشته باشد ضربه‌زننده به مملکت و خود انسان و به فتوای امام راحل(ره) حرام است... اقدامات خلاف قانون و هتاکی مذموم است و همه باید در چارچوب قانون حرکت کنند." این در حالی است که دعوت غیرقانونی سران فتنه و حمایت رسمی صهیونیست ها و آمریکا از این تجمع ناکام و زیانبار به ساحت انقلاب، چنین می طلبید که کسانی چون هاشمی یک بار برای همیشه تکلیف خود با فتنه گران را به عیان مشخص سازند که متاسفانه نساختند!


گونه شناسی مواضع اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت

اما در کنار مواضع فوق الاشاره هاشمی در قریب به دو سال گذشته، سخنان چند هفته پیش هاشمی در دیدار دانشجویان گیلانی چالش برانگیزتر از آن بود که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد. وی در این دیدار در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان اظهار داشت: "در خصوص مسائل کشور مواضع خود را به صورت مشخص در آخرین حضورم در نماز جمعه تهران اعلام کردم و اکنون نیز به آن معتقدم." این، یعنی آغازی دوباره بر پایان همه تحلیل ها درباره سیاستمداری چون اکبر هاشمی بهرمانی!
اینکه چرا هاشمی در این روزها و کمی قبل از اجلاس خبرگان در اسفند ماه که به بررسی و در دستور کار قرار دادن انتخاب رئیس جدید مجلس خبرگان رهبری اختصاص دارد این سخنان را بر زبان رانده می تواند با تحلیل هایی چند جانبه و مختلف بررسی شود. این تحلیل ها از آن رو اهمیت دارد که سیاست ورزی چون هاشمی به خوبی می داند که این سخنان وی در رای گیری آتی خبرگان و احتمال انتخاب یا عدم انتخاب وی توسط منتخبین ملت نقش اساسی و موثر دارد. سه فرض اصلی را در این باره می توان متصور شد:
الف-هاشمی رفسنجانی به دنبال حفظ وضعیت موجود است. اما این فرض نمی تواند چندان محلی از اعراب داشته باشد. چرا که در حال حاضر هاشمی وضعیت مطلوبی چه در مجمع و چه در خبرگان ندارد. مجمع به دلیل عدم حضور رئیس جمهور و نیز برخی وقایع رخ داده در آن و در ارتباط با مصوبات و تصمیمات اتخاذ شده چالش ها و جنجال های بسیاری را برای هاشمی پدید آورده است. در مجلس خبرگان نیز سکوت هاشمی و برخی مواضع شتابزده وی از جمله ارتباط با عناصر فتنه و جلوگیری از محاکمه فرزند خود اِدبار گسترده خبرگان ملت را در باره این مواضع به همراه داشته است. به گونه ای که خبرگان ملت همواره از هاشمی درخواست اتخاذ مواضع انقلابی، همراه با دوری از جریان فتنه و بازگشت به آغوش انقلاب و رهبری را داشته و دارند. پس فرض حفظ وضعیت موجود که یکی از بدترین وضعیت ها برای هاشمی است منتفی به نظر می رسد.
ب- هاشمی به دنبال تعریف سناریویی جدید است تا بر پایه آن نقش محوری در زمینه رویکرد نظام نسبت به اصلاح طلبان بر عهده داشته باشد. یعنی با توجه به اشتباهات اصلاح طلبان و پشیمانی برخی گروه ها و شخصیت های این جریان و تمایل آنان به قرار گرفتن در بدنه نظام، کس یا کسانی لازم اند تا با پادرمیانی و میانجیگیری، نقش بازگرداننده طیف نادمین اصلاح طلب را بر عهده گیرند. اما باید دانست استقرار هاشمی در جایگاهی که خود به نوعی حامی اصلاح طلبان تندرو و فتنه گران بوده مانع از آنست که بتوان چنین تحلیلی برای آینده هاشمی قائل شد. بنا بر این، بی طرف نبودن هاشمی در حوادث گذشته چنین فرضی را نیز منتفی می کند.
ج- هاشمی رفسنجانی به دنبال مدیریت بر جریان دوم خرداد است. چند مولّفه می تواند صحت این تحلیل را ثابت کند.
1- نا امیدی هاشمی از حفظ وضعیت فعلی و خوف از وخیم تر شدن شرایط
2- نبود رهبری واحد در جریان اصلاح طلب
3-خروج چند تن از سران این جریان مانند موسوی و کروبی از حاکمیت و معارضه علنی آنها با نظام 4. اصرار اصلاح طلبان به هاشمی برای به عهده گرفتن رهبری این جریان
به نظر می رسد این عوامل و علت هایی دیگر، دست در دست هم داده و هاشمی را بر آن داشته تا به فکر جذب گروه ها و طرفداران دوم خرداد باشد. از همین رو با سخنانی این چنین آن هم در روزهای پیش از برگزاری اجلاس خبرگان قصد دارد آینده سیاسی خود را با این جریان شکست خورده و در حال اضمحلال گره بزند. با توجه به حضور طرفداران اصلاح طلبان در کشور، می توان گفت هاشمی در این اندیشه که با جذب هواداران این جریان و به تبع آن پیوستن به جریان خاکستری نظام ( نه چپ نه راست ) بار دیگر و با وجود تکرار اشتباهات فاحش دو سال اخیر خود حیات سیاسی اش را تولدی دوباره ببخشد، چنین تصوری را در ذهن می پروراند. بسیاری بر این عقیده اند که سخنان اخیر هاشمی به نوعی ابراز علاقه و گره خوردگی رسمی وی با جریان معارض نظام می باشد که از درون اصلاح طلبان بیرون آمده است. چرا که با توجه به وضعیت نه چندان خوشآیند هاشمی در میان گروه های سیاسی، لیدری و مدیریت جریان اصلاح طلب می تواند به وی امکان عرض اندامی دوباره در فضای اجتماعی و سیاسی کشور ببخشد. عرض اندامی که آینده چندان درخشانی برای آن نمی توان متصور شد.


پایان سخن

باید توجه داشت که از صدر اسلام تاکنون اصلی ترین پاشنه آشیل خواص، درگیر شدن در تب و تابِ احساسیِ ساخته شده توسط اطرافیان بوده است. فرزند زبیر شاهد خوبی بر این مدعاست . سید مهدی هاشمی و شاید هم مهدی هاشمی هم از همان تبار اند . 

 

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 بازخواني اسنادي درباره نقش مهدي هاشمي در فتنه88
به گزارش راهبردنیوز"مهدي هاشمي رفسنجاني از ايران خارج شد و به لندن رفت ". اين همان خبر داغي بود كه مثل توپ در فضاي سياسي و رسانه‌اي كشور تركيد و به كسي اجازه نداد كه چشم هايش را بر ارتباط آن با چهارمين دادگاه متهمان كودتاي مخملي و سخنان شوك برانگيزي كه در آن مطرح شد، ببندد. البته دفتر هيأت امناي دانشگاه آزاد كه مشغله‌هاي زيادي همچون زمينه چيني براي وقف اموال 250 هزار ميليارد توماني دانشگاه را در دستور كار داشت، دفاع از رئيس خود را هم به برنامه‌هايش افزود و كوشيد تا نگاه‌هايي را كه سفر مهدي هاشمي و اعترافات مطرح شده در دادگاه‌ها را جدا از هم نمي‌داند، به سوي ديگري بچرخاند. "پيرو انتشار خبر سفر آقاي مهدي هاشمي در برخي سايت‌ها و خبرگزاري‌ها، جهت روشنگري به اطلاع مي‌رساند كه مهدي هاشمي، رئيس دفتر هيأت امناي دانشگاه آزاد جهت بازديد و رسيدگي دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامي در خارج از كشور، چندين روز قبل از دادگاه مورخه سوم شهريور 88 به خارج از كشور عزيمت نمودند و قطعاً بعد از اتمام مأموريت سازماني خويش جهت پاسخگويي به مطالب كذب مطرح شده در دادگاه به كشور بازخواهد گشت. "اين متن همان اطلاعيه‌اي بود كه دفتر هيأت امناي دانشگاه آزاد چند روز پس از سفر مهدي هاشمي رفسنجاني منتشر كرد اما با خودنمايي پي در پي اتهامات مهدي هاشمي، از بيانيه خود عقب نشست و ترجيح داد كه ديگر درباره رئيس خود سخني نگويد.

* نماينده تام الاختيار

چند ماه پيش تر، شايد هيچ كسي از جمله خود مهدي هاشمي هم گمان نمي‌كرد كه كمتر از سه ماه بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم، نزديكترين يارانش كليد افشاي مفاسد او را بزنند و انگليس را آماده يك ميزباني طولاني از وي كنند.

19 ارديبهشت 88، درست در بحبوحه تبليغات انتخاباتي كانديداها، منابع خبري در خبري كه ارزش آن بعداً روشن شد، از عضويت مهدي هاشمي در "كميته مشترك صيانت از آرا " خبر دادند. بر اساس اين خبر در جلسه‌اي كه در منزل حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني در خصوص بررسي وضعيت نامزدها و فضاي انتخاباتي و با حضور ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و محمد خاتمي برگزار شده بود، مهدي هاشمي به عنوان نماينده تام الاختيار در "كميته مشترك صيانت از آرا " معرفي شده است.

عضويت مهدي هاشمي در اين كميته، ماه‌ها بعد به عنوان يكي از اتهامات وي مطرح شد؛ موضوعي كه آقاي هاشمي رفسنجاني در واكنش به آن گفت: مهدي در انتخابات صرفاً تجربياتش پيرامون صيانت از آرا را مطرح كرده است.

گرچه آغاز نقش آفريني و رايزني‌هاي پنهان مهدي درباره پروژه انتخابات رياست جمهوري دهم به ماه‌ها پيش برمي‌گشت، اما ورود رسمي وي به كميته مذكور آغاز علني فعاليت‌هاي وي در اين زمينه عنوان مي‌شود.

كميته مشترك صيانت از آرا همان كميته‌اي است كه ضمن ساختن نظرسنجي‌هايي مجعول و القاي خروجي آن به ميرحسين موسوي، بار سنگين تهيه، تدوين و القاي ادعاي تقلب را هم به دوش كشيد.

آنچنان كه گزارش‌ها حكايت مي‌كرد، قرار بود مأموريت اصلي كميته صيانت از آرا "پس از انتخابات " و در صورت شكست كانديداهاي اصلاح‌طلب آغاز ‌شود اما نظرسنجي‌هاي مختلف، زمان مأموريت آن‌ را به جلو انداخته بود.

اين محافل در عين حال از تحقق نتيجه مطلوب در انتخابات هم نااميد نبودند و كارساز شدن تخريب و متهم كردن رقيب را محتمل مي‌دانستند. در واقع هرگز سعي نمي‌شد كه اعتبار انتخابات به صورت مطلق زير سؤال برده شود.

در پاسخ به موج بزرگ شبهه‌افكني‌هاي مورد اشاره بود كه رهبر انقلاب اسلامي در بيستمين سالگرد رحلت امام خميني (ره) با اشاره به تلاش چند ماهه رسانه‌هاي بيگانه براي مخدوش جلوه دادن انتخابات رياست جمهوري، تأكيد كرده بودند: دشمنان ملت، گاه انتخابات ايران را انتصابات مي‌خوانند و گاه مي‌گويند رقابت نامزدها بازي كنترل شده درون حكومت است و انتخابات حتماً با تقلب همراه خواهد بود كه البته هدف همه اين تلاش‌ها، ضربه زدن به مردم سالاري ديني و جلوگيري از مشاركت قوي مردم در انتخابات است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تعيين مسئولان مختلف نظام را از افتخارات ملت ايران دانستند و تأكيد كردند: بيگانگان درصددند اين افتخار و سرافرازي را از ملت بگيرند اما هركس به استحكام نظام و به اسلام و ملت ايران علاقه‌مند است عقلاً و شرعاً بر او واجب است كه در انتخابات شركت كند.

روز پس از آن هم، آيت‌الله جنتي در آخرين نماز جمعه پيش از انتخابات در روز 15 خرداد، با اشاره به تبليغات محافل بيگانه خاطرنشان كرد: اينها ياوه‌گويي‌هايي است كه با هدف دلسرد كردن ملت ايران مطرح مي‌شود اما شوراي نگهبان با نظارت قوي و قدرتمند در صحنه است و من به شما قول مي‌دهم وظيفه شوراي نگهبان در حفاظت از آرا به خوبي صورت خواهد گرفت و همه مي‌دانند كه شوراي نگهبان نه حزبي دارد و نه منافعي و فقط به يك وظيفه الهي در مسير خط امام و رهبري مي‌انديشد.

اصرار طراحان و سران كميته صيانت از آرا در تخطئه سلامت انتخابات اما، همچنان ادامه يافت تا ترديدي در اين موضوع باقي نماند كه در صورت رويگرداني مجدد مردم از جريان مخالف دكتر احمدي‌نژاد، اين جريان علاوه بر ايجاد راه گريزي براي فرار از شكست، پيروز انتخابات را متهم به تقلب مي‌كند.

در همين راستا، در روز 19 خرداد ماه و درست سه روز پيش از انتخابات، رؤساي كميته صيانت از آراي ستاد ميرحسين موسوي و مهدي كروبي در نامه مشتركي به دبير شوراي نگهبان، از آنچه "تخلفات گسترده در انتخابات " ناميدند، ابراز نگراني كردند.

رسانه‌هاي جريان مخالف احمدي نژاد هم در روز انتخابات در خدمت طرح پروژه كميته مذكور قرار گرفتند و در حالي كه رأي گيري همچنان ادامه داشت و حتي گزارش‌هاي ناظران صندوق‌ها حاكي از وضعيت نامطلوب كانديداي مطلوب مهدي هاشمي بود، يكي پس از ديگري با انتشار ارقامي خودساخته مدعي مي‌شدند كه ميرحسين موسوي "پيروز قطعي " انتخابات است.

سايت جمهوريت هم كه در جريان چهارمين دادگاه متهمان كودتاي مخملي فاش شد كه تحت مديريت مهدي هاشمي فعاليت كرده است، در خبري با عنوان "خاتمي به ميرحسين تبريك گفت " كوشيد تا پيروزي موسوي را قطعي قلمداد كند.

در نتيجه اين القائات تبليغاتي بود كه ميرحسين موسوي كه پيش‌تر توزيع "سهام عدالت " و "سفرهاي استاني " رئيس‌جمهور را دليلي بر تخلف و صحت ادعاي خود مي‌دانست، در اقدامي عجيب در شب انتخابات و در حالي كه رأي‌گيري در بسياري از حوزه‌ها همچنان ادامه داشت، مدعي پيروزي خود در انتخابات شد.

وي در ساعت 11 شب 22 خرداد در حالي كه همچنان مدعي تقلب در انتخابات بود گفت كه بر اساس گزارش‌هايي كه از نيروهايش در حوزه‌هاي رأي‌گيري به او رسيده، با فاصله زياد پيروز قطعي انتخابات است.

از همين جا بود كه پروژه تقلبي كه ماه‌ها پيش كليد خورده بود، وارد فاز عملياتي شد و در كمتر از 12 ساعت به همراه بيانيه‌هايي احساسي، منجر به آغاز آشوب‌هاي پرهزينه‌اي در پايتخت كشور شد.

در واقع در انتخابات 22 خردادماه كه ايران اسلامي شاهد حضور قريب به 40 ميليون ايراني در پاي صندوق‌هاي رأي و "يك انتخابات بي‌سابقه " در دنيا بود، عدم تمكين مدعيان دموكراسي و قانونگرايي در برابر اراده و انتخاب اكثريت مردم، اين حماسه بي‌نظير را در ذائقه ملت تلخ نمود.

* اتفاق نظر درباره مهدي هاشمي

اما نكته‌اي كه بسياري از فعالان سياسي و دانشگاهي بر آن اتفاق نظر دارند و نزديكان مهدي هاشمي هم در اعترافاتشان آن را تأييد كردند، نقش محوري او در آغاز، اداره، تقويت و ادامه آشوب‌هاي خياباني پس از انتخابات است.

در همين زمينه بود كه سايت انتخاب دو روز پس از آغاز ناآرامي‌ها خبر داد "حمله اراذل و اوباش به مردم و تخريب اموال عمومي با ساماندهي فرزند يكي از چهره‌هاي سياسي كشور درحال پيگيري است. "

براساس اطلاعاتي كه اين سايت فاش كرد، "اراذل و اوباش " با هدايت و ساماندهي مستقيم مهدي ه. درحال اغتشاش در مناطق مختلف تهران هستند.

همچنين برخي ديگر از رسانه‌ها از پرداخت 30هزار تومان به هر نفر آشوبگر براي هر شب اغتشاش خبر داده‌اند.
بخش كوچك ديگري از مبالغي كه مهدي هاشمي خرج سرپا نگاه داشتن آشوب‌ها كرد، بعدها رو شد. جايي كه حجت الاسلام حميد رسايي، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، اعلام كرد: در جريان حوادث اخير با برخي از اين افراد قرارداد بستند و مسئول دفتر مهدي هاشمي گفته است 200 ميليون تومان كوچكترين رقمي است كه ايشان براي به آتش كشيدن دو ميدان به اراذل و اوباش داد.
مهدي در روزهاي مشغله آشوب‌ها تنها نبود. همسرش هم مي‌كوشيد تا بخش از سنگيني بار "تقويت آشوب ها " را به دوش بكشد. در جريان يكي از اين تلاش‌ها در روز 12 مرداد 88 بود كه همسر مهدي هاشمي حوالي ميدان ونك در تهران دستگير شد.
فرشته هاشمي پس از دستگيرشدن و با طي مراحل قانوني، در اختيار مراجع ذيربط قرار گرفت اما صبح روز بعد با وساطت‌هاي صورت گرفته آزاد شد.

محمد هاشمي برادر حجت الاسلام اكبر هاشمي درباره دستگيري همسر مهدي هاشمي مي‌گويد: نمي‌دانم ايشان را شناسايي كرده بودند يا ايشان را به عنوان يك فرد عادي دستگير كرده بودند. چون نسبت به ايشان بدرفتاري كرده و ايشان را ضرب و شتم كرده بودند. اما از اطلاع يا عدم اطلاع آنها از اين‌كه ايشان عروس آقاي هاشمي است آگاه نيستم. رفتاري كه با ايشان شده بود، حتي به عنوان يك فرد عادي دور از ارزش‌هاي اسلامي و انساني بوده است. اكبر هاشمي رفسنجاني هم در يك محفل خصوصي گفته كه همسر مهدي هاشمي براي عيادت يكي از بستگانش به بيمارستاني در حوالي ميدان ونك رفته بوده اما دستگير شده و موهايش را كشيده‌اند!
البته مهدي هاشمي پيشتر شاهد دستگيري خواهرش، فائزه، به همراه برخي بستگانش، از جمله خواهرزاده‌هايش و همسر حسين مرعشي در جريان ناآرامي‌هاي 30 خرداد بود.

به هر حال گفته شد دليل دستگيري همسر مهدي هاشمي شعارهاي تند و تيز و غيراخلاقي بود كه وي و همراهانش عليه مسئولين نظام در درگيري‌هاي پراكنده و روز 12مرداد سر مي‌دادند.

يك شاهد عيني در اين باره گفت كه "همسر مهدي هاشمي در ناآرامي‌هاي پراكنده روز 12مرداد از حضور در جمع اغتشاشگران خودداري و سعي مي‌كند با نزديك شدن به مأموران، با سر دادن شعارهاي تند و بعضاً غيراخلاقي عليه مسئولين نظام، آنها را تحريك به برخورد فيزيكي نمايد كه در نهايت با سه بار تذكر مأموران، توسط دو مأمور زن، دستگير و با مقاومت غيرمعمول با فشار به داخل خودروي مأمورين انتظامي برده مي‌شود. "

* روزهاي تلخ مهدي

روزهاي تلخ مهدي هاشمي درست از زماني شروع شد كه ناآرامي‌ها سير نزولي اش را آغاز و سران و فعالان جريان براندازي يكي پس از ديگري پاسخگوي اتهامات خود شدند.

پر سر و صداترين اظهارات تابستان سال 88 را حمزه كرمي و مسعود باستاني، دو فعال آشوب‌ها، درباره مهدي هاشمي مطرح كردند.
حمزه كرمي، مدير كل سياسي دفتر رئيس جمهوري در دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، عضو حزب كارگزاران سازندگي، مدير سايت "جمهوريت " و از كارمندان دانشگاه آزاد بود كه دست به يك افشاگري بي سابقه درباره مهدي هاشمي زد.

او در چهارمين دادگاه متهمان كودتاي مخملي در روز سوم شهريور ماه 88، در دفاعيات خود اظهار داشت: "با توجه به اين‌كه اينجانب مدير اسمي سايت جمهوريت بودم و در واقع مدير رسمي اين سايت مهدي هاشمي بود، از دادگاه اجازه مي‌خواهم كه ابتدا مسائل مربوط به انتخابات نهم رياست جمهوري را توضيح بدهم.... از سال 82 به توصيه محمد هاشمي رفسنجاني به سازمان بهينه‌سازي مصرف سوخت رفتم. وقتي وارد آن سازمان شده و شروع به كار كردم در خلال كار متوجه قصد حضور آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در انتخابات دور نهم شدم. بايد بگويم كه در سازمان بهينه‌سازي مصرف سوخت نيز مهدي هاشمي نقش مؤثري داشت. وي معتقد بود كه انتخابات در ايران با پول بيت‌المال برگزار مي‌شود و اعتقادي به هزينه شخصي براي انتخابات نداشت. لذا بنده با وي صحبت كردم و البته گوشزد هم كردم كه استفاده از پول
بيت المال در انتخابات جرم است ولي مهدي هاشمي نمي‌پذيرفت. سازمان بهينه‌سازي مصرف سوخت بايد در جهت كاهش و بهينه‌سازي مصرف سوخت كار مي‌كرد. البته شركت‌هاي مختلفي هم با اين سازمان قرارداد داشتند كه از جمله اين شركت‌ها شركتي با مديريت الف.الف بود كه كار اين شركت نيز ساخت تيزر‌هاي تبليغاتي و در كل تبليغ بود. همه رؤساي اين شركت‌هايي كه با سازمان بهينه‌سازي قرارداد داشتند از دوستان مهدي هاشمي بودند و آمادگي گرفتن پول تحت عنوان بهينه‌سازي و تبليغات انتخاباتي براي كانديداي مدنظر مهدي هاشمي را داشتند و اين شركت‌ها با سند سازي‌هاي صورت گرفته، موظف شدند كه كار تبليغاتي براي مهدي هاشمي انجام بدهند. "

* پولشويي‌هاي مهدي

اين فعال آشوب‌ها ادامه داد: "يك شركت 500 ميليون تومان براي چاپ يك ميليون جلد كتاب پول دريافت كرده بود در حالي كه تنها 25 هزار جلد كتاب شد و مابقي پول صرف تبليغات مورد نظر مهدي هاشمي شد. مهدي هاشمي معتقد به پولشويي بود. وي پول‌هايي را از سازمان بهينه‌سازي دريافت مي‌كرد و آنها را مكرراً به دلار و ريال تبديل مي‌كرد. وقتي كه دليل اين كار را از وي پرسيديم، وي گفت كه با اين كار كسي نمي‌تواند منشأ پول‌ها را كشف كند... مهدي هاشمي به اين اقدامات خود در حالي دست مي‌زد كه اين پول‌ها بايد صرف تبليغات براي بهينه‌سازي مصرف سوخت صرف مي‌شد نه تبليغات براي پدر وي. پول‌هايي كه وي براي تبليغات در دور نهم انتخابات رياست جمهوري براي پدرش هزينه كرد معادل 2 ميليارد تومان بود. "

* فشار مهدي هاشمي براي تلقين شبهه تقلب

كرمي اضافه كرد: سايت جمهوريت ابتدا قرار بود از كانديدايي در انتخابات حمايت و نسبت به دولت نهم نيز نقدهايي داشته باشد ولي با فشارهاي مهدي هاشمي، اين سايت تبديل به سايت تضعيف كننده سازمان‌هاي نظامي از جمله بسيج و سپاه و سازمان‌هاي دولتي شد و حتي اين سايت خدمات دولت را نيز پول پاشي معرفي مي‌كرد و كار به جايي كشيد كه اين سايت بر خلاف واقعيت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقين كرد.

* 4 محور فعاليت سايت مهدي هاشمي

مسعود باستاني، از گردانندگان اصلي سايت جمهوريت، ديگر متهمي بود كه به خود جرأت داد تا درباره اتهامات مهدي هاشمي سخن بگويد.
وي به همكاري و ارتباط خود با سايت‌ها و شبكه‌هاي ضد انقلابي چون راديو فردا، روز آنلاين، هفته‌نامه شهرگان و راديو چكاوك اذعان كرد و همزمان با اين‌كه گرداننده اصلي سايت جمهوريت را "مهدي هاشمي رفسنجاني " معرفي مي‌كرد، گفت: حمله به عملكرد 4 ساله دولت و تضعيف نهادهاي قانوني كشور همچون شوراي نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيروي مقاومت بسيج و نيز نيروي انتظامي، تضعيف شخص احمدي‌نژاد، ايجاد شبهه در انتخابات، ارائه اخبار ضد و نقيض مبني بر سوء‌استفاده از اموال دولتي و القاي تقلب در انتخابات جزو محورهايي بود كه در راستاي وحدت شكني و ايجاد التهاب در جامعه، ما آن را در دستور كار داشتيم.

اين فعال اغتشاشات اخير تأكيد كرد: سوژه10 برابر شدن صندوق‌هاي سيار از طريق مهدي هاشمي رفسنجاني به سايت جمهوريت داده شد؛ همچنين اخبار ستادهاي موسوي نيز در دستور كار اين سايت بود.

وي با اشاره به انتشار شب‌نامه‌اي توسط وي و گردانندگان سايت جمهوريت عليه رئيس جمهور اين شب‌نامه را مصداق توهين و افترا عنوان كرد و گفت: مقرر شد تا هزينه مالي اين ويژه‌‌نامه از سوي كرمي و هاشمي رفسنجاني تأمين شود و پس از تهيه به اعضاي ستاد 88 تحويل داده شد تا آنان اين شب‌نامه را توزيع كنند.

البته اين همه ماجرا نبود چرا كه محمدرضا نوربخش، عضو شوراي مركزي سايت جمهوريت هم بر سخنان همسنگرانش تأييد كرد و گفت: ماه پاياني منتج به انتخابات كه مهدي هاشمي در كميته صيانت از آراء عضويت يافت آقاي كرمي عملاً اداره سايت را برعهده گرفت و بحث پيروزي قطعي موسوي در انتخابات را مطرح كرد و در همين زمينه نظرسنجي‌هاي غيرمستندي نيز منتشر مي‌شد... در ابتداي همكاري با سايت جمهوريت اين ذهنيت وجود داشت كه اين سايت انتخاباتي است ولي رفته رفته متوجه شديم استراتژي و سوژه‌هاي مهدي هاشمي وسيع‌تر از خط تخريب دولت است و سيبل ما از دولت به نظام تغيير يافت و بين اين سايت و رسانه‌هاي ضد انقلاب همسويي ايجاد شد.
هرچند انكار ارتباط با سايت‌هاي يادشده و تشكيك درباره صحت اعترافات متهمان در دستور كار مهدي هاشمي و نزديكانش قرار گرفت اما شاهد اين ادعاها نامه‌اي است كه كروبي يك روز پيش از انتخابات به هاشمي رفسنجاني نوشت و نسبت به تخريب‌هاي سايت جمهوريت اعتراض كرد. همچنين اسماعيل گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتماد ملي در گفت‌و‌گويي مطبوعاتي اظهار داشت: "مهدي هاشمي سايت جمهوريت را هدايت مي‌كند. بارها هم ما تماس گرفتيم ولي متأسفانه اين تخريب‌ها همچنان ادامه دارد و تنها سؤال ما از آنها اين است كه چرا كروبي را تخريب مي‌كنند... "

گرچه دادگاه محمدعلي ابطحي، معاون حقوقي رئيس دولت اصلاحات و عضو مجمع روحانيون مبارز پيش از مديران سايت جمهوريت برگزار شده بود اما او هم از نقش مهدي هاشمي در جريان آشوب‌ها غافل نشده و افشا كرده كه "به خيابان آوردن جمعيت قبل از انتخابات مقدمه‌اي بود براي به خيابان آوردن آنها در شب شنبه(25 خرداد 88)، افرادي مانند فاتح، تاج زاده، خاتمي و ستادش، مهدي هاشمي و آدم‌هايش براي اين‌كه جمعيت را در خيابان‌هاي شهر نگه دارند خيلي فعال بودند و همه اينها در پيش‌بيني و طراحي برنامه براي شب شنبه نقش داشتند. " اين جملات در كيفرخواست دادگاه اول متهمان آشوب‌ها ذكر شده بود.

البته كارشناسان امنيتي اعتقاد دارند در ميان گروه‌هايي كه ابطحي به عنوان محرك‌ها نام برد، نقش مهدي هاشمي و آدم هايش جلوه بيشتري دارد.

سخنان ابطحي را سردار جعفري، فرمانده كل سپاه پاسداران هم چندي بعد تأييد كرد. وي حدود يك ماه پس از برگزاري دادگاه اول آشوب‌ها در جمع پيشكسوتان دفاع مقدس به بخشي از اعترافات ابطحي اشاره كرد و گفت كه "خاتمي و فاتح و مهدي هاشمي رفسنجاني مي‌گفتند كه برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخابات گذشته فرق مي‌كند. در اين صورت جريان اصولگرا و رهبر ديگر نمي‌توانند سرشان را بلند كنند و اين معناي يكسره كردن كار است. يعني رسيدن به يك نظام با ولايت فقيه بسيار ضعيف شده يا بدون ولايت فقيه جا بيفتد؛ اعتراضات در انتخابات كاملاً برنامه‌ريزي شده بود. "

به اين همه مي‌توان ابهامات و اتهامات مهدي هاشمي در پرونده‌هاي نفتي و ماجراي استات اويل را كه احمدي‌نژاد در مناظره با ميرحسين موسوي به گوشه‌اي از آن اشاره كرد، اضافه كرد. احمدي‌نژاد گفت: "استات اويل بي‌قانوني است كه طرف مي‌آيد اينجا محاكمه مي‌شود و محكوم مي‌شود، از زندان فراري داده مي‌شود، مي‌رود خارج و تهش پسر آقاي هاشمي است. "

* بيانيه‌ از لبنان

مهدي هاشمي به ادعاي رسانه‌هاي نزديك به وي كه از لندن راهي لبنان شده بود، نخستين بيانيه خود را از خارج عليه منتقدانش صادر كرد.
وي ساعاتي پس از برگزاري دادگاه پنجم كودتاي مخملي در روز 23 شهريور ماه 88، به طرح مجدد نامش در دادگاه اعتراض كرد. مهدي هاشمي در بخشي از اين بيانيه با حمله به سپاه پاسداران مدعي شد كه "تلاش برخي سرداران سپاه و رسانه‌هاي جمعي همراه آنان در راستاي تخريب اركان نظام و كوشش براي ايجاد تفرقه در صفوف سياسي جمهوري اسلامي ايران، امري غريب و باورنكردني است كه خوش‌بينانه‌ترين عامل اين اظهارات سنگر گرفتن در پناه رهبر معظم انقلاب براي توجيه اقدامات ناشايسته خود آنهاست. "

اين سخنان او واكنشي به افشاگري فرمانده سپاه بود كه مردادماه اعترافات ابطحي را درباره مهدي هاشمي رسانه‌اي كرده بود.

مهدي هاشمي همچنين در بيانيه‌اش نوشت: "تأمل برانگيزتر اين‌كه براي تقاضاي اينجانب براي انتشار پاسخ، خود را در حصار آهنين امنيت مي‌بينند و هيچ جوابي نمي‌دهند، حال آن‌كه به وفق قانون اساسنامه سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران "چنانچه در برنامه‌هاي پخش شده سازمان (اعم از خبري، ‌گزارشي، توليدي در قالب‌هاي مختلف بياني، تصويري و نمايشي) از شبكه‌هاي محلي، ‌سراسري و بين‌المللي و يا در اطلاعيه‌هاي صادره از سوي آن سازمان، مطالبي مشتمل بر توهين، افترا يا خلاف واقع نسبت به هر شخص (اعم از حقيقي يا حقوقي) باشد و يا به هر نحوي اظهارات اشخاص تحريف گردد، مراحلي بار احقاق حق ملي خواهد شد. "

وي پس از دادگاه چهارم نيز از طريقي به عزت الله ضرغامي نامه نوشته بود و به خاطر پخش شدن نامش در رسانه ملي اعتراض كرده بود.

* نامه به رئيس قوه قضائيه

گرچه اواخر شهريور ماه 88 همچنان روزهاي آغازين سفر جنجالي مهدي است اما در روز 29 اين ماه نامه‌اي خطاب به رئيس قوه قضائيه منتشر شد كه امضاي مهدي هاشمي هم پاي آن بود.

مهدي، محسن، ياسر، فائزه و فاطمه هاشمي رفسنجاني در اين نامه خطاب به آيت‌الله لاريجاني ادعا كرده بودند كه در "سال‌هاي اخير " از همه منابع دسترسي به قدرت و بيت المال دور بوده‌اند.

آنان خود را "هاشميان " ناميده و نوشته بودند: " تاكنون نهادهايي همچون وزارت اطلاعات و سازمان بازرسي كل كشور و در يك مورد، هيأتي ويژه كه با موافقت مسئولان عالي نظام تشكيل شد، رسيدگي‌هايي معمول داشته‌اند كه متأسفانه به علل نامعلوم نتايج آن به اطلاع افكار عمومي نرسيده است. "

* اعتراضات مردم و دانشگاهيان

فضاي سياسي برخلاف آنچه برخي مشاوران مهدي هاشمي انتظار داشتند، پيش نرفت. اعتراض و انتقادات بلافاصله پس از خروج مهدي هم به راه افتاد و تا هفته‌ها حاضر نشد صفحه اول رسانه‌ها را ترك كند.

بيانيه پشت بيانيه، اطلاعيه پشت اطلاعيه، مصاحبه پشت مصاحبه و... از جمله اقداماتي بود كه تشكل‌هاي دانشجويي، احزاب، سياسيون و... پيرامون مهدي هاشمي منتشر و بيان مي‌كردند.

در ادامه اين اعتراضات، روز 20 آبان ماه خبري در صدر رسانه‌هاي مجازي قرار گرفت كه از درخواست 201 تشكل دانشجويي سراسر كشور از آيت‌الله لاريجاني، رئيس قوه قضائيه، براي برخورد قضايي با ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و مهدي هاشمي رفسنجاني حكايت داشت.
به اعتقاد اين 201 تشكل، مهمترين تخلفات ميرحسين موسوي، كروبي و مهدي هاشمي رفسنجاني "تهمت به نظام مقدس جمهوري اسلامي با زير سؤال بردن اصل انتخابات بدون ارائه دليل و سند "، "تشويق افراد به اردوكشي خياباني و در نتيجه آشوب و شورش، تخريب اموال عمومي و خصوصي، مجروح كردن و كشتن هموطنان بي‌گناه، ‌بر هم زدن امنيت عمومي "، "حضور در تجمعات غير قانوني "، "افترا و هتك حرمت اشخاص حقيقي و حقوقي " و "شركت در مراسم ختم افراد زنده در جهت تشويش اذهان عمومي " است.

آنان بر اين اساس ابراز اميدواري كرده‌اند كه "دستگاه قضا به عنوان مدعي العموم و مدافع حقوق نظام و ملت، صحنه‌گردانان اصلي حوادث اخير را به پاي ميز محاكمه بكشاند. "

* توصيه دادستان؛ پاسخ مهدي هاشمي

در واكنش به اين گونه درخواست‌ها بود كه عباس جعفري دولت آبادي، دادستان عمومي و انقلاب تهران به مهدي هاشمي توصيه كرد هرچه زودتر به ايران بازگردد تا اگر معتقد است اتهامي به او وارد نيست، از خود دفاع كند.

با اين حال، مهدي هاشمي كه حدود سه ماه پيش از كشور خارج شده، در پاسخ به هشدار دادستان، نامه‌اي را روانه دادستاني تهران كرد و اتهاماتش را نپذيرفت، اما نگفت كه چه زماني به كشور برمي‌گردد.

اين نامه واكنش دادستان تهران را به دنبال داشت. دولت آبادي بار ديگر تأكيد كرد: هيچ فردي در دستگاه قضايي در حاشيه امن نيست و اگر افراد مدعي بي‌گناهي هستند، بهتر است در مرجع قضايي حاضر شوند.

* مهدي پرونده‌هاي جدي ندارد

محسن هاشمي، برادر بزرگ مهدي، در اين نامه كه تنها يك روز پس از نامه برادرش مهدي، به دادستاني تهران، منتشر شده، به سخنان عليرضا زاكاني، نماينده تهران در مجلس، درباره اتهامات سياسي و اقتصادي اعضاي خانواده خود اعتراض كرد.
رئيس متروي تهران در نامه اش نوشت كه "هيچ پرونده‌اي براي او در قوه قضائيه مطرح نبوده و تا به حال هم براي مفاسد اقتصادي به هيچ دادگاه و حتي بازپرسي‌اي احضار نشده‌ است. "

او همچنين عنوان كرده كه برادرش، مهدي هم پرونده‌هاي جدي ندارد.

زاكاني، يكي از اعضاي كميته شش نفره مجلس شوراي اسلامي در انتخابات رياست جمهوري در دانشگاه امام صادق (ع) در پاسخ به سؤالي در خصوص تخلفات مهدي هاشمي گفته بود: مهدي هاشمي پرونده‌هاي جدي از سال‌هاي دهه 70 دارد كه ان‌شاءالله به آنها نيز رسيدگي خواهد شد.

* دفاع پدر

دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هم روز 15 آذر گزارشي از ديدار آقاي هاشمي رفسنجاني با جمعي از دانشجويان مشهدي را منتشر كرد.

آقاي هاشمي در قسمتي از اين ديدار در پاسخ به سؤالي در خصوص عدم بازگشت مهدي هاشمي به كشور عنوان داشت: "مهدي خيالش از پرونده‌ها و تهمت‌ها راحت است و هم‌اكنون براي رسيدگي به وضع دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي خارج از كشور در حال گذراندن رساله دكتراي خود در خارج از كشور است و در انتخابات نيز صرفاً تجربياتش پيرامون صيانت از آرا را مطرح كرده است و دخالتي در كار ستادها يا تظاهرات نداشته و اگر دادگاهي او را احضار كند، حضور مي‌يابد. "

* ديدارها تازه مي‌شود

حمايت‌ها از مهدي هاشمي در شرايطي صورت مي‌گرفت كه اولين خبر درباره ديدارهاي خانواده و نزديكان مهدي هاشمي با او دي ماه 88 منتشر شد. بر اساس اين خبر "اعضاي خانواده مهدي هر هفته وي را در خارج از كشور ملاقات مي‌كنند. خانواده مهدي هاشمي، هر هفته ايران را ترك مي‌كنند و براي ملاقات با مهدي هاشمي عازم كشور امارات مي‌شوند. در مواقعي هم كه مهدي هاشمي در امارات حضور نداشته باشد، خانواده او از اين كشور عازم انگليس شده و در آنجا با وي ديدار خواهند كرد. خانواده او سفر به انگليس را تقريباً هر ماه تجربه مي‌كنند. "

* از مأموريت مهدي هاشمي بي‌اطلاعم

با وجود اطلاعيه دفتر هيأت امناي دانشگاه آزاد كه رياست آن بر عهده شخص مهدي هاشمي رفسنجاني است و همچنين اظهارات آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني، كريم زارع طي مصاحبه‌اي با خبرگزاري فارس در مورخ 27 دي درباره مأموريت مهدي هاشمي رفسنجاني از سوي دانشگاه آزاد گفت كه هنوز موضوع مأموريت آقاي مهدي هاشمي برايش مشخص نشده. وي همچنين ادامه داد كه "من گفته‌ام كه موضوع مأموريت آقاي هاشمي را به من بگويند ولي هنوز به من چيزي نگفته‌اند! "

پس از ماجراي راهپيمايي ده‌ها ميليوني "9‌دي " در محكوميت هتك حرمت روز عاشورا از سوي جريان فتنه، فتنه گران از خيابان‌ها جمع شدند و بسياري از سياسيون بر موضوع "مرگ فتنه " مهر تأييد زدند. به همين دليل فرصت بيشتري به منتقدان رسيد تا مطالبه "رسيدگي به اتهامات مهدي هاشمي " را به صورت جدي‌تري مطرح كنند.

* تشكيل پرونده

در نتيجه موج جديد مطالبه‌گري از دستگاه قضا بود كه حجت‌الاسلام‌و‌المسلمين ابراهيم رئيسي، معاون اول قوه قضائيه در روز 12 بهمن خبر داد كه "اراده دستگاه قضايي بر اين امر استوار است كه به هيچ عنوان رسيدگي به اتهامات منتسبان به خواص را كنار نگذارد و پرونده فرزندان هاشمي نيز به دادسراي تهران ارجاع شده است و در موعد مقرر در جريان قرار مي‌گيرد. "

براي تحصيل دكترا و مأموريت به خارج رفتم پس از انتشار اين خبر، مهدي هاشمي بار ديگر دست به قلم شد و پس از گذشت 6 ماه از خروجش از كشور، در اين باره به ايراد توضيح پرداخت.

وي در تاريخ 88.11.28 و در پاسخ به گزارش خبري فارس با عنوان "پنج ماه از حضور مهدي هاشمي در لندن گذشت؛ مأموريتي كه مرد شماره 2 دانشگاه آزاد از جزئيات آن بي‌خبر است "، نوشت: "خبرگزاري فارس هر از چند گاهي به بهانه سفر تحصيلي اينجانب به خارج از كشور، آن را مستمسكي براي تكرار ادعاهاي غيرقانوني برخي محكومين جريانات بعد از انتخابات در دادگاه قرار مي‌دهد و لابد شخص، ارگان يا سازمان و مسئولين قضايي نيز به اين سايت خبري به دليل تكرار ادعاهاي محكومين عليه اينجانب كه رهبري معظم انقلاب رسماً در خطبه‌هاي نماز جمعه خود آن را بي‌اعتبار توصيف كردند، هيچ‌گونه اعتراض و يا بازخواستي نمي‌كند كه اين گونه خود را در حاشيه امن آهنين مي‌دانند؟! همچنانكه كراراً اعلام شده است يكبار ديگر اعلام مي‌كنم كه اينجانب براي ادامه تحصيل مقطع دكتري و رسيدگي به دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامي در چندين شعب خارج از كشور به خارج سفر كرده‌ام و از حدود 5 ماه اقامت در خارج از كشور حدوداً يك ماه آن را در لندن به سر برده‌ام و مابقي اين مدت در ساير كشورها در تردد و سركشي و مأموريت بوده‌ام و مانند يك شهروند عادي به دور از جنجال‌هاي ساختگي خبرگزاري فارس و ساير سايت‌هاي همسو و زنجيره‌اي به ادامه تحصيل در خارج از كشور ادامه مي‌دهم. "

* صدور حكم جلب مهدي

با اين حال يك ماه بعد، مرتضي بختياري، وزير دادگستري هم كه در جلسه هفتگي جامعه وعاظ تهران سخن مي‌گفت با اشاره به خواست عامه مردم براي رسيدگي به اتهامات مهدي و فائزه هاشمي تصريح كرد: پرونده براي مهدي و فائزه هاشمي تشكيل شده است.

جدي شدن روند پيگيري پرونده مهدي هاشمي زماني روشن شد كه "حكم جلب " وي صادر شد.

خبر صدور حكم بازداشت مهدي هاشمي روز 27 فروردين 89 در صدر اخبار خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي اينترنتي قرار گرفت. خبر صدور اين حكم و قطعي شدن دستگيري وي در جلسه مشترك رئيس قوه قضائيه و اعضاي كميسيون قضايي مجلس مورد تأييد قرار گرفت.

در اين جلسه تصريح شده بود كه در صورت ورود مهدي هاشمي به كشور، وي بر اساس اين حكم دستگير خواهد شد.

همچنين درباره احتمال عدم مراجعت مهدي هاشمي به كشور و راه‌هاي قانوني دستگيري وي مطالبي عنوان شد اما جزئيات آن هرگز اعلام نشد به همين دليل بود كه موضوع درخواست كمك از پليس بين‌الملل(اينترپل) براي بازداشت مهدي هاشمي، مطرح شد.
در راستاي همين موضوع بود كه روح‌الله حسينيان، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در همان ايام، خواستار بازگرداندن مهدي هاشمي به كشور به وسيله پليس بين‌الملل شده بود.

رئيس فراكسيون انقلاب اسلامي اضافه كرد: "در همين راستا حكم بازداشت وي از سوي دادستاني صادر و به دادسراي كيش داده شد تا نيروي انتظامي پيگير آن باشد و حكم ديگر نيز در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفت. "

حسينيان با بيان اين‌كه هنوز حكم بازداشت وي به پليس بين‌الملل نرسيده است، خاطرنشان كرد: "با توجه به آن‌كه نيروي انتظامي ايران عضو اينترپل است، اين نهاد مي‌تواند با جمع‌آوري اسناد مربوط به جرم وي آن را تحويل اينترپل بدهد تا در لندن دستگير و به مقامات جمهوري اسلامي تحويل داده شود. " حتي يكي ديگر از نمايندگان مجلس پا را از اين فراتر گذاشت و خواستار دست به كار شدن سربازان گمنام امام زمان(عج) براي دستگيري و بازگرداندن مهدي هاشمي به كشور شد.

* تكذيب از "لندن "

مهدي هاشمي كه همچنان در انگليس به سر مي‌برد، در بيانيه‌اي، انتشار خبر صدور حكم جلب خود را "غوغاسالاري " ناميد!
وي ضمن رد صدور هرگونه حكم از سوي دادگاه، دستگاه قضا را متهم كرد كه در برابر فشارهاي يك "جريان سياسي خاص " كه البته نامي از آن نبرد، تسليم شده است: "توجه داشته باشيد همه اين مسائل در شرايطي بيان مي‌شود كه نه حكمي از طرف دادگاهي صادر شد و نه توضيحي از طرف من ارائه و اين همه نشان از تلاش خطرناك همان جريان خاص براي فشار بر قوه‌قضائيه است كه مي‌خواهند از دستگاه عدالت‌محور و مجري عدالت، در جهت مطامع و اغراض ناعادلانه سياسي خويش استفاده نمايند. "
مهدي هاشمي همچنين اظهار داشت كه "از دستگاه قضايي انتظار دارم اجازه ندهد اين غوغاسالاري‌ها، اعتبار قضاوت را مخدوش كند "! وي در پايان اين بيانيه، مانند بيانيه‌هاي پيشين خود بار ديگر اعلام كرد كه حاضر است براي رسيدگي به اتهاماتش در دادگاه حاضر شود.

* سفر خانواده مهدي هاشمي به لندن

احتمال پناهندگي مهدي هاشمي به انگليس زماني مطرح شد كه همسر وي به همراه دو فرزندش به لندن رفته و اعلام كردند كه قصد بازگشت به ايران را ندارند.

خانم "فرشته هاشمي " پس از سفر به لندن به برخي اطرافيان خود اعلام كرد كه قصد بازگشت به ايران را ندارد.
گفته شد كه وي به درخواست مهدي هاشمي عازم لندن شده است.

* كشف اسناد محرمانه دولتي از دفتر مهدي هاشمي

هنوز بازتاب‌هاي صدور حكم جلب مهدي هاشمي و پناهندگي وي در فضاي سياسي و رسانه‌اي كشور ادامه داشت كه يك رويداد جنجالي ديگر، پرونده جديدي را به اتهامات مهدي هاشمي افزود و آتش انتقادات عليه او را بلندتر كرد.

بر اساس اين خبر، دادستاني تهران در اطلاعيه‌اي در 8 خرداد ماه امسال جزئيات بازرسي خود را از دفتر تحت مديريت مهدي هاشمي در دانشگاه آزاد منتشر كرد.

در اين اطلاعيه آمده بود: "در پي دريافت گزارش‌هايي مبني بر نگهداري برخي از مدارك و اسناد دولتي و محرمانه خارج از وظايف دانشگاه آزاد اسلامي در يكي از ساختمان‌هاي متعلق به آن دانشگاه (طبقه ششم ساختمان محل استقرار دفتر هيأت امنا) و نيز تلاش عده‌اي براي خارج كردن اين اسناد و مدارك از مركز ياد شده، موضوع در دستور كار اين دادسرا قرار گرفت. پس از بررسي موضوع و تأييد صحت گزارش‌هاي دريافتي ياد شده توسط ضابطين، دادستاني تهران چهارشنبه شب هفته گذشته با صدور دستور قضايي مقرر كرد با حضور نماينده دادستان و رعايت موازين شرعي و قانوني براي يك نوبت، از محل بازرسي و اسناد مذكور قبل از خروج كشف و مراتب صورتجلسه شود. در پي بازرسي انجام شده از محل اسناد و مدارك زيادي درباره برخي قراردادهاي نفت و گاز، اسناد مالي غير مرتبط با دانشگاه آزاد، اسناد محرمانه دولتي و نيز گزارش‌هاي مرتبط با يكي از متهمان حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري كشف و ضبط شده است. بازرسي ياد شده در چارچوب مقررات و توسط مأمورين ذي صلاح صورت گرفته و تمامي اسناد مكشوفه صورتجلسه شده و هم اينك توسط كارشناسان مربوطه در حال بررسي است و دادسراي تهران طبق مقررات در مورد مدارك ياد شده متعاقباً اتخاذ تصميم خواهد كرد. "

با اطلاعيه دادسراي عمومي و انقلاب ايران، صحت اتهامات وارده بر مهدي هاشمي بيش از پيش تقويت و از سوي ديگر احتمال بازگشت وي به ايران كم‌رنگ‌تر از گذشته شد.

علاوه بر اين، انتشار اين خبر بار ديگر اين موضوع را در ميان مردم به راه‌انداخت كه چرا يك مؤسسه كه تحت نظارت شوراي عالي انقلاب فرهنگي فعاليت مي‌كند، امكانات خود را كه براي دانشجويان اين دانشگاه در نظر گرفته شده، براي يك جريان خاص سياسي هزينه مي‌كند؟
درباره جزئيات اين اسناد خبري رسمي منتشر نشد اما بر پايه دفاعيه مستند مديرمسئول روزنامه ايران جلسه رسيدگي به شكايت مهدي هاشمي رفسنجاني در روز 14 آذر امسال، "در اين ساختمان اسناد ويژه و حتي اسنادي با طبقه‌بندي محرمانه - خيلي محرمانه- سري و بكلي سري از نهاد‌هايي چون وزارت اطلاعات، ستاد كل نيروهاي مسلح، رياست جمهوري، بانك مركزي، قوه قضائيه، شوراي عالي امنيت ملي، وزارت نفت و... نگهداري مي‌شده و جاي شگفتي دارد كه تعداد زيادي از بولتن ها، گزارش‌ها و نامه‌هاي رسمي، سري و بكلي سري برخي دستگاه‌هاي امنيتي درباره اقدامات مجرمانه و مفاسد سياسي و اقتصادي مهدي هاشمي نيز در دفتر او موجود بوده و در فايل‌هاي جداگانه بايگاني شده بود. كاست‌هاي ضبط شده از جلسات هيأت امناي دانشگاه آزاد و برخي جلسات محرمانه مجمع تشخيص مصلحت نيز به اين ساختمان منتقل شده و اقداماتي به واسطه آن صورت گرفته بود. "

* شكايت از رسانه‌هاي ارزشي


مهدي هاشمي كه به گزارش منابع خبري از اپوزيسيون داخلي خواسته است كه از رسانه‌هاي ارزشي شكايت و آنان را به اين شيوه مشغول كنند، اخيراً از روزنامه ايران شكايت كرده بود كه البته پس از بررسي‌ها، هيأت منصفه مطبوعات رأي به تبرئه "كاوه اشتهاردي " مدير مسئول روزنامه ايران دادند.

مهدي هاشمي پيش از اين، از سايت خبري "رجانيوز " شكايت كرده بود.

به گفته محمود عليزاده‌طباطبايي، علت اين شكايت ها، طرح موضوع دريافت رشوه توسط مهدي هاشمي از شركت هلندي استات اويل و پرداختن به دخالت وي در آشوب‌هاي بعد از انتخابات 88 اعلام شد.

با اين حال هيأت منصفه مطبوعات استان تهران با اكثريت قريب به اتفاق مدير اين سايت را مجرم ندانست.

اين سومين ناكامي مهدي هاشمي در شكايت از رسانه‌هاي ارزشي است.

وي پيش از اين هم از روزنامه‌هاي وطن امروز و جوان نيز شكايت كرده بود كه دادگاه، رأي به برائت مديران مسئول اين دو روزنامه داده بود.
شكايت‌هاي پي در پي مهدي هاشمي از مطبوعات ارزشي در حالي است كه وي بيش از يك سال پيش از كشور خارج شده و با وجود صدور حكم جلبش تاكنون حاضر نشده است به ايران برگردد. دستگاه قضا هم تاكنون اقدامي عملي براي بازگرداندن وي صورت نداده است.
من جانباز شيميايي هستم!

مهدي هاشمي رفسنجاني در آخرين روز آبان ماه امسال نامه‌اي سرگشاده خطاب به دادستان كل كشور نوشت و براي بازگشت خود از انگليس به ايران و همچنين حضور در جلسه محاكمه در دادگاه، براي قوه قضائيه "شرط " تعيين كرد!

اين متهم فراري در حالي كه مدت‌ها از صدور حكم جلب او توسط وزارت اطلاعات و دستگاه قضا مي‌گذرد، ضمن تأييد شايعات مربوط به بازگشت خود از لندن، واكنش افكار عمومي نسبت به اين مسئله را "اوج گيري شانتاژها "ناميد.

مهدي هاشمي در اين نامه، براي بازگشت خود شرط تعيين كرده و خطاب به "محسني اژه‌اي " نوشت: مطمئناً جناب‌عالي و همكاران مي‌دانيد رسماً اعلام كرده‌ام علي‌رغم مسئوليت نظارت بر دانشگاه‌هاي آزاد خارج از كشور؛ مشغول تحصيل در دانشگاه آكسفورد هم هستم كه براي تهيه پايان‌نامه دكترايم مي‌باشد، آماده حضور در محكمه مي‌باشم و شرط‌‌هاي من را هم مي‌دانيد كه هيچ درخواست غيرقانوني در آن نيست؛ مهمترين آنها دادگاه مستقل و مصون از تحميل‌هاي نيروهاي امنيتي است با همه حقوق دادگاه و متهم و نيز توجه به شكايات متهم.

وي در ادامه اين نامه، خواست مردمي براي بازگشت خود به كشور و حضور در دادگاه و پاسخگويي به اتهامات را نقشه‌اي براي "پدر مظلوم " خود دانست و مدعي شد: بي‌شك هدف اينها شخص اينجانب نيست؛ بلكه هدف پدر مظلوم من است و خودشان مي‌دانند كه آسيب اين ظلم‌ها دامن انقلاب را هم مي‌گيرد.

مهدي هاشمي رفسنجاني همچنين پيشاپيش براي قاضي پرونده خود هم تعيين تكليف و اعلام كرد كه "مطمئنم يك دادگاه عادل منع تعقيب صادر خواهد كرد. " وي در پايان نامه هم خودش را "جانباز شيميايي " و "خادم صنايع نفتي ايران " ناميد.

* پاسخ محسني اژه‌اي

حجت‌الاسلام محسني‌اژه‌اي، سخنگوي قوه قضائيه در چهارمين نشست خبري خود در پاسخ به سؤال فارس، مبني بر ابهامات مورد نظر مهدي هاشمي در نامه‌ ارسالي به دادستان كل كشور گفت: درباره اين نامه بايد بگويم يك نامه بدون امضا براي من آمده است كه پائين آن اسم مهدي هاشمي نوشته شده ولي هيچ امضايي ندارد. تفاوت‌هايي در برخي از عبارت‌هاي نامه‌اي كه به دست من رسيده با نامه منتشر شده در برخي از سايت‌ها وجود دارد.

دادستان كل كشور افزود: در اين نامه عنوان شده كه احضاريه ابلاغ نشده، سربرگ آن مشخص نبود و به آدرسي اشتباه رفته است. اما هيچ يك از اين موارد صحت ندارد.

سخنگوي قوه قضائيه با نشان دادن نامه احضار مهدي هاشمي به خبرنگاران گفت: كپي نامه را از دادستان تهران گرفتم و ملاحظه مي‌كنيد كه تمام جزئيات لازم از جمله اسم مهدي هاشمي، نام پدر و آدرس به درستي قيد شده است. احضار وي در تاريخ 12 اسفند 88 بوده و اين نامه در تاريخ 15 اسفند 88 توسط مأمور ابلاغ ارسال شده و وكيل آنها آقاي طباطبايي در تاريخ 18 اسفند 88 مراجعه كرده و گفته كه پيرو ابلاغ برگه احضاريه به آدرس منزل موكل رسيده است.

اين موضعگيري، آخرين خبر مهمي است كه درباره مهدي هاشمي در فضايي رسانه‌اي منتشر شده است. با اين حال مطالبه گري افكارعمومي براي رسيدگي به اتهامات مهدي هاشمي كه بيش از 15 ماه است ادامه پيدا كرده است، همچنان خواستار اقدام عملي مقامات قضايي و تحقق سخنان آنان درباره كسي است كه "شاه كليد فتنه 88 " لقب گرفته است.

بر اين اساس بايد ديد مسئولان قضايي چه زماني به وعده‌هاي خود جامه عمل مي‌پوشانند و محكمه رسيدگي به اتهامات مهدي هاشمي را بر پا مي‌كنند.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 تبیین نقش هاشمی رفسنجانی در فتنه 88
دکتر الهام در همایش «دهه بصیرت»در دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم :

تبیین نقش هاشمی رفسنجانی در فتنه 88

نقش هاشمی در فتنه۸۸ و تشكیك در آرای مردم، نقش تكیه گاه بود كه این تكیه گاهی بالاتر از تكیه گاه بود و الا خاتمی، موسوی و كروبی ظرفیت این كار را نداشتند؛ نقطه كلیدی همین جا یعنی نقش هاشمی است.

تاريخ انتشار: شنبه 18 دی 1389

مشاور حقوقی رییس جمهور با بیان این که در انتخابات سال آینده مجلس، با فتنه های جدیدی رو به رو خواهیم بود، گفت: نباید ظرفیتی که برای کوبیدن فتنه ایجاد شده است جمع شود، چرا که با بایگانی و فراموش کردن آن ها تجربه ها فراموش شده و فتنه جدید شکل خواهد گرفت.
به گزارش ایلنا ، غلامحسین الهام صبح امروز در همایشی با عنوان «دهه بصیرت» که در محل سالن همایش های دفتر دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم برگزار شد، افزود: در صورتی که حوادث پس از انتخابات سال گذشته به فراموشی سپرده و تحلیل نشود، هز زمان احتمال احیاي این جریانات وجود خواهد داشت.

وی با بیان این که چند نفر را به عنوان سران فتنه می شناسیم، گفت: آن ها در زندگی غیر عادی خودشان هستند و انزوای آن ها بزرگترین تنبیه برای آن هاست؛ البته اگر تا کنون آن ها با وجود چنین شرایطی هم توبه نکردند، به دلیل عدم تنبیه آن ها بوده که تا کنون تحقق نیافته است، چرا که شرط توبه تنبیه است.

عضو سابق شورای نگهبان افزود: اگر این افراد در انتخابات ریاست جمهوری رأی اکثریت را می آوردند، منتظر تنفیذ رهبری نمی ماندند؛ از همان ابتدا کودتایشان را آغاز کرده و مراکز اداری را به تصرف در می آوردند، چرا که ما می دانیم این ها هدفشان براندازی بود و با فاصله رأی که به وجود آمد، نتوانستند اقدامات خود را عملی کنند.

وی با اشاره به زندانیان سیاسی که از زندان آزاد شده اند، گفت: برخی که از زندان آزاد شدند، در فرصت آزادی شان، فکر کرده و مسائلی را طراحی کردند، چرا که نمی توان فکر و اندیشه را از افراد گرفت.

الهام اظهار داشت: خدا کند که ما اشتباه کنیم، اما برگشت را در این ها نمی بینیم.
وی با اشاره به نقش تکیه گاه در حوادث سال گذشته گفت: به دلایلی که روشن است یک عده تکیه گاه اصلی بودند و البته جریانات پنهانی نیز هستند که در داخل و خارج افرادی را آماده کرده و فتنه درست می کنند.

مشاور حقوقی رییس جمهوری گفت: احساس این است که عده ای به دنبال بازسازی و احیاء وضعیت فتنه گران و اهداف آنان هستند و به دلیل این که شاید شیوه کاری که داشتند، سوخته باشد، از سبک و موضوع جدید استفاده و آدم جدید پیدا مي‌کنند.

وی در توضیح بیشتر مطلب فوق گفت: برای مثال این نیست که دوباره موسوی همانند کروبی ده بار دیگر کاندیدا شود، چرا که نفاق باید آن قدر تدبیر داشته باشد تا آدم جدید بسازد.

الهام گفت: باید آینده را دید و از یک سوراخ دوبار گزیده نشد، چرا که ممکن است این افرادی از درون همین مجموعه روی کار بیایند که رهبری نسبت به آن ها نگران باشد، چرا که این امر در نظام ما که مبتنی بر رأی مردم است امکان دارد.

وی با بیان این که تکیه گاه فتنه چیزی است که فتنه روی آن مسئله به ظاهر حق ،‌ مانور می دهد، گفت: تکیه گاه ها بسیار مهم هستند و این تکیه گاه ها، گاهی اشخاص و گاهی موضوعات اند که البته در این مورد باید گفت که جایگاه افراد بسیار مهمتر از موضوعات است.

وزیر سابق دولت نهم، گفت: از ابتدای انقلاب تا کنون دشمن روی بسیاری از اشخاص تکیه کرده که از آن جمله می توان به آیت الله طالقانی(ره) در بحث ایجاد دو رهبری، بنی صدر، آقای منتظری، خاتمی در حوادث18تیر 78، و هاشمی در فتنه اخیر اشاره کرد.

وی با اشاره به سخنان سید محمد خاتمی، پس از حوادث 18تیر 78، تصریح کرد: ریشه فتنه78 ، خاتمی و دولت او بود و حتی زمانی که همه چیز برملا شد و گند کار در آمد، باز هم او حاضر نشد اشتباه را قبول کند و در يك سخنرانی در همدان اشتباه را به گردن آیت الله مصباح یزدی انداخت و گفت آنهایی مقصرند که خشونت را تئوریزه کردند و این همانند جریان کشته شدن عماریاسر بود که پس از آن که مشخص شد سپاه معاویه ایشان را کشته است، معاویه گفت که عمار را علی کشته است چرا که علی(ع) او را به میدان آورده است.

الهام با تأکید بر این که آیت الله هاشمی رفسنجانی در حوادث پس از انتخابات سال گذشته نقشی اساسی داشت، گفت: اگر نامه هاشمی چند روز قبل از انتخابات خطاب به رهبری مبنی بر این که احمدی نژاد را کنار بگذار نبود، وضعیت به گونه دیگری رقم می خورد؛ اگر ایشان تصریح نمی کردند که آتش زیرخاکستر بروز خواهد کرد و خیابان ها اشغال خواهد شد، این حوادث به وجود نمی آمد؛ در آن نامه هاشمی خبر از طرحی می دهد که می خواهد رهبر انقلاب را تهدید کند. وی افزود: رئیس جمهور را که رهبری انتخاب نمی کند، بلکه مردم ا نتخاب می کند، اما در آن نامه به رهبری فشار می آورد که احمدی نژاد را حذف کن.

مشاور حقوقی رئیس جمهور با بیان این که عمده تحلیلی که در ذهن خواص پیش آمده این است که هاشمی نقشی اساسی و محوری را در فتنه ایفا کرده است، خاطرنشان كرد : برای آقای هاشمی فقط سکوت نبود، بلکه آن پیامی که زنش اعلام می کند که اگر رأی نیاوردید بریزید خیابان، یا آن جایی که دخترش می گوید با وجود خاتمی و پدر من رهبری ،‌رهبری نمی کرد، همه نشان از نقش هاشمی در فتنه دارد.

وی تأکید کرد: نقش هاشمی در فتنه88 و تشکیک در آرای مردم، نقش تکیه گاه بود که این تکیه گاهی بالاتر از تکیه گاه بود و الا خاتمی، موسوی و کروبی ظرفیت این کار را نداشتند؛ نقطه کلیدی همین جا یعنی نقش هاشمی است.
عضو سابق شورای نگهبان گفت: البته فراموش نکنیم که این ها برای انتخابات سال آینده برنامه دارند.

وی با اشاره مجدد به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته گفت: فتنه گرها شهر قم را هدف گرفته بودند و از خود آن آقا یعنی هاشمی خط می گرفتند که بروید سراغ مراجع قم و از این طریق پروژه ارتباط با مراجع را هدف گرفتند.

الهام با بیان این که هدف از ارتباط با قم، پیش گرفتن راه های تحقق انقلاب اسلامی بود، گفت: قبل از انقلاب هم زندانیان سیاسی با مراجع تقلید دیدار می کردند اما آن ها فکر می کردند که می توانند با دیدار با مراجع، آن ها در این بازی فعالیت خواهند کرد.

وی گفت: این ها می خواستند نمونه مشروطه را ایجاد کنند اما به فضل خدا این اتفاق رخ نداد و قم خود را در مبارزه با فتنه زیر پرچم مراجع، پیشگام نشان داد.

مشاور حقوقی رییس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود، گفت: مهم این نیست که بگوییم کسی را حذف می کنیم، بلکه باید با تحلیل درست در سخنان و عملکرد اشخاص، کسی را که موضع گیری های مشکوک دارد، یقه اش را گرفت و از او خواست که شفاف باشد.

الهام با بیان این که ممکن است یک کاندیدای ریاست جمهوری بگوید که به دلیل ایجاد وحدت باید موضع گیری های خاصی را کرد، گفت: باید چهار چوب هایی داشت و در جایی که تقیه ضرورتی ندارد از آن پرهیز کرد؛ موضع گیری صریح در مقابل فتنه سال گذشته موجب روشن شدن مردم خواهد شد و از این رو تقیه ضرورتی ندارد.

وی با تأکید بر این که افراد باید موضع گیری های شفاف داشته باشند. گفت: کسانی که در حوادث سال گذشته تا کنون نه این طرف بوده اند و نه آن طرف، اگر فردا روزی به صحنه آمدند باید به مردم پاسخ دهند، چرا که حوادث سال گذشته خودش شاخص بود و حتی گذشته از آن، عاشورا که خود شاخص است؛ البته ممکن است که بگویند چند منافق فریب خورده این کار ها را کردند، اما مهم این است که چه کسی آن ها را تشویق کرده است.
الهام در ادامه پرداختن به حوادث عاشورای 88 تهران، گفت: من داوری قضایی نمی کنم اما حرف قانون فعلی است که جریانات محارب تا وقتی که مرکزیت آن ها باقی است همه اشخاصی که در ان ها فعالیت می کنند ولو فعالیت غیر مسلحانه همه آن ها محارب هستند.

وی تصریح کرد: منافقین این ظرفیت را نداشته و ندارند که در روز عاشورا کاری کرده باشند، بلکه کسان دیگری این بستر را فراهم ساختند و ما باید ریشه آن ها را بخشکانیم.
وزیر سابق در دولت نهم، گفت: این جریانات در حال بازسازی هستند و از این رو در انتخابات مجلس در سال آینده با فتنه جدیدی رو به رو خواهیم بود.

وی اظهار داشت: نباید ظرفیتی که برای کوبیدن فتنه ایجاد شده است جمع شود، چرا که با بایگانی و فراموش کردن آن ها تجربه ها فراموش شده و فتنه جدید شکل خواهد گرفت.

الهام در پاسخ به سؤال یکی از حاضران مبنی بر این که آیا انتخاب مجدد هاشمی برای ریاست مجلس خبرگان رهبری، صورت خواهد گرفت، تصریح کرد: در مجلس خبرگان خاصة الخواص حضور دارند و جایگاه ریاست آن جایگاه والایی است که در گذشته افرادی چون آیت الله مشگینی(ره) در آن حضور داشت و از این رو خبرگان باید با بصیرت، آن جایگاه والا را حفظ کنند.

وی در پاسخ به سؤال دیگری که آن هم در رابطه با انتخاب مجدد آیت الله هاشمی در جایگاه ریاست مجلس خبرگان بود، گفت: اگر همه سؤالات در این باره را بپرسید ممکن است که اعضای خبرگان جلسه را تعطیل کرده و آن را به تعویق بیاندازند و از این رو اجازه دهید خود خبرگان تصمیم بگیرند.
وی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر این که اگر خاتمی تکیه گاه اصلی فتنه78 بود، چرا شورای نگهبان او را تأیید صلاحیت کرد؟، گفت: بخشی از تصمیمات نظام بر اساس مصالح گرفته می شود.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که چرا محاکمه فتنه گران صورت نمی گیرد، گفت: در قوه قضاییه مصلحت هایی را می بینند که ما نمی بینیم.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 بررسی نقش عفت مرعشی در فتنه 88
عفت مرعشي همسر جناب آقاي هاشمي رفسنجاني مي باشد، ايشان از خانواده اي روحاني و نوه ي آية الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي(ره) صاحب كتاب عروة الوثقي مي باشد.خانم عفت مرعشي اگرچه نقش خيلي پر رنگي در ايام پس از انتخابات نداشتند، اما صحبتي در رابطه با انتخابات داشتند،كه قابل تأمل است و شايد بتوان گفت صحبت خانم مرعشي مانند نامه همسرشان، جناب آقاي هاشمي رفسنجاني به رهبر عزيز انقلاب، محركي براي آشوب و اردوكشي هاي خياباني بود.

 عفت مرعشی در روز ۲۲ خرداد پس از اینكه رای خود را به صندوق حسينيه جماران انداخت، خطاب به مردم و خبرنگاران گفت: «شما شاهد هستید كه من در رای خود نام میرحسین موسوی را نوشتم و امیدوارم كه تقلبی صورت نگیرد كه اگر این اتفاق بیافتد من در پل صراط از آنها نخواهم گذشت.»
وی سپس با حمله به دكتر احمدی‌نژاد گفت: امیدوارم احمدی‌نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ دریافت كنند.
همسر هاشمی رفسنجانی با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور در مناظره تلویزیونی با موسوی گفت: چرا اینگونه حرف‌های مزخرف می‌زنند و بچه‌های من را به دزدی متهم می‌كنند؟
وی در حالی که از حسینیه جماران خارج می‌شد به منزل خود که در نزدیکی حسینیه جماران قرار دارد اشاره کرد و اظهار داشت: «خانه ما را ببینید. همه شما بیایید و ببینید آیا این تهمت‌ها درست است»؟

مرعشی ادعا كرد اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌جمهور می‌شود، ولی خدا نكند تقلب كنند كه اگر اینگونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض می‌كنند

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 عکس/ محافظان هاشمی با جلیقه ضدگلوله

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 بختياري: فتنه 88 ريشه 25 ساله دارد

جام جم آنلاين: وزير دادگستري با بيان اينکه شواهد و اسناد حاکي از آن است که فتنه 88 ريشه اي 25 ساله دارد خطاب به سران فتنه گفت: شما که مدعي پيروي از خط امام هستيد آيا خط امام مرزبندي ندارد، تولي و تبري و امر به معروف و نهي از منکر ندارد، مگر امام نفرمودند ولايت فقيه تضمين کننده تداوم اهداف انقلاب است.

سيد مرتضي بختياري در گفتگو با مهر، در مورد نحوه اطلاع خود از حادثه تاسف بار روز عاشورا 6 دي ماه 88 گفت: آن روز من در يکي از هيئتهاي مذهبي مشغول عزاداري بودم و عصر عاشورا براي انجام برخي امور ضروري به دفتر کارم آمدم که به من خبر دادند عده اي فتنه گر در اين روز حرمت عاشوراي حسيني را شکسته اند.

وي افزود: بعد از اين حادثه با خبر شدم روز 9 ديماه خيل عظيم مردم ولايتمدار قصد برائت از سران فتنه و حرمت شکنان روز عاشورا را دارند. من هم به عنوان عضو کوچکي از دولت و خدمتگذار مردم در طول خيابان انقلاب تا محل تجمع همراه مردم بودم. موج جمعيت به حدي بود که پس از پايان سخنراني آيت الله علم الهدي نتوانستم با خودرو برگردم و مجبور شدم دو ساعت از داخل کوچه پس کوچه ها پياده بروم.

وزير دادگستري در پاسخ به پرسشي مبني بر اينکه يکي از شعارها و مطالبات مردم در راهپيمايي 9 دي ماه دستگيري و مجازات حرمت شکنان روز عاشورا بود بر اين اساس دستگاه قضاء چه اقداماتي انجام داده گفت: من هم خودم يکي از آنهايي بودم که در آن روز همين شعار را مي دادم چون مانند تمامي مردم معتقدم واقعه کربلا به دليل غفلت همين شعارها روي داد و به گفته بانوي کربلا حضرت زينب کبري(س) که فرمودند: کربلا حاصل غفلت از غدير بود مي بينيم يک عده فتنه گر در اين روز عزيز آمدند و به ولايت و رهبري  توهين کردند و اين به منزله شعار برعليه ولايت، غدير و کربلاست.

 رسانه هاي مدعي بيگانه اگر جرات دارند اين سوال را مطرح کنند که در مدت 2روز کدام سازمان يا نهادي ميليون ها ايراني را براي حضور در راهپيمايي حماسه ساز 9 دي هماهنگ کرد؟

وي افزود: قوه قضائيه بر اساس خواسته ملت ايران مقتدرانه عمل کرد و تمام حرمت شکنان را دستگير کرد و آن دسته که گريختند تحت تعقيب قرار دارند ولي اينکه دادگاه آنها چه زماني تشکيل مي شود مطلع نيستم و بايد از سخنگوي قوه قضائيه سوال کنيد.

بختياري با بيان اينکه شواهد و اسناد حاکي از آن است که فتنه 88 ريشه اي 25 ساله دارد ، گفت: خواست تمامي مردم محاکمه حرمت شکنان روز عاشوراي حسيني است.

وزيردادگستري در پاسخ به اين پرسش که چرا سران فتنه با منافقان و حرمت شکنان عاشورا مرزبندي نکردند، گفت: اين سوالي است که براي تمامي مردم به يک معما تبديل شده است و براي همين به آنها سران فتنه مي گويند و امروز حتي يک روستايي در دورافتاده ترين نقطه کشور هم سران فتنه را مي شناسند.

وي خطاب به سران فتنه گفت: شما که ادعا کرديد پيرو خط امام هستيد آيا خط امام اين بود؟ خط امام مرز نداشت؟ خط امام تولي و تبري نداشت؟ خط امام امر به معروف و نهي از منکر نداشت؟ آيا توصيه هاي امام در مورد اصل ولايت فقيه در زمان تدوين قانون اساسي را نشنيديد. امام رحمه الله خطاب به برخي از اعضاي خبرگان فرمودند ولايت فقيه تضمين کننده تداوم اهداف انقلاب است.

وزيردادگستري افزود: اين اتفاقات در حالي رخ  داد که رسانه هاي استکباري دائما از اين افراد حمايت کرده و اکنون نيز مي کنند اما اين آقايان هيچگونه عکس العمل  نشان نمي دهند و قائل به هيچ مرزبندي نيستد که اين مسئله همان پرسش مردم انقلابي ايران است.
 
بختياري تصريح کرد: در دوران امام علي(ع) گروهي بدون روشن کردن مواضع خود مردم زيادي را گمراه کردند ولي اين بار مردم سرگردان نشدند. در واقع روز 9 دي قله بلند بصيرت و آگاهي مردم بود.

وي تاکيد داشت: رسانه هاي مدعي بيگانه اگر جرات دارند اين سوال را مطرح کنند که در مدت دو روز کدام سازمان يا نهادي ميليون ها ايراني را براي حضور در راهپيمايي حماسه ساز 9 دي هماهنگ کرد؟ پاسخ آن است که اصلا مردم نياز به هماهنگي ندارند زيرا بصيرت و آگاهي آنان در تمام دوران ستمشاهي، انقلاب و هشت سال دفاع مقدس هميشه زبان زد جهان بوده است.

بختياري گفت: گروهي از مردم به دليل اينکه شوراي نگهبان اين افراد را واجد شرايط رياست جمهوري دانسته و سوابق خوبي هم در دوران انقلاب داشتند به آنها راي دادند ولي بعد وقتي پي به اهدافشان بردند، همانند دهه 60 که مردم شعار دادند «بني صدر پينوشه راي مرا پس بده» در کنار ديگر مردم در روز 9 دي براي دفاع از آرمان هاي انقلاب حاضر شدند.

وزيردادگستري افزود: مگر مي شود حضور 40 ميليوني مردم پس از گذشت 30 سال از انقلاب را زير سوال برد. فهم  اين موضوع نياز به بصيرت دارد تا بتوان خوب را از بد تشخيص داد اما مردم ايران ثابت کردند که بر تمامي تحرکات سياسي که نقش تعيين کننده اي در نظام انقلاب اسلامي دارد آگاهند.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 ناگفته هاي وزير اطلاعات از فتنه 88

وزیر اطلاعات در دیدار با جمعی از پرسنل نیروهای مسلح، ناگفته هایی از حوادث و فتنه پس از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری بیان کرد. 
      
به گزارش باشگاه خبرنگاران،حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در دیدار با جمعی از پرسنل نیروهای مسلح، اهمیت توجه به فرهنگ دفاع مقدس را یاداور شد و گفت: توجه به آن دوران درخشان، هشداری و وسیله ای برای بیداری از خواب غفلت و فاصله نگرفتن با ارزشها است.

وی عمده ترین موضوع مورد توجه در سخنرانی خود را "موانع ولایت محوری" معرفی کرد و افزود: مقوله ولایت محوری و ولایت مداری موضوعی است که در دوران ائمه معصومین و بعد از آن، مورد توجه است.

وزیر اطلاعات، اولین مانع در ولایت محوری و ولایت مداری را ناآگاهی از جایگاه ولایت دانست و افزود: بعد از رحلت پیامبر یک مشکل جدی و اساسی که پیش آمد، همین مقوله ولایت بود؛ خیلی ها دنبال حکومت و خلافت رفتند، ‌نه ولایت. امروز هم ما در جامعه خودمان خصوصا در این فتنه یک ساله گذشته، (که این فتنه را نباید فتنه سال گذشته بنامیم) این مسئله را مشاهده می کنیم.

وی تصریح کرد: در فتنه یک سال گذشته خیلی از افراد دخیل در این قضیه در مقوله ولایت دچار مشکل شدند. یکی از کسانی که در همین مقوله فتنه یک جایگاهی دارد، ‌در یکی از صحبت هایی که دارد بیان می کند که "من زمان حیات امام هم برای ایشان نامه نوشتم و به امام اعلام کردم که ولایت فقیه اینچنینی جواب نمی دهد. ما اگر بخواهیم حکومت به جایی برسد- دقت کنید می گوید حکومت- باید یک مجموعه کنترلی برای آن قرار بدهیم. مثلا در حوزه های علمیه به یک جمعی بگوییم که آنها هشدارهایی را بدهند،‌ در موقعیت های مختلف تذکرهایی بدهند ‌که مراقبت از حکومت بکنند لذا ولایت فقیه لازم نیست."

وزیر اطلاعات با اشاره به اینکه امروز هم مکاتباتی توسط افراد مختلف در رابطه با زیر سوال بردن مقوله ولایت فقیه با بعضی از آقایان صورت گرفته است، افزود: ببینید آنها چه موضعی گرفته اند؟ این نکته قابل توجهی است.

وی اضافه کرد: فتنه اخیر از نظر موقعیت زمانی، موقعیت انقلاب، وضعیت نظام و انقلاب در دنیای بشری و در بین کشور های اسلامی، در هر کدام از این مقولات یک جایگاهی دارد و دارای یک سری ویژگی هایی است. شناسایی منابع درآمدی سران فتنه و نزدیکان آنها
وي گفت: ما بر اساس برخی سر خط های ارائه شده، متوجه شدیم که از اول انقلاب تا به حال، یک جریانی فتنه های مختلفی که در این کشور و انقلاب شکل گرفته را هدایت و مدیریت می کند. این جریان تاکنون شناسایی دقیق نشده است. 30 سال هم از عمر انقلاب می گذرد و با کمال تأسف این کار صورت نگرفته است. اکنون مصداق های روشنی وجود دارد که ‌سران فتنه و مرتبطین آنها چگونه مدیریت می شوند و در موقعیت های مختلف قبل چگونه مدیریت شدند که نکته بسیار قابل توجهی است.

وزیر اطلاعات از بررسی دقیق وضعیت اقتصادی سران فتنه و اطرافیان آنها در بیرون و داخل کشور خبر داد و افزود: این وضعیت اقتصادی در دوران سازندگی، اصلاحات و دیگر موقعیتها بررسی شده و فهمیدیم که آنها با چه تدبیری در مسائل اقتصادی (تحت عناوین مختلف حتی خیرخواهانه) حرکت کرده اند.

وی نتیجه این بررسی ها را بسیار قابل توجه و اسف بار توصیف کرده و افزوده است: برای ارائه این بررسی ها، برنامه های خاصی داریم. اگر اکنون عدد هزینه شدن 17 میلیارد و 700 میلیون دلار توسط استکبار در جنگ نرم مطرح می شود، این رقم منهای هزینه هایی است که منافقین، ‌گروه هایی مثل گروهک ریگی، سلفی و‌ گروه های مختلفی غرب و شرق کشور از غرب دریافت می کنند و این هزینه ای است که در جنگ نرم پرداخت شده است و هزینه مستقیم نیست.

حجت الاسلام مصلحی مانع دوم در مقوله ولایت محوری و ولایت مداری را ‌جاه طلبی خواند و گفت: جاه طلبی یعنی چه؟ یعنی فرد می داند حقیقت و واقعیت چیست اما حرص و طمعش نسبت به پست و جایگاه مانعش می شود. در این فتنه یکی از اشکالاتی که عده ای نتونستند انقلاب و ولایت را همراهی کنند و کم آوردند همین جاه طلبی آنها بود که این عمدتا در خواص است.

وزیر اطلاعات یادآور شد: مانع بعدی، تعلقات دنیوی و خودداری از مبارزه در راه خداست. این افراد ممکن است در موقعیتی، در مبارزه نقش های بزرگی داشته باشند. تحجر و ظاهر بینی هم یکی از موانع در بحث ولایت محوری است.

وی پنجمین مانع در ولایت پذیری را عدالت ناپذیری عنوان کرد و اظهار داشت: متاسفانه برخی، سفرهای استانی دولت را علی رغم تأییدات مکرر مقام معظم رهبری، توزیع فقر نامگذاری کرده اند.

 آرزوی سران فتنه دستگیر شدن است

این مقام مسئول در دستگاه اطلاعاتی کشورمان در پاسخ به سوال یکی از فرماندهان که درباره جایگاه اطلاعاتی کشورمان بر روی ارکان فتنه سوال کرد، گفت: به حول و قوه الهی مجموعه دستگاه ها و سیستم اطلاعاتی کشور از یک موقعیت بسیار خوب و بالایی برخوردار بوده و سلطه بسیار خوبی بر این مجموعه ها دارد .

وی افزود: ممکن است عده ای از برخی اقدامات ما گله داشته باشند که مثلا چرا در بحث سران فتنه اقدامی انجام نمی گیرد؟ اتفاقا آنها آرزویشان همین است.

مصلحی خاطرنشان کرد: اوباما در گزارشی که به کنگره امریکا داد در رابطه با بحث فتنه و هزینه ای که برای بحث فتنه انجام داد، اذعان و اعتراف کرد که سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران به ما اجازه نداد تا بتوانیم از شبکه مجازی برای فعال کردن شبکه های اجتماعی مان استفاده کنیم. آنها هزینه سنگینی در این جهت انجام دادند.

وزیر اطلاعات تاکید کرد: به حول و قوه الهی سیستم اطلاعاتی ما اشراف بسیار خوبی بر این مجموعه ها پیدا کرد و تمام خط و ربط های آنها هم شناسایی شد.

ماجرای رمزگذاری ایمیل های فتنه گران

وی با بیان ناگفته ای از تسلط اطلاعاتی ایران بر گردانندگان اصلی فتنه گفت: پس از آنکه آمریکایی ها متوجه شدند که ما سرخط های مجازی فتنه را شناسایی کرده ایم، سریعا تمام ایمیل ها را کدگذاری و تبدیل به رمز کردند. البته به لطف خدا ظرف 24 ساعت تمام این رمزها باز شد.

مصلحی با اشاره به اینکه سرحلقه های فتنه گران از فضای فرهنگی و دانشگاهی در این جهت استفاده می کردند، گفت: به جز درصدی بسیار کم ، دیگران از آنها استقبالی نکردند ولی آن هایی هم که استقبال کردند استکبار هزینه قابل توجهی برای آنها پرداخت؛ بعضا در قالب خبرنگار، وکیل یا مجموعه های اینچنینی.

وزیر اطلاعات دولت دهم یادآور شد: در حرکت فتنه از انجمن حجتیه تا بهاییت و حتی مسیحیت تبشیری را می بینید. ‌حتی کمونیست ها و نفاق هم فعال بودند.

وی در پاسخ به سوال دیگری در خصوص اینکه چرا به وضعیت سران فتنه رسیدگی نمی شود، گفت: ‌ما نیاز به روشنگری داریم. اتفاقا آنها دنبال همین می گردند که دستگیر شوند. حتی برخی شبها جلسه خداحافظی می گذارند و می گویند فردا ما را می گیرند! البته روشنگری به این معنا نیست که اینها را رها کنیم. به هیچ وجه اینگونه نیست.

وزیر اطلاعات همچنین همراهی قوه قضائیه در این زمینه را مناسب ارزیابی کرد.

تامین مالی اقدامات فتنه گران از طریق زمین خواری

مصلحی همچنین از پیوند برخی اقدامات زمین خواری با تامین مالی برخی حرکات ضد نظام خبر داد و افزود: آنهایی که پشتوانه های اقتصادی خودشان را با همین کارها، رانت خواری و زمین خواری به وجود آورده اند، قوانینی را هم در این خصوص وضع کرده و بخشنامه هایی نیز در زمان مسئولیت خود داده اند.

وی همچنین اعلام کرد که به عنوان یک وظیفه شرعی باید تاکید کنم که بدنه وزارت اطلاعات یک بدنه متدین و حزب اللهی است.

وزیر اطلاعات در خصوص وضعیت فعلی سران فتنه نیز گفت: سران فتنه و افرادی که آنها را مدیریت می کردند در حال بازسازی خودشان هستند. برخی می خواهند به نوعی درون نظام بازگردند که این مایه خوشحالی است اما بعضی دنبال بازسازی برای تغییر تاکتیک هستند.

مصلحی در خصوص فرقه هایی چون بهائیت نیز گفت: این موضوع، یک موضوع پیچیده ای است. به خاطر اینکه سرویس های اطلاعاتی قوی چون CIA و موساد پشت سر آنهاست. در حال حاضر سران و سر رشته های آنها شناسایی و دستگیر شدند.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 حسین رضازاده سوار بر... / تصویر
 

ندای انقلاب

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 اظهارات صریح ثمری در باره اطرافیان رییس جمهور
 

سه سال پیش صلاحیت ملک زاده را رد کردم؛ این آقایان، ولایت فقیه را قبول ندارند
 
چرا وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند کاری به صلاح نیست جریان انحرافی به جای عمل نکردن به آن در برابر ولی‌فقیه می‌ایستد و عکس‌العمل‌هایی را که نباید انجام دهد، از خود نشان می‌دهد؛ اما در عین حال مصر است که ارتباط پدر و فرزندی است؛ انتهای ارتباط پدر و فرزندی پدر طالقانی به وجود می‌آید که از اردوگاه اشرف سر در آوردند و ما با صراحت این را مطرح کرده و هیچ ابایی نداریم، در حال حاضر هم اگر سکوت کرده‌ایم به دلیل فرمایش رهبر انقلاب است.
 
"عماریون"- حجت الاسلام والمسلمین ثمری که از حامیان ومبلغان جدی محمود احمدی نژادبود،اکنون به جرگه مخالفان جریان انحرافی پیوسته است.

حجت‌الاسلام علی ثمری که مشاور رئیس جمهور بود و هنوز دبیری هیأت عالی گزینش کل کشور را برعهده دارد،به افشاگری در باره برخی اطرافیان رئیس جمهور پرداخته است.

گفت وگوی وی  با خبرگزاری فارس به شرح زیر است:

* در جلسه‌ای بنده پیشنهاد دادم با توجه به اینکه پرونده "سرپرست هسته گزینش نهاد ریاست جمهوری " در قوه قضائیه مفتوح بوده و این فرد دارای حواشی است، مجددا برای صلاحیت وی استعلام شود.

*باید از وزارت اطلاعات در خصوص وی استعلام شود لذا با طی شدن مسیر قانونی، اگر هیأت مرکزی اقدام نکند بنده خودم راسا به این موضوع ورود پیدا کرده و عذر او را می‌خواهم.

* بنده را از مسئولیت ستاد غدیر نهاد ریاست جمهوری، ستاد نماز نهاد و مسئولیت تخلفات اداری مدیران عزل کردند.

*جریان انحرافی را که بعدها مطرح شد بنده یک سال و نیم قبل شناخته و به طرز تفکراتشان پی برده بودم از این رو عنوان کردم که این طرز تفکر را قبول ندارم چرا که ولایت‌مداری و ولایت‌پذیری جزء اصول باطنی و دینی این جریان قرار ندارد.

* وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند مصلحت نیست که برخی کارها انجام گیرد این جریان با بی‌توجهی کارهای خود را انجام می‌دهد. کسی که با ولایت فقیه ارتباط اعتقادی داشته باشد باید هرچه ولیّ امرگفت، چشم بگوید.

*چرا وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند کاری به صلاح نیست جریان انحرافی به جای عمل نکردن به آن در برابر ولی‌فقیه می‌ایستد و عکس‌العمل‌هایی را که نباید انجام دهد، از خود نشان می‌دهد؛ اما در عین حال مصر است که ارتباط پدر و فرزندی است؛ انتهای ارتباط پدر و فرزندی پدر طالقانی به وجود می‌آید که از اردوگاه اشرف سر در آوردند و ما با صراحت این را مطرح کرده و هیچ ابایی نداریم، در حال حاضر هم اگر سکوت کرده‌ایم به دلیل فرمایش رهبر انقلاب است.

*وقتی شخصیت بی‌بدیلی مثل حضرت آقا مطلبی را مصلحت نمی‌بینند نباید با دهن‌کجی، یک آدم معلوم‌الحال و مجهول‌الهویه را کنار دست خود علم ‌کنیم؛ انجام این کار چه معنی دارد؟

* برداشت جریان انحرافی از مردم اشتباه بود، امام (ره) این مردم را به خوبی شناختند؛ امروز هم خلف صالح امام (ره) مقام معظم رهبری این مردم را به خوبی می‌شناسند؛ مقام معظم رهبری تعبیری دارند مبنی بر اینکه این مردم کور نیستند و می‌فهمند اما جریان انحرافی تصور دیگری نسبت به مردم داشت.

*سی‌دی ظهور با محور سوء‌استفاده از عواطف پاک مردم که از سوی جریان انحرافی انتشار یافت به دلیل برداشت غلطی بود که این جریان از مردم داشتند؛ این‌ها وقتی اجتماع مردم را در سفرها می‌دیدند برداشت غلطی پیدا کرده و دچار توهم شده بودند؛ اما با مواضع و برخوردهایی که داشتند و عکس‌العمل‌هایی که از خود نشان دادند، مردم به خوبی متوجه انحراف آنها شدند.

* در دولت نهم و قبل از انتخابات دولت دهم جلسه‌ای در وزارت کشور گذاشته شد و این جریان طرفدارهای خود را دعوت کرد؛ هنگامی که رئیس‌جمهور با این آدم معلوم‌الحال وارد شد جماعتی از مردم شعار ‌دادند "فلانی حیا کن، احمدی را رها کن " این‌ها کدهایی بود که از ناحیه مردم داده شد اما آنها تصورات دیگری داشته و عجب و توهم بسیاری آنها را گرفته بود؛ البته بنده خدا را شاکرم که تا آخرین روز حضور در مقام امام جماعت نهاد تمام این موارد را بدون استثناء تذکر دادم.

*بارها به مسئولان دولتی گفتم مراقب باشید بلایی که سر بنی‌صدر آمد سر شما نیاید، ۱۱ میلیون رأی بنی‌صدر را بیچاره کرد مواظب باشید این ۲۴ میلیون هم پوست خربزه زیر پای شما نشود.

* بارها در موعظه‌های نماز جماعت در دفتر ریاست جمهور عرض کردم که امروز سوال از شما این است که پای شعارهای دینی‌ای که داده‌اید تاچه اندازه ایستاده‌اید، اکنون سوال مردم از من این است که چرا دولت عدالت محور، ارزشمدار، عدالت مدار و سینه چاک حضرت ولی عصر(عج) اجازه داده در محل استقرار قوه مجریه افراد بدنام تردد کنند و کادو بگیرند؛ اگر این اتفاق نیفتاده، بگویید نیفتاده و اگر اتفاق افتاده بگویید که چرا رخ داده است؛ اگر توجیهی دارید مردم را توجیه کنید؛ متأسفانه جوابی در این باره داده نشد و بعد از مدتی نماز جماعت نیز تعطیل شد.

*بنده بارها اعلام کرده بودم که هر وقت من را نخواستید بگویید تا دیگر نیایم؛ اما آنها جرأت این کار را نداشتند چون در پشت پرده مسائلی دارند که شاید نگران رو شدن آنها باشند.

* از مهر ماه سال گذشته قراردادم تمدید نشده و طبق گفته معاون اداری مالی و نیروی انسانی نهاد نامه‌های درخواستی جهت تمدید قرارداد که به کمیسیون ویژه ارجاع می‌شود از طرف مسئول قبلی و فعلی نهاد بدون پاسخ مانده. باز هم می‌گویم مادامی که نگویند نباشید با توجه به حکمی که در این مسئولیت برای بنده صادر شده و محدودیت زمانی ندارد به وظیفه خود عمل می‌کنم و با تمام مشکلاتی که به وجود آورده‌اند، ایستادگی می‌نمایم.

* اتفاقی که در وزارت خارجه افتاد این بود که فرد معلوم‌الحال مجهول‌الهویه‌ای که عنصر حلقه به گوش اینها است و به هیچ چیز اعتقاد ندارد به عنوان معاون اداری مالی معرفی شد و افتخار می‌کنم سه سال قبل جهت عضویت در هیأت مرکزی گزینش میراث فرهنگی این عنصر را رد صلاحیت کردیم.

* آقای فرحی فردی فرهیخته، انقلابی و متدین در وزارت خارجه است. وی معاون متکی و دبیر هیأت مرکزی گزینش نیز بود و با حساسیت خاصی با توجه به حساسیت وزارت امور خارجه کارهایش را انجام می‌داد و بنده همین جا از زحمات ایشان تشکر میکنم و از اینکه مقابل جریان انحرافی ایستاد و اجازه ورود و جذب افرادی خارج از چهارچوب قانون را نداد سپاسگزارم هر چند این مقاومت منجر به کنار زدن ایشان شد.

* برکناری آقای فرحی به دلیل پایداری در امر گزینش نیروهای اسلامی و صالح در مقابل جریان انحرافی بود؛ که این جریان افرادی را روی کار می‌آورد که بدون چون و چرا چشم بگویند.

* بنده در نامه‌ای به احمدی‌نژاد این موضوع را مطرح کردم که صفا، صمیمت، ایثار و از خودگذشتگی و سینه‌چاکی در برابر ولایت و دین، جای خود را به تملق، چاپلوسی، دروغ، تهمت و ظاهرسازی داده است .

* یک طلبه سبک‌سر را به عنوان امام جماعت مسجد نهاد قرار دادند.وقتی وارد مسجد شدم و این طلبه را در محراب دیدم، به سرعت برگشتم و از آن روز به بعد جهت حفظ مصالح، دیگر در مسجد حاضر نشدم.

* برخورد با تخلفات اداری مسئولان ارشد قوه مجریه مجموعه‌ای بود که در دولت نهم در نهاد به وجود آمد، و مسئولیت هیأت تخلفات نیز بعهده بنده گذاشته شد.انصافا کارهایی که در این دولت انجام شده چشمگیر و قابل تقدیر است؛ از این رو به مدیرانی که به آنها اتهام زده شد رسیدگی شد که تعداد قابل توجهی از پرونده‌ها تبرئه و تخلفات برخی از مدیران نیز محرز شد ولی جالب اینکه بعضی از افرادی که تخلفات آنها محرز شده بود، به محض برکناری بنده بلافاصله دوباره بر سر کارهای خود بازگشتند. روش و کار این جریان همین است از ابتدا هم به همین شکل بود اما بستر برای آنها فراهم نشده و این تصور را داشتند که با این خدمت‌رسانی، مردم دیگر حقیقت‌ها را نمی‌بینند.

* اگر بخواهیم بر اساس ولایتمداری و ولایت‌پذیری عمل کنیم باید گفت اتمام حجت‌ها صورت گرفته است، تذکرات لازم داده شده است و بایستی با درایت امور مدیریت شود. جریان انحرافی نقطه نظرات علماء و فرهیختگان جامعه را می‌داند تذکرات لازم هم از ناحیه متولیان امور فرهنگی عموماً و خاصه رهبری عزیز گرفته است و تا جایی که بنده اطلاع دارم به اندازه کافی تبیین حدود شده است و چیزی ناگفته نمانده و من بعد هر آنچه پیش آید شاکله فکری این مجموعه است.

*متولی جریان انحرافی فردی با عقبه صفر است که تعدادی از اعضای خانواده وی منافق بوده و اعدام شده‌اند.

* این جریان متأسفانه از نعمت صداقت بی بهره است . جریان انحرافی، یک جریان بی‌بته و بی‌ریشه است که یک مشت افراد متملق، چاپلوس و نان به نرخ روز خور را دور خود جمع کرده است.

* بودجه‌ای که برای جشن نوروز امسال خرج شد چندین میلیارد از پول کشور بود که دور ریخته شد؛ این جریان برای دستیابی به مکتب ایرانی در حالی تلاش می‌کند که کنار تک تک ستون‌های تخت جمشید میلیون‌ها خون انسانی که مارک برده داشتند مظلومانه ریخته شده آیا اینها امروز باید مایه افتخار ما شود؟ آیا پذیرفتنی است به گردن سرباز هخامنشی، نماد ۸ سال عزت، افتخار، شجاعت، عشق، وفا و دینداری یعنی چپیه را قرار داد؟

* بنده کدهایی دارم که می‌توان با قرار دادن آنها در کنار یکدیگر به نتیجه رسید که جریان انحرافی فراتر از سحر و جادو است.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در دوشنبه بیستم تیر 1390  |
 محمدرضا خاتمي كيست؟
 

هفته نامه عرب زبان الجمله در خصوص ديدگاه‌هاي محمدرضا خاتمي مي‌گويد: پدر محمدرضا خاتمي از روحانيون مشهور بود ولي عليرغم جو ديني خانوادگي، انديشه‌هاي محمدرضا خاتمي به سكولاريسم نزديكتر است تا به مذهب.
"عماریون"-  مدتي است كه غفلت از جريان ننگين فتنه و پياده نظام آن در فضاي موجود زمينه را براي گستاخي و سعي در به صحنه آمدن مجدد و تطهير كساني كه ضربات مهلكي را بر پيكره نظام و اسلام و اعتقادات مسلمان‌ها زدند فراهم كرده است.

كساني كه از روي غفلت و ساده‌انديشي و يا به دليل برخي از آلودگي‌هاي مالي و سياسي و تعصب‌هاي كور حزبي و جناحي اصرار دارند، بازيگران شكست خورده و رسوا شده را بار ديگر و در پوشش فريبكارانه به صحنه باز گردانند و راه را براي فتنه‌انگيزي در فرصتي ديگر باقي بگذارند.

آنهايي كه در زمان فتنه پشت‌سر دشمنان اسلام و ملت حركت كرده و موضع غير‌شفاف داشتند و هر آنچه كه از دستشان برآمد براي پنجه كشيدن بر پيكره نظام انجام دادند؛ امروز مجدداً از غفلت بخشي از اصولگرايان سواستفاده كرده و بدنبال مستمسكي براي مطرح كردن مجدد خود هستند تا شايد آبروي رفته خود را نزد ملت بازيابند، اما آنها بايد بدانند كه ملت هوشيار ايران از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شوند و اعمال فتنه‌گرانه آنها را فراموش نمي‌كنند.

يكي از اين افراد محمدرضاخاتمي است؛ وي پس از دوم خرداد و انتخاب برادرش سيدمحمد خاتمي به عنوان رئيس جمهور با تشويق برخي چهره‌هاي دوم خردادي وارد صحنه سياسي شد و دبيركلي حزب منحله مشاركت كه متشكل از دولتمردان دوم خرداد بود را بر عهده گرفت.

در دوره ششم وارد مجلس شد و در اين دوره كه يكي از چالشي‌ترين مجالس كشور پس از پيروزي انقلاب بود نائب رئيس مجلس شد.از سوي ديگر او در اين دوره رياست مركز پژوهش‌هاي مجلس را نيز برعهده داشت ليكن به ندرت و حداكثر هفته‌اي يك بار در محل مركز پژوهشها حضور مي‌يافت از اين رو در دوره 4 ساله وي عملكرد خاصي از اين مركز مشاهده نمي‌شود.

حجت الاسلام زارع فومني رئيس ائتلاف اصلاح طلبان جوان كشور كه خود در دوره اصلاخات و مجلس ششم با آنها همكاري نزديك داشت در گفت‌و گو با فارس درباره مركز پژوهشهاي تحت مديرت خاتمي اينگونه مي‌گويد: «يك مركزي كه شايد تاكنون مورد توجه واقع نشده است، مركز پژوهش‌هاي مجلس ششم بود كه دست محمدرضا خاتمي بود؛ اين مركز در كنار حلقه‌هاي ديگري مثل حلقه كيان حلقه آيين، مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري كه متشكل از افرادي كه از وزارت اطلاعات و سپاه به دليل تخلفات بيرون انداخته شده بودند، به تئوري سازي و توطئه چيني اقدام مي‌كردند.

"مركز پژوهش‌هاي مجلس مواردي را به يكسري از افراد ديكته مي‌كردند و در قالب كارهاي ظاهرا تحقيقاتي و نظرسنجي و.. به دنبال اهداف خاصي بود كه از جمله آنها اين بود كه چگونه بايد ولايت فقيه را تخريب كرد؟ در ادامه همين مركز پژوهش‌هاي مجلس ششم گروهي را مأمور كرد به قم بروند كه يكي از آنها من بودم، كه برخي مسائل را به برخي روحانيون ديكته كنيم و ارتباط بگيريم و مسائل مختلف را بايد انجام مي‌داديم. "

* مركز پژوهش‌هاي مجلس ششم چگونگي برداشتن چادر از سر زنان را بررسي مي‌كرد

فومني مي‌گويد: "يكي ديگر از مسائلي كه در مركز پژوهش‌هاي مجلس ششم پيگيري مي‌شد، اين بود كه چگونه بايد حجاب چادر را از سر خانم‌ها برداشت؛ حتي صحبت از اين بود كه زنان نماينده مجلس چگونه بدون چادر به مجلس بيايند و در مركز پژوهش‌هاي مجلس اين موضوع مطرح بود. نكته ديگري هم كه در اين مركز كار مي‌شد، چگونگي ارتباط «دختر و پسر» در قالب‌هاي خاصي بود. اين مركز همچنين با كار روي بحث امام زمان (عج) كارهاي خاصي مي‌كرد مثلا از خبرنگاران خارجي مي‌خواست كه برويد به مسجد جمكران و با تهيه گزارش و... در بحث‌هاي امام زمان وارد شويد و در آن شبهه وارد كنيد. "

** مركز پژوهش‌هاي مجلس ششم شبهه افكني در موضوع مهدويت را در دستور كار داشت

" سعي مي‌كردند براي ظهور حضرت شبهه‌پراكني كنند. اين طرح‌ها از اين مركز طراحي و شكل مي‌گرفت و به اجرا درمي‌آمد لذا نتايج آن كارها را امروز به شكل آسيب‌هايي است كه درجامعه در موضوع مهدويت شاهد هستيم لذا من اكثر اين آسيب‌هايي كه امروز با بحث مهدويت مواجه شده‌ايم، از مجلس ششم مي‌بينيم. "

هفته‌نامه عرب‌زبان الجمله: انديشه‌هاي محمدرضا خاتمي به سكولاريسم نزديك‌تر است تا مذهب

هفته نامه عرب زبان الجمله در خصوص ديدگاه‌هاي محمدرضا خاتمي مي‌گويد: پدر محمدرضا خاتمي از روحانيون مشهور بود ولي عليرغم جو ديني خانوادگي، انديشه‌هاي محمدرضا خاتمي به سكولاريسم نزديكتر است تا به مذهب؛ وي مي‌گويد كه ورود روحانيون به حكومت موجب بي‌ارزشي و بي‌حرمتي دين شده است. (هفته نامه المجله 11 مارس 2000)

همسر وي زهرا اشراقي دختر آيت‌الله اشراقي و نوه دختري امام خميني (ره) است. وي و شوهرش درسال‌هاي اخير اظهارات شگفت‌آوري در خصوص انقلاب نظام و حتي امام داشته‌اند كه به شدت مورد سوءاستفاده رسانه‌هاي بيگانه قرار گرفته است.

محمدرضا خاتمي با رد نظريه امام در خصوص مبنايي بودن مشروعيت الهي مي‌گفت: مبناي مشروعيت هر كاري رأي مردم است و قرائتي از اسلام در جمهوري اسلامي پذيرفته شده كه همه چيز را بر اساس رأي مردم مي‌داند.(جمهوري اسلامي 79/6/8)

زهرا اشراقي نيز كه بارها از سوي بيت امام به دليل اظهارات عجيبش از مصاحبه با رسانه‌ها منع شده است هر از چندگاهي در مصاحبه‌هاي گوناگون با رسانه‌هاي بيگانه اقدام به طرح مسائلي مي‌كند كه موجي از شگفتي را در داخل و خارج ايجاد مي‌كند. در يكي از اين مصاحبه‌ها اظهارات جنجالي وي درباره حجاب در گفت‌وگو با نيويورك تايمز باعث شد تا بيت امام وي را از مصاحبه با رسانه‌ها منع نمايند. نيويورك تايمز در آن مصاحبه در حالي كه تصويري بدون چادر از او منتشر كرد با بيان اينكه اگر بخواهيم در جمهوري اسلامي ايران به كسي گواهي صلاحيت بدهيم مدال طلا نصيب زهرا اشراقي مي‌شود كه نوه آيت الله خميني و همسر برادر رئيس جمهوري ايران است و شوهرش محمدرضا خاتمي رئيس فراكسيون اصلاح گرايان در مجلس است.

وي همچنين ادامه مي‌دهد كه "در جامعه‌اي كه زنان قدرت خود را از مردانشان اخذ مي‌كنند خانم اشراقي بايد از پايگاه مهمي برخوردار باشد. با اين حال اين زن 39 ساله كه مادر دو فرزند و كارمند دولت است و در آپارتمان لوكس و پرتجملي زندگي مي‌كند خود را در دام وضع خانوادگي‌اش اسير مي‌يابد و از سر كردن چادر نفرت دارد. او مي‌گويد: متأسفانه چادر رابه زور زنان تحميل كرده‌اند. چه در مكان‌هاي دولتي، چه در مدرسه دخترم. چادر يك لباس سنتي ايراني بود اما به سمبل انقلاب تبديل شد و حالا مردم براي آن حرمتي قائل نيستند. من فقط به خاطر وضعيت خانوادگي‌ام چادر سر مي‌كنم.

اين روزنامه آمريكايي در ادامه با ذوق زدگي افزوده بود: در جايي كه آيت‌الله خميني چادر را پرچم انقلاب خوانده است اين حرفها بوي طغيان مي‌دهد. خانم اشراقي بايد به عنوان عضو خانواده آيت‌الله خميني نماد انقلاب و جمهوري اسلامي آن باشد و هيچ چيز جز چادري كه سراسر بدن از فرق سر تا نوك پا را بپوشاند نمي‌تواند سمبل اين انقلاب باشد. وي در پاسخ به اينكه اگر درخيابان چادر از سر بردارد چه مي‌شود مي‌گويد: مگر مي‌خواهيد حكم قتلم صادر شود؟

گفتني است همسر رضا خاتمي در حالي از انتساب به بيت محترم امام ابراز نارضايتي و احساس محدوديت مي‌كرد كه بيشترين سوء‌استفاده و بهره‌برداريها توسط برخي اعضا خانواده خاتمي از وي به بهانه اين انتساب صورت گرفته است و اين رفتارها و عدم رضايت توصيه اكيد بيت امام راحل مبني بر خودداري از بيان اظهارات ساختارشكنانه در گفت‌وگو با رسانه‌ها همچنان با بي‌اعتنايي او همراه بود.

برخي معتقدند اين اظهارات در واقع بازتاب ديدگاه‌هاي رضا خاتمي همسر زهرا اشراقي است كه به دليل انتساب وي به امام راحل امكان سوء استفاده بيشتر رسانه‌هاي بيگانه را فراهم مي‌كند و با علم به اين واقعيت اخيرا بر حجم اين مصاحبه‌ها افزوده شده است. مهمترين نكته‌اي كه در اين مصاحبه‌ها توسط رسانه‌هاي بيگانه مورد توجه قرار مي‌گيرد مخالفت يكي از اعضاي خانواده بنيانگذار حكومت ايران با مشي فعلي جمهوري اسلامي و القاء رويگرداني اين اعضا از حكومت است تا در اثر اين القائات رويگرداني مردم از انقلاب به طريق اولي توجيه شود.

زهرا اشراقي همچنين بار ديگر در مصاحبه با يك سايت اينترنتي APS اسپانيايي زبان در اظهاراتي چالشي با حمله به دولت نهم اقدام به توهين به رئيس جمهور نمود. اشراقي در اين مصاحبه مي‌گويد: دولت ناچار خيالات شده است. فكر مي‌كند مي‌تواند هر كه را بخواهد حذف كند. فكر مي‌كند، يكسان سازي عقايد ومحدود كردن گزينه‌هاي رأي دهندگان به وي براي رويارويي با تهديديهاي خارجي كمك خواهد كرد.
اي.پي.اس در ادامه با استفاده از لقب نوه آيت الله خامنه‌اي براي اشراقي به نقل از وي ادامه مي‌دهد:‌ احمدي‌نژاد به خاطر خيالاتش در حال از دست دادن حمايت كساني است كه به وي رأي دادند. او تصور مي‌كند كه از عالم ديگر پيام دريافت مي‌كند و تصور مي‌كند كه مردم كاملا از محافظه كاران حمايت مي‌كنند و هر عقيده آنها را قدر مي دانند.

البته پيش از اين نيز در سال 1382 وقتي شيرين عبادي فمينيست و مورد اتكاي دوم خردادي‌هاي جايزه صلح نوبل را دريافت كرد فردي همچون زهرا اشراقي (همسر محمدرضا خاتمي و نوه دختري حضرت امام) از استقبال كنندگان شيرين عبادي بود.اين استقبال از كسي صورت گرفت كه سخنگوي كاخ سفيد او را چنين توصيف كرده بود:يك مدافع آرمان و شأن انساني و دموكراسي كه به صورت خستگي ناپذير كار كرده و از رژيم مذهبي رنج برده و از جمله براي ارتقاي دموكراسي و حقوق بشر در كشورش زنداني شده است.

منافقين هم اعطاي اين جايزه را اقدامي عليه سيستم مذهبي حاكم بر ايران قلمداد كرده بودند. قبح اين استقبال چنان بود كه خانم دكتر زهرا مصطفوي فرزند امام راحل اعلام كرد حضور زهرا اشراقي هماهنگ با اعضاي خانواده حضرت امام نبوده و بلكه با صلاحديد همسرش محمدرضا خاتمي صورت گرفته است. دكتر مصطفوي دبيركل جمعيت زنان جمهوري اسلامي علاوه بر اين جدايي جمعيت متبوع خود از جبهه دوم خرداد را نيز اعلام كرد.

دوم خرداديها در حالي به استقبال شيرين عبادي رفته بودند كه او علاوه بر رفتارهاي زشتي مثل كشف حجاب و روبوسي با عبدالكريم لاهيجي حقوقدان سابقه‌دار ضد انقلاب در مراسم حاشيه‌اي دريافت جايزه نوبل در مصاحبه با روزنامه يديعوت آحارونوت رژيم صهيونيستي گفته بود:
از خاتمي نوميدم و به ادامه اصلاحات پس از او چشم دوخته‌ام.

شگفت آورترين اظهارنظر خاتمي و همسرش به مصاحبه با ماهنامه رويش كه از سوي يكي از مجريان مشهور صدا و سيما منتشر مي‌شود بازمي‌گردد. در اين گفت‌و‌گو خاتمي به ضرورت انتقاد از مواضع امام راحل اشاره كرد و اظهار داشت: وقتي مطالب امام را بررسي مي‌كنيم چيزهايي به سود و چيزهايي هم به ضرر ما است. متأسفانه ما امام را به يك شخصيت دست نيافتني تبديل كرديم كه حتي بحث در مورد ايده‌ها و افكارشان امروز مجاز شمرده نمي‌شود. ممكن است چند سال ديگر خيلي دير شده باشد بحث نقادي امام بايد طرح شود تا ديدگاه‌هاي اصلي ايشان مشخص شود. ما كه امام را معصوم نمي‌دانيم. امكان دارد كه ايشان هم در دوره‌اي كمي و كاستي داشته باشد.افكار امام از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب خيلي تغيير كرد.(كيهان 87/03/07)

در ادامه اين گفت‌و‌گو زهرا شراقي همسر محمدرضا خاتمي نيز ضمن ارائه تبييني بديع! از مفهوم «انقلاب» و «اعتدال» اظهار داشت: به نظر من وقتي در ايران انقلاب شد؛ يعني همه ما تندرو هستيم. اصلا انقلاب يعني تندروي، هركسي خودش را انقلابي بداند. تندروست و هركسي هم كه به تندروي، تغييرات و اصلاحات اعتقاد نداشته باشد به معني اعتدال است كه در كشور ما هيچ معنايي ندارد. اعتدال يعني سكوت محض و بي‌تفاوتي نسبت به همه چيز (!)»

در ادامه اين گفت‌وگو محمدرضا خاتمي به موضوع حجاب زنان در جامعه اسلامي پرداخته و با اعلام اين ادعاي عجيب كه زنان بدحجاب به دليل ابراز مخالفت با نظام جمهوري اسلامي از پوشش مناسب دوري مي‌كنند (!) مدعي شد:من نمي‌دانم بدحجابي و يا خوش حجابي به چه چيزي گفته مي‌شود. اما من اصلا پديده بدحجابي را يك پديده سياسي مي‌دانم نه اجتماعي. يعني كساني كه ما آنها را بدحجاب مي‌ناميم به نوعي با اين كار اعتراض خودشان را نشان مي‌دهند(!)»

زهرا اشراقي هم در چارچوب انديشه‌هاي همسرش تأكيد كرد: اين بدحجابي كه الان وجود دارد نيست. وقتي مي‌گويند خانمها بدحجاب من نمي‌دانم حد بدحجابي كجاست. حجابي كه در ادارات و خيابان مي‌بينيم حجابي نيست كه اسلام و دين گفته بنابراين هيچ شاخصه اي وجود ندارد و اگر به كسي بگوييم بدحجابي را تعريف كن نمي‌تواند.

زهرا اشراقي سپس ضمن تحريف اساسي انديشه‌هاي حضرت امام در مورد حجاب نقل قول عجيبي را به حضرت امام خميني منتسب نمود كه مطابق رويه معمول مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني كه در برابر انتسابات اصلاح طلبان به امام راحل سكوت را برمي‌گزيند به آن واكنشي نشان نداد اشراقي ادعا كرد:‌ «حرفي كه آقا به من زدند دقيقا اين بود: همين اندازه كه حتي زن‌هاي شمال تهران پذيرفته‌اند يك روسري كوچك را روي سرشان بيندازند بايد خدا را شكر كنيم و خيلي هم ممنون هستيم ما بيشتر از اين انتظار نداريم (!)».

آنچه در خصوص محمدرضا خاتمي و زهرا اشراقي شايان ذكر است آن است كه اين دو نفر را اساسا يك ايدئولوژيك يا تئوريسين جريان تجديدنظر طلب نمي‌توان به حساب آورد بلكه آنچه سبب مطرح شدن اين دو در ميان چهره‌هاي اصلي اين جريان شده است موقعيتي است كه به علت نسبت خانوادگي با حضرت امام دارند و از همين موقعيت نسبت به ايجاد شبهه و تحريف انديشه‌هاي امام راحل اقدام مي‌كنند و اظهاراتشان مورد سوء استفاده جريانات تجديدنظر طلب در داخل و رسانه‌هاي بيگانه در خارج قرار مي‌گيرد.

فعاليت‌هاي سياسي محمدرضا خاتمي نيز دور از اهميت نيست. در بهمن 1386 در جريان كوران تبليغات انتخابات مجلس هشتم محتواي مذاكره‌اي بين محمدرضا خاتمي دبيركل سابق جبهه مشاركت و سفير آلمان درتهران فاش شد. برادر رئيس جمهور سابق در اين ديدار به سفير آلمان گفته بود:«احمدي نژاد يك برگ برنده در انتخابات رياست جمهوري دارد و آن پيروزي در پرونده هسته‌اي است كه در برابر غرب ايستاد و اين در نظرسنجي‌ها كاملا معلوم است».

انتشار خبر ارتباط وي با برخي سفارتخانه‌هاي خارجي، يادآور تلاش‌هاي وي در مجلس ششم براي تصويب طرح سه فوريتي خودسرانه پروتكل الحاقي است- اقدامي كه نمي‌توانست بدون هماهنگي با خارج از كشور برنامه‌ريزي شود- بود.

هشدار اينكه امروز برخي‌ها كه در ماجراي فتنه بزرگ 88 رفوزه شدند، فتنه و فتنه‌گران دارند تطهير مي‌شوند؛ امروز كساني كه آب در آسياب جريان فتنه مي‌ريختند دارند تطهير مي‌شوند. از سران فتنه كه ماموريت بيروني‌دارند و نيز از برخي آلودگان به چرب و شيرين دنيا و گرفتارشدگان در تعصب هاي كور گروهي و جناحي انتظار حق گويي و واقع بيني نمي‌رود، اما، از كساني كه نيت خير دارند و از آلودگي به دورند، انتظار مي رود ساده‌انديشي را كنار بگذارند و چشم‌ها از غبار بشويند و راه را گم نكنند.

بايد ابعاد، ريشه‌ها و زمينه هاي رشد فتنه براي همگان تبيين شود تا با بصيرت‌افزايي، شاهد بيمه ملي حوادث سخت و پيچيده در كشور باشيم. ضرورت اين روشنگري در دانشگاه و براي نسل‌هايي كه قرار است آينده كشور را بسازند دوچندان است و چه بسا كه اگر اين حوادث مهم و تلخ به كتب درسي نيز راه يابد اطمينان بيشتري براي عدم تكرار تاريخ پديد خواهد آمد. فراموش نشود كه بيش از حفاظت از مرزهاي عقيدتي، سياسي و فرهنگي كشور وظيفه نخبگان، دانشجويان، استادان و فضلاي حوزه و دانشگاه است كه خيلي وابسطه به كانون‌هاي ثروت و قدرت نيستند.

نكته ديگري كه در اين ميان نبايد به بوته فراموشي سپرده شود، محاكمه جدي سران و گردانندگان فتنه است، آنها همچنان مستقيم و غير مستقيم حرف‌هاي دشمن‌شادكن مي زنند و حاضر به توبه و عذرخواهي از ملت ايران نيستند. آنها با اينكه مسؤول مستقيم مرگ ده‌ها ايراني درسال 88 و همچنين زيان‌هاي هنگفت اقتصادي و سياسي به كشور در سال گذشته هستند، اما همچنان با پررويي، ژست طلبكارانه مي‌گيرند و از واردكردن هر ضربه‌اي بر پيكره نظام دريغ نمي‌كنند.

هر چند امروز به خود سران فتنه نيز ثابت شده است كه برخورد نكردن نظام اسلامي با آنان از سر ضعف نيست، اما درخواست ميليون‌ها ايراني براي محاكمه و مجازات فتنه گران -كه به طرق مختلف تا كنون از جمله در 9 دي و 22 بهمن فرياد زده شده- اجرايي نشده است و ملت ايران همچنان در انتظار مجازات عاملان اصلي و داخلي فتنه و اغتشاشات 88 هستند.

نبايد فراموش كرد كه كت و شلواري بودن، پز روشنفكري داشتن و فرار رو به جلو دليلي براي ناديده گرفتن فتنه گري‌ها و اغتشاشات و كودتاي مخملي آنان نيست و اگر امروز اين اراذل سياسي و خوارج نظام اسلامي محاكمه و مجازات نشوند، نه تنها درس عبرتي براي اصحاب ريز و درشت فتنه نخواهد بود بلكه هيچ تضميني نيز براي تكرارنشدن حوادث تلخ گذشته وجود نخواهد داشت.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در دوشنبه بیستم تیر 1390  |
 نامه یک زن خانه‌دار به احمدی‌نژاد: باید به بچه هایمان آموزش دهیم که از ما میوه نخواهند
 

آقای رئیس جمهور گرانی های بی حد و حصر کمر مردم را شکسته است. اجاره های بالا داد مردم را درآورده است. قبل از هدفمندی یارانه ها بارها گفتید که با اجرای این قانون سفره های قشر محروم جامعه رنگین تر خواهد شد اما چیزی که ما امروز می بینیم سفره هایی است که هر روز خالی تر می شود.

روزنامه خراسان در سرمقاله امروز خود نامه یک زن خانه ­دار به رئیس جمهور را منتشر کرده است.

 در بخشی از این نامه آمده است:

*من یک زن ایرانی ام. یک زن مسلمان ایرانی. نه معنی راست و چپ را می فهمم و نه کاری به آبی و سبز و قرمز دارم. اصلا اهل سیاست نیستم. من یک زن و یک مادرم که مانند همه زن ها و مادرهای دیگر باید چرخ زندگی ام را بچرخانم.

*روزی که حرف از هدفمندی یارانه ها شد و بر این تصمیم خود اصرار می کردید زیرا معتقد بودید که با نقدی شدن یارانه ها این پول به طور مساوی و بین همه تقسیم خواهد شد. با خود گفتیم ما که خانه های چند هزارمتری ، ویلا ، استخر و جکوزی نداریم که پول مصرف انرژی مان سر از ناکجاآباد درآورد. مانند آدم های پولدار چند تا، چندتا، ماشین چند صدمیلیونی هم نداریم که غصه بنزین آن را بخوریم پس حتما از پول یارانه ها چیزی برایمان می ماند تا اندکی از چاله های زندگی مان را با آن پرکنیم و چه نقشه هایی که برای این یارانه ها نکشیدیم. اما با برداشتن یارانه ها و آزاد شدن قیمت ها آن قدر همه چیز گران شد که وجود این پول اصلا در زندگی ما احساس نمی شود حتی اگر آن مبلغی را که بر کالاها و اجناس افزوده شده حساب کنیم می بینیم که از پول یارانه ها نیز بیشتر است.

* من اقتصاددان نیستم و معنی رشد اقتصادی و تورم تک رقمی را هم نمی فهمم اما می بینم که قیمت گوشت آنقدر زیاد شده که باید به طور کلی از صفحه زندگی مان حذف کنیم باید به بچه هایمان آموزش دهیم که دیگر از ما میوه نخواهند زیرا قیمت آن با پول جیب ما جور در نمی آید و در بعضی موارد اجناس حتی تا صددرصد هم گران شده اند.

آقای رئیس جمهور گرانی های بی حد و حصر کمر مردم را شکسته است. اجاره های بالا داد مردم را درآورده است. قبل از هدفمندی یارانه ها بارها گفتید که با اجرای این قانون سفره های قشر محروم جامعه رنگین تر خواهد شد اما چیزی که ما امروز می بینیم سفره هایی است که هر روز خالی تر می شود. دیگر نمی توانیم سر سفره گوشت بگذاریم زیرا توان خرید آن را نداریم حتی نان خالی را با قناعت باید بخوریم و حالا باید کم کم یادبگیریم که شیر هم نخوریم.

*وقتی مجری برنامه تلویزیون از یک مسئول می پرسد اگر شیر گران شود ممکن است مردم نتوانند آن را بخرند و این موجب می شود شیرها بمانند و دامدار ضرر کند این مسئول می فرمایند اگر چنین شد ما شیرها را تبدیل به شیرخشک می کنیم و آن را صادر می کنیم. این یعنی این که برای ما مهم نیست مردم نتوانند از شیر استفاده کنند برای ما مهم نیست کودکان فقر آهن بگیرند، دچار کمبود کلسیم شوند و یا حتی بمیرند.

* آقای رئیس جمهور درآمد کم و مخارج بالای زندگی هر پدری را نزد فرزندش شرمنده می کند و هزینه های بالای زندگی انسان را به زانو در می آورد. باور کنید همه واقعیت آن چیزی نیست که شما در تلویزیون می  گویید و همه چیز را خوب و زیبا جلوه می دهید، واقعیت آن چیزی است که ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم.

*من می دانم شما تمام توان و تلاش خود را به کار می برید تا ما بتوانیم راحت تر زندگی کنیم و به عنوان کسی که به شما رای داده هنوز هم شما را حامی قشر محروم و مستضعف جامعه می دانم اما خواهش می کنم هر تصمیمی که می گیرید تمام جوانب آن را بسنجید زیرا عمر ما کفاف آزمون و خطا را به ما نمی دهد و مردم ما به اندازه کافی امتحان خود را پس داده اند.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در دوشنبه بیستم تیر 1390  |
 رییس جمهور آینده از آموزش و پرورش می آید
 

به گزارش سرويس سیاسی جهان، در محافل خبری به نقل از حميدرضا حاجي بابايي گفته می شود که وي موضوع احتمال حضور خود در انتخابات يازدهم را در جمعهاي محفلي و ديدارهاي نوروزي در همدان و در جمع برخي احزاب و هواداران خود عنوان کرده است.
 
از سوی دیگر، گفته می شود جلال رحيمي - قائم مقام وی - براي تعطيلات ايام نوروز به تمامي ادارات كل آموزش و پرورش سراسر كشور ابلاغ کرده است كه: "مدارسي كه در ايام نوروز ميزبان مسافران نوروزي به ويژه فرهنگيان هستند اقداماتي را براي آشناي بیشتر مردم با ایشان انجام دهند."

اگر چه این تصمیم وزارتخانه می تواند امری مرسوم و در جهت آشنایی بیشتر مردم با فعالیت های این وزارتخانه باشد، اما در شرایط کنونی و درحالی که خبر فعالیت انتخاباتی زودهنگام حاجی بابایی به مدد تلاش منتقدين، نقل محافل شده است، می تواند دستاویز مخالفان و تائید اخبار پراکنده باشد.
 
حميد رضا حاجي‌بابايي كه تلاش ويژه‌اي جهت رفع مشكلات مختلف فرهنگيان آغاز نموده است، پرداخت معوقات فرهنگيان، بيمه طلايي فرهنگيان، كاهش ساعات كار برخي معلمان و برنامه‌هاي ديگري را در دستور كار قرار داده و جايگاه خوبي در ميان معلمان پيدا كرده است.
 
وي در ايام نوروز به اكثر استان هاي كشور سفر كرد و از نزديك در جريان وضعيت فرهنگيان قرار گرفت و در اين سفرها با برخي از فرهنگيان شهرهاي مختلف نيز ارتباط چهره به چهره برقرار كرده است. 
با این حال عده ای از منتقدین وی، حضور متعدد حاجی بابایی در برنامه های تلویزیونی را شاهدی بر ادعای خود می دانند.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در دوشنبه بیستم تیر 1390  |
 نامه ای به رییس جمهور آینده

 

به نام حضرت دوست ، که همش تقصیر اوست!!!!

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت رییس جمهور آینده عزیز! امیدوارم هر کجا که هستید  باشید!!

تصمیم گرفتم تا تنور  انتخابات داغ است و  تا خرتان از پل رد نشده است و داغید ! همه  خواسته های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی، سیاسی، هنری، ورزشی ، مجازی و ... خود را  به اطلاعتان رسانده و شما هم  قول بدهید که  به همه آن ها بی کم و کاست و تا ته!!  جامه ی عمل بپوشانید! (کی به کیه؟!!)

راستش اول از همه و در درجه اول از شما می خواهم که هر چه زودتر رییس جمهور شوید!  دیگر حوصله ام  از این برنامه های تبلیغاتی نخ نما شده ی صدا و سیما که فقط هر 4 سال یک بار یاد آزادی بیان می افتد و  مارا باقالی  و فوقش به قول بعضی ها  گنده باقالی! تصور می کند سر رفته است!

 در درجه دوم از شما چیزی نمی خواهم !

اما آقای رییس جمهور آینده! در درجه سوم  از شما می خواهم هر چه زود تر  زمینه اشتغال را برای دختران فراهم نکنید! آخر چه معنی دارد که همه به یک ترجیحا" خانم نیاز دارند!؟ آخر چه معنی دارد که  آن خانم در تلویزیون هَمَش می گوید حمییییید!!؟ آخر چه معنی دارد که سوسانو هیچ وقت توی خانه بند نمی شود، شاغل است و همیشه کار می کند؟!!! آخر چه معنی دارد که این پسره ی مایه ننگ!  سامان گلریز هر روز در شبکه 3 آشپزی می کند و بهانه می گیرد!!؟( البته  هنوز جای شکرش باقیست  که در برنامه اش جارو برقی جایزه می دهد و نه ریش تراش!! )


برای شاغل نشدن پسران هم که  اصلا" لازم نیست زحمت کشیده و  کاری بکنید. قبلی های شما به اندازه کافی زحمتش را کشیده اند! اتفاقا" این طوری عدالت بین دختران و پسران  هم برقرار می شود .مثلا" خود من که علی رغم داشتن لیسانس، آن قدر بی کار هستم که نشستم برای شما   نامه   می نویسم!
 
آقای رییس جمهور ِ" آینده ی عزیزم" ! لطفا" اگر به سرتان زد که شما هم ماهواره و آپولو هوا کنید لطف کرده دستور دهید  آن را در ابعاد کوچکتری بسازند تا خیلی از  مسائل و مشکلات ، پشت آن گم و گور  نشود!و البته و  صدالبته که بهتر تر !!  آن است که به جای آن که بیشتر بودجه و سرمایه مملکت را صرف ساخت آپولو و  مسائل تبلیغاتی آن بنمایید کمی  از آن را هم صرف مسائل پزشکی، بهداشتی، معیشتی و از این قبیل کرده تا پدر من مجبور نشود قرص دانه ای 3000 تومان خارجی خریده و دکتر قبل از عمل برایش چرتکه بیندازد که می شود  n میلیون!! حالا برو فکرهایت را بکن که می خواهی زنده بمانی یا نه؟!! پر واضح  است که جان پدر من از آپولو شما خیلی مهم تر است! و پر واضح  تر است که نفت ارث پدر من نیز هست!
 
 آقای رییس جمهور آینده! تا کی آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!!؟
 
راستی گفتم آفتابه لگن یاد همین اینتر نت خودمان افتادم! به جان خودم که نباشد! به جان شما!  این فیلترینگ قوی که سر و ته را یکی می داند و هر دو را فیلتر می کند، نتیجه ای  جز افزایش اطلاعات ما در زمینه دور زدن فیلترینگ در بر نخواهد داشت. یک  چیز تو مایه های تحریم های همین  غربی ها از خدا بی خبر  که باعث پیشرفت  بیشتر مملکتمان شده است!
 
 آقای رییس جمهور آینده!  دیگر  از چه بگویم؟!

از ورزش و  فوتبال  ؟ این قشر 99%بی سوادِ میلیاردر که در باشگاه های کاملا" دولتی و با پول بیت المال  هر روز فربه تر و گوگولی تر می شوند که ای کاش دو زار  هم  بازی بلد بودند؟!!  از فرهنگ و  هنر ؟ از ساسی مانکن و ساسی مانکن ها ؟! که حکم جام جهانی را پیدا کرده است  انگار!! و اگر این هوا ! (خیلی!) اطلاعات داشته  باشی اما ساسی خان مانکن را نشناسی  تو گاگولی بیش نخواهی بود؟!!


 از دانشگاه آزاد هم که اصلا" هیچ نمی گویم که پیشاپیش  ریز می بینمتان!! (حالا هر کسی که می خواهید باشید!!)
 
راستی!  آقای رییس جمهور آینده ی ایران ِ عزیز  که نمی دانم چه کسی هستی؟!  جای شما خالی همین الان مامانم برایم شیر موز آورد. بیشتر شبیه آب موز بود تا شیر موز!! طفلک گاو ! اگر بفهمد عده ای سود جو و از خدا بی خبر چقدر آب به شیرش می بندند  و به خورد این  ملت بیچاره می دهند از غصه شیرش خشک می شود و دیگر این قدر ما ما  نمی کند !!
 
در پایان  به عنوان آخرین خواسته ،عاجزانه و ملتمسانه  از رییس جمهور آینده خواستارم که رییس جمهور گذشته نباشد!

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در دوشنبه بیستم تیر 1390  |
 افشاي گرايش‌ها و پشت‌پرده‌هاي تحريم‌ها عليه ايران/3
 

اين 11 نفر؛‌ سر خط‌هاي تصويب قطعنامه عليه ايران در كنگره
 

در بخش‌هاي اول و دوم اين گزارش كه به افشاي گرايش‌ها و پشت‌پرده‌هاي تحريم‌ها عليه ايران در ايالات متحده اختصاص دارد، ‌اسامي، سوابق و ديدگاه‌هاي تعدادي از معاونان و مشاوران ارشد رئيس‌جمهور امريكا و برخي ديگر از مقام‌هاي دولت اين كشور با گرايش‌هاي ضد ايراني مشخص بيان شد، در بخش سوم و پاياني، تعدادي از نمايندگان كنگره امريكا كه به‌طور ويژه در زمينه صدور قطعنامه‌ها عليه ايران مشاركت مي‌كنند، مطرح مي‌شود: 

معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌

مهم‌ترين روش‌هاي حاميان تحريم جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌ براي اعمال فشار بر جمهوري اسلامي ايران عبارتند از:



در جهت‌گيري مباني فكري معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌ نبايد از نقش‌آفريني لابي‌هاي صهيونيستي و مراكز پژوهشي غفلت كرد. براي مثال ارتباط نزديك لابي آيپك با هاوارد برمن رئيس كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان صدويازدهمين كنگره امريكا‌ نقش مهمي را در جهت‌دهي و ارائه طرح اوليه "قانون تحريم بنزين ايران" ايفا كرد.

طرح اوليه "قانون جامع تحريم ايران" نيز با ارتباط‌دهي و تأثيرگذاري هدفمند و منسجم لابي آيپك با رئيس كميسيون امور بانكي مجلس سنا -كريستوفر داد- از حزب دمكرات شكل گرفت.

"كنگره صهيونيسم"، "سازمان جهاني صهيونيست"، "فدراسيون يهوديان امريكا‌ي شمالي"، "كميته امور عمومي امريكا‌ و اسرائيل"، كنفرانس رؤساي سازمان‌هاي يهودي، لابي مسيحيان صهيونيست، كنگره مراقبت پنتاگون، "كنفرانس امنيتي هرزليا" و "مؤسسه يهود در امور امنيت ملي" از مهم‌ترين لابي‌هاي رژيم صهيونيستي هستند كه با لابي‌گري خود در معماري فكري برخي قانونگذاران حامي تحريم جمهوري اسلامي ايران تأثير دارند.

لابي آيپك در اكثر گزارش‌هاي پژوهشي خود براي اثرگذاري بر نمايندگان به برخي قوانين كنگره مانند "قانون مقابله با تكثير تسليحات كشتارجمعي" يا "قانون تقويت تحريم‌هاي ايران" استناد مي‌كند. به‌طوري كه پس از سال 2006 اكثر پژوهش‌هاي خاورميانه‌اي آيپك بر توجيه‌بخشي لزوم تحريم سپاه پاسداران متمركز شده است.

رويكرد مراكز پژوهشي معتبر امريكا‌ نيز به‌صورت غيرمستقيم بر طرح‌هاي تحريمي قانونگذاران كنگره تأثيرگذار است. براي مثال "مؤسسه واشنگتن در امور خاورميانه نزديك" به‌عنوان يكي از مراكز پژوهشي وابسته به نومحافظه‌كاران با تهيه گزارشي با عنوان "خط قرمز: نحوه ارزيابي پيشرفت سياست‌هاي ايالات متحده در رابطه با ايران" يكي از روش‌هاي جنگ نرم براي تغيير رفتار هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران را مديريت تحريم‌هاي هوشمند معرفي كرده است.

تحركات حاميان جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌ مبين پررنگ شدن بهره‌گيري ابزاري از مفاهميم بشردوستانه در اعمال تحريم‌هاي يك‌جانبه يا ائتلافي است. به‌طوري كه با استناد به گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس امريكا‌، قانونگذاران كنگره با استناد به "قانون تخصيص كمك‌هاي خارجي"، طي سال‌هاي 2004-2011 مبالغ قابل توجهي را براي مداخلات پارلماني بشردوستانه در امور جمهوري اسلامي ايران اختصاص داده‌اند كه مي‌توان آن را به‌صورت جدول ذيل نشان داد:

مهم‌ترين معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در صدويازدهمين كنگره امريكا‌ كه نقش فعالي را در معماري اكثر پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران ايفا كرده و تمامي آنان در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ نيز حضور دارند، بر اساس جدول ذيل عبارتند از:



معماران پيش‌نويس طرح‌هاي تحريم جمهوري اسلامي ايران در صدويازدهمين كنگره امريكا‌

جان مك كين؛ سناتور جمهوريخواه ايالت آريزونا

جان مك‌كين در مجلس سناي صدويازدهمين كنگره امريكا‌، عضو كميسيون نيروهاي مسلح بود. وي از معماران تهيه پيش‌نويس طرح‌هاي تحريم حقوق بشر ايران "طرح جامع تحريم، مسئوليت‌پذيري و منع سرمايه‌گذاري در ايران" و قطعنامه‌هاي شماره 386، 548 و 551 مجلس سنا عليه جمهوري اسلامي ايران است. جان مك‌كين در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ كه از 3 ژانويه 2011 آغاز شده، به‌عنوان قائم‌مقام رئيس كميسيون نيروهاي مسلح مجلس سنا انتخاب شده است.

در بند "105" قانون جامع تحريم ايران كه جان مك‌كين نقش مهمي را در تنظيم پيش‌نويس آن ايفا كرده بود، تفسيرهاي مغرضانه از مفاهيم بشردوستانه نيز پررنگ شده است، به‌طوري كه وزارتخانه‌هاي امور خارجه و دارايي ملزم شده‌اند اسامي افرادي كه به ادعاي واشنگتن حقوق بشر را نقض مي‌كنند، در فهرست تحريم‌هاي خود قرار دهند. براي مثال فرمان اجرايي 13553 باراك اوباما در 28 سپتامبر 2010 با استناد به بخش حقوق بشري قانون جامع تحريم جمهوري اسلامي ايران صادر شد. براساس اين فرمان، دارايي‌هاي بانكي هشت نفر از مسئولان امنيتي، انتظامي، دفاعي و قضايي، مسدود و برخي محدوديت‌هاي تجاري و مسافرتي بر آنان اعمال شده است.

جوزف ليبرمن‌؛ سناتور مستقل ايالت كانكتيكات

جوزف ليبرمن عضو كميسيون نيروهاي مسلح سنا در صدويازدهمين و صدودوازدهمين كنگره امريكا‌، در تهيه پيش‌نويس اكثر طرح‌هاي تحريمي خود به‌ويژه پس از آشوب‌هاي دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري از ظرفيت مفاهيم بشردوستانه استفاده كرده است كه بازتاب آن را به خوبي مي‌توان در تنظيم پيش‌نويس دو طرح تحريم حقوق بشر و تقويت تحريم‌هاي جمهوري اسلامي ايران مشاهده كرد.

جوزف ليبرمن همچنين نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس قطعنامه‌هاي شماره 71، 386، 415 و 551 عليه جمهوري اسلامي ايران برعهده داشته است. وي در سال 2009 به همراه سناتور جمهوريخواه ايالات آريزونا -جان كيل- و سناتور مستقل اينديانا -اوان باي- نقش محوري را در تنظيم پيش‌نويس طرح تحريم بنزين ايران برعهده داشتند.

جايگاه و نفوذ پارلماني وي در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ ارتقا يافته و به‌عنوان رئيس كميسيون امنيت داخلي و امور دولتي مجلس سنا انتخاب شده است.

جان كارنين؛ سناتور جمهوريخواه ايالت تگزاس

جان كارنين در صدويازدهمين كنگره امريكا‌، عضو كميسيون قضايي مجلس سنا بود. وي رياست "كميته ملي سناتورهاي جمهوريخواه" را برعهده داشت و نقش مهمي را در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي تغييرات دمكراتيك در ايران، طرح حمايت از آزادي ايران و همچنين صدور قطعنامه ضدايراني شماره 548 مجلس نمايندگان ايفا كرد. وي ارتباط نزديكي را با لابي پارلامني آيپك دارد، به‌طوري كه نقش‌پذيري فعال وي در تنظيم پيش‌نويس طرح تحريمي حمايت از آزادي ايران با اعمال نفوذ اين لابي صهيونيستي صورت گرفت.

يكي از برنامه‌هاي جان كارنين، اعمال نفوذ در ميان جامعه ايرانيان مقيم امريكا‌ با رويكرد سيماسازي مجازي از فضاي حقوق بشري حاكم بر جمهوري اسلامي ايران است. تعامل نزديك وي با "شوراي ملي ايران و امريكا‌" يا حمايت وي از "قطعنامه نوروز" در همين راستا قابل ارزيابي است. وي همچنين همراه با "سناتور سام براون بك" نماينده مردم كانزاس، ارتباط نزديكي را با مركز پژوهشي "بنياد دفاع از دمكراسي" دارد كه از پيش‌قراولان و حاميان فكري گسترش تحريم‌هاي حقوق بشري عليه جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود.

خانم ايلنا راس لتينن؛ نماينده جمهوريخواه ايالت فلوريدا

خانم ايلنا راس لتينن عضو كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان صدويازدهمين بود. نكته قابل تأمل اين است كه جايگاه پارلماني وي در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ ارتقا يافته و به‌عنوان رئيس كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان انتخاب شده است.

وي از قانونگذاراني است كه همواره در اظهارنظرهاي خود در مجاري رسمي و غيررسمي، موضع‌گيري‌هاي تندي را عليه فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران ابراز مي‌كند و بيشتر از ترفند عمليات رواني كاريكاتوريسم تبليغاتي و تداعي قريب‌الوقوع بودن دستيابي جمهوري اسلامي ايران به نقطه غيرقابل برگشت هسته‌اي استفاده مي‌كند.

ايلنا راس لتينن يكي از معماران پيش‌نويس برخي طرح‌هاي قانوني تحريم جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود كه از اهم آنها مي‌توان به پيش‌نويس طرح‌هاي تحريم حقوق بشر ايران، پيشگيري از تسليحات كشتارجمعي ايران، ايجاد امنيت از طريق پايان بخشيدن به منع تكثير تسليحات كشتارجمعي، توانمندسازي منع  سرمايه‌گذاري در ايران و سودان، كاهش تهديدات ايران، مسئوليت‌پذيري و شفافيت ايران و گسترش تحريم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران اشاره كرد.

ايلنا راس لتينن طرح اوليه پيش‌نويس قطعنامه شماره 16 صدويازدهمين مجلس نمايندگان بود كه در آن با تلفيقي از ايران‌هراسي، اسلام‌هراسي و فرافكني از سياست‌هاي دفاعي جمهوري اسلامي ايران در شاخ آفريقا از آن به عنوان تهديدي براي منافع امريكا‌ نام برده است. طراحي پيش‌نويس قطعنامه شماره 156 نيز توسط وي و با اعمال نفوذ لابي پارلماني آيپك صورت گرفت كه در آن با به‌كارگيري ترفند رواني دروغ بزرگ، ارتباط جمهوري اسلامي ايران را با انفجار مركز فرهنگي يهوديان آرژانتين (آميا) در سال 2004 را تداعي كرده است.

دان برتون؛ نماينده جمهوريخواه ايالت اينديانا

عضو كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان صدويازدهمين و صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ست. جايگاه پارلماني دان برتون در صدور دوازدهمي كنگره امريكا‌ ارتقا يافته و به‌عنوان رئيس كميته اروپا و اورآسياي كميسيون روابط خارجي انتخاب شده است.

وي نقش فعالي را در طراحي پيش‌نويس برخي طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران مانند طرح افزايش مسئوليت‌پذيري براي انتخاب‌هاي تجاري در ايران، مسئوليت‌پذيري و شفافيت ايران، پيشگيري از تسليحات كشتارجمعي ايران، گسترش تحريم سپاه پاسداران و پيش‌نويس قطعنامه‌هاي شماره 156، 256 و 1118 مجلس نمايندگان ايفا كرده است.

براد شرمن؛ نماينده دمكرات ايالت كاليفرنيا

براد شرمن رئيس كميته منع تكثير و تروريسم بين‌الملل كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان، از نمايندگاني است كه نقش فعالي را در همراه‌سازي قانونگذاران كنگره امريكا‌ با تعميق تحريم‌هاي جمهوري اسلامي ايران ايفا كرده است. وي از حاميان تحريم شركت‌هاي صادركننده بنزين به جمهوري اسلامي ايران يا بلوكه كردن دارايي و حساب‌هاي بانكي اشخاص حقيقي و حقوقي وابسته به سپاه پاسداران است كه از مصاديق آن مي‌توان به پيش‌نويس دو طرح توانمندسازي منع سرمايه‌گذاري در ايران و سودان و گسترش تحريم‌هاي سپاه پاسداران اشاره كرد. وي همچنين همراه با ايلنا راس لتينن، نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس قطعنامه شماره 156 مجلس نمايندگان ايفا كرد.

براد شرمن از حاميان جهت‌گيري طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران به سمت مواد و فناوري‌هاي دومنظوره است كه به وضوح مي‌توان بازتاب آن را در تنظيم پيش‌نويس قطعنامه 2390 صدويازدهمين مجلس نمايندگان مشاهده كرد. بخشي از پازل سياست‌هاي تحريمي براد شرمن از طريق سناريوي سپاه‌هراسي دنبال مي‌شود كه در پيش‌نويس قطعنامه شماره 2375 استفاده از اين ترفند برجسته شده است.

خانم شلي بركلي؛‌ نماينده دمكرات ايالت نوادا

شلي بركلي عضو كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان يكي از قانونگذاراني است كه نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي افزايش مسئوليت‌پذيري براي انتخاب‌هاي تجاري در ايران، توانمندسازي جلوگيري از سرمايه‌گذاري در ايران و سودان، حمايت از حقوق بشر ايران و قطعنامه شماره 156 مجلس نمايندگان ايفا كرد.

وي متأثر از لابي‌گري آيپك، يكي از معماران تهيه پيش‌نويس قطعنامه شماره 1765 مجلس نمايندگان بود.

شلي بركلي معتقد است طرح‌هاي تحريمي قانونگذاران كنگره امريكا‌ بايد به سمت فلج‌سازي نظام اقتصادي و ارتباطي جمهوري اسلامي ايران به‌ويژه در بخش خطوط كشتيراني متمركز شود و خواستار افزايش رايزني سياسي هيأت‌هاي پارلماني كنگره امريكا‌ با همتايان خود در چين و روسيه است. وي يكي از مخالفان سرسخت توافقنامه سه‌جانبه هسته‌اي ايران، تركيه و برزيل براي معاوضه سوخت هسته‌اي رآكتور اتمي تحقيقاتي تهران است.

گري آكرمن؛ نماينده دمكرات ايالت نيويورك

گري آكرمن رئيس كميته خاورميانه و جنوب آسياي كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان در صدويازدهمين كنگره امريكا‌ نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس طرح مسئوليت‌پذيري و شفافيت ايران ايفا كرد.

وي به منظور همراه‌سازي ساير قانونگذاران با تصويب پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران، از ترفند ايران‌هراسي و تداعي قريب‌الوقوع بودن دستيابي تهران به نقطه غيرقابل برگشت هسته‌اي استفاده مي‌كند كه به وضوح مي‌توان بازتاب آن را در سخنراني وي در كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان مورخ اول دسامبر 2010 مشاهده كرد. وي در اين سخنراني با سياه‌نمايي مجازي از وضعيت حقوق بشري جمهوري اسلامي ايران پس از انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري، خواستار جهت‌گيري بخشي از سياست‌هاي تحريمي مجلس نمايندگان به سمت تحريم‌هاي حقوق بشري است. وي معتقد است تحريم‌هاي يك‌جانبه امريكا‌ بايد همواره يك گام جلوتر از تحريم‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل باشد.

مارك كرك؛‌ نماينده جمهوريخواه ايالت ايلينويز

مارك كرك عضو كميسيون تخصيص مجلس نمايندگان صدويازدهمين كنگره امريكا‌ و عضو كميسيون نيروهاي مسلح در صدودوازدهمين كنگره، يكي از قانونگذاراني است كه نقش فعالي را در گسترش تحريم‌هاي يك‌جانبه ايالات متحده ايفا مي‌كند كه بازتاب آن را مي‌توان در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تقويت تحريم‌هاي ايران و توانمندسازي منع سرمايه‌گذاري در ايران و سودان مشاهده كرد.

مارك كرك "نايب رئيس كارگروه پارلماني ايران" در مجلس نمايندگان كنگره امريكا‌ست كه در راستاي نحوه نقش‌پذيري كنگره امريكا‌ براي منفعل‌سازي سياست خارجي و دفاعي جمهوري اسلامي ايران شكل گرفته است. وي معتقد است طرح‌هاي تحريمي كنگره امريكا‌ بايد بخش انرژي و سرمايه‌گذاري در جمهوري اسلامي ايران را هدف قرار دهد. براي مثال وي به همراه "بارني فرانك" نماينده مردم ماساچوست، يكي از طراحان تنظيم پيش‌نويس "طرح تقويت تحريم‌هاي ايران" بود كه شركت خارجي صادركننده بنزين به ايران را مورد تحريم قرار مي‌دهد. مارك كرك ارتباط نزديكي را با لابي‌هاي پارلماني اسرائيل به‌ويژه آيپك و "بنگاه خبرپراكني جهاني مردم يهود" دارد.

آنتوني وينر؛‌ نماينده دمكرات ايالت نيويورك

آنتوني وينر در صدويازدهمين كنگره امريكا‌ عضو كميسيون تجارت و انرژي مجلس نمايندگان بود و در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ عضو كميسيون قضايي است. وي ارتباط نزديكي را با لابي‌هاي پارلماني اسرائيل دارد. براي مثال ديدار وي با رهبران جامعه يهوديان امريكا‌ مورخ 17 اكتبر 2010 در همين راستا ارزيابي مي‌شود. آنتوني وينر نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي منع تجارت با تروريست‌ها، افزايش مسئوليت‌پذيري براي انتخاب‌هاي تجاري در ايران و قطعنامه‌هاي شماره 156 و 256 مجلس نمايندگان ايفا كرد.

هاوارد برمن؛ نماينده دمكرات ايالت كاليفرنيا

هاوارد برمن در مجلس نمايندگان صدويازدهمين كنگره امريكا‌ رئيس كميسيون روابط خارجي بود ولي پس از پيروزي قاطع جمهوريخواهان در انتخابات مجلس نمايندگان، به عنوان قائم مقام رئيس كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان انتخاب شده است. وي ارتباط نزديكي با لابي پارلماني "شوراي ملي دمكراتيك يهود" دارد.

1. John McCain (R-AZ)

2. Comprehensive Iran Sanction, Accountability, and Divestment Act of 2010 (CISADA)

3. براي اطلاع بيشتر از سناتورهاي عضو كميسيون نيروهاي مسلح سنا به نشاني اينترنتي مجلس سناي كنگره امريكا‌ مراجعه شود:
Senate Arm Service Committee, http://armservice.senate.gov

4. براي مشاهده متن كامل نامه باراك اوباما به كنگره به نشاني اينترنتي زير رجوع شود:
White House Letter to Congress on Executive Order on Iran, http://www.america.gov,29 Sept 2010.

5. Joseph Lieberman (I-CT)

6. John Kyl (R - AZ)

7. Evan Bayh (D – IN)

8. براي مشاهده متن اصلي تمام طرح‌هاي تحريمي ايران كه سناتور جوزف ليبرمن در آن نقش محوري را ايفا كرده است به نشاني اينترنتي اختصاصي وي رجوع شود:
http://lieberman.senate.gov/iran sanctions/

9. John Cornyn (R – TX)

10. National Republican Senatorial Committee

11. Iran Freedom Support Act, http://www.soucewatch.org

12. National Iranian – American Council (NIAC)

13. Sam Brownback

14. Regime Change in Iran: The Fantasy that will not die, http://newamericamedia.org

15. Ileana Ros-Lehtinen (R-FL)

16. Remarks of Congresswomam Ileana Ros – Lehtinen, www.ned.org, June 2010

17. H.Con. Res. 16: Recognizing the threat that the spread of radical Islamist terrorism and Iranian adventurism in Africa Poses to the United States, our allies, and Interests, 9 Jan 2009, http://www.govtrack.us/congress

18. Dan Burton (R-IN)

19. Brad Sherman (D-CA)

20. Chairman of House Foreign Affairs Subcommitte on International Terrorism & Non proliferation

21. براي مشاهده تمام طرح‌هاي قانوني يا قطعنامه‌هايي كه براد شرمن در آن نقش طراح يا حامي آن را ايفا كرده است به نشاني اينترنتي زير رجوع شود:
Congressman Brad Sherman, IIIth Bills Co – Sponsored, http://bradsherman.house.gov/about/

22. Shelley Berkley (D-NV)

23. براي مشاهده موضع‌گيري‌هاي شلي بركلي نماينده مردم نوادا در مجلس نمايندگان امريكا‌ عليه جمهوري اسلامي ايران به نشاني اينترنتي اختصاصي وي رجوع شود:
Berkley Urges Swift Action on New Iran Sanction, http://www.berkleyforcongress.com, 18 May 2010.

24. Gary Ackerman (D-NY)

25. براي مشاهده متن كامل سخنراني گري آكرمن در كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان به نشاني اينترنتي اختصاصي وي رجوع شود:
Ackerman delivers statement on Iran Sanctions during House Hearing, http://www.ackerman.house.gov, I Dec 2010.

26. Mark Kirk (R-IL)

27. Co- chairman of the House Iran Working Group

28. Barney Frank (D – Mass)

29. Iran Sanctions Enabling Act

30. The Global News Service of The Jewish people.

31. Anthony Weiner (D-NY)

32. Weiner Meets with Jewish Community Leaders, http://www.theeyeshivaworld.com, 19 Oct 2010.

33. براي مشاهده طرح‌هاي قانوني يا قطعنامه‌هايي كه كنگره امريكا‌ عليه جمهوري اسلامي ايران صادر كرده و نقش آنتوني وينر در آنها پررنگ بوده است به نشاني اينترنتي زير رجوع شود:
Congressman Anthony D. Weiner, http://weiner.house.gov

34. Howard Berman (D-CA)

35. جمهوريخواهان با پيروزي در انتخابات پارلماني دوم نوامبر 2010 موفق شدند 242 كرسي مجلس نمايندگان صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ را به خود اختصاص دهند كه بعد از هشتادمين كنگره امريكا‌ (1947-1949) براي اولين بار است كه جمهوريخواهان اين مقدار كرسي را به‌دست مي‌آورند.

36. National Jewish Democratic Council (NIDC)

جمع‌بندي و نتيجه‌گيري

مراكز پژوهشي با توليد دانش و ايده‌پردازي، نقش مهمي را در تغذيه فكري حاميان تحريم‌هاي يك‌جانبه امريكا‌ عليه ايران ايفا مي‌كنند.

به همين منظور يكي از روش‌هاي اعمال نفوذ لابي‌هاي صهيونيستي، لابي‌گري توأمان با مراكز مطالعاتي، قانونگذاران شاخص كنگره و حلقه اول مشاوران ارشد رئيس‌جمهور امريكا‌ست. اين احساس نياز متقابل موجب شده بين چهار ضلع لابي‌هاي اسرائيل، مراكز پژوهشي، نهادهاي رسانه‌اي و معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در دولت و كنگره امريكا‌ فعاليت‌هاي همسويي براي توجيه و گسترش تحريم‌هاي يك‌جانبه واشنگتن صورت پذيرد، به‌ويژه اينكه اكثر حاميان تحريم جمهوري اسلامي ايران در دولت اوباما با مخازن فكري مرتبط هستند كه مشرب فكري توجيه تحريم را تأمين مي‌كنند.

اين 11 نفر؛‌ سر خط‌هاي تصويب قطعنامه عليه ايران در كنگره

در بخش‌هاي اول و دوم اين گزارش كه به افشاي گرايش‌ها و پشت‌پرده‌هاي تحريم‌ها عليه ايران در ايالات متحده اختصاص دارد، ‌اسامي، سوابق و ديدگاه‌هاي تعدادي از معاونان و مشاوران ارشد رئيس‌جمهور امريكا و برخي ديگر از مقام‌هاي دولت اين كشور با گرايش‌هاي ضد ايراني مشخص بيان شد، در بخش سوم و پاياني، تعدادي از نمايندگان كنگره امريكا كه به‌طور ويژه در زمينه صدور قطعنامه‌ها عليه ايران مشاركت مي‌كنند، مطرح مي‌شود: 

معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌

مهم‌ترين روش‌هاي حاميان تحريم جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌ براي اعمال فشار بر جمهوري اسلامي ايران عبارتند از:



در جهت‌گيري مباني فكري معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌ نبايد از نقش‌آفريني لابي‌هاي صهيونيستي و مراكز پژوهشي غفلت كرد. براي مثال ارتباط نزديك لابي آيپك با هاوارد برمن رئيس كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان صدويازدهمين كنگره امريكا‌ نقش مهمي را در جهت‌دهي و ارائه طرح اوليه "قانون تحريم بنزين ايران" ايفا كرد.

طرح اوليه "قانون جامع تحريم ايران" نيز با ارتباط‌دهي و تأثيرگذاري هدفمند و منسجم لابي آيپك با رئيس كميسيون امور بانكي مجلس سنا -كريستوفر داد- از حزب دمكرات شكل گرفت.

"كنگره صهيونيسم"، "سازمان جهاني صهيونيست"، "فدراسيون يهوديان امريكا‌ي شمالي"، "كميته امور عمومي امريكا‌ و اسرائيل"، كنفرانس رؤساي سازمان‌هاي يهودي، لابي مسيحيان صهيونيست، كنگره مراقبت پنتاگون، "كنفرانس امنيتي هرزليا" و "مؤسسه يهود در امور امنيت ملي" از مهم‌ترين لابي‌هاي رژيم صهيونيستي هستند كه با لابي‌گري خود در معماري فكري برخي قانونگذاران حامي تحريم جمهوري اسلامي ايران تأثير دارند.

لابي آيپك در اكثر گزارش‌هاي پژوهشي خود براي اثرگذاري بر نمايندگان به برخي قوانين كنگره مانند "قانون مقابله با تكثير تسليحات كشتارجمعي" يا "قانون تقويت تحريم‌هاي ايران" استناد مي‌كند. به‌طوري كه پس از سال 2006 اكثر پژوهش‌هاي خاورميانه‌اي آيپك بر توجيه‌بخشي لزوم تحريم سپاه پاسداران متمركز شده است.

رويكرد مراكز پژوهشي معتبر امريكا‌ نيز به‌صورت غيرمستقيم بر طرح‌هاي تحريمي قانونگذاران كنگره تأثيرگذار است. براي مثال "مؤسسه واشنگتن در امور خاورميانه نزديك" به‌عنوان يكي از مراكز پژوهشي وابسته به نومحافظه‌كاران با تهيه گزارشي با عنوان "خط قرمز: نحوه ارزيابي پيشرفت سياست‌هاي ايالات متحده در رابطه با ايران" يكي از روش‌هاي جنگ نرم براي تغيير رفتار هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران را مديريت تحريم‌هاي هوشمند معرفي كرده است.

تحركات حاميان جمهوري اسلامي ايران در كنگره امريكا‌ مبين پررنگ شدن بهره‌گيري ابزاري از مفاهميم بشردوستانه در اعمال تحريم‌هاي يك‌جانبه يا ائتلافي است. به‌طوري كه با استناد به گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس امريكا‌، قانونگذاران كنگره با استناد به "قانون تخصيص كمك‌هاي خارجي"، طي سال‌هاي 2004-2011 مبالغ قابل توجهي را براي مداخلات پارلماني بشردوستانه در امور جمهوري اسلامي ايران اختصاص داده‌اند كه مي‌توان آن را به‌صورت جدول ذيل نشان داد:

مهم‌ترين معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در صدويازدهمين كنگره امريكا‌ كه نقش فعالي را در معماري اكثر پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران ايفا كرده و تمامي آنان در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ نيز حضور دارند، بر اساس جدول ذيل عبارتند از:



معماران پيش‌نويس طرح‌هاي تحريم جمهوري اسلامي ايران در صدويازدهمين كنگره امريكا‌

جان مك كين؛ سناتور جمهوريخواه ايالت آريزونا

جان مك‌كين در مجلس سناي صدويازدهمين كنگره امريكا‌، عضو كميسيون نيروهاي مسلح بود. وي از معماران تهيه پيش‌نويس طرح‌هاي تحريم حقوق بشر ايران "طرح جامع تحريم، مسئوليت‌پذيري و منع سرمايه‌گذاري در ايران" و قطعنامه‌هاي شماره 386، 548 و 551 مجلس سنا عليه جمهوري اسلامي ايران است. جان مك‌كين در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ كه از 3 ژانويه 2011 آغاز شده، به‌عنوان قائم‌مقام رئيس كميسيون نيروهاي مسلح مجلس سنا انتخاب شده است.

در بند "105" قانون جامع تحريم ايران كه جان مك‌كين نقش مهمي را در تنظيم پيش‌نويس آن ايفا كرده بود، تفسيرهاي مغرضانه از مفاهيم بشردوستانه نيز پررنگ شده است، به‌طوري كه وزارتخانه‌هاي امور خارجه و دارايي ملزم شده‌اند اسامي افرادي كه به ادعاي واشنگتن حقوق بشر را نقض مي‌كنند، در فهرست تحريم‌هاي خود قرار دهند. براي مثال فرمان اجرايي 13553 باراك اوباما در 28 سپتامبر 2010 با استناد به بخش حقوق بشري قانون جامع تحريم جمهوري اسلامي ايران صادر شد. براساس اين فرمان، دارايي‌هاي بانكي هشت نفر از مسئولان امنيتي، انتظامي، دفاعي و قضايي، مسدود و برخي محدوديت‌هاي تجاري و مسافرتي بر آنان اعمال شده است.

جوزف ليبرمن‌؛ سناتور مستقل ايالت كانكتيكات

جوزف ليبرمن عضو كميسيون نيروهاي مسلح سنا در صدويازدهمين و صدودوازدهمين كنگره امريكا‌، در تهيه پيش‌نويس اكثر طرح‌هاي تحريمي خود به‌ويژه پس از آشوب‌هاي دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري از ظرفيت مفاهيم بشردوستانه استفاده كرده است كه بازتاب آن را به خوبي مي‌توان در تنظيم پيش‌نويس دو طرح تحريم حقوق بشر و تقويت تحريم‌هاي جمهوري اسلامي ايران مشاهده كرد.

جوزف ليبرمن همچنين نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس قطعنامه‌هاي شماره 71، 386، 415 و 551 عليه جمهوري اسلامي ايران برعهده داشته است. وي در سال 2009 به همراه سناتور جمهوريخواه ايالات آريزونا -جان كيل- و سناتور مستقل اينديانا -اوان باي- نقش محوري را در تنظيم پيش‌نويس طرح تحريم بنزين ايران برعهده داشتند.

جايگاه و نفوذ پارلماني وي در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ ارتقا يافته و به‌عنوان رئيس كميسيون امنيت داخلي و امور دولتي مجلس سنا انتخاب شده است.

جان كارنين؛ سناتور جمهوريخواه ايالت تگزاس

جان كارنين در صدويازدهمين كنگره امريكا‌، عضو كميسيون قضايي مجلس سنا بود. وي رياست "كميته ملي سناتورهاي جمهوريخواه" را برعهده داشت و نقش مهمي را در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي تغييرات دمكراتيك در ايران، طرح حمايت از آزادي ايران و همچنين صدور قطعنامه ضدايراني شماره 548 مجلس نمايندگان ايفا كرد. وي ارتباط نزديكي را با لابي پارلامني آيپك دارد، به‌طوري كه نقش‌پذيري فعال وي در تنظيم پيش‌نويس طرح تحريمي حمايت از آزادي ايران با اعمال نفوذ اين لابي صهيونيستي صورت گرفت.

يكي از برنامه‌هاي جان كارنين، اعمال نفوذ در ميان جامعه ايرانيان مقيم امريكا‌ با رويكرد سيماسازي مجازي از فضاي حقوق بشري حاكم بر جمهوري اسلامي ايران است. تعامل نزديك وي با "شوراي ملي ايران و امريكا‌" يا حمايت وي از "قطعنامه نوروز" در همين راستا قابل ارزيابي است. وي همچنين همراه با "سناتور سام براون بك" نماينده مردم كانزاس، ارتباط نزديكي را با مركز پژوهشي "بنياد دفاع از دمكراسي" دارد كه از پيش‌قراولان و حاميان فكري گسترش تحريم‌هاي حقوق بشري عليه جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود.

خانم ايلنا راس لتينن؛ نماينده جمهوريخواه ايالت فلوريدا

خانم ايلنا راس لتينن عضو كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان صدويازدهمين بود. نكته قابل تأمل اين است كه جايگاه پارلماني وي در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ ارتقا يافته و به‌عنوان رئيس كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان انتخاب شده است.

وي از قانونگذاراني است كه همواره در اظهارنظرهاي خود در مجاري رسمي و غيررسمي، موضع‌گيري‌هاي تندي را عليه فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران ابراز مي‌كند و بيشتر از ترفند عمليات رواني كاريكاتوريسم تبليغاتي و تداعي قريب‌الوقوع بودن دستيابي جمهوري اسلامي ايران به نقطه غيرقابل برگشت هسته‌اي استفاده مي‌كند.

ايلنا راس لتينن يكي از معماران پيش‌نويس برخي طرح‌هاي قانوني تحريم جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود كه از اهم آنها مي‌توان به پيش‌نويس طرح‌هاي تحريم حقوق بشر ايران، پيشگيري از تسليحات كشتارجمعي ايران، ايجاد امنيت از طريق پايان بخشيدن به منع تكثير تسليحات كشتارجمعي، توانمندسازي منع  سرمايه‌گذاري در ايران و سودان، كاهش تهديدات ايران، مسئوليت‌پذيري و شفافيت ايران و گسترش تحريم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران اشاره كرد.

ايلنا راس لتينن طرح اوليه پيش‌نويس قطعنامه شماره 16 صدويازدهمين مجلس نمايندگان بود كه در آن با تلفيقي از ايران‌هراسي، اسلام‌هراسي و فرافكني از سياست‌هاي دفاعي جمهوري اسلامي ايران در شاخ آفريقا از آن به عنوان تهديدي براي منافع امريكا‌ نام برده است. طراحي پيش‌نويس قطعنامه شماره 156 نيز توسط وي و با اعمال نفوذ لابي پارلماني آيپك صورت گرفت كه در آن با به‌كارگيري ترفند رواني دروغ بزرگ، ارتباط جمهوري اسلامي ايران را با انفجار مركز فرهنگي يهوديان آرژانتين (آميا) در سال 2004 را تداعي كرده است.

دان برتون؛ نماينده جمهوريخواه ايالت اينديانا

عضو كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان صدويازدهمين و صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ست. جايگاه پارلماني دان برتون در صدور دوازدهمي كنگره امريكا‌ ارتقا يافته و به‌عنوان رئيس كميته اروپا و اورآسياي كميسيون روابط خارجي انتخاب شده است.

وي نقش فعالي را در طراحي پيش‌نويس برخي طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران مانند طرح افزايش مسئوليت‌پذيري براي انتخاب‌هاي تجاري در ايران، مسئوليت‌پذيري و شفافيت ايران، پيشگيري از تسليحات كشتارجمعي ايران، گسترش تحريم سپاه پاسداران و پيش‌نويس قطعنامه‌هاي شماره 156، 256 و 1118 مجلس نمايندگان ايفا كرده است.

براد شرمن؛ نماينده دمكرات ايالت كاليفرنيا

براد شرمن رئيس كميته منع تكثير و تروريسم بين‌الملل كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان، از نمايندگاني است كه نقش فعالي را در همراه‌سازي قانونگذاران كنگره امريكا‌ با تعميق تحريم‌هاي جمهوري اسلامي ايران ايفا كرده است. وي از حاميان تحريم شركت‌هاي صادركننده بنزين به جمهوري اسلامي ايران يا بلوكه كردن دارايي و حساب‌هاي بانكي اشخاص حقيقي و حقوقي وابسته به سپاه پاسداران است كه از مصاديق آن مي‌توان به پيش‌نويس دو طرح توانمندسازي منع سرمايه‌گذاري در ايران و سودان و گسترش تحريم‌هاي سپاه پاسداران اشاره كرد. وي همچنين همراه با ايلنا راس لتينن، نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس قطعنامه شماره 156 مجلس نمايندگان ايفا كرد.

براد شرمن از حاميان جهت‌گيري طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران به سمت مواد و فناوري‌هاي دومنظوره است كه به وضوح مي‌توان بازتاب آن را در تنظيم پيش‌نويس قطعنامه 2390 صدويازدهمين مجلس نمايندگان مشاهده كرد. بخشي از پازل سياست‌هاي تحريمي براد شرمن از طريق سناريوي سپاه‌هراسي دنبال مي‌شود كه در پيش‌نويس قطعنامه شماره 2375 استفاده از اين ترفند برجسته شده است.

خانم شلي بركلي؛‌ نماينده دمكرات ايالت نوادا

شلي بركلي عضو كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان يكي از قانونگذاراني است كه نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي افزايش مسئوليت‌پذيري براي انتخاب‌هاي تجاري در ايران، توانمندسازي جلوگيري از سرمايه‌گذاري در ايران و سودان، حمايت از حقوق بشر ايران و قطعنامه شماره 156 مجلس نمايندگان ايفا كرد.

وي متأثر از لابي‌گري آيپك، يكي از معماران تهيه پيش‌نويس قطعنامه شماره 1765 مجلس نمايندگان بود.

شلي بركلي معتقد است طرح‌هاي تحريمي قانونگذاران كنگره امريكا‌ بايد به سمت فلج‌سازي نظام اقتصادي و ارتباطي جمهوري اسلامي ايران به‌ويژه در بخش خطوط كشتيراني متمركز شود و خواستار افزايش رايزني سياسي هيأت‌هاي پارلماني كنگره امريكا‌ با همتايان خود در چين و روسيه است. وي يكي از مخالفان سرسخت توافقنامه سه‌جانبه هسته‌اي ايران، تركيه و برزيل براي معاوضه سوخت هسته‌اي رآكتور اتمي تحقيقاتي تهران است.

گري آكرمن؛ نماينده دمكرات ايالت نيويورك

گري آكرمن رئيس كميته خاورميانه و جنوب آسياي كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان در صدويازدهمين كنگره امريكا‌ نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس طرح مسئوليت‌پذيري و شفافيت ايران ايفا كرد.

وي به منظور همراه‌سازي ساير قانونگذاران با تصويب پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي جمهوري اسلامي ايران، از ترفند ايران‌هراسي و تداعي قريب‌الوقوع بودن دستيابي تهران به نقطه غيرقابل برگشت هسته‌اي استفاده مي‌كند كه به وضوح مي‌توان بازتاب آن را در سخنراني وي در كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان مورخ اول دسامبر 2010 مشاهده كرد. وي در اين سخنراني با سياه‌نمايي مجازي از وضعيت حقوق بشري جمهوري اسلامي ايران پس از انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري، خواستار جهت‌گيري بخشي از سياست‌هاي تحريمي مجلس نمايندگان به سمت تحريم‌هاي حقوق بشري است. وي معتقد است تحريم‌هاي يك‌جانبه امريكا‌ بايد همواره يك گام جلوتر از تحريم‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل باشد.

مارك كرك؛‌ نماينده جمهوريخواه ايالت ايلينويز

مارك كرك عضو كميسيون تخصيص مجلس نمايندگان صدويازدهمين كنگره امريكا‌ و عضو كميسيون نيروهاي مسلح در صدودوازدهمين كنگره، يكي از قانونگذاراني است كه نقش فعالي را در گسترش تحريم‌هاي يك‌جانبه ايالات متحده ايفا مي‌كند كه بازتاب آن را مي‌توان در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تقويت تحريم‌هاي ايران و توانمندسازي منع سرمايه‌گذاري در ايران و سودان مشاهده كرد.

مارك كرك "نايب رئيس كارگروه پارلماني ايران" در مجلس نمايندگان كنگره امريكا‌ست كه در راستاي نحوه نقش‌پذيري كنگره امريكا‌ براي منفعل‌سازي سياست خارجي و دفاعي جمهوري اسلامي ايران شكل گرفته است. وي معتقد است طرح‌هاي تحريمي كنگره امريكا‌ بايد بخش انرژي و سرمايه‌گذاري در جمهوري اسلامي ايران را هدف قرار دهد. براي مثال وي به همراه "بارني فرانك" نماينده مردم ماساچوست، يكي از طراحان تنظيم پيش‌نويس "طرح تقويت تحريم‌هاي ايران" بود كه شركت خارجي صادركننده بنزين به ايران را مورد تحريم قرار مي‌دهد. مارك كرك ارتباط نزديكي را با لابي‌هاي پارلماني اسرائيل به‌ويژه آيپك و "بنگاه خبرپراكني جهاني مردم يهود" دارد.

آنتوني وينر؛‌ نماينده دمكرات ايالت نيويورك

آنتوني وينر در صدويازدهمين كنگره امريكا‌ عضو كميسيون تجارت و انرژي مجلس نمايندگان بود و در صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ عضو كميسيون قضايي است. وي ارتباط نزديكي را با لابي‌هاي پارلماني اسرائيل دارد. براي مثال ديدار وي با رهبران جامعه يهوديان امريكا‌ مورخ 17 اكتبر 2010 در همين راستا ارزيابي مي‌شود. آنتوني وينر نقش فعالي را در تنظيم پيش‌نويس طرح‌هاي تحريمي منع تجارت با تروريست‌ها، افزايش مسئوليت‌پذيري براي انتخاب‌هاي تجاري در ايران و قطعنامه‌هاي شماره 156 و 256 مجلس نمايندگان ايفا كرد.

هاوارد برمن؛ نماينده دمكرات ايالت كاليفرنيا

هاوارد برمن در مجلس نمايندگان صدويازدهمين كنگره امريكا‌ رئيس كميسيون روابط خارجي بود ولي پس از پيروزي قاطع جمهوريخواهان در انتخابات مجلس نمايندگان، به عنوان قائم مقام رئيس كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان انتخاب شده است. وي ارتباط نزديكي با لابي پارلماني "شوراي ملي دمكراتيك يهود" دارد.

1. John McCain (R-AZ)

2. Comprehensive Iran Sanction, Accountability, and Divestment Act of 2010 (CISADA)

3. براي اطلاع بيشتر از سناتورهاي عضو كميسيون نيروهاي مسلح سنا به نشاني اينترنتي مجلس سناي كنگره امريكا‌ مراجعه شود:
Senate Arm Service Committee, http://armservice.senate.gov

4. براي مشاهده متن كامل نامه باراك اوباما به كنگره به نشاني اينترنتي زير رجوع شود:
White House Letter to Congress on Executive Order on Iran, http://www.america.gov,29 Sept 2010.

5. Joseph Lieberman (I-CT)

6. John Kyl (R - AZ)

7. Evan Bayh (D – IN)

8. براي مشاهده متن اصلي تمام طرح‌هاي تحريمي ايران كه سناتور جوزف ليبرمن در آن نقش محوري را ايفا كرده است به نشاني اينترنتي اختصاصي وي رجوع شود:
http://lieberman.senate.gov/iran sanctions/

9. John Cornyn (R – TX)

10. National Republican Senatorial Committee

11. Iran Freedom Support Act, http://www.soucewatch.org

12. National Iranian – American Council (NIAC)

13. Sam Brownback

14. Regime Change in Iran: The Fantasy that will not die, http://newamericamedia.org

15. Ileana Ros-Lehtinen (R-FL)

16. Remarks of Congresswomam Ileana Ros – Lehtinen, www.ned.org, June 2010

17. H.Con. Res. 16: Recognizing the threat that the spread of radical Islamist terrorism and Iranian adventurism in Africa Poses to the United States, our allies, and Interests, 9 Jan 2009, http://www.govtrack.us/congress

18. Dan Burton (R-IN)

19. Brad Sherman (D-CA)

20. Chairman of House Foreign Affairs Subcommitte on International Terrorism & Non proliferation

21. براي مشاهده تمام طرح‌هاي قانوني يا قطعنامه‌هايي كه براد شرمن در آن نقش طراح يا حامي آن را ايفا كرده است به نشاني اينترنتي زير رجوع شود:
Congressman Brad Sherman, IIIth Bills Co – Sponsored, http://bradsherman.house.gov/about/

22. Shelley Berkley (D-NV)

23. براي مشاهده موضع‌گيري‌هاي شلي بركلي نماينده مردم نوادا در مجلس نمايندگان امريكا‌ عليه جمهوري اسلامي ايران به نشاني اينترنتي اختصاصي وي رجوع شود:
Berkley Urges Swift Action on New Iran Sanction, http://www.berkleyforcongress.com, 18 May 2010.

24. Gary Ackerman (D-NY)

25. براي مشاهده متن كامل سخنراني گري آكرمن در كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان به نشاني اينترنتي اختصاصي وي رجوع شود:
Ackerman delivers statement on Iran Sanctions during House Hearing, http://www.ackerman.house.gov, I Dec 2010.

26. Mark Kirk (R-IL)

27. Co- chairman of the House Iran Working Group

28. Barney Frank (D – Mass)

29. Iran Sanctions Enabling Act

30. The Global News Service of The Jewish people.

31. Anthony Weiner (D-NY)

32. Weiner Meets with Jewish Community Leaders, http://www.theeyeshivaworld.com, 19 Oct 2010.

33. براي مشاهده طرح‌هاي قانوني يا قطعنامه‌هايي كه كنگره امريكا‌ عليه جمهوري اسلامي ايران صادر كرده و نقش آنتوني وينر در آنها پررنگ بوده است به نشاني اينترنتي زير رجوع شود:
Congressman Anthony D. Weiner, http://weiner.house.gov

34. Howard Berman (D-CA)

35. جمهوريخواهان با پيروزي در انتخابات پارلماني دوم نوامبر 2010 موفق شدند 242 كرسي مجلس نمايندگان صدودوازدهمين كنگره امريكا‌ را به خود اختصاص دهند كه بعد از هشتادمين كنگره امريكا‌ (1947-1949) براي اولين بار است كه جمهوريخواهان اين مقدار كرسي را به‌دست مي‌آورند.

36. National Jewish Democratic Council (NIDC)

جمع‌بندي و نتيجه‌گيري

مراكز پژوهشي با توليد دانش و ايده‌پردازي، نقش مهمي را در تغذيه فكري حاميان تحريم‌هاي يك‌جانبه امريكا‌ عليه ايران ايفا مي‌كنند.

به همين منظور يكي از روش‌هاي اعمال نفوذ لابي‌هاي صهيونيستي، لابي‌گري توأمان با مراكز مطالعاتي، قانونگذاران شاخص كنگره و حلقه اول مشاوران ارشد رئيس‌جمهور امريكا‌ست. اين احساس نياز متقابل موجب شده بين چهار ضلع لابي‌هاي اسرائيل، مراكز پژوهشي، نهادهاي رسانه‌اي و معماران تحريم جمهوري اسلامي ايران در دولت و كنگره امريكا‌ فعاليت‌هاي همسويي براي توجيه و گسترش تحريم‌هاي يك‌جانبه واشنگتن صورت پذيرد، به‌ويژه اينكه اكثر حاميان تحريم جمهوري اسلامي ايران در دولت اوباما با مخازن فكري مرتبط هستند كه مشرب فكري توجيه تحريم را تأمين مي‌كنند.

نكته حائز اهميت اين است كه در نظام سياسي ايالات متحده، جايگاه ويژه‌اي در درون ساختار ديپلماسي امريكا‌ با هدف تمركز سيستماتيك بر تحولات دروني جمهوري اسلامي ايران در حال شكل‌گيري است. به‌طوري كه انسجام فكري- رويه‌اي چهار بازيگر فوق‌الذكر براي تشديد فشارها، مبين اقدام‌هاي سازمان‌يافته آنان براي براندازي يا تضعيف نظام جمهوري اسلامي ايران است كه پيروزي قاطع جمهوريخواهان در مجلس نمايندگان و اكثريت شكننده دمكرات‌ها در مجلس سناي صدودوازدهمين كنگره امريكا‌، احتمال اعمال فشار كنگره بر كاخ سفيد براي گسترش توأمان برد و دامنه تحركات خصمانه را افزايش مي‌دهد.
نكته حائز اهميت اين است كه در نظام سياسي ايالات متحده، جايگاه ويژه‌اي در درون ساختار ديپلماسي امريكا‌ با هدف تمركز سيستماتيك بر تحولات دروني جمهوري اسلامي ايران در حال شكل‌گيري است. به‌طوري كه انسجام فكري- رويه‌اي چهار بازيگر فوق‌الذكر براي تشديد فشارها، مبين اقدام‌هاي سازمان‌يافته آنان براي براندازي يا تضعيف نظام جمهوري اسلامي ايران است كه پيروزي قاطع جمهوريخواهان در مجلس نمايندگان و اكثريت شكننده دمكرات‌ها در مجلس سناي صدودوازدهمين كنگره امريكا‌، احتمال اعمال فشار كنگره بر كاخ سفيد براي گسترش توأمان برد و دامنه تحركات خصمانه را افزايش مي‌دهد.

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390  |
 مراسم اهل بیت در خانه هم ممنوع شد.
 

راشد بن عبدالله آل‏خلیفه با بیان اینکه برگزاری هرگونه عزای اهل‏بیت(ع) در حسینیه‏‌ها و مساجد ممنوع است، گفت: از این پس شیعیان حق برگزاری چنین مراسمی حتی در خانه‏ها را نیز ندارند!
وزیر کشور بحرین اعلام کرد برگزاری هرگونه مراسم عزای خاندان پیامبر(ص) در خانه‏ ها نیز ممنوع است.

به گزاش خبرگزاری اهل‏ بیت(ع) ـ ابنا ـ راشد بن عبدالله آل‏خلیفه با بیان اینکه برگزاری هرگونه عزای اهل‏بیت(ع) در حسینیه‏ها و مساجد ممنوع است، گفت: از این پس شیعیان حق برگزاری چنین مراسمی حتی در خانه‏ها را نیز ندارند!

راشد آل‏خلیفه در ادامه با بیان اینکه هرکس اقدام به برگزاری مراسم عزای خاندان رسول اکرم(ص) در خانه‏اش کند، مجازات خواهد شد، گفت: احکام اقدام‌‏کنندگان به برگزاری مجالس حسینی(ع) در خانه‏ها، زندان و اخذ غرامت مالی از آنها خواهد بود.

وزیر کشور بحرین همچنین گفته است که تعداد مساجد و حسینیه‏های مورد نیاز کشور باید براساس پراکندگی جغرافیایی جمعیت هر منطقه تعریف و مشخص شود تا به میزان مورد نیاز مسجد و حسینیه د بحرین داشته باشیم!

به این ترتیب به دستور خاندان خلیفه، هر کس که قصد تأسیس و یاسخت مسجد و حسینیه‏ای در بحرین را داشته باشد و یا حتی بخواهد کاربری منزل خود را ـ ولو در مدت کوناهی مانند محرم یا ایام فاطمیه ـ به ماتم‏سرای اهل‏بیت(ع) تبدیل کند، باید حتما پیشتر از سازمان‏های مربوطه مجوز دریافت کند!

امروز به دستور پادشاهان بحرین و عربستان، "پنجمین" مسجد شیعیان بحرین نیز تخریب شد که در آن علاوه بر آنکه به بیوت‏الله بی‏احترامی شد، حرمت قرآن‏ها و دیگر کتب مقدس موجود در این مساجد نیز از بین رفت.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390  |
 استاندار سمنان:احمدی نژاد هدیه خداست
 

استاندار سمنان گفت: احمدي‌نژاد هديه خداست و با تمام وجود، پشتيبان ولايت‌فقيه و رهبري است. احمدي‌نژاد با تمام وجود براي اجراي عدالت آمده است و با تمام وجود به قشر بيچاره و فقير عشق مي‌ورزد و به مال‌اندوزان و پليدكاران پشت پا مي‌زند. مردم فردي به نام دكتر احمدي‌نژاد را انتخاب مي‌كنند كه در مقابل همه ظالمان و مستكبران مي‌ايستد و تمام حكام، پادشاهان و رئيس‌جمهورهاي كشورهاي ديگر انگشت به دندان مي‌گيرند. اگر اين الگو پشتوانه مردمي نداشت هرگز نمي‌توانست ايستادگي كند و اين پشتوانه مردمي را خداوند به انقلاب هديه داده است.
استاندار سمنان گفت: منافق از درون خانه، بيخ گوش و از كنار دست انسان بلند مي‌شود و منافقين همان شياطين زمان هستند.

به گزارش ايسنا، "عباس رهي"، در مراسم برگزاري نمايشگاه "بصيرت" در فرهنگسراي كومش سمنان، با بيان اين كه منافق در مقابل خدا ايستاده و خواهد ايستاد، افزود: منافقين زماني جلوه‌هاي عملياتشان آشكار مي‌شود كه دين خدا جلوه‌گر شود و اوج بگيرد. هرگاه اسلام ناب و پيامبر(ص) درخشش پيدا مي‌كنند، منافقين نيز ظاهر مي‌شوند.

وي گفت: در زمان انقلاب امام خميني(ره) ديديم كه پليدترين انسانها و زشت‌ترين چهره‌ها با امام(ره) مدت زمان طولاني صحبت كردند و امام(ره) به حرفهايشان گوش داد و در آخر فرمود، اگر من مي‌دانستم حرفهاي اينها درست است توجه مي‌كردم اما افسوس كه هيچ كدام درست نبود.

وي افزود: در زمان رهبري مقام معظم رهبري نيز، شاهد انسانهايي هستيم كه همه قله‌هايي قدرت از جمله نخست‌وزيري، رياست مجلس و... را طي كردند، اما منافقان اينها را انتخاب كردند و خط نفاق، اين‌چنين آدمهايي را انتخاب مي‌كند. آدمهاي ساده‌لوح يا منافقاني زبردست و چيره‌دست را انتخاب مي‌كند كه نفاق از جواني در آنها متبلور بود.

وي خطاب به آنها گفت: چرا گذاشتيد(صبر كرديد) و زماني حرفهايتان را رو كرديد كه آن زمان، زمان درخشش انقلاب امام(ره) و زمان عدالت مهدوي(عج) و مهرورزي بود. در زماني كه يك انسان مردمي، از توده‌هاي مردم و از بين كساني كه داراي انديشه خدايي است و طرفدار سرسخت انقلاب و انديشه‌هاي امام(ره) و شاگرد رهبري است و همچون انقلاب شكل و اوج گرفته است، شما در آن زمان برمي‌خيزيد.

رهي اظهار داشت: منافقين هميشه الگوي مقدسي را انتخاب مي‌كنند همانطور كه ديديم رنگ سبز را انتخاب كردند، رنگي كه براي مساجد و مال حسينه‌هاست و توسط سردسته اصلاح‌طلبان هم بر گردن اين منافق آويخته مي‌شود تا با رنگ سبز مردم را فريب دهند و با نام امام(ره) و مصادره كردن ميراث امام(ره) به فريب مردم بپردازند.

استاندار سمنان معتقد است: يكي از اينها بود كه دستور حمله به دانشگاهها و معابر عمومي را صادر كرد و سپاه مقابله كرد و جلوي اين حمله را گرفت.

وي با بيان اينكه احمدي‌نژاد معصوم نيست اما پيرو معصوم است، گفت: خداوند، راه را بر اين منافقان بست و انساني را وارد صحنه كرد كه اين انسان با شعار عدالت‌محوري، مهرورزي و خدمتگزاري وارد صحنه مي‌شود و در ركاب رهبر قرار مي‌گيرد.

استاندار سمنان گفت: احمدي‌نژاد هديه خداست و با تمام وجود، پشتيبان ولايت‌فقيه و رهبري است. احمدي‌نژاد با تمام وجود براي اجراي عدالت آمده است و با تمام وجود به قشر بيچاره و فقير عشق مي‌ورزد و به مال‌اندوزان و پليدكاران پشت پا مي‌زند. مردم فردي به نام دكتر احمدي‌نژاد را انتخاب مي‌كنند كه در مقابل همه ظالمان و مستكبران مي‌ايستد و تمام حكام، پادشاهان و رئيس‌جمهورهاي كشورهاي ديگر انگشت به دندان مي‌گيرند. اگر اين الگو پشتوانه مردمي نداشت هرگز نمي‌توانست ايستادگي كند و اين پشتوانه مردمي را خداوند به انقلاب هديه داده است.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390  |
 حواشی سفر احمدی نژاد به کرمانشاه؛
چرا تلویزیون مراسم استقبال احمدی نژاد را نمایش نداد؟!

در سومین دور سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد به کرمانشاه طبق وعده قبلی اعتراضات گسترده امت حزب الله کرمانشاه به انتصاب استاندار دوم خردادی و... تحقق یافت و امت حزب اللهی کرمانشاه ضمن به همراه آوردن بنرها و پلاکاردهای اعتراضی بزرگ، با سردادن شعارهای: احمدی احمدی استاندار رو عوض کن، استاندار حیا کن کرمانشاه رو رها کن و... مراتب تظلم خواهی و اعتراض خود به انتصاب این استاندار دوم خردادی و وقایع پس از آن را از نزدیک به گوش رئیس جمهور رساندند، به طوری که رئیس جمهور بارها مردم معترض کرمانشاه را با اشاره مورد تفقد قرار داده و ضمن دعوت به آرامش ، بارها اشاره داد که پیام شما را شنیدم و متوجهم.

در سومین دور سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد به کرمانشاه طبق وعده قبلی اعتراضات گسترده امت حزب الله کرمانشاه به انتصاب استاندار دوم خردادی و... تحقق یافت و امت حزب اللهی کرمانشاه ضمن به همراه آوردن بنرها و پلاکاردهای اعتراضی بزرگ، با سردادن شعارهای: احمدی احمدی استاندار رو عوض کن، استاندار حیا کن کرمانشاه رو رها کن و... مراتب تظلم خواهی و اعتراض خود به انتصاب این استاندار دوم خردادی و وقایع پس از آن را از نزدیک به گوش رئیس جمهور رساندند، به طوری که رئیس جمهور بارها مردم معترض کرمانشاه را با اشاره مورد تفقد قرار داده و ضمن دعوت به آرامش ، بارها اشاره داد که پیام شما را شنیدم و متوجهم.

پایگاه اطلاع رسانی حزب الله کرمانشاه در این باره نوشت: بنرهها و پلاکاردهای بزرگ مردم معترض کرمانشاه نسبت به وقایع تأسفبار اخیر حاوی نوشته های ذیل بود: تنها استاندار دوم خردادی در دولت اصولگرا چرا؟؟!!، حمله به ستاد انتخاباتی شما توسط عوامل استاندار مشارکتی، چرا؟؟!!، سرکوب صدای انتقاد توسط استاندار در دولت اصولگرای شما چرا؟؟!! سایتهای ارزشی یکی پس از دیگری فیلتر می شوند؟؟! و...، همچنین نمونه عکس مشهور استاندار با موی روغن زده و ریش پرفسوری و...؟! که مربوظ به مدتی پیش از انتصاب وی در سمت استانداری بود نیز در چندین بنر جهت استحضار رئیس جمهور به نمایش گذاشته شد که زاویه کوچکی از این عکسها در خبرگزاری های ایسنا، فارس و ساینهای مهم کشور پوشش داده شد.


مجری برنامه آقای شهرستانی پیش از آمدن رئیس جمهور بارها اعلام کرد پلاکارد و بنر و... رؤیت شده، آنرا جلو بیاورید و به مسؤلین بدهید اما مردم قبول نکرده و ترجیح دادند شخص رئیس جمهور آنها را در دست آنها ببیند...

گفتنی است هنگامی که استاندار در پشت تریبون قرار گرفت، امت حزب الله بر علیه وی شعارهای یکصدایی سر دادند که پس از دقایقی سخنان خود را کوتاه و از پشت تریبون کنار رفت، در آخر مراسم نیز در حضور ریاست جمهور و... بر علیه وی و اقدامتش یکصدا شعار دادند.





همچنین پس از اعلام حزب الله مبنی بر رساندن صدای اعتراض به رئیس جمهوری در مسیر استقبال، برای اولین بار ریاست جمهور در مسیر استقبال حرکت نکرد و یکسره از فرودگاه به استادیوم وارد شد؟! و نیروهای حزب اللهی نیز پس از اطلاع از این برنامه برنامه اعتراضی خود را به استادیوم منتقل نمودند از همین رو رسانه ملی و سایر رسانه ها هم تصویری از مراسم استقبال خیابانی رئیس جمهور پخش نکردند.

در تحلیل حرکت اعتراضی مردم کرمانشاه نکته ای شایسته تأمل است و آن اینکه قضایای تأسفبار کرمانشاه از آنجا رو به این وخامت بی نظیر کشید که پس از چند انتقاد و اعتراض ساده که وارد هم بود، برنامه همه جانبه و پیچیده ای با محوریت استاندار جهت سرکوب نیروهای حزب اللهی و حتی رسانه های منتقد و مشهور کشوری به عمل درآمد و روز به روز کار را بدتر کرد و حزب الله بر اساس قرائن بر این اعتقاد است که در این مدت متأسفانه گزارشات غیرواقع و بعضا معکوس به تهران منعکس شده است و لذا طی قریب ده ماه گذشته که این حوادث به وقوع پیوست، چاره اندیشی جدی و صحیحی جهت حل این مشکلات صورت نگرفت تا کار به اینجا رسید که نباید می رسید و می شد با حداقل درایت مسؤلین مربوطه، هزینه ها را به حداقل رساند و امور را مدیریت کرد اما نخواستند یا...؟؟!!

حرکت اعتراضی امت حزب الله دفاع از مظلومیت جریانی بود که علیرغم سابقه سی ساله در دفاع از ارزشها و انقلاب و... در هیچ دوره ای از دورانهای مدیریتی امثال خاتمی و... به این حد مورد ظلم و اقدامات زشت و ناشایست برخی مسؤلین استانی واقع نشده بود که تحمل و استمرار ظلم نیز مطلبی نیست که بتوان بی جهت از آن صرف نظر کرد ، قرآن کریم دارد صریحا می فرماید«لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم»... در این آیه اعتراض کردن به حالت سوء را برای مظلوم صحیح و جایز می شمارد که ولو به حالت سوء و تندی هم اگر صدای اعتراض بلند کند جا دارد، حال چه برسد به اینکه امت حزب الله کرمانشاه در سفر امروز ریاست محترم جمهور با عباراتی فاقد دشنام و توهین و مطالب سوء و در چارچوب فرمایش مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای که فرمودند: انتقاد و حتی مخالفت کردن با یک فکر و... هیچ اشکالی ندارد و فقط باید خالی از فحش و دشنام و توهین باشد، اندکی از مراتب اعتراض خود را در مواجهه حضوری به سمع و بصر ریاست محترم جمهور رساندند...

دوم: آقای احمدی نژاد در سفر چندوقت پیش به همدان، در بین مردم رسما اعلام کرد که اگر مسئولی را نخواهید چکار می کنید، اعلام می کنید...

امروز مردم کرمانشاه به این دعوت ریاست محترم جمهور، لبیک گفته و به انواع مختلف صدای اعتراض قاطع خود را به گوش ایشان رساند و شبهه ای باقی نمانده و... اما ریاست محترم جمهور هنوز هم حاضر نشده به این سؤالات پاسخی بدهد!


 
همچنین عصر امروز نیز درگیری تأسفباری در محل برگزاری جلسه رئیس جمهور با خانواده های شهدا صورت گرفت.

این درگیری هنگامی صورت گرفت که در تداوم اقدامات زشت و خلاف عدالت برخی مسؤلین استان، مانع ورود عده ای از خانواده های شهدا و ایثارگران شدند که برخی از اینها مادران دو شهید استان بودند؟؟!!
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 هاشمی رفسنجانی؛ سهل انگاری در مبانی نظری ؛ دوگانگی در میدانهای عمل
 
سفرهای قبل از انقلاب هاشمی به ایالت های مختلف آمریکا توسّط باجناق مقیم بلژیک و باج خواهی هماهنگ مهدی هاشمی با پدر!


هاشمی رفسنجانی؛
سهل انگاری در مبانی نظری ؛ دوگانگی در میدانهای عمل

طرح بحثی در بررسی روش شناسی مدیریّت نظام سلطه در
به انحراف کشاندن نظری و سپس عملی دولتمردان جمهوری اسلامی
از راهبردهای ترسیمی ولایت فقیه

کلیدپرسش بحث : چرا و چگونه گروههای برآمده از استقلال طلبی و استکبارستیزی توده های عزّتمدار مردم کشورمان در عرصه ی اجرایی استدراجاً به چرخش 180 درجه اي مواضع دچار می شوند؟
 
مقدمه: از سالهاى آخر دهه‌ى اول انقلاب به بعد، دشمنان انقلاب و جبهه‌ى دشمن با استفاده از كارشناسهاى ايرانى يك سياستى را طراحى كردند - چون غير كارشناسهاى ايرانى به اين نكته توجه پيدا نميكردند؛ كسانى كه طرف مشورتشان قرار ميگرفتند، ايرانى بودند - و آن سياست اين بود كه از قم آنتى‌تز انقلاب درست كنند. همان طور كه انقلاب از قم جوشيد، يك ضد انقلاب هم از قم به وجود بياورند.

همانطور که عرض شد در مطالعات و پیگیری های خود در رفتار شناسی مدل سیاسی "هاشمی رفسنجانی" به پرسش هایی بر خورده ام که بدلیل اهمیت و حساسیت پاسخ ها نخواستم به تحلیل یا استنتاج غیر مستقیم یا ذهنی (ولو با قرابت زیاد منطقی) بپردازم . اگر چه پرسشهای مشابه دیگری نیز جای طرح دارد اما در این مرحله به عنوان فراز پنجم و آخر این عنوان پژوهشی به طرح سه موضوع دیگر (با امید بیان پاسخ صاحب نظران جهت تنویر افکار عمومی و تصحیح مسیر روایات و مستندات غیر قابل انکار پژوهشگران تاریخ معاصر ) به این رفتارشناسی می پردازم :

موضوع چهارم اینکه کدام روایت از ولایت "امام" پذیرفتنی تر است ؟ روایت خارج شده از فحوای پردازش بیانِ "هاشمی رفسنجانی" که "امام" در عرض و یا حتی مدیون او قرار میگیرد یا روایت آشکار عقل و تاریخ ؟!
 

{به نقل از مصاحبه ی "هاشمی رفسنجانی" با نشریه ی مدیریت ارتباطات 18/5/1389 :}
من خودم وقتی میخواستم کارم را در حوزه های اجتماعی در کنار درس خواندن شروع کنم، احساسم این بود که طلبه های آن زمان حوزه خیلی با واقعیتهای جامعه فاصله دارند، چون سیاسی نبودند، روزنامه و مجله نمی خواندند و در حوزه رادیو نبود.
...اوایل که میگفتند حرام است و داشتن رادیو لااقل برای یک روحانی عیب بود. وقتی وارد مبارزه شدیم و دیدیم نیازهای سیاسی داریم، "امام" به من دستور دادند یک رادیو بخرم و نصف پولش را هم دادند.
... سال 1342 بود؛ آن زمانی که قرار بود کاپیتولاسیون اتفاق بیافتد. یک دفعه خبری را از جایی گرفتم و مطلع شدم كه بناست در مقابل تصویب کاپیتولاسیون 200 میلیون دلار وام به ایران بدهند. این خبر را به امام دادم و گفتم چنین خبری است و در مجلس نیز در حال تصویب است. "امام" گفت: «ما این چیزها را نمیدانیم». همانجا 200 تومان به من دادند و گفتند: «برو یک رادیو بخر» مغازه ای در خیابان حرم قم به نام «الکترولوکس» بود. من رفتم یک رادیو «ارسر» به قیمت 400 تومان خریدم. 200 تومان را دادم و بقیه اش را هم قسطی پرداخت کردم که اقساطش را خودم میدادم.
{سوال:} بعداً پولش را از "امام" گرفتید یا نه؟
نه، دیگر نگرفتم. قسطی بود. آن رادیو را الان در موزه ام {؟!} در رفسنجان گذاشته ام. چون آن رادیو برای من وسیله اطلاع رسانی و استفاده از ابزار بود. همان موقع "امام" مرا مأمور کردند كه به تهران بیایم تا خبر این مسأله را به طور مستند ببرم. من هم به تهران آمدم و با کمک آقای "فلسفی"، آقای "تولیت" و آقای "بهبهانی" آن مصوبه مجلس و مصوبه مجلس سنا و اسناد پیمان وین را که مبنای این کار بود، گرفتم و خدمت امام بردم که امام سخنرانی نیرومندی علیه کاپیتولاسیون کردند و بعد هم تبعید شدند.
ما 5 یا 6 سال قبل از آن در حوزه برای اینکه طلبه ها مطلع شوند، مجله ای را راه انداختیم كه سالنامه مکتب تشیع و فصلنامه مکتب تشیع بود. 8-7 سال هم منتشر شد و خیلی هم موفق بود. با نویسندگان بزرگ کار میکردیم. آن نشریه واقعاً حوزه را بیدار کرد، چون مقالات بسیار سنگین از شخصیتهای بزرگ کشور میگرفتیم. آن موقع تیراژ کتابها 500 تا 1000 و در همین حد بود. اولین نشریه ما 10 هزار نسخه تیراژ داشت و فوری چاپ دوم خورد و 5 هزار نسخه دیگر چاپ کردیم. حوزه و محافل مذهبی با آن کار -چون به سراسر کشور ارسال کردیم- هوشیار شد و حوزه ها وارد سیاست شدند. این مربوط به قبل از مبارزات، یعنی سال 36 - 1335 بود که این کار را کردیم.
{سوال:} پس مجله قبل از قضیه ی رادیو بود؟
بله، 7 سال قبل از رادیو بود. کار اجتماعی ام را با مطبوعات شروع کردم. من، آقای "باهنر"، آقای "مهدوی" و آقای "صالحی"، 4 نفر طلبه ی کرمانی بودیم كه این كار را میكردیم و محور ما هم حضرت امام بود. مجله مکتب اسلام هم بود که محورش آقای "شریعتمداری" بود. هنوز هم به آن صورت سیاسی نشده بودیم.
اصلاً زندگی من از کار اجتماعی و کار آموزشی و ارتباطی اینچنینی و استفاده از ابزارهای اطلاعرسانی آغاز شد و تا الان هم همیشه همین بوده است ...
{فرازی دیگر از همان مصاحبه :}
...اصولاً جامعه ما به خاطر سنتی بودنش و گرفتار خشک مقدسها و متعصبین بودنش همیشه چند گام از دانش و علم عقب بوده است. البته اسلام برعکس است. اسلام در یک دنیای جاهلی صرف آمد و موتور توسعه و علم و دانش شد که حتی بعداً اروپا و مناطق دیگر را احیاء کرد. ما درست برعکس شدیم. الان دنیای اسلام تقریباً عمدتاً به این صورت است و در ایرانِ ما هم همین وضع است. مثلاً همین که میگویید رادیو، رادیو وقتی که شروع شد، بعضیها تحریم کرده بودند. روزنامه هم همینطور.
{سؤال:} آن موقع فقط امام رادیو را تحریم نکرده بودند؟
قبلش را نمیدانم كه امام چه فتوایی داشتند. اینكه من میگویم، مربوط به دورهای است که خیلی زمان از ورود رادیو گذشته بود و در دوران مبارزه به این حرفها رسیدیم. روزنامه ها را در کیوسکها میگذاشتند و ما میرفتیم آنجا و گاهی تیترها را میخواندیم. در روزنامه نگاری هم حوزه عقب بود، اما کمکم پیشرفت کردند. …
 

{فرازی دیگر از همان مصاحبه :}
{سؤال:} کتاب به عنوان یکی از ابزارهای ارتباطی تلقی میشود و شما هم کتاب خاطرات زیادی دارید. انگیزه شما از خاطره نویسی و انتشار این خاطره ها چیست؟
در جوانی خاطرات بعضی از شخصیتهای قدیم مثلاً سلاطین یا وزرا را میخواندم و میدیدم كه استفاده میکنم. این خاطرات واقعیات آن زمان را ( نمیتوان گفت همه اش راست است) خیلی خوب نشان میدهد. بعد از انقلاب خودم به این فکر افتادم که مرتب خاطراتم را بنویسم، به این منظور که بر من یک روز چه میگذرد؟
{فرازی دیگر از همان مصاحبه :}
{سؤال:} آقای "هاشمی"! چرا این خاطرات پراکنده منتشر میشود؟ شما فرمودید بعد از انقلاب شروع به خاطره نویسی كردید اما خاطرات چند سال اول انقلاب منتشر نشده است.
منتشر شده است. من از سال 60 خاطرات را نوشتم. قبل از انقلاب از ترس اینکه زندگی ما دست ساواک بیافتد، چیزی یادداشت نمیکردیم. اول انقلاب هم مباحث شورای انقلاب را که مسائل مهمی داشت، ثبت نکردیم. همینطوری حرف زدیم. البته آقای شیبانی چیزهای مختصری نوشته كه گاهی منتشر میشود. من از سال 60 شروع به نوشتن كردم. ولی آن دو، سه سالی که شما میگویید، نوشته شد. از اول که وارد مبارزه شدم، از بچگی تا سال 60 را نوشتم. از 60 تا امروز هم در تقویمی وجود دارد و سال به سال منتشر میشود. ..
{سؤال:} پس کار تدوین کتابهایتان را به خاطر همین به خانواده، فرزندان و نوه ها میسپارید که اگر احیاناً مطلبی هست که قرار است حذف یا اضافه شود، انجام شود؟
اضافه که نمیکنیم. اگر اضافه کنیم، در پاورقی یا پرانتز اضافه میکنیم یا در مورد اسمی توضیح میدهیم. متن اصلی من دست نمیخورد. مثلاً خاطرات روزهای جنگ را نوشتم. میبینم هنوز با عراق صلح نکردیم و بعضی از مطالب سرّی را نوشتم كه نباید آن منتشر شود. البته آن موقع هم مسائل سرّی را نمینوشتم، ولی گاهی پیش میآید كه خیلی كم است. همان موقعی که داشتم مینوشتم، توجه داشتم که اسراری که ممکن است یک روزی فاش شود و مصلحت نباشد، ننویسم و جز با اشاره چیزی نمینوشتم.
{سؤال:} پس اسرار را نمی نویسید.
نه، منتها به گونه ای مینویسم که بعداً اگر خواستم در زمان خودش توضیح بدهم، امکان توضیحش باشد.
{سؤال:} عده ای به خاطرات شما انتقاد میکنند و میگویند در خاطرات قبل از انقلاب که بعد از انقلاب منتشر شد، شما یک راوی هستید و وقایع نگاری میکنید، اما در خاطرات دهه 60 به بعد که نگارش کردید، تنها یک راوی نیستید و در مقام دفاع از حقانیت دیدگاهها و عملکرد خودتان خاطره نویسی میکنید. پاسخ شما به این انتقاد چیست؟
{سؤال:} خاطرات قبل از انقلاب مصاحبه است. دو مصاحبه با من شد. یکی مصاحبه آقای "زیارتی" است که آن موقع تاریخ مینوشت و آمد و مصاحبه کرد و یکی هم آقای "معادیخواه" برای بنیاد تاریخ انجام داد. هر چه سؤال کردند، جواب دادم. جواب تحلیلی هم میخواستند و من هم آنگونه گفتم. اگر بنا باشد کسی مصاحبه کند، همینجور میشود. از آن به بعد مصاحبه نیست.
{به نقل از خاطرات "هاشمی رفسنجانی" در گفتگو با پایگاه "هاشمی رفسنجانی" دات آی آر :}
من ۱۴ ساله بودم که به قم آمدم و در منزل اخوان "مرعشی" ساکن شدیم. اخوان "مرعشی" خانه‌ای روبه‌روی خانه "امام"(ره) در کوچه یخچال قاضی خریدند که آن خانه‌ هنوز هست. طبیعتاً چون روبروی خانه "امام" بودیم، ایشان را گاهگاهی در مسیر درس و حرم می‌دیدیم. من در آن مدت وصف "امام" را زیاد شنیده ‌بودم. کم‌کم در مسیر به دنبال ایشان می‌رفتم و سؤالاتم را مطرح می‌کردم. مدتی ارتباط ما به این شکل بود.
 


بعداً به مقطعی رسیدیم که توانستیم در کلاس درس ایشان حضور یابیم. درس ایشان، از درس‌های ممتاز در حوزه بود. ما هم از شاگردانی بودیم که اگر در درس ابهامی برایمان پیش می‌آمد، سؤال می‌کردیم و این باعث آشنایی بیشتر ما شد. بعد یک نشریه به نام مکتب تشیع منتشر کردیم که بعد از نشریه مکتب اسلام بود. محور نشریه مکتب اسلام آیت‌الله "شریعتمداری" بود و بزرگانی که از ما جلوتر بودند، آن را اداره می‌کردند.
 
 

ما چهار نفر بودیم ومی‌خواستیم محور کارهایمان "امام" باشد. امام محوریت را نپذیرفتند، اما پذیرفتند که به ما درباره مطالب و نویسنده‌ها مشورت بدهند. ایشان با توجه به نظر خودشان افرادی را معرفی یا مطلبی را عنوان می‌کردند. تا این زمان روابط ما در همین حد بود.
قبل از شروع مبارزه به این فکر افتادیم که چرا شخصیتهای پایین‌تر از "امام"(ره) رساله داده‌اند، ولی ایشان رساله نمی‌نویسند؟ من و آقای ‌ربانی‌املشی، آقای شیخ‌حسن صانعی و چند نفر دیگر خدمت ایشان رفتیم. امام خیلی بنا به ملاحظاتی در جمع حاضر نمی‌شدند و در اعیاد در خانه نمی‌نشستند، درحالی که مراجع دیگر در خانه می‌ماندند تا مردم برای دیدارشان بروند. خیلی اصرار کردیم تا امام(ره) در خانه ماندند و مردم و طلبه‌ها برای دیدار با امام هجوم آوردند. خواهش کردیم که ایشان هم رساله بنویسند. ایشان قبول نمی‌کردند. کم‌کم قانع شدند. با شروع مبارزه ارتباط ما به تدریج عملیاتی شد و جزو اولین‌ها بودیم که خدمت امام رسیدیم.
البته توجه داشته باشید که امام در زمان آیت‌الله بروجردی به دلایل خاصی که برخاسته از ادب و احترام ایشان بود، زیاد در مسائل وارد نمی‌شدند. از طرف دیگر عدم حضور مقطعی امام(ره) در جمع در حوزه هم به خاطر وجود بعضی از تفکرات افراطی و تفریطی در عدم تمایل امام بی‌تأثیر نبود.
ما گروهی از طلبه‌ها به عنوان شاگردان حلقه اول درس ایشان اصرار می‌کردیم که ایشان وارد مسایل شوند. پس از فوت آیت‌الله بروجردی خود ایشان هم کم‌کم وارد میدان شدند و وقتی رساله خویش را نوشتند، با استقبال کم‌نظیری روبرو شد. حوادث سیاسی کشور به‌تدریج امام را علاوه بر یک مرجع مذهبی، به عنوان یک رهبر سیاسی مطرح کرد که با نخستین اعلامیه‌ها شروع شد. در این برهه زمانی نیز ما طلبه‌ها در نوشتن، تکثیر و پخش اعلامیه‌ها دخالت داشتیم و این کار با روحیه جوانی ما نیز سازگار بود. حتی در زمان حیات "آیت‌الله بروجردی"، با همه علاقه‌ای که به ایشان داشتیم، سکوت و مدارای ایشان را نمی‌پسندیدیم و بعدها متوجه شدیم که همان سکوت پایه‌گذار انقلاب اسلامی بود.
چون ایشان با تقویت بنیان حوزه علمیه قم که در زمان "رضا"خان ویران شده بود، به پرورش طلبه‌هایی پرداختند که بعدها مبارزان اصلی علیه پهلوی بودند.حداقل امام اعلامیه که می‌دادند ما در چاپ آن خیلی‌موثر بودیم. بازاریها هم وارد شدند و گروه کاری ما بهتر شد. درزمان مبارزه روابط خیلی نزدیک می‌شد. زیرا اسرار و خطر و مشورتهای سیاسی زیاد بود.
آن زمان امام اسرار سیاسی را بیشتر به ما می‌گفتند. فکر می‌کنم نقطه جهش ارتباط ما با امام در مبارزه بود. آن زمان من مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد که باعث گسترش روابط ما شد. این وضع تا زمانی که امام در ایران بودند، ادامه داشت.
زمانی که ایشان به ترکیه تبعید شدند، حدود یک سال جز چند باری که خانواده ایشان به ایران رفت و آمد داشتند، اطلاع دیگری از ایشان نداشتیم. به عراق که رفتند، ارتباطات قوی‌تر شد. ایشان متوجه شدند که ما اجازه نداده‌ایم تا پرچم مبارزه ایشان زمین بماند. البته آقای منتظری از ما قوی‌تر و بهترو پناهگاه بودند، اما ما عملیاتی‌تر بودیم.
 


زمانی که متوجه شدند در طول تبعید ایشان، این شعله خاموش نشده، ‌رضایتشان جلب شد. می‌دانستند که چه کسی این کارها را کرده، البته ما نمی‌خواستیم این مسائل در جامعه علنی شود. زمانی که کمی از مسائل علنی می‌شد، بازداشت می‌شدیم.
ارتباط ما با امام در عراق از طریق حاج‌آقا "مصطفی"، حاج"‌احمدآقا" و آقای "دعایی" بود. بعضی از طلبه‌ها به طور مخفی امکان رفت و آمد داشتند. حساسیت زیادی روی آنها نبود. ما مسائل ایران را از این طریق برای امام می‌فرستادیم. در زمانی که امام در عراق تبعید بودند، مبارزه از حوزه فراتر رفت و گروههای خاصی از دانشگاهیان و تحصیل‌کرده‌ها و بازاریان و متدینین نیز وارد بستر مبارزاتی شدند. وجود گروههای متعدد و اختلافات سلایق در مقطعی باعث رکود مبارزه شده بود....
بعد از آزادی من از زندان، اولین کاری که حضرت امام به من ارجاع دادند، عضویت در هیئت رفع مشکل سوخت مردم کشور بود. کارکنان شرکت نفت در جنوب، مخصوصاً در پالایشگاه آبادان اعتصاب کرده بودند و مصرف داخلی مشکل پیدا کرده‌بود. ما به آنجا رفتیم و این مشکل را حل کردیم. آقای مهندس بازرگان رئیس بودند و دکتر سحابی هم بودند.
امام قبل از مراجعتشان پنج نفر را برای تشکیل شورای انقلاب تعیین کردند. بعد از تبعید امام به فرانسه به پاریس نرفتم. احمد آقا می‌گفتند که امام می‌پرسند «شما چرا نمی‌آیید؟» گفتم: «با توجه به اینکه پس از آزادی من از زندان، آن‌قدر کار برایم ایجاد شده که در صورت آمدن، خیلی از کارها عقب می‌ماند. به ایشان سلام برسانید و بگویید به وقت خودش ان‌شاءالله زیارتشان می‌کنیم.»
بعد از بازگشت ایشان هم در شورای انقلاب بودیم و به خاطر تصمیمات اساسی کشور که در آنجا می‌گرفتیم، به صورت مرتب با ایشان روابط داشتیم، زیرا باید کارها را با ایشان مطرح می‌کردیم. با توجه به اینکه در دهه فجر قرار داریم، خوب است خاطره‌ای در این‌باره بگویم. روزی که امام به کشور برگشت، من، آیت‌الله بهشتی، دکتر باهنر و آیت‌الله موسوی اردبیلی به فرودگاه رفتیم، اما انبوه جمعیت نمی‌گذاشت به ایشان نزدیک شویم. امام به سوی بهشت زهرا رفتند و ما هم به دلیل حجم زیاد کارها، به منزل آیت‌الله موسوی اردبیلی در حوالی میدان توحید رفتیم و مسائل را با تلفن پیگیری می‌کردیم.
بعد از سخنرانی امام در بهشت زهرا، خبر آوردند که امام را با هلی‌کوپتر بردند و از ایشان خبری نیست. خیلی نگران شدیم. چون همه‌گونه احتمال وجود داشت. پس از پرس‌وجوهای فراوان معلوم شد که در منزل یکی از بستگان خویش در «دروس» هستند و همان شب به مدرسه رفاه در خیابان ایران رفتند.آقای ناطق نوری که در هلی‌کوپتر همراه ایشان بودند بعد ماجرا را تعریف کردند. در مدرسه رفاه خدمت ایشان رفتم و با دیدن من با لحنی که آمیخته به گلایه و محبت بود، فرمودند: «معلوم است، کجایی؟ گفتم: «مشغول کارها بودم و انشاءالله در فرصت‌های بعدی خدمت می‌رسم». فکر می‌کنم همان روز یا فردای آن روز بود که وقتی خدمت ایشان بودیم، ظاهراً از اخبار و موسیقی‌ها و سرودهایی که از رادیو و تلویزیون پخش می‌شد، ابراز ناراحتی کردند و به من و شهید مطهری گفتند: به آنجا بروید و سروسامان بدهید.
{ به نقل از یادداشتهای پژوهشی آرشیو "ر.گ.چ" :}
...نویسنده ی متعهد سایت باز باران به زیبایی تعارض گوئی های ناشی از توهم خود را در عرض فقیه دیدن "هاشمی" را مورد اشاره قرار داده است :
"هاشمی رفسنجانی" : بله بعضي افراد در بحث ولايت فقيه مي¬گفتند كه وليّ فقيه را خدا تعيين كرده است و اكنون هم بعضي ها اين اعتقاد را دارند اين عده معتقدند مشروعيت وليّ فقيه به رأي مردم نيست و وليّ فقيه هر تصميمي كه بخواهد مي¬تواند بگيرد... (به نقل از مصاحبه "هاشمي" با ايسنا منتشره در۱۱بهمن ۱۳۸۳ )
"هاشمی رفسنجانی" : ما از همان روز اول به پديدۀ قدرت نگاه زميني و واقع بينانه داشتيم... از همان ابتدا "امام خميني" هم همين را مي¬گفت. شما حرفهاي ايشان را ببينيد كه مشروعيت را به مردم مي-دهد. اين چالش نيست و دردسري هم به وجود نمي¬آورد، البته اگر تعصبهاي بيجا برداشته شود(به نقل از حرفهای "هاشمي رفسنجانی" .منتشره در روزنامه اعتماد، (ويژۀ سياستنامه) ۲۷ آبان ۱۳۸۱)
 


شايد اين حرفهاي مهم را "امام "(ره) فقط در گوش او گفته¬اند (البته اين هم درست نيست چون ميگويد: "شما حرفهاي امام را ببينيد كه ) وگرنه در هيچ جايي كه طبق معيار خود "امام"، قابل استناد به ايشان باشد، اثري از اين ادعاها نيست. بلكه آنچه در سرتاسر سخن و سيرۀ "امام" موج مي¬زند كاملاً در جهت عكس ادّعاهاي ياد شده است:
اگر فقيه در كار نباشد طاغوت است، يا خدا يا طاغوت. اگر به امر خدا نباشد، رئيس جمهور اگر با نصب فقيه نباشد غير مشروع است، وقتي غير مشروع شد طاغوت است، طاغوت وقتي از بين مي¬رود كه به امر خداي تبارك و تعالي يك كسي نصب شود. شما نترسيد از اينكه ۴ نفر آدمي كه نمي¬فهمند اسلام چه است! نمي¬فهمند فقيه چه است و نمي¬فهمند ولايت فقيه يعني چه! آنها خيال مي¬كنند كه يك فاجعه است به جامعه..." (صحيفه نور جلد نهم صفحه ی 253)
...فدايي ولايت: كساني در اين واديند كه به درك بسيجيان و شهيد "صدر"، بزرگفدايي ولايت فقيه، رسيدهاند كه فرمود: "ذوبوا في الخميني كما هو ذاب في الإسلام" اينان عشقشان "امام خميني" و "خامنهاي" است و ترنمشان از دوست يك اشارت از ما به سر دويدن است. مدعيان عشق به ولي خدا بگويند چه كساني بر خلاف نظر "امام خميني" در دهۀ پنجاه ميليونها تومان از وجوهات سهم "امام" و آبروي اسلام و "امام زمان" را در حلقوم منافقين ريختند؟ بخاطرشان شكنجه شدند و به زندان افتادند و حالا طلبكارند! ...
{به نقل از صحبت های "هاشمی رفسنجانی" در مشهد 14 آذر 1388منتشره در سایت "هاشمی رفسنجانی" دات آی آر :}
واقعاً مردم بودند که انقلاب را پیروز کردند. ما در زندان بودیم، اصلاً مأیوس بودیم که روزی ما را آزاد کنند. دوره زندانی افراد تمام می‌شد، ولی می‌گفتند: باید آن قدر بمانید که زیر پاهایتان علف سبز شود یا موهای سرتان مثل دندانهایتان سفید شود. این تعبیرات را ساواکی‌ها خیلی بکار می‌بردند و دوران محکومیت خیلی‌ها تمام شده بود، ولی سال‌ها در زندان مانده بودند. به هر حال مردم آمدند و ما را از زندان‌ها بیرون آوردند...

* موضوع پنجم پیرامون سفرهای قبل از انقلاب "هاشمی رفسنجانی" به خارج از ایران بویژه بلژیک و ایالات متحده ی آمریکا و نقش کلیدی باجناق مقیم بلژیک ایشان که در تمام منابع رسمی خاطرات از افشای هویت او گریزانند. (در برخی منابع قابل توجه از او با نام "رضا امینیان" نام برده شده است .)
{به نقل از حرف های "هاشمی رفسنجانی" در گفتگو با پایگاه "هاشمی رفسنجانی" دات آی آر : }
در جوانی، در حدود سال 13۳۱ یا۳۲ به همراه پدر و مادرم به سفر مکه رفتم تا چون عربی بلد بودم، کمکشان کنم. بعد از آن هم سفری با آنها به کربلا داشتم که باعث شناخت خوبی از عراق شد. سفری هم با جمعی از دوستان طلبه از جمله "آیت‌الله خامنه‌ای" به عراق رفتیم و مدتی در نجف ماندیم برای دیدن درسهای علمای بزرگ نجف، البته قبل ازانقلاب آقای "برقعی" مشاور وزیر آموزش و پرورش بودند و آقای "باهنر" هم برای کتب درسی کمک می‌کردند.
 
 


آنها مأموریتی یک ماهه به ژاپن داشتند که ما هم از موقعیت استفاده کردیم و به ژاپن رفتیم. آن سفر وضع خاصی داشت. در مسیر به پاکستان آمدیم. پاکستان یکی از هجرت گاههای نیروهای فراری ما بود. در همان سفر به سوریه و لبنان رفتم که آنجا هم یکی از جایگاه های نیروهای فراری بود. و به کشور های اروپایی هم برای آشنایی با انجمن‌های اسلامی دانشجویان مبارز رفتم.
یک بار آقای "رجایی" مأموریتی از طرف جمع ما پیدا کرد و به فرانسه برای ایجاد شبکه رفت که کارهای بسیار خوبی هم انجام دادند. بعد از آن بود که مدرسه رفاه را تأسیس کرده بودیم.
سفری هم بعداً رفتیم. این دفعه به آمریکا رفتم. دانشجویان در آمریکا برنامه خوبی داشتند. اخوی "محمد" آنجا را اداره می‌کرد. در بازگشت از آن سفر خدمت "امام" رفتم، کلاً این سفرها و آشنایی با پیشرفتهای علمی و صنعتی آن کشورها، تأثیر زیادی بر اندیشه من قبل از پیروزی انقلاب گذاشت.
...در سال 13۵۳ - ۵۴ به بهانه سفر، از کشور خارج شدم و در لبنان، اروپا و آمریکا با دانشجویان مبارز مثل "قطب‌زاده"، "حبیبی"، "بنی‌صدر" و "یزدی" و دیگران صحبت کردم و پس از حصول نتایج با همکاری شهید "محمد منتظری" که در لبنان بود، تذکره‌ای تهیه شد و با هواپیما به عراق رفتم. به کمک آقای {"سید محمود}دعایی" از فرودگاه بغداد به کربلا و سپس نجف اشرف رفتم و پس از زیارت، به دیدار "امام" رفتم.
... به هر حال در آن دیدار گزارش کارهای داخل کشور و اختلافات مبارزان در خارج از کشور را خدمت ایشان ارائه کردم و برای ادامه مبارزه و چند و چون آن رهنمود گرفتم. هم تجدید عهدی شد و هم مسائلی را که لازم بود، رودررو به ایشان گفتم. بعد از آن ما به زندان افتادیم و ارتباط ما با "امام" قطع شد.
{به نقل از مصاحبه ی "هاشمی رفسنجانی" در گفتگو با پایگاه اطلاع‌رسانی "هاشمی رفسنجانی" دات آی آر : }
...از ویژگیهای منحصر به فرد "هاشمی"... سال 13۵۳ و ۱۳۵۴ ... وی ... توانست ... گام به سفر به کشورهای نظیر ژاپن ، بلژیک ، ترکیه ، انگلستان ، آلمان ، سوریه و لبنان { و البته ایالات متحده ی آمریکا! که اینجا از قلم انداخته شده است} گذاشته و مشاهدات خود را ازساختارهای تشکیلاتی و سیاسی آن کشورها ارتقاء ببخشد هر چند که در بازگشت دوباره دستگیر و به زندان رفت.
 

" در این زمینه من دو سفر نسبتاً طولانی کردم : یکی در سال 13۵۳ و یکی در سال ۵۴ . هر دو سفر تقریباً یک هدف را تعقیب می کرد که تقویت مبارزه در داخل کشور بود با استفاده از امکانات خارج . انگیزه دیگری هم شخصاً داشتم که عبارت بود از شناخت و آشنایی بیشتر و از نزدیک با غرب ...
کاری که ما بعد از آن سفر اول انجام دادیم ، عمدتاً جلب حمایت آقای "تولیت ( سید ابوالفضل" ) بود . ایشان امکانات مالی زیادی داشت ، بچه هم نداشت . فردی بود روشنفکر و از نظر اعتقادی هم بیشتر جریان مبارزه اسلامی را قبول داشت ؛ او آماده شد که همه ثروت خود را وقف مبارزه بکند ، به عنوان تاسیس حکومت اسلامی.. .

{به نقل از مصاحبه ی "هاشمی رفسنجانی" با نشریه ی مدیریت ارتباطات 18/5/1389 :}
... ما که انقلاب کردیم، تونل مترو به صورت روباز از خیابان میرداماد تا حوالی عبّاس آباد حفّاری شده بود. ولی بعد از انقلاب بخشی از نیروهای انقلابی گفتند که این کار لوکس است و وابستگی غربی میآورد. شرکت را منحل کردند. زمان دولت آقای "بازرگان" بود. گرفتار ترافیک شدیم. من هم سابقه مسافرت به خارج و كشورهای فرانسه، انگلیس و آمریکا را داشتم و دیده بودم چقدر مترو در این کشورها مؤثّر است و تحت تأثیر قرار گرفته بودم، در نمازجمعه یک خطبه خواندم كه معروف به خطبه ی مترو شده است. اما خیلیها حتی آقای "منتظری" و دیگران مخالفت میکردند.
باید در خطبه ها مسائل اساسی که نیاز جامعه بود، میگفتم و قدری به روزتر صحبت میکردم. به هر حال توضیحاتی دادم. گفتم این مترو چقدر موجب صرفه جویی در وقت میشود، در سلامت مردم مؤثر است، چقدر موجب صرفه جویی در سوخت میشود، زیر زمین است و فضای بیرون را اشغال نمیکند، چقدر اشتغال ایجاد میکند و... خیلی چیزها گفتم، چیزهایی که میدانستم، گفتم. عدد و رقم هم درآورده بودم. عدّه ای مخالفت میکردند و میگفتند یك کار لوکس است. مثلاً میگفتند: این همه خاک که از زیرزمین درمیآورید، کجا میبرید؟ {؟!} یکی از سؤالات اساسیشان این بود و ما توضیح میدادیم. اینها را در نماز جمعه گفتیم، چون نماز جمعه را همه میگرفتند و بهترین وسیله ارتباطی ما آن موقع {دقت در مفهوم کلام !} همین نماز جمعه بود. گاهی خطبه های طولانی یکی، دو ساعته میخواندم. قانون مترو منحل شده بود. به دولت رفتم و مباحثهای با دولت کردم. من دو ساعت در دولت آقای مهندس "موسوی" بحث کردم تا بالاخره اکثریت ضعیفی درست شد.
...اینها همه با اطلاع رسانی اتفاق افتاد. چیزهایی در ذهن مردم بود كه همه چیز را راکد کرده بود. خطبه های نماز جمعه این قضیه را باز کرد. بعد گرفتار مجلس شدیم. مجلس حاضر نبود به تهران بودجه بدهد. اصولاً در مجلس اول روحیه ای حاکم بود که میگفتند تهران که آباد است و ما باید روستاها و شهرهای دیگر را آباد كنیم. از طرفی درست هم میگفتند. ولی گفتم به تهران هم باید رسیدگی کرد، اگرنه فردا در ترافیک خفه میشویم. بالاخره بودجه ندادند. من كه رئیس مجلس بودم، نتوانستم آنها را قانع كنم. بعدها بودجه های فرعی درست کردیم كه داستانهای عجیب و غریبی دارد. ساختمانش را راه انداختیم تا به تجهیزات و وسایل برسد. بعد که رئیس جمهور شدم كار مترو روی ریل افتاد...
{به نقل از مصاحبه ی "هاشمی رفسنجانی" با شبکه ی France24 منتشره در سایت "هاشمی رفسنجانی" دات آی آر 28/10/1388 :}
FRANCE24: برای اینکه درواقع از این مصاحبه یک نتیجه‌گیری داشته‌باشیم، نظر شما راجع به بهبود روابط ایران و فرانسه و کاری که باید برای بهبود روابط انجام شود چیست؟
"هاشمی‌رفسنجانی": ما معتقدیم باید با فرانسه روابطمان خوب باشد. من در دوران مسئولیت اجرایی خود خیلی تلاش کردم و پیشرفت هم کردیم،‌روابط را با آقای "شیراک" و دیگر آقایان بهتر کردیم. حالا هم اگر فرانسوی‌ها مایل باشند ما آماده هستیم روابطمان را حسنه کنیم. البته ما گله‌های زیادی از نشیب و فراز رفتار فرانسه در این ۳۰ سال داریم، ولی اگر آنها بخواهند صفحه جدیدی باز کنند، ایران استقبال می‌کند. من شخصاً از زمان "دوگل" به فرانسه علاقه‌مند شدم. آن زمان تصمیم خوبی راجع به الجزایر گرفت.
FRANCE24: منظورتان کدام موضع آقای "دوگل" است؟
"هاشمی‌رفسنجانی": تصمیم مهمی ایشان گرفت که مسئله فرانسه و الجزایر به نفع الجزایر حل شد. در مورد فلسطین هم موضع بهتری نسبت به دیگران اتخاذ کرد. من آن موقع می‌خواستم برای اولین بار در ایران ماشین بخرم. به خاطر "دوگل" یک ماشین پژو دست دوّم خریدم{؟!}...
 

{به نقل از مصاحبه ی "هاشمی رفسنجانی" با نشریه ی مدیریت ارتباطات 18/5/1389 :}
یکی از کارهایی که میخواستم بعد از ریاست جمهوری بکنم و نتوانستم انجام دهم، این بود که در سفرهای خارجی که میرفتم، خیلی جاها را نشان کردم که بعداً بروم ببینم و جهانگردی کنم که نشد. اگر بخواهم به سفر داخلی هم بروم، برایم دشوار است، چون اگر بخواهم به جایی بروم، باید جمع زیادی از پاسداران همراه من باشند و آنجا هم که میرویم، شورای تأمین نیرو میآورند و همیشه زحمت دارد. برای همین سفرهایم را کم کردم.
* موضوع ششم پیرامون هماهنگی ورابطه ی سوابق و عملکردهای انحرافی برخی اعضای خانواده آقای "هاشمی رفسنجانی" با او!
{ به نقل از روزنامه ی عصر آزادگان 13/10/1378 :}
"اکبر هاشمی رفسنجانی" که به قم آمد ؛ با قراری میان پدرش و برادران ("اکبر" و "سید کاظم) مرعشی" میهمان آنان شد و هر ماه پنجاه تومان به عنوان هدیه زندگی به آنها می پرداخت. آنان به زودی خانه ای جدید ( استیجاری) تهیه کردند که روبه روی منزل "حاج آقا روح الله" {امام خمینی"}بود و از همین جا روابط سیاسی در خانواده "هاشمی" زاده شد...
 

{با مروری گذرا در سایت هایی که به دفاع از انحرافات برخی از اعضای خانواده ی "هاشمی رفسنجانی" می پردازند چه سایتهای زرد و چه پایگاههای ضد انقلاب می توان به وفور بازتاب رفتار های دشمن شاد کن فرزندان و خانواده ی "هاشمی رفسنجانی" را که توسط مزدوران و وامدارانشان در عرصه ی جنگ نرم استفاده میشود مشاهده کرد . در ابتدای این مبحث به خلاصه ای بیوگرافیک از مختصر مشخصات هویتی اعضای اعلام شده ی خانواده ی او اشاراتی خواهم نمود تا مخاطب علاقمند در جمع بندی مطالب دچار سردرگمی روابط دو خاندان "اکبرهاشمی رفسنجانی" و "عفت مرعشی" نگردد:}
 
 


برادرانِ "اکبر هاشمی (نوقی ، بهرمانی یا رفسنجانی"):
*"محمد هاشمی" (همسرِ خانم "وجیهه نظری" و پدرِ "علی هاشمی"(همسر خانم "جوادی (آملی") می باشد.)
"محمد هاشمی رفسنجانی" فارغ التحصیل از کشور آمریکا بوده و ریاست سازمان صدا و سیما را بر عهده داشته ‌است.
*"احمد هاشمی"...
*"قاسم هاشمی"(مرحوم شده سال 1354) پدرِ "علی هاشمی" (دوست "سبزوار(محسن)رضایی میرقائد"است .این "علی هاشمی" (معروف به "اسکندری") که در اسناد افشا شده ی آمریکائی ها [در مباحث ایران کنترا به عنوانِ برادرزاده "نِفیو آو رفسنجانی" (nephew) ؛] نقطه ی تماس (کانتکتِ) کانال دوّم آمریکائیها با آقای "هاشمی رفسنجانی" بود به همراهی "فریدون وردی نژاد" بانام مستعار "مهدی نژاد" در مراوده با کاخ سفید آمریکا قرار داشت. "علی هاشمی" برادر زاده شیخ اکبر سال ها (ظاهراً از زمانی که 25 سال بيش تر نداشت) در مقام معاون وزارت نفت بر فروش نفت کشور نظارت داشت.
مرحوم "قاسم" همچنین پدر "فرشته هاشمی" بوده که همسرِ "مهدی هاشمی" پسر فراری "شیخ اکبر" است.
*"محمود هاشمی" بخشدار کهک قم در دوران طاغوت و فرماندار قم پس از انقلاب و از مسئولان ارتباطات وزارتخارجه و امور خاورمیانه و... بوده است .
 
 


برادران و خواهران خانم "عفت مرعشی":
*رضا *اقدس *عذرا *حسین *اشرف *قدس *نصرت * کاظم * فرخنده *علی
*"عذرا مرعشی" ( همسر "عبدالکریم سالاری" و مادرِ "مهین سالاری" و "محمود سالاری" می باشد. ) "مهین سالاری" ، همسرِ "علی هاشم پور" و مادر "اعظم هاشم پور" است. "اعظم هاشم پور" همسرِ "محسن هاشمی" (پسر "شیخ اکبر" ) می باشد."محمود سالاری" نیز پدرِ "مریم سالاری" است که همسر "یاسر هاشمی (پسر دیگر "شیخ اکبر") است.
 
 


"فاطمه هاشمی" فرزند ارشد "هاشمی" است، همسر "سعید لاهوتی" شد تا عروس آیت الله "لاهوتی" گردد. "سارا" دختر "فاطمه" (و "لیلا" و "مریم" دختر "سارا") هستند. "فاطمه" رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص بوده.
"سارا لاهوتی" چندی برای در اختیار قرار دادن خاطرات "هاشمی" با هفته نامه شهروند همکاری کرده و در گردآوری خاطرات "هاشمی" نقشی داشته است.
"محسن هاشمی" ریاست دفتر تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه دارد اما از آن مهم‌تر مرد اول پروژه مترو تهران است. او پسر ارشد "هاشمی" است و گردآوری خاطرات پدر وابسته به "محسن" است.
 

همان روزهایی که گفته شد"هاشمی" توسط گروه فرقان مورد حمله قرار گرفت "محسن" روانه بلژیک می‌شود تا هم در خانه خاله ی عزیز خود درس را به اتمام رساند هم جانش در امان باشد .
کانادا مقصد بعدی "محسن" جهت ادامه تحصیل در رشته مکانیک است. همسر او "اعظم هاشم‌پور" است ( "اعظم" نوه خاله ی "محسن" است. )
"محسن" برعکس "فاطمه" که سه دختر و دخترزاده دارد سه پسر را در شناسنامه خود می بیند: "عماد"، "احسان" و "علیرضا" که از این سه تن "عماد" در گردآوری خاطرات "هاشمی" نقش عمده‌ای داشته است حضور "عماد" بیشتر از سایرین در دفتر نشر معارف انقلاب که به مدیریت "محسن" می‌باشد حضور دارد.
 
 


حذف "فائزه" از لیست منتخبان مجلس ششم یکی از جمله هزینه هایی بوده که در راه پدر پرداخت کرده است.
"فائزه" در عین حال تنها فرزند "هاشمی" است که در حوادث فتنه ی سبز بارها مقام معظم رهبری را با دریدگی و گستاخی بدون هیچ لقبی "خامنه‌ای" خطاب می کرده است.
"فائزه" همسر "حمید لاهوتی" است. او هم چون "فاطمه" عروس آیت‌الله "لاهوتی" معروف می باشد که قبل از فوتش از بزرگترین حامیان "بنی صدر" بوده است.
 


"فائزه" دختری به نام "مونا"و پسری به نام "حسن" دارد.این سه تن در یک نکته مشترکند تنها اعضای خاندان "هاشمی" هستند که هر سه چند ساعتی در بازداشت بوده‌اند.
"مهدی هاشمی" دکترای خود را از دانشگاه آزاد گرفته است پس اکیداً عضو هیئت امنای این دانشگاه بودن چندان تضادی در مشاغل "مهدی" ندارد.
 

"مهدی" دخترعموی خود یعنی "فرشته هاشمی" که فرزند "قاسم" است را به همسری برگزیده است. "فواد" و "یاسین" حاصل این ازدواج هستند.
"مهدی"، قائم مقام "حسین مرعشی" در کمیته راهبردی ستاد حامیان "میرحسین موسوی" بوده است . او رسانه‌ ای ترین فرزند "هاشمی" در حمایت از "موسوی" است دامنه انتقادات "مهدی" حتی زبان کنایه "کروبی" را هم باز کرده بود.
چه طیف حامیان "کروبی" و چه طیف حامیان "احمدی نژاد" او را گرداننده سایت جمهوریت می‌دانند سایتی که همان اندازه بر "احمدی‌نژاد" می تاخت گاهی فراموش می‌کرد "مهدی کروبی" یک ارادتمند قدیمی پدرش است.
"مهدی هاشمی" علاوه بر اینکه در وزارت نفت حضور داشته ریاست بهینه سازی مصرف سوخت را هم داشته است. از میان فرزندان "هاشمی" ؛"مهدی" پتانسیل زیادی برای به میان آوردن نیروهای دموکراسی خواه دارد. گفته می‌شود در انتخابات نهم قول داده بود اگر "هاشمی" رخت ریاست بر تن کند همه دیگران را به محاق خواهد فرستاد.
"یاسرهاشمی" فرزند کوچک "هاشمی" و ظاهراً غیر سیاسی ترین این خاندان سیاسی نیز است.
فعالیت در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت در کارنامه اوست.
همسر او "مریم سالاری"، دختر دایی "اعظم هاشم پور"(همسر "محسن") است، نام تک فرزندشان "لیلی" است.
{به نقل از گفتگوی " هاشمی رفسنجانی" با پایگاه اطلاع‌رسانی هاشمی رفسنجانی دات آی آر:}
{سؤال :} از نقش خانواده و زحماتی که همسر شما، سرکار خانم "عفت مرعشی" در دوره مبارزه جنابعالی متحمل شده‌اند، شرایط بچه‌ها و پدری که معلوم نبود هر خداحافظی ایشان سلامی در پی داشته باشد، دستگیری حاج خانم در قم و فشارهایی که در مدرسه به بچه‌ها وارد می‌شد، اگر نکته‌ای است بفرمایید:
...از وقتی که من وارد مبارزه شدم تا زمانی که شناخته شدم و پایم به سربازی و زندان رسید، بچه‌های مان در اضطراب زندگی می‌کردند، زیرا یا در زندان و یا مورد سوء‌ظن ساواک بودم. با یک نوشته و سخنرانی ما را احضار می‌کردند. معمولاً زمانی که منتظر مهمان نبودیم و درب خانه را می‌زدند، فکر می‌کردند که پلیس است. پنج فرزند داشتیم که همسرم باید آنها را در هر شرایطی حفظ می‌کردند. دوران سختی بود.
 
 


البته هیچ وقت مضیقه مالی پیدا نمی‌کردند، چون خودشان داشتند. زندگی ما عمدتاً روی همان درآمد حاصل از ارث ما و مادر بچه‌ها بود و اگر کمبودی پیدا می‌کردند، می‌توانستند خودشان را تأمین کنند. ولی تا پیروزی انقلاب همیشه در اضطراب بودند.
آن سالها به این شکل گذشت، ولی صبورانه تحمل کردند و مزاحم من نمی‌شدند. پایه زندگی ما روی دارایی‌هایی بود که از پدرمان داشتیم. ولی به اندازه کافی نبود. من هم کار می‌کردم و وضع ما خوب بود. زمانی هم که کار نمی‌کردم، از امکاناتی که داشتیم، استفاده می‌کردیم.
بعد از انقلاب هم به‌تدریج هرکدام از بچه‌ها به دنبال علاقه خود وارد خدمات کشوری شدند. "مهدی" بیشتر دنبال تکنولوژی ساخت صنایع دریایی بود، آن زمان وضع کشور در این زمینه بد بود و او می‌ خواست جبران کند{؟!}
 
 
 



"یاسر" به دنبال صنایع جنبی لبنیات رفت و عمده کارهایش با وزارت در جهاد {سازندگی} بود. آنها از زمانی که به ۱۶ سالگی رسیدند، دائماً در جنگ بودند.
فاطمه وارد بنیاد امور بیماریهای خاص شد و عمرش را در این راه صرف می‌کند.
فائزه هم به دنبال سیاست و ورزش زنان رفت. اینکه در کشور به زنها میدان نمی‌دهند، یک نقص است، او رفت و تابویی را شکست و هنوز هم در امور ورزش زنان در کشورهای اسلامی فعال است.
"محسن" زمانی که به دانشگاه رسید، در شرایط ناامنی، اول انقلاب می‌گفتند در دانشگاه برایش محافظ بگذارید. او قبول نمی‌کرد. بد هم بود که در دانشگاه برایش محافظ بگذاریم. به همین خاطر برای تحصیل به خارج از کشور رفت، ‌ما در موشک‌سازی به تخصص او نیاز پیدا کردیم. تحصیل در مقطع دکترا را رها کرد و به ایران آمد و در صنایع موشکی کمک زیادی کرد. بعد هم در دفتر من و بعد در مترو به کار مشغول است...

{به نقل از افاضات همسر شیخ "اکبر هاشمی فسنجانی" منتشره در پایگاه سحر 22/3/1388:}
دعوت همسر "هاشمی" به اغتشاش در صورت رأی نیاوردن "موسوی"؛ ؟!
همسر آیت‌الله "هاشمی رفسنجانی" پس از اینکه با حضور در حسینیه جماران رای خود را به صندوق انداخت، خطاب به مردم و خبرنگاران گفت: " شما شاهد هستید که من در رای خود نام "میر حسین موسوی را نوشتم و امیدوارم که تقلبی صورت نگیرد که اگر این اتفاق بیافتد من در پل صراط از آنها نخواهم گذشت".
به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، خانم "عفت مرعشی"، در حالی که از رفتار روزهای اخیر حامیان دولت به شدت متأثر و اشک از چشمانش جاری بود، ادامه داد: "اینها به فرزندان، همسر و خانواده ما توهین کرده و آنها را متهم می‌کنند"
..."عفت مرعشی" همچنین در پاسخ به سوال فردی که می‌پرسید اگر تقلب شود چه اتفاقی می‌افتد، گفت: " اگر تقلب شود از مردم می‌خواهم با حضور در خیابان‌ها واکنش نشان دهند. اما در صورتی که تقلب انجام نشود مطمئن هستم که "میرحسین موسوی" رای خواهد آورد."
گفتنی است آیت‌الله "هاشمی رفسنجانی" نیز صبح امروز رای خود را به صندوق انداخت و در جمع خبرنگاران سخن گفت.
} به نقل از حرف های"هاشمی رفسنجانی" در مصاحبه با نشریه ی مدیریت ارتباطات 18/5/1389 :}
{سؤال:} با این حساب حاج خانم همیشه تنها هستند.
نه، خیلی در خانه هستم. معمولاً قبل از نماز مغرب به خانه میرسم، صبح هم ساعت 8 بیرون میآیم. بیش از نصفی از وقتم را در منزل هستم. معمولاً آقایان اینقدر در خانه نیستند. به علاوه خانم الان کلی بچه و نوه و دوست و قوم و خویش دارند که بیشتر از من مشغول هستند. کار خانه را دارد، چون خودش کار میکند و مستخدم نداریم.
{سؤال:} اما قبلاً داشتید.
بله. قبل از انقلاب معمولاً دو مستخدم در منزل داشتیم، ولی اخیراً ماهانه یا هفتگی افرادی میآیند که در کار خانه کمک میکنند. بقیه کارها را خودش انجام میدهد.

{در گفتگوی "فائزه هاشمی" با نشریه ی عصر نو منتشره ی ۳ ارديبهشت ۱۳۸۹: }
- به نظر شما شروطی که برای تعدد زوجات در لایحه¬ی حمایت از خانواده مطرح شده، قابل اجراست؟
* فائزه هاشمی: بستگی دارد که موضوع را چگونه ببینید؛ اگر عدالت را فقط عدالت اقتصادی و مالی یا تقسیم زمانی در نظر بگیرید، بله؛ ولی اگر منظور ازعدالت، عدالت عاطفی، اجتماعی و روانی باشد، نه. به طور طبیعی اگر عشق و علاقه به زن اول هم چنان محکم و پا بر جا باشد، اصلا چه دلیلی برای ازدواج دوم وسوم می تواند وجود داشته باشد؛ البته بایستی یک سری استثنائات و یا شرایط خاصی که بسیار اندک هستند را کنار گذاشت. بعید می دانم در اسلام هم، عدالت از نوع اول که ذکر کردم، مورد نظر باشد. فکر می کنم همین که در باطن و دل انسان، علاقه به یکی بیش از دیگری باشد به این معنی است که عدالت، وجود ندارد.
- اساسا نظرتان راجع به تعدد "شرکای جنسی" یا به عبارتی "تعدد زوجات" چیست؟
* فائزه هاشمی: به نظر نمی¬رسد این رفتار با نظرات انسانی و یا اصول اسلامی و عدالت، سازگار باشد. آیا مردها تحمل چنین چیزی را در مورد همسران¬ شان دارند؟ پس چه طور می¬شودانتظار داشت که زنان، بتوانند چنین چیزی را قبول کنند!
- به نظر شما "تعددزوجات" برای مردان، اگر با اجازه¬ی زن اول باشد، جایز و انسانی است؟
 

* فائزه هاشمی: خیر! حتی اگر با اجازه¬ی زن اول هم باشد، غیرانسانی است. مگر کم هستند مردانی که آن قدر فشار بر همسر خود آورده و او را به تنگ می آورند تا موافقت همسر اول را برای ازدواج دوم خود بگیرند؛ به عبارت دیگر زن، چنین اجازه¬ای را از روی اجبار، اکراه، و ترس داده است، نه از روی میل و اراده.
به نظر می رسد دو بند این لایحه، بیش¬تر لایحه¬ی حمایت از مردان است تا حمایت از خانواده. این لایحه از تضعیف حقوق بیش¬تر زنان در مقابل قانون، تسلط بیش¬تر مردان و تقویت فرهنگ مرد سالاری حمایت می¬کند؛ چرا که اکثریت ازدواج¬های مجدداتفاقا به تزلزل و خدشه بر نظام خانواده انجامیده است تا استحکام خانواده و لذا هر چه انجام آن راحت تر شود، خانواده¬های بیش¬تری متلاشی می شوند. این قانون، قانون جامعی نیست و مشکلات عدیده¬ای را برای خانواده¬ها ایجاد کرده و می کند. متأسفانه حرکت در همه ی زمینه ها به سمتی است که بایستی مرتب، افسوس گذشته را خورد. من این حرکت را غیرمتمدنانه، غیراخلاقی و در جهت تضییع حقوق زنان می ¬دانم.
- تحلیل شما از عمل کرد فقه شیعه در ارتباط با مسائل زنان، در سال های اخیر چیست؟
* فائزه هاشمی: اگر فقه شیعه نتواند جوابگوی مسایل روز، در کلیه حیطه¬ ها باشد، عدالت و جامع ومانع بودن خود را به تدریج از دست می دهد و در طول زمان دچار آسیب می شود. وظیفه¬ی عالمان دینی و مجتهدین در این زمینه بسیار سنگین است. حرف نو براساس آموزه¬های اسلامی زدن به خصوص در جامعه ی امروزی که زنان نقش بسیار اساسی در زمینه ها و قلمرو های گوناگون دارند، بسیار مهم است. برداشت رادیکالی و آمیخته به خرافات از دین داشتن، بیش از هر چیز دین را آسیب پذیر می کند. امیدوارم که فقه شیعه بتواند، همیشه پیشرو باشد و تعارضات و تناقضات را حل کند. چه طور است که زن می تواند در بیرون از خانه مدیر، وکیل، وزیر، استاد دانشگاه و... باشد و بخش مهمی از یک جامعه را اداره کند، اما در خانواده عملا در قبال مرد صغیر است و جنس دوم. پایان نامه ی فوق لیسانس من در این زمینه بود در موضوعاتی که کار کردم آیه¬ای نیافتم که چنین تبعیضی را در خانه، بین زن ومرد بیان کرده باشد.
 
 


{به نقل از نامه "مهدی هاشمی رفسنجانی" به "عزت ضرغامی" منتشره در پایگاه نواندیش نیوز 3/6/1388:}
... "مهدی هاشمی رفسنجانی" در نامه‏ای به "عزت اله ضرغامی" رئیس صدا و سیما خواستار انتشار تکذیبیه‏اش پیرامون اتهامات نسبت داده شده در رسانه ملی به وی شده است.
پس از آنکه در چهارمین دادگاه متهمان اغتشاشات اخیر، یکی از متهمان برخی اتهامات را به "مهدی هاشمی" در خصوص هزینه‏های انتخاباتی و مواردی از این دست نسبت داد و این اظهارات عیناً در صداوسیما پخش شد، "مهدی هاشمی" در نامه به "عزت اله ضرغامی" رئیس سازمان صدا و سیما خواستار انتشار تکذیبیه‏اش در صدا و سیما شد...
بسم الله القاصم الجبارین{؟!} ریاست محترم صداوسیما با سلام
پیرو اظهاراتی که آقای "حمزه کرمی" یکی از متهمین جریانات اخیر که بیش از هفتاد روز در سلول انفرادی بوده و بدون وکیل روز سه شنبه 3/6/1388 در دادگاه حاضر شد و برخلاف تبصره 1 ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر می‏دارد خبرنگارهای رسانه‏ها می‏توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مکتوب تهیه کرده و بدوم ذکر نام و یا مشخصاتی که معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاکی یا مشتکی عنه باشد، منتشر نماید. {تخلف از حکم قسمت اخیر این تبصره در حکم افترا است}
ضمن درخواست وقت پاسخگویی طبق مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مطالب زیر جهت اعلام در اولین برنامه صداوسیما ارسال می‏گردد.
اینجانب "مهدی هاشمی" هرگز اعتقادی به هزینه تبلیغات انتخاباتی از محل بودجه بیت‏المال نداشته‏ام و اظهارات آقای "کرمی" کذب محض است.
سازمان بهینه‏سازی مصرف سوخت سازمان دولتی است و هزینه اعتبارات در این سازمان طی مراحل محاسبات از جمله تشخیص، تسجیل، تخصیص، تامین اعتبار و انجام هزینه انجام می‏گیرد که همه این اقدامات توسط ذیحساب و مدیرمالی منصوب از طرف وزارت امور اقتصاد و دارایی انجام و اسناد آن توسط سازمان‏های نظارتی بررسی و تفریق بودجه انجام می‏گیرد و طرح ادعاهای واهی و سندسازی خلاف واقع بوده و قبل از اثبات در مراجع قضایی جرم و قابل تعقیب است و در طول چهار سال گذشته که این جانب از سازمان منفصل شده، اسناد هزینه‏های انجام شده توسط سازمان‏های نظارتی بارها بارها مورد رسیدگی قرار گرفته است.
کل هزینه تبلیغات در بودجه سازمان بهینه‏سازی در سال 84 مشخص است و بخش عمده این اعتبارات نیز برای انجام تبلیغات به صدا و سیما واگذار شده و انجام دو میلیارد تومانی از این بودجه با سندسازی با وجود دستگاه‏های نظارتی مختلف محال و ممتنع است.
حال که پرونده انتخابات سال 84 باز شده برای تنویر افکار عمومی خوب است که دو میلیارد تومان ادعایی در دادگاه فرمایشی همراه با 340 میلیارد تومانی که از شهرداری مفقود شده و بارها توسط شهردار وقت و شورای شهر و سازمان بازرسی کل کشور مورد سوال قرار گرفته، یک جا بررسی شود. {تا رسوا {؟!} شود در او غش باشد}
در ارتباط با سایت جمهوریت، اینجانب هیچ ارتباط ارگانیکی با سایت مذبور نداشتیم و هیچ مسئولیتی در آن سایت نداشتم.
و نکته قابل توجه اینکه این اقدام فرمایشی درست پس از آن انجام گرفته که شکایت خانواده آیت‏الله "هاشمی رفسنجانی" از آقای "احمدی‏نژاد" برای قوه قضاییه ارسال شده است.
"مهدی هاشمی"
رئیس دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی{؟!}
{آنچه در حکایت فرار "مهدی هاشمی" عبرت انگیز است ائتلاف اپوزیسیون سلطنت طلب راست تا جمهوری خواهان سکولار چپ برای جلوه سازی ونشاندن هاشمی در جایگاه باج خواهی از نظام در حمایت از فتنه ی سبز بود. با مرور بر چکیده ی محتوای سایت های ضد انقلاب لندن محور و لس آنجلس نشین تا برخی مزدوران داخلی ایشان که همزمان با خروج "مهدی هاشمی" از ایران نهایت سوء استفاده ی خود را با چراغ سبز ناشی از سکوت و حمایت ضمنی شخص آقای "هاشمی رفسنجانی" و دیگر اعضای خانواده اش در سناریویی مرحله به مرحله اجرا می گردید می نمودند می توان اشاره نمود از این مسیر سعی در فضا سازی برای به خیابان کشاندن آشوب طلبان فتنه ی سبز و امید دادن به وطن فروشان فتنه گر مخملی و اراذل و اوباش حقوق بگیر قانون شکنشان داشتند :
 
 


..."مهدی هاشمی" دومین پسر آیت الله که در اصل مسئول سازمان اطلاعات بیت شخصی خود هاشمی {؟!} نامیده می شود ید طولائی در اسرار پدر دارد و تاریکخانه های اسرار نظام را در چمدانی آهنین با خود حمل می نماید که بیشتر از ۴۵ سال اسناد و رازهای مگوی پدر را در سینه و چمدان خود در خارج از کشور انباشه و با کوله باری از اسرار نظام جمهوری اسلامی و اسناد دست نویس های پدرش درباره ی امام خمینی و بالاترین اسرار زیر زمینی رژیم به دستور پدر برای محافظت از کودتا علیه بیت "هاشمی" و حذف او از عرصه ی سیاست همانند قربانیان قبلی نظیر "منتظری" داشته باشند روانه خارج ساخته تا اگر آن شود که در فکرش بودند تمام این اسناد برای جهانیان فاش گردد تا دنیا بداند در پشت این دیو مهیب انقلاب چه ها بوده و سر از کجا در آورده است .
اطلاعاتی کاملا موثق و انکار نشدنی در دست است که "مهدی هاشمی" برای یک ماموریت به خارج از کشور فرستاده شده ، این اطلاعات نشانگر این است که عده ای سعی در برگرداندن او به هر نحوی به ایران دارند تا نتواند ماموریت پدر را به سر منزل مقصود برساند. او که دارای ماموریتی از سوی پدر می باشد در صورت هر گونه تعرض به بیت پدر و اطرافیان منجمله "خاتمی" ،"موسوی" و "کروبی" کلیه اسناد را افشاء خواهد نمود و یکی از همین اسناد برای نشان دادن عدم شوخی در این امر معرفی سایت اتمی قم بود که بوسیله دادن گزارش سفر مدیر آن سایت اتمی به عربستان بسیار ماهرانه لو داده شد ، ولی در اصل پیام "هاشمی رفسنجانی" داده شد که اگر این دیگ برای من و اطرافیانم ...{به دلیل سخافت قلم تازه حامیان ضد انقلاب خانواده ی "هاشمی" از بیان بقیه ی مطالب معذورم اما واقعاً با علم به همه ی اینها جا نداشته و یا حتّی اکنون ندارد که آقای "هاشمی رفسنجانی" همراه دیرین با امام مرز بندی خود را در این نمونه موضوعات با دشمنان قسم خورده ی امام وولایت مشخص تر نماید؟!}
 


 
{به نقل از شبکه ایران 30/8/1389 منتشره در پایگاه تابناک :}
"مهدی هاشمی رفسنجانی" در اقدامی عجیب، نامه‌ای سرگشاده خطاب به دادستان کل کشور نوشته و برای بازگشت خود از انگلیس به ایران و همچنین حضور در جلسه محاکمه در دادگاه، برای قوه قضاییه "شرط" تعیین کرده است!
پسر آقای "هاشمی" در حالی که مدت‌ها از صدور حکم جلب او توسط وزارت اطلاعات و دستگاه قضا می‌گذرد، ضمن تایید شایعات مربوط به بازگشت خود از لندن، واکنش افکار عمومی نسبت به این مساله را "اوج گیری شانتاژها" نامیده است.
"مهدی هاشمی" در این نامه، برای بازگشت خود شرط تعیین کرده و خطاب به "محسنی اژه‌ای" نوشته است: مطمئناً جناب‌عالی و همکاران می‌دانید رسماً اعلام کرده‌ام علی‌رغم مسئولیت نظارت بر دانشگاه‌های آزاد خارج از کشور؛ مشغول تحصیل در دانشگاه آکسفورد هم هستم که برای تهیه پایان‌نامه دکترایم می‌باشد، آماده حضور در محکمه می‌باشم و شرط‌‌های من را هم می‌دانید که هیچ درخواست غیرقانونی در آن نیست؛ مهمترین آنها دادگاه مستقل و مصون از تحمیل‌های نیروهای امنیتی است با همه حقوق دادگاه و متهم و نیز توجه به شکایات متهم.
پسر رئیس مجمع تشخیص مصلحت در ادامه این نامه، خواست مردمی برای بازگشت خود به کشور و حضور در دادگاه و پاسخگویی به اتهامات را نقشه‌ای برای "پدر مظلوم" خود دانسته و مدعی شده است: "بی‌شک هدف این‌ها شخص اینجانب نیست؛ بلکه هدف پدر مظلوم من است و خودشان می‌دانند که آسیب این ظلم‌ها دامن انقلاب را هم می‌گیرد".
به گزارش شبکه ایران، "مهدی هاشمی رفسنجانی" همچنین پیشاپیش برای قاضی پرونده خود هم تعیین تکلیف کرده و اعلام کرده که "مطمئنم یک دادگاه عادل منع تعقیب صادر خواهد کرد."
شبکه ایران پیش از این درباره این سناریو مطلب تحلیلی جامعی را منتشر کرده بود.
وی در پایان نامه هم خودش را "جانباز شیمیایی" و "خادم صنایع نفتی ایران" نامیده است؛ مساله‌ای که فعالان سیاسی با توجه به سابقه نامعلوم او در پرونده رشوه استات اویل، مورد تشکیک قرار داده‌اند.
"اگر تقلب نشه؛ موسوی اول میشه" این شعاری بود که در روزهای منتهی به 22 خرداد 1388 و درست زمانی که نظرسنجی های سراسری از موقعیت نامطلوب "میرحسین موسوی" در بین مردم حکایت می کرد، در برخی خیابان‌های تهران توسط حامیان آقای "موسوی" سر داده می‌شد؛ شعاری که از ابتدا بنا را بر آن گذاشته بود که اگر نام "میرحسین موسوی" به عنوان پیروز انتخابات از صندوق‌های رای بیرون نیاید، یعنی تقلّب!
البته پشت پرده این شعار بعدا و توسط سردمداران کودتای مخملی افشا و مشخص شد که هدف از طرح این شعار و دیگر زمینه سازی ها برای القای ادعای تقلب، تحقق پروزه "براندازی" بوده است.
گزارش اخیر سایت منتسب به "محسن هاشمی" هم قطعه ای از پازل را به دست تحلیلگران سیاسی داده که بر اساس آن احتمال می رود وقوع سناریویی مشابه تقلب، درباره دادگاه "مهدی هاشمی" هم وجود داشته باشد.
به گزارش شبکه ایران، در واقع در حالی که هنوز پسر جنجال ساز آقای "هاشمی" به ایران برنگشته و دادگاه و قاضی رسیدگی به اتهامات او مشخص نشده است، آقای "هاشمی" بخشی از دادگاه ها و قضات قوه قضائیه را به داشتن وابستگی سیاسی و بی‌عدالتی متهم کرده است.
به همین دلیل این تحلیلگران معتقدند که طرح چنین اتهاماتی ممکن است مبنایی برای نپذیرفتن و زیر سوال بردن رای احتمالی محکومیت "مهدی هاشمی" و متهم کردن قاضی به بی عدالتی و تاثیرپذیری از فشارهای بیرونی قرار بگیرد؛ هر چند که روند دادگاه و صدور حکم بر پایه عدالت و قانون پیش رفته باشد.

{به نقل از سایت های خبری30 و 29/8/1389 قسمتهای جالب و خواندنی نامه ی فوق جهت تحلیل دقیق تر دیدگاه خود برتربینانه ی "مهدی هاشمی" :}
حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای "محسنی‌اژه‌ای"
با سلام. اظهارات مکرر مقامات قضائی و اطلاعاتی و شخص حضرت‌عالی به‌گونه‌ای به مردم اطلاع می‌دهد که دستگاه قضائی احضاریه‌ای برای من فرستاده و اینجانب در وقت مقرر در دادگاه حضور نیافته‌ام؛ ولی لطفاً به نکات زیر توجه فرمایید:
مطمئناً جناب‌عالی و همکاران می‌دانید رسماً اعلام کرده‌ام علی‌رغم مسئولیت نظارت بر دانشگاه‌های آزاد خارج از کشور؛ مشغول تحصیل در دانشگاه آکسفورد هم هستم که برای تهیه پایان‌نامه دکترایم می‌باشد، آماده حضور در محکمه می‌باشم و شرط‌‌های من را هم می‌دانید که هیچ درخواست غیرقانونی در آن نیست...
خودتان می‌دانید که احضاریه مورد اشاره شما همان‌گونه که وکیل اینجانب اعلان کرده؛ قانونی صادر نشده، گویا فقط برای اعلان و انجام وظیفه بوده. زیرا در آن اسم متهم و اسم پدر غلط نوشته شده. اگر منظور شما احضار اینجانب بوده و ثانیاً اتهام ذکرنشده و ثالثاً احضاریه به شعبه‌ای بازپرسی در گلوبندگ صادر شده که وجود ندارد...
هر بار که احتمال مراجعت اینجانب قوی شده است، شاهد اوج این شانتاژها بوده‌ایم و این خود نشان این است که این جریان دستش خالی است و مایل به برقراری این محکمه نیست و بی‌شک هدف اینها شخص اینجانب نیست، بلکه هدف پدر مظلوم من است و خودشان می‌دانند که آسیب این ظلم‌ها دامن انقلاب را هم می‌گیرد.
 
 

گویا این گروه اگر بتوانند به فکر عملی ساختن طنز تاریخی صنمّار هستند؛ ولی خداوند به آنها چنین مهلتی نخواهد داد. نمی‌دانم چگونه در تریبون نماز جمعه همراه تهدید نمایندگان از مطالبه اجرای قانون در مورد متهمان مورد بازداشت و تحقیق و محاکمه انتقاد می‌کنند! ...
با همه اینها هر زمان که لازم می‌بینند که اینجانب در محکمه‌ای حاضر باشم، احضاریه‌ای در فرم قانونی توسط وکلای اینجانب ابلاغ کنند و من در وقت قانونی حضور خواهم داشت. چون مطمئنم یک دادگاه عادل منع تعقیب صادر خواهد کرد و تهمت‌زنان رسوا خواهند شد.
...من در این نامه وقت شما را درباره خدمات خود و خانواده‌ام به انقلاب نمی‌گیرم وگرنه از حضور در نقاط خطرناک جبهه و جانباز شیمیایی شدن و تأسیس صنایع استراتژیک دریایی و پایه‌گذاری برنامه مهم بهینه‌سازی و پارس جنوبی و عسلویه و غیره مطالب زیادی دارم که در موقع خود مطرح خواهد شد. همین قدر بدانید که از زمانی که چشم باز کرده‌ایم تا امروز در معرض آسیب‌های ناشی از مبارزات خانواده و آثار تصمیمات دشمن‌شکن بوده‌ایم و خداوند را بر این همه نعمت شکر می‌کنیم{!}
 




 
{جهت آگاهی بیشتر و تذکّر خوانندگان هوشیار این مقاله ؛ ضمیمه ی ذیل را نیز باهدف مرور بر نظرات محوری و صریح "امام خامنه ای" که شاخص اصلی تعریف دوست و دشمن و عمل به دو محور اساسی تولی و تبری است تقدیم عزیزان میدارم:}
ضمیمه ی مهم
{بیانات "امام خامنه ای" در دیدار كارگزاران نظام بيست و هفتم مرداد 1389:}
... بنده به شما عرض ميكنم و بيشتر از همه كس من ميدانم؛ در دوره‌ى به نظرم رياست جمهورى "كلينتون" بود كه تهديد نظامى به‌قدرى شديد بود كه رئيس جمهور محترم آن روز به من غالباً اين را ميگفت كه مثلاً بيائيم فكرى بكنيم، كارى بكنيم؛ حيف است كه بيايند حمله كنند، كارهائى را كه انجام داديم، ساخت و سازهائى را كه انجام داديم، بزنند از بين ببرند؛ يعنى احتمال حمله كم نبود؛ تهديد ميكردند و ميگفتند...
در همين دوره‌ى رياست جمهورى قبل از دوره‌ى نهم، تهديدهاى نظامى گاهى به‌قدرى شديد ميشد و تكرار ميشد از طرف دشمن كه حسابى دست‌اندركاران داخلى را دچار رعب ميكرد. جلساتى وجود داشت كه حالا فراوان خاطراتى از آن وقت ما داريم؛ من از آن وقت يادداشتهائى دارم. تهديد نظامى هميشه بود؛ اينجور نبود كه وجود نداشته باشد.
{بيانات "امام خامنه ای" در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت‌ هشتم شهريور 1389:}
...در آن سالهاى دهه‌ى 60 كه آقايان همين طور به سمت روزبه‌روز غليظتر كردن اقتصاد دولتى ميرفتند، من مثال ميزدم و ميگفتم فرض كنيد يك موتورى است كه ميتواند اين بار سنگين را برساند و شما هم در كنار موتور راه ميرويد، يا خودتان پشت فرمان مى‌نشينيد و هدايتش ميكنيد. شما اين موتور را كنار گذاشتيد و همه‌ى بارى را كه توى اين وانت است، خودتان روى دوش گرفتيد، هِن و هِن داريد جلو ميرويد؛ هم نميرسيد، هم خسته ميشويد، هم همه‌ى بار حمل نميشود، هم اين موتور اينجا بيكار ميماند. اين موتور، بخش خصوصى است. اين را آن زمان به آنها ميگفتيم، اثر هم نميكرد. امام هم هرچه ميگفتند به مردم بدهيد، اينها ميگفتند مراد از مردم، بخش خصوصى نيست - مراد نظر امام را توجيه ميكردند! - مردم يعنى توده‌ى مردم. به توده‌ى مردم چه جورى ميشود كمك كرد؟ دولت اقتصاد را در دست بگيرد، به توده‌ى مردم كمك كند. فرمايش امام را اينجورى معنا ميكردند! خوب، اين توجيه، غلط بود.
الان فضا، فضاى ديگرى است. همان كسانى كه آن زمان آنجور حرف ميزدند، حالا صد و هشتاد درجه برگشته‌اند؛ يعنى باز هم در حد تعادل قرار ندارند، خط وسط نيستند. آن افراط بود، اين طرف هم همانها دارند تفريط ميكنند.
{بيانات "امام خامنه ای" در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌ بيست و پنج شهریور 1389:}
... حرفهاى امام، امروز حرفهاى رائج است؛ سكه‌ى رائج است. كسانى كه ميخواهند در بين مردم سرى بلند كنند، حرفهاى امام را تكرار ميكنند؛ خودشان را مستند به امام نشان ميدهند. يك روز خلاف اين بود؛ يك روزى كه چندان دور نيست از ما، كسانى بودند كه تظاهر ميكردند به مخالفت با امام؛ رفتند گفتند انقلاب دفن شد! صريحاً اعلام كردند. عده‌اى گفتند كه بايستى مردم را از خدا جدا كرد! اينها را صريح پشت بلندگو آن روز ميگفتند. امروز جرأت نميكنند اينها را بگويند. امروز آن كسانى كه با مردم ميتوانند حرف بزنند، تريبون دارند - يا از هر وسيله‌اى استفاده ميكنند - دم از امام و دم از انقلاب و دم از شعارهاى امام ميزنند؛ حالا با شيوه‌هاى خاص.
... البته گفتيم مردم ايستادند، آخرين نمونه‌اش هم همين فتنه‌ى سال 88 بود؛ مردم ايستادند. همان كسانى كه به كسان ديگرى غير از منتخَب رأى داده بودند، همانها هم در مقابل آنها ايستادند. لذا ديديد در 9 دى، در 22 بهمن، همه شركت كردند؛ همه آمدند. اين نشان‌دهنده‌ى اين است كه فتنه‌گران و فتنه‌انگيزان يك اقليت معدودند؛ منتها دروغ گفتند، خواستند مردم را دنبال خودشان بكشانند. اولِ كار موفق هم شدند؛ بعد كه چهره‌شان آشكار شد، نقابشان در خلال حرفها و كارهاى گوناگون افتاد، مردم از اينها رو برگرداندند. بنابراين، مردم ايستاده‌اند. خب، اين يك نكته است در وضع كشور
{بيانات "امام خامنه ای" در اجتماع بزرگ مردم قم‌ بیست و هفتم مهر 1389:}
... بعد از اهانتى كه در روز عاشوراى سال 88 به وسيله‌ى يك عده تحريك شده نسبت به امام حسين انجام گرفت، دو روز فاصله نشد كه مردم در روز 9 دى توى خيابانها آمدند و موضع صريح خودشان را علنى ابراز كردند. دستهاى دشمن و تبليغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دينى عقب بنشاند، بلكه روزبه‌روز اين احساسات تندتر و اين معرفت عميق‌تر شده است. بدون ترديد دشمن در جدا كردن مردم از نظام اسلامى شكست خورده است. سال گذشته در انتخابات، چهل ميليون مردم كشور پاى صندوقهاى رأى رفتند. در واقع يك رفراندوم چهل ميليونى به نفع نظام جمهورى اسلامى و به نفع انتخابات انجام گرفت؛ همين بود كه دشمن را عصبانى كرد. خواستند با فتنه اثر آن را از بين ببرند، اما اين را هم نتوانستند انجام دهند. مردم در مقابل فتنه هم ايستادند. فتنه‌ى سال 88 كشور را واكسينه كرد؛ مردم را بر ضد ميكروبهاى سياسى و اجتماعى‌اى كه ميتواند اثر بگذارد، مجهز كرد؛ بصيرت مردم را بيشتر كرد.

{بيانات "امام خامنه ای" در ديدار هزاران نفر از بسيجيان استان قم‌ دوّم آبان 1389:}
يا در زمينه‌ى سياست خارجى، سياست بين‌المللى، در بعضى از همين مطبوعات خودمان هم شما ديديد؛ در اظهارات سال گذشته‌ى بعضى از اصحاب فتنه هم مشاهده كرديد؛ هى تكرار ميكردند كه آقا ما در دنيا ذليل شديم، جمهورى اسلامى در دنيا بى‌آبرو شده، بى‌ارزش شده، چه شده، چه شده. امروز وقتى به واقعيت نگاه ميكنيم، مى‌بينيم روزبه‌روز آبروى جمهورى اسلامى در ميان ملتهاى گوناگون دنيا - مسلمان و غير مسلمان - افزايش پيدا كرده است. دشمنان ملت ايران اين را ميدانند، ميفهمند، احساس ميكنند؛ البته كتمان ميكنند.
{بيانات "امام خامنه ای" در ديدار دانشجويان و جوانان استان قم‌ چهارم آبان 1389:}
توجه بكنيد؛ از سالهاى آخر دهه‌ى اول انقلاب به بعد، دشمنان انقلاب و جبهه‌ى دشمن با استفاده از كارشناسهاى ايرانى يك سياستى را طراحى كردند - چون غير كارشناسهاى ايرانى به اين نكته توجه پيدا نميكردند؛ كسانى كه طرف مشورتشان قرار ميگرفتند، ايرانى بودند - و آن سياست اين بود كه از قم آنتى‌تز انقلاب درست كنند. همان طور كه انقلاب از قم جوشيد، يك ضد انقلاب هم از قم به وجود بياورند. قم حوزه‌ى روحانيت است. حوزه‌ى علميه ظاهراً در قم است، اما اين جمع حوزوى در معنا در همه‌ى كشور منتشر است. اين طلبه‌ى قمى كه در قم ساكن است، در شهر خود، در روستاى خود صاحب نفوذ است. از سرتاسر كشور در اينجا جمعند. آن روزى كه افراد اين حوزه براى تعطيلى يا براى كارى به منازل خود ميروند، معنايش اين است كه حوزه در سرتاسر كشور منتشر ميشود. پس هر فكرى در اينجاست، هر ايده‌اى در اينجاست، هر عزم و اراده‌اى در اينجاست، هر حركت و جهتگيرى‌اى در اينجاست؛ در واقع در سرتاسر كشور يك امتدادى دارد؛ اين را بيگانه‌ها نميفهميدند؛ آمريكائى‌ها نميتوانستند اين حقيقت را تحليل كنند؛ اين را يك خودى، يك ايرانى، يك آشنا به طبيعت روحانيت ميتوانست بفهمد؛ اين را به آنها ياد دادند؛ لذا سعى كردند در قم زمينه‌ى فتنه را فراهم كنند. من چون نميخواهم از كسى اسم بياورم، اسم نمى‌آورم و عبور ميكنم. در همان سال 58 و 59، هم مردم قم، هم مردم تبريز حماسه آفريدند؛ نه فقط حماسه‌ى آمدن توى ميدان و مشت گره‌كردن، بلكه حماسه‌ى معنوى، حماسه‌ى شعور، حماسه‌ى تحليل درست. بعد از رحلت امام هم به شكل ديگرى همين اتفاق در قم افتاد. اينجا هم مخالفين و دشمنان - عمدتاً دشمنان بيرون مرز؛ اصل آنهايند - طراحى كرده بودند كه بتوانند اين آنتى‌تز را در اينجا به وجود بياورند. اگر قمى‌ها غافل بودند، اگر جوانهاى قم از تحليل عاجز بودند، اگر آن هوشمندى لازم را نميداشتند، مشكلات بيش از اينها ميشد؛ اين حقيقت امر است، اين بيان واقع نسبت به مجموعه‌ى جوان در قم است.
... من در همين فتنه‌ى 88 به بعضى دوستان قرائن و شواهد را نشان دادم؛ حداقل از ده سال، پانزده سال قبل از آن، برنامه‌ريزى وجود داشت. از بعد از رحلت امام برنامه‌ريزى وجود داشت؛ اثر آن برنامه‌ريزى در سال 78 ظاهر شد؛ مسائل كوى دانشگاه و آن قضايائى كه اغلب يادتان هست، بعضى هم شايد درست يادشان نباشد. قضايائى كه سال گذشته پيش آمد، يك تجديد حياتى بود براى آن برنامه‌ريزى‌ها. البته سعى كردند با ملاحظه‌ى وقت و جوانب گوناگون، اين كار را انجام دهند؛ كه خوب، بحمدللَّه شكست خوردند، بايد هم شكست ميخوردند. پس جبهه‌ى دشمن برنامه‌ى بلندمدت دارد. آنها مأيوس نميشوند كه ببينند حالا امروز شكست خوردند، دست بردارند؛ نه، طراحى ميكنند براى ده سال ديگر، بيست سال ديگر، چهل سال ديگر. بايد آماده باشيد.
{بيانات "امام خامنه ای" در دیدار مسئولان اجرائى استان قم‌ پنجم آبان 1389:}
براى قم برنامه‌ريزى كردند. همان طورى كه ديروز هم در يك جلسه‌اى در اينجا گفتم، تصميم جبهه‌ى دشمن اين بود كه همچنان كه قم پايگاه عظمت اسلام و برافراشته شدن پرچم انقلاب بود، در همين قم آنتى‌تز انقلاب را به وجود بياورند؛ اينجا را بكنند پايگاه ضديت با انقلاب؛ براى اين تلاش كردند، براى اين برنامه‌ريزى كردند. از انواع و اقسام شيوه‌ها استفاده كردند؛ از جمله كار كردن روى فكر مردم قم، روى احساسات مردم قم، شايد بتوانند اين احساسات را خاموش كنند يا كمرنگ كنند. بنابراين در اين سالها خيلى كار شده است.
{بيانات "امام خامنه ای" در ديدار دانش‌آموزان‌ در آستانه 13 آبان دوازده آبان 1389:}
حالا شما يك تأملى بكنيد؛ سال گذشته - سال 88 - در روز سيزده آبان يك جمعيت محدود نگونبختى آمدند توى خيابانهاى تهران، عليه سيزده آبان شعار دادند، براى اينكه شايد بتوانند اين مناسبت بزرگ را به لجن بكشند. البته آنها شكست خوردند، معلوم هم بود شكست ميخورند - اين واضح بود - اما ببينيد پشت سر حركت آنها چى بود؟ آنها با چى داشتند مقابله ميكردند؟ با اين نماد كه پشت سر آن اين مفاهيم بزرگ هست، مقابله ميكردند. در واقع آنها با اين مفاهيم مقابله ميكردند. ميخواستند هيمنه‌ى آمريكائى را بار ديگر زنده كنند. آنها ميخواستند بر روى سلطه‌طلبى و دخالت‌طلبى آمريكا پرده بكشند. آنها ميخواستند حركت عظيم ملت ايران را در مقابل آن ظلم بزرگ زير سؤال ببرند.
وقتى انسان ميفهمد معناى سيزده آبان چيست، ميفهمد آن كسانى كه به خيال خودشان ميخواستند سيزده آبان را خراب كنند، كى‌اند، چى‌اند و هدفهاشان چيست. اين بصيرتى كه ما تكرار ميكنيم، تأكيد ميكنيم، اين است. بايد تأمل كرد، دقت كرد.
{بیانات "امام خامنه ای" در دیدار مردم اصفهان در روز عید قربان بیست و ششم آبان 1389:}
با نشستن و خوردن و خوابيدن و تكيه‌ى به بيگانه كردن و هوى و هوس را در زندگى حاكم كردن، هيچ ملتى به جائى نخواهد رسيد. كسانى كه وقتى صحبت دفاع مقدس ميشود، منفى‌بافى ميكنند؛ وقتى صحبت شهادت ميشود، نيش‌زنى ميكنند؛ وقتى بحث جانباز و ايثارگر پيش مى‌آيد، چهره در هم ميكشند؛ وقتى بحث پيشرفتهاى علمى و شكستن مرزهاى علم پيش مى‌آيد، لبخند تمسخر ميزنند؛ وقتى بحث سانتريفيوژهاى مجموعه‌ى غنى‌سازى هسته‌اى پيش مى‌آيد، سر تكان ميدهند و ميگويند امكان ندارد، اينها از حركت يك ملت چيزى نميفهمند. تربيت‌شده‌هاى تربيت غلط و اخلاق فاسد طاغوتى چيزى از تأثير ايمان و حركت و جهاد نميفهمند.
همه بايد مراقب ايجاد شكاف، ايجاد فتنه، ايجاد بدبينى نسبت به دستگاه باشند. اينهائى كه مى‌بينيد گوشه و كنار، بدون هيچ قيدوبندى، بدون هيچ ملاحظه‌اى، نظام اسلامى را، دستگاه جمهورى اسلامى را متهم ميكنند؛ هرچه از دهنشان در مى‌آيد، به نيابت از دشمن ميگويند؛ براى اينكه اگر صداى دستگاه‌هاى تبليغاتى جبهه‌ى ضد اسلام و صهيونيستها و آمريكائى‌ها به گوش كسى نرسيد، اينها جبران كنند و همان حرفهاى آنها را به گوش مردم برسانند، اينها به ملت خيانت ميكنند؛ اين در حقيقت يك خيانت واضح است. مردم را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين، نسبت به خدمتگزاران بدبين كردن، فضاى يأس‌آلود به وجود آوردن، يكى از اين راههاست.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 تبار شناسی سخنان اسفندیار رحیم مشایی آیا او شعوبی است؟
مردی که همه چیز می داند از هردری سخن می گوید کافی است به سایت شخصی وی نگاهی بیندازید از محیط زیست گرفته تا بشر مصنوعی حرف برای گفتن دارد آن هم در قامت یک نظریه پرداز و البته همه آنها را با روش دینی تلفیق می کند البته روش او زورنالیستی است و به خودنمایی بیشتر می ماند تا حرف حساب. گاه می شود که شما با نظریه پرداز و متفکری روبرو هستید که کتاب می نویسد می توانید اورا نقد کنید اما او که در هر مجلس و مبحثی نظر می دهد زیاد قابل نقد نیست چون با ادبیات زورنالیستی سخن می گوید و هربار که به او نقدی وارد شود معمولا پاسخ می دهد که شما نفهمیدید و یا منظورم این نبوده که شما می گویید. البته او خوب می داند که منظورش چیست! در ادامه به منظور او بیشتر خواهم پرداخت مردی که همه چیز می داند و به این سوال پاسخ خواهیم داد که آیا او شعوبی است؟ ابتدا مختصری از جنجالهای مرد همه چیز دان را مرور می کنیم شروع مخالفت با مشايي با ادعاي وي مبني بر دوستي مردم ايران با مردم اسراييل بود كه نه تنها تكديب نشد، بلكه به قوت خود باقي ماند و جنجال آفريد. مشايي در ۲۹ تير ۱۳۸۷ مردم اسراييل را دوست ايران خواند و خشم علما، مسئولان و مردمي را كه سالها با فريادهاي خود، اسراييل را دشمن و قاتل مردم مظلوم فلسطين ميدانستند، برانگيخت. و حتی امروز نیز در سایت شخصی وی وجود دارد وقبل از آن حضور در مجلس رقصی که در ترکیه برگزار شده بود. بعد ها فیلمی ازاو منتشر شد که در آن طي سخناني گفته بود: «دوران اسلامگرايي به پايان رسيده است. معنايش اين نيست كه اسلامگرايي وجود ندارد يا رو به نضج نيست. نه. اسلام هست، اما دورهاش به پايان رسيده. الان دوره اسبسواري تمام شده، اما اسب هست، سوارش هم هست. اشتباه برداشت نشه. دين عندالله اسلام، اما روند تحولات به اين سمت نيست كه بشر مسلمان بشود تا به حقانيت برسد... اين دوره تمام نشده. بلكه روبه پايان است.»وي در جايي ديگر درباره پلوراليزم ديني هم نظريه پردازي كرده مي‌گويد: همه‌اديان برحق‌اند!
همچنين مشايي در پنجمين همايش ملي، فرهنگي و گردشگري خليج هميشه فارس در جزيره كيش، خليج فارس را داراي قدمت 30 ميليون ساله دانست و يك بار ديگر ثابت كرد سخنانش تا چه اندازه ميتواند حيرتانگيز جلوه كند. وي در اين مراسم گفت: فارسي بودن خليج فارس به قدري روشن است كه نياز به تحقيق انديشمندان ندارد، زيرا در اسناد علمي و تاريخي حوزه جغرافيا سابقه خليج فارس بر همگان روشن و قطعي است. نام خليج فارس و درياي پارسي از 30ميليون سال پيش به موازات شكلگيري تمدنهاي انساني در منطقه موجوديت يافته است.
همچنين مشايي با سخناني چون «جلوگيري از برپايي شادي، اهانت به اسلام و استفاده از رنگ سياه مكروه است»،و گاه نظریه پردازی در عرصه اقوام ایرانی را نیز تجربه کرد و گفت «آذربايجان غربي، ايلام و كرمانشاه متعلق به كردستان است و اين قوم از برترين قومهاي ايراني است»، و گاه حلاج شد و گفت «ملائكه مرتب در عرصه كشور در حال پرواز هستند» و «ما مردم آمريكا را از برترين ملتهاي دنيا ميدانيم»
مشايي علاوه بر سخنانش با برخي اقدامات خود نيز حاشيه ساز شد. حمل قرآن با حركات ريتميك هم از جمله اقداماتي بود كه با موضعگيري تند مراجعي چون آيتالله صافيگلپايگاني و آيتالله مكارمشيرازي مواجه شد. روز ۱۸ آبان ۱۳۸۷ در افتتاحيه همايشي با حضور مشايي تعدادي زن با لباسهاي محلي با دف و حركات ريتميك روي سن آمدند و قرآن را به قاري تحويل دادند. در نتيجه اين ماجرا معاون مشايي به ناچار استعفا كرد و در نامه اش نوشت: «اين كار صرفا براي تكريم قرآن كريم بوده است و آنها به هنگام اين مراسم حتما وضو ميسازند.«
آييننامه الحاق سازمان حج و زيارت با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و اقدام فوري مشايي براي بركناري رييس سازمان هم از ديگر اتفاقاتي بود كه موجب اعتراض نمايندگان مجلس و مراجع تقليد شد و البته دولت تا زمان مخالفت مقام معظم رهبري حاضر به لغو مصوبه خود نشد. اقدامی که حج را در حیطه یک سفر معمولی تنزل می داد و این همان تقدس زدایی بود که او دوست دارد انجام دهد.علاقه شدید او باعث شد که با سوپر استارهای سینما و خوانندگان پاپ دیدار کند و دراین میان دیدار او از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی و کمک میلیونی او به این بازیگر فقیر باز حاشیه ساز شد
چاپ گفت وگوي مشايي با خبرنگار تركیه ای در روزنامه صباح از ديگر حاشيه آفرينيهاي مشايي بود. اين روزنامه از قول مشايي نوشت: «در ايران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هيچ فشاري از طرف حكومت در استفاده از حجاب اعمال نميشود، اين يك انتخاب كاملا شخصي است، اگر شما در ايران از روسري و حجاب استفاده نكنيد، هيچ مقام دولتي به شما تذكري نخواهد داد، البته شايد به شما بگويند كه اين كار برخلاف عرف و عادات ملي ماست و اگر استفاده كنيد بهتر است، ولي باز تأكيد ميكنم كه هيچ اجباري در كار نيست... در ايران به خاطر دستورات ديني استفاده از مشروبات الكلي ممنوع است به همين علت ايرانيها ميتوانند در خارج از ايران از اين نوشيدنيها استفاده كنند. اين يك ترجيح شخصي است، الگوي ما در صنعت توريسم كشور تركيه است.» و مشایی آن را مثل قبل تکذیب کرد و باز فلسفه بافت.هوشنگ امیر احمدی ( ضدانقلاب معروف و معروف به دلال آمریکا) را به ایران دعوت کرد و وقتی که کیهان آن را افشا کرد از کیهان شکایت کرد و ادعا کرد که اگر کیهان را محکوم نکند مسلمان نیست و البته کیهان تبرئه شد و او...در جریان انتخاب او به معاونت اولی هم که همه می دانید حکم رهبری عزیز تر از جان ما یک هفته روی زمین ماند و بعد او استعفا داد و نه برکنار... و نوع دیگری از تقدس زدایی بود که انجام داد و به گمان خیلی ها می خواست هزینه حکم حکومتی ولی فقیه را بالا ببرد.اما به این فراز از سخنان او دقت کنید:نام ایران ذکر الهی است و از بیان نام ایران احساس ثواب و عبادت می کنم (همه خبرگزاری ها 18/3/88 )بودن کوروش در ایران اتفافی نبوده است کوروش سرمایه گذاری خداوند در ایران بوده است و خداوند ملت ایران را برگزیده است ( همان :15/7/89)و همچنین:در گفتگو با ویژه نامه همشهری : «من بخشي از اصولگراها را تشكيل مي دهم كه محورشان براي رسيدن به ولايت، احمدي نژاد است. من مصداق برجسته تبعيت از ولايت را احمدي نژاد مي دانم. من معتقدم فقط ادعاي مقصد كافي نيست، بلكه توجه به طريقت هم لازم است و احمدي نژاد هم مظهر يك طريقت برجسته از ولايتمداري در يك نظام الهي است»! اما مگر می شود از ماه هم به خورشید نزدیکتر بودمشایی در سخنرانی خود در مراسم اختتامیه جشنواره زیست فناوری اظهار داشت: «بشر در 50 سال آينده "بشري" خواهد ساخت که تمامي کارهاي بشر واقعي از جمله تناسل و توالد و عشق ورزيدن و شاعري را انجام خواهد داد, بشر مصنوعی و واقعی قابل تشخیص نخواهند بود»( ایرنا 28/1/89)«اين انحراف است كه كسي زيبايي را در فرار از انسان‌ها جست‌وجو كند؛ چرا كه نبايد ورود يك گردشگر خارجي به كشور، ما را به هراس بيندازد. هنوز فكر مي‌كنند روسري يك ذره تكان بخورد، همه عالم به هم مي‌ريزد، در حالي كه‌اين توهمه، دروغه” و “زيبايي وسيله شيطان نمي‌شود، اين منطق خيلي وارونه‌است. منجلا‌ب وسيله شيطان است، سياهي، فقر، زشتي، پلشتي و پليدي وسيله شيطان است...؛ در زيبايي و علم بايد خدا را جست‌وجو كرد، در قدرت بايد خدا را جست‌وجو كرد، عرفان اين است» (18/2/87 پرتو سخن به نقل از خبرگزاري فارس)همچنین در پاسخ به منتقدان در جلسه جامعه وعاظ این چنین گفت: «در واكنش به اظهارات من برخي‌ها گفته‌اند كه من چرا حرف مي‌زنم، برخي‌ها گفته‌اند كه نبايد در اموري كه سررشته ندارم وارد شوم،‌ هر كسي كه حرف مي‌زند از سر ادعاي فضل و فضيلت نيست ما از پيامبر اسلام نقل مي‌كنيم، از معصوم نقل مي‌كنيم... ما تكليف داريم تا در راستاي توسعه انديشه‌هاي ديني تلاش كنيم و يكي از اين راه‌ها بيان است، اين بيان ممكن است،‌هم اقرار باشد و هم تاكيد و يا از جهت تنوير باشد. بنده به عنوان كسي كه از بچگي پاي درس علما و روحانيون بوده‌ام، اعتقاد دارم خداوند نور ايمان را از دوران كودكي در من قرار داده است، افزود: من از سن 13 سالگي در مساجد و به دستور روحانيون مساجد سخنراني مي‌كردم، در سن 14 سالگي در مدرسه كلاس درس مذهبي برگزار كرده بودم. بنده به عنوان شاگرد اين مكتب مطالبي را در خصوص دين، خدا، جامعه ديني، نظام ديني و آينده گفته‌ام و خواهم گفت.»
شما این مکتب را به خاطر بسپارید که با آن کار دارم و اما جدیدترین افاضات وی :«من بر مكتب ايراني اصرار دارم، زيرا اين مكتب دريافت ناب از حقيقت، توحيد و اسلام است. بايد مكتب ايراني را به دنيا معرفي كنيم . درواقع من باور دارم كه واژه ايراني ذكر است زيرا كه ذكر واژه اي مرتبط با روح مومن است مومني كه به جهان باور كرده و به دنبال ارزش هاي متعالي است». وي ادامه داد:«برخي ها از من خرده مي گيرند كه چرا نمي گويي مكتب اسلام و مي گويي مكتب ايران؟ از مكتب اسلام دريافت هاي متنوعي وجود دارد اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم»اما سخن اینکه وقتی که در سخنان وی یک تحلیل محتوای ساده انجام دهید به سادگی متوجه دو نکته می شوید اول تاکید او بر ایران و ملی گرایی و تقابل آن با اسلام و تفاخر به ایران باستان به طور کلی همان فروسی بازی و کوروش بازی که زنده یاد آل احمد برای مدعیان ناسیونالیسم دوران پهلوی مطرح می کرد این بخش سخنان او نا خوداگاه انسان را یاد سخنان پورداود می اندازد البته با پوششی از دین . شاید به این دلیل خود را دوست مردم اسرائیل می داند چون نیای او کوروش منجی قوم یهود بوده است و او با یهودی ها احساس خویشاوندی می کند مگر نه این است که استر( زن خشایار شاه که یهودی بوده است) ملکه ایران بوده است و دوم اعتقاد او به پلورالیسم دینی و اینکه از اسلام دریافت های متنوع وجود دارد و اقدامات عمده وی عمدتا در جهت تقدس زدایی است . با این مقدمه می پردازم به بحث خودم که ریشه سخنان مشایی را در شعوبیگری باید جستجو کرد اما شعوبیگری چیستآیا مشایی شعوبی است؟ در دوران بنی امیه که فخر عرب بر عجم پیشی گرفته بود و نژاد گرایی اوج گرفته بود در واکنش به آن جنبشی عصیان گرایانه شکل گرفت که نه تنها موجب عرب ستیزی که در نهایت به اسلام ستیزی در ایرا انجامید. این گونه بود که نخبگان از سویی و شاهزادگان ملی گرایان و مخالفین دین اسلام از سوی دیگر تلاش کردند تا در تمام جبهه های دینی، هنری، ادبی، نظامی و... وارد شوند و گاه به اشکال رخنه در صف اول علما سعی در ویران سازی بنیاد های دین اسلام نمودند.آنها در ابتدا در برابر تفاخر نژادی بنی امیه براین آیه قرانی که در اسلام همه برابر اند و هیچ فضلی نیست مگر به تقوا پس دعوت شعوبیه ( اهل تسویه) برپایه دینی برادری شکل گرفت «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ» (الحجرات - 13)ترجمه: هان اى مردم ما شما را از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را تيره‏هايى (اقوامی) بزرگ و تيره‏هايى كوچك قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (نه اينكه به يكديگر فخر كنيد) و فخر و كرامت نزد خدا تنها به تقوى است و گرامى‏ترين شما با تقوى‏ترين شما است كه خدا داناى با خبر است. این جنبش نیز مثل هر جنبش دیگری پس از گذراندن دوران مقدماتی خود به تدریج ادعا هایی فراخ تر و گسترده تر پیدا کرد که به اهل تصویه در تاریخ معروف شدند اینها معتقد شدند که نه تنها از اعراب پایین تر نیستند بلکه والاتر هم هستند و استناد آنها باز به این آیه بود اما این بار می گفتند چون شعوبا اول آمده که اشاره به شهر نشین ها که ما ایرانی ها هستیم دارد و قبایل که شما اعراب هستید پس ما نه تنها برابر نیستیم بلکه ما از شما بالتر نیز هستیم این هم سند.اما مختصات عمومی تفکر شعوبی: شعوبیان در نظم و نثر، اصول و تفسیر و تمام زمینه های فکری شاگردان مجد و پرکار پروردند، عموما نظر های دینی اسلام را یا نپذیرفتند یا از آن به عنوان پوشش و تقیه ای استفاده کردند تا مقاصد خود را دنبال کنند برخی از شعوبیان، ملی گرا ، معتقد به بازگشت حکومت شاهان ساسانی و ایرانی بودند و برخی معتقد به ملیت گرایی فارسی و برخی به ارزش های دینی مزدکی باور داشتند. ولی همه آنها سعی وافر در استفاده و گاه سوئ استفاده از اسلام در جهت اغراض خود را داشتند. به همین دلیل به جعل احادیث بی شماری در تقدیس آثار، اشخاص و اماکن ایرانی پرداختند ( ناث و گلدزهیر ، اسلام در ایران... ص 7-456 )درباره مشایی چند سوال دیگر نیز مطرح می شود. چرا وقتی عرصه بر ضد انقلاب و فتنه گران تنگ می شود به ناگاه با یک جنجال همه توجه ها را به خود جلب می کند تا آنها نفسی تازه کنند و بعد دوباره...ماموریت او برای ایجاد این همه شبهه در اذهان چیست و آیا نظرات وی نیست که در مدیریت فرهنگی جلوه گر شده استیا او می خواهد مارا به دوران شونیسم پهلوی برگرداند و هویت اسلامی ما را خدشه دار کند آیا نمی داند در این صورت وقتی عامل وحدت ما یعنی اسلام خدشه دار شود نیروی گریز از مرکز چقدر پر زور خواهد شد لطفا جواب دهد اما با همه اینکه او برای خودنمایی مطرح می کند و از نظر شخصیت حقیقی سخنانش ارزشی ندارد حتی نقد شود اما چون شخصیت حقوقی دارد و به نظر می رسد در تصمیم سازی ها نقش دارد.اندیشه خطرناکی است که باید از همین امروز جلوی آنرا گرفت این اندیشه تبار و سر آغازی چون شعوبی گری و نزادگرایی و سر انجامی جز جمهوری ایرانی نخواهد داشت که فتنه گران فریاد می زنندخودشما قضاوت کنید البته ممکن است آقای اسفندیار بگوید که منظورم این نبوده است و یا شما نفهمیدید مشكل شما اين است كه زبان عرفان را بلد نيستید و اهل ذوق نيستد.وبه قول حافظ:چوبشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست سخن شناس نئي جان من، خطا اينجاستو اینکه اما فارغ از اینکه امام عزیز درباره ملی گرایی چه نظری داشت و این که آن را شرک می دانست و یا در وقتی که از رادیو اعلام کردند که صدای انقلاب راستین ایران بر آشفتند و به شهید مطهری گفتند که فورا بگویند در رادیو اعلام شود صدای انقلاب اسلامی و خدا به درجات شهید مطهری بیفزاید که به تمام این شبهات در کتاب خدمات متقابل اسلام وایران جواب گفته اند. باید گفت:سخن آخر:شهید مطهری به این مضمون سخنی داشت که حتی مارکسیت ها می توانند کرسی دانشگاهی داشته باشند با این شرط که حرف خودشان را از زبان اسلام و با تابلوی اسلام بیان نکنند و حال به جناب اسفندیار این چنین باید گفت. سخنانی از تبار شعوبی گری را با تابلوی اسلام بیان نکن . حداقل صادق باش البته همه اینها که گفته شد نشان از آنی دارد که مشایی وصله ناجوری است که به تن دولت آقای دکتر احمدی نژاد نمی آید دولتی که از متن ملت مسلمان برخاسته است و با آمدنش سد مستحکمی شد در برابر غرب و غرب گرایان و به قول حسین قدیانی دکتر نگذار رای ما به تو را وتو کنند و هرچه زودتر این لکه را پاک کن.
|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 هتک حرمت خانواده ها و عکسهای شهدا در سفر ریاست محترم جمهور +تصاویر!!
آقای احمدی نژاد! نیمی از غیرتت برای مشایی را خرج شهدا می کردی

تداوم اقدامات بی نظیر استاندار کرمانشاه موجب شکستن قداستها و ارزشها!! و اینبار هتک حرمت خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و جانبازان در سفر ریاست محترم جمهوری...؟؟؟!!!

استاندار مشارکتی کرمانشاه طی ماههای گذشته در چندین موضوع اقدامات منحصر به فردی صورت داد که طی تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب سابقه نداشته است.

در تداوم این اقدامات، اینبار نوبت هتک حرمت و شکستن حریم خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و... رسید!! همان قشری که حضرت امام(ره) آنان را چشم و چراغ این ملت می دانستند و مقام معظم رهبری کشور را مرهون آنان قلمداد فرمود...

ماجرا از اینجا آغاز شد که برابر اعلان قبلی مقرر شد که در سومین سفر ریاست محترم جمهور به کرمانشاه، وی ...






همچنانکه در خبر قبلی نیز اشاره شد وقایع شرمباری در جریان دیدار ریاست محترم جمهوری با خانواده های شهدا پیش آمد؟!






 





تداوم اقدامات بی نظیر استاندار کرمانشاه موجب شکستن قداستها و ارزشها!! و اینبار هتک حرمت خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و جانبازان در سفر ریاست محترم جمهوری...؟؟؟!!!

همانطور که پیش از این بارها اشاره شد ، استاندار مشارکتی کرمانشاه طی ماههای گذشته در چندین موضوع اقدامات منحصر به فردی صورت داد که طی تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب سابقه نداشته است.

در تداوم این اقدامات، اینبار نوبت هتک حرمت و شکستن حریم خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و... رسید!! همان قشری که حضرت امام(ره) آنان را چشم و چراغ این ملت می دانستند و مقام معظم رهبری کشور را مرهون آنان قلمداد فرمود...

ماجرا از اینجا آغاز شد که برابر اعلان قبلی مقرر شد که در سومین سفر ریاست محترم جمهور به کرمانشاه، وی بعداز ظهر روز پنج شنبه هجدهم فروردین در جمع خانواده های شهدا و ایثارگران حاضر و به برخی از آنان نیز نشان اهدا نماید.

مسؤلین سازمان امور شهدا و ایثارگران برابر شاخص هایی که برای آن تعیین شده، به تعدادی از خانواده های شهدا اعلام کردند که ما لیست شما را به استانداری داده ایم ولی کار از دست ما خارج شده و استاندارگزینشی عمل کرده! لذا عده ای راکه مخالف اقدامات اوهستند و برخی ازآنان دو و سه شهید و... تقدیم اسلام و انقلاب نموده اند (و بعضا شهدای آنها اولین سرداران شهید سپاه کل کشور محسوب می شوند) را حذف نموده است که این اقدام ظالمانه و تبعیض آمیز آنهم دردولتی که منادی عدالت سرمی دهد موجب اعتراض شدید چند صد خانواده شهید وجانباز و....حاضر درمقابل محل سالن مراسم گردید.

استاندار دوم خردادی و مشارکتی کرمانشاه در شرایطی نام این مادران شهید و... را از لیست دلخواهش حذف می کند که اهل چهارمحال و بختیاری است و اساسا روزهای درد و رنج این مردم را ندیده است و نیز کمترین سابقه رزمندگی و... ندارد! بلکه برابر اسناد موجود سابقه تقابل فیزیکی با ایثارگران کهکلویه و... را نیز در کارنامه خود ثبت نموده است.

متعاقبا مسؤلین استان در پی اعتراض خانواده های شهدا، ابتدا ساعت مراسم را از وعده قبلی (ساعت 4 بعدازطهر) به ساعت 30/6 عصر تغییر دادند.

با این حال مادر برخی شهیدان با دلی شکسته(بر روی چرخ ویلچر) و نیز چندین خانواده شهید دیگر به همراه جمع قابل توجهی از جانبازان و رزمندگان و جانبازان به منظور شرکت در مراسمی که حق مسلم آنها بوده و آنرا تضییع نموده اند، به مقابل سالن مراسم مراجعه می نمایند و در آنجا با جمع قابل توجه دیگری از خانواده های شهدا و جانبازان مظلومی که حکایت مشابه دارند مواجه می شوند! ولی متأسفانه نه تنها از ورود آنان جلوگیری می نمایند بلکه هنگامی که این خانواده ها می خواهند تا مسئولی بیاید و به طور منطقی، پاسخی به این رفتارها ناصحیح و زشت ارائه دهد، افراد ذیربط با تمسخر و رفتارهای توهین آمیز... به داخل محوطه می روند و نه تنها درب را به روی اینها می کوبند و می بندند بلکه در کمال ناباوری یک دستگاه اتوبوس پشت درب قرار می دهند تا نبادا ازدحام خانواده های معترض درب را باز کند؟!

و با این رفتار زشت تحقیرآمیز و غیرقابل توقع جمعیت حاضر را به شدت جریحه دار و برآشفته می نمایند و آنها کماکان به احقاق حق قانونی و شرعی خود پافشاری می نمایند و بالاخره موفق می شوند درب را باز و وارد محوطه مسیر سالن شوند اما متأسفانه با ضرب و شتم و برخورد...؟! مواجه می شوند و در این حادثه غیرقابل تصور و بی نظیر و دردناک چندین نفر از جمع مذکور مجروح و حتی از ناحیه سر و بینی و.. دچار شکستگی می شوند، به طوری که عکسها و فیلم موجود قلب هر انسان متعهدی را جریحه دار می نماید؟! صحنه های دردناک تعرض فیزیکی به برخی خواهران و مادران شهدا و شکستن قاب عکسهای شهدای بیداردل که برای برخی از آنها حضرت امام(ره) شخصا، پیام تسلیت و ارسال کرده بود...

متعاقبا پس از وقایع دردباری که در دقایق مذکور پیش آمد که قلم از بیان آنها شرم دارد (امیدواریم هرگز روزی نرسد که فیلمها و تصاویر آن را منتشر کنیم)، فضای ندامت و پشیمانی برای متعرضین پیش آمد و تازه برخی مسؤلین خود را نمایان ساخته و هراسان بین خانواده های شهدا آمده و گفتند شما بفرمائید داخل سالن مراسم؟! اما خانواده های مذکور که هرگز چنین رفتار زشتی را تصور نمی کردند، علیرغم اصرارهای مکرر و نیز تقاضای مسؤلین تهرانی و... دیگر حاضر به این دیدار نشده و با قلبی شکسته بازمی گردند. هر چند همانجا نیز به مسؤلین دیربط اعلام شد که برای مطالبه دنیایی برای شرکت در این مراسم نیامدیم و قصد تظلم خواهی داشتیم اما امروز ظلم فجیعتری به وقوع پیوست که همه دیدید...

گفتنی است است آقای زریبافان معاون محترم رئیس جمهور و سرپرست سازمان امورشهداء وایثارگران نیز که درمراسم شرکت داشته در پی صدای اعتراضات خانواده های شهدا و... درجریان کامل قضیه قرارمیگیرند و به شدت از این اقدامات زشت اظهارتأسف می نمایند.

درهمین رابطه جمعی ازخانواده های معظم شهداء طی نامه ای خطاب به رئیس جمهوراظهارداشتند: درشرایطی که حضرتعالی درکالیفرنیا و درمیان مخالفین نظام اسلامی و بعضا کفاری که صهیونیست ها نیز درآن شرکت داشتند با روی گشاده سخن می گویند و سعه صدراز خود نشان می دهید، ولی جای تأسف دارد که درداخل کشور و در جریان سفر شما به استان کرمانشاه، استاندارمنصوب شما! به خاطر اینکه صدای برخی مخالفینش که ازخانواده های معظم شهداء دوشهید و سه شهید و جانبازان می باشند به شما نرسد مسبب برخورد فیزیکی و سرکوب خانواده های رنج کشیده انقلاب می شود!؟ اقدامات زشتی که توسط استانداران تندرو دورانهای خاتمی و... نیز مسبوق به سابقه نیست و در یک جمله برخی حوادث اخیر کرمانشاه در دوران دولت شما فاجعه است. به راستی چرا؟

یادآوری بیان نورانی امیرالمؤمنین(ع) در اینجا متناسب است که آن بزرگوار هنگامی که از درآمدن خلخال از پای زن یهودی اطلاع می یابد، می فرماید: اگر انسان برای این مصیبت دق کند و بمیرد، جا دارد و ملامتی ندارد.

حال چگونه باید این وضع را تحمل کرد که نه تنها خواهران و مادران شهدا و جانبازان را به ظلم از حداقل حق مسلم خود محروم می کنند بلکه به جرم تلاش برای شرکت در مراسمی که حداقل حق آنهاست، آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و آنان فقط فریاد یاحسین سر میدهند.

انشاءالله هرگز آن روز فرا نرسد که مردم آن فیلها و اسناد مشابه منتشرنشده را مشهده نمایند که آن وقت...

انا لله و انا الیه راجعون



لازم به تذکر است، علیرغم اینکه مسؤلین نهاد ریاست جمهوری و... از نزدیک شاهد ریز این حوادث بودند، اما متأسفانه هنوز مقامی حاضر به پاسخویی رسمی در این رابطه و نیز قضایای استادیوم و... نشده اند و ترجیح داده اند که صدای این افتضاح را بالا نیاورند؟؟!!








 





 






 




 




 







 


(خانواده شش شهید که او را راه نمی دادند!!)





 


(همسر جانباز ویلچری و... که از این توهینها بغض کرده بود)




 






 


نمونه های اندکی از توهین به تصاویر شهدا!!!!



جانبازی که مورد ضرب و شتم قرار گرفت



مادر 2 شهید بر روی ویلچر که به وی توهین شد
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 تطهیر آقای هاشمی با سیاست یک بام دو هوا
 

امّا سیاست یک بام دو هوای این اقایان را شما رصد کنید ببینید در مقاطع حساس همین یکی دو سال اخیر چگونه موضع گرفتند. زمانی که به عاشورای حسینی توهین شد، زمانیکه به عکس حضرت امام(ره) جسارت شد، زمانیکه طرفداران جریان مطرود فتنه در خیابانها علیه نظام، ولایت و ارزشهای انقلاب و اسلام شعار دادند و زمانیکه لیدرهای فتنه با رسانه های بیگانه علیه نظام و کشور مصاحبه کردند، زمانیکه بیانیه های هتاکانه سران فتنه یکی پس از دیگری صادر می شد، آقای کواکبیان و دوستانشان کجا بودند و چقدر احساس وظیفه کردند؟ لذا این نوع تناقضات و سیاست مخصوص همین افراد مدعی است و در اظهارت آقای کواکبیان هم کاملا ملموس است.

"عماریون"- سایت اصولگرای بی باک نوشت: پس از پیام تسلیت آقای هاشمی رفسنجانی به میرحسین موسوی - که یکی از سران فتنه قلمداد می شود و عموم مردم و نخبگان ملت خواستار محاکمه و اعدام هرچه زودتر وی شده اند - ، و تجلیل عجیب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از این سرکرده فتنه، بسیاری از رسانه های ارزشی و نیروهای انقلاب به این اقدام ناپسند و نفاق گونه آقای هاشمی رفسنجانی اعتراض نمودند.

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، امّا همانطور که انتظار می رفت، اینبار نیز همچون گذشته عده ای از ذوب شده گان در ستونهای از پیش ساخته شده انقلاب(!) احساس وظیفه کرده و به هر نحو ممکن ولو با دروغ و قیاس مع الفارق و تناقضات در گفتار و رفتار خویش، سعی در تطهیر آقای هاشمی نمودند البته این نوع اقدامات و جانفشانی ها از کسانیکه لکه سیاه نامه بدون سلام را نادیده گرفتند و اتهامات برخی آقازادگان وی را کوچک شمردند و دهها عیب و نقص خاندان هاشمی را با انواع و اقسام چاپلوسی و بی انصافی به جان خود خریدند هیچ جای تعجب و درو از انتظار نمی باشد.

در این میان یکی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس، اعتراض به پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی به مناسبت درگذشت پدر موسوی را با پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای به مناسبت درگذشت یدالله سحابی مقایسه کرد و مدعی شد: "زمانی که رهبری انقلاب پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت یدالله سحابی دادند، باز هم عدهای از افراطیون اعتراض کردند."

در همین باره به منظور تحلیل و بررسی بیشتر این موضوع، حجت الاسلام و المسلمین روانبخش، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی امام خمینی(ره) و دبیر سیاسی هفته نامه پرتو در مصاحبه با خبرنگار بی باک مطالبی را متذکر شده اند که در ادامه تقدیم می گردد.

حجت الاسلام روانبخش درباره پیام آقای هاشمی رفسنجانی و سخنان و توجیهات دکتر کواکبیان نماینده اقلیت مجلس شورای اسلامی گفت: درباره همه این مسائل من چند نکته را متذکر می شوم که امیدوارم منصفین و دلسوزان انقلاب و نظام تامل و تفکر کنند و معاندین هم اگر تمایل داشتند توبه کنند و به آغوش نظام و مردم برگردند و الا همان راه سابق خود را بروند و همچنان از ملت و نخبگان کشور سیلی های معنادار و مکرر بخورند.

اوّل اینکه ما تا کنون بارها گفته ایم که ولایتمداری آقای هاشمی رفسنجانی به چند روزه ایام انتخابات مجلس خبرگان و سایر مواقعی که مقام و جایگاه خویش را در خطر می بیند، خلاصه می شود. یعنی ایشان زمانی که نیاز به رای مردم یا نخبگان دارند چنان تظاهر به ولایتمداری و انقلابی بودن می کنند که ساده لوحان وی را داخل در جبهه اصولگرایی می بینند امّا فردای انتخابات ماهیت اصلی خویش را رو می کنند و همراه با جریان مد نظرش حرکت می کنند.

بنده تا کنون بارها این نکته را متذکر شده ام امّا برخی افراد و در راس آن سایت آقای هاشمی در این باره موضع گرفته اند و به نوعی این ادعای بنده را اتهام دانسته اند امّا از آنجا که گذر زمان بسیاری از واقعیتها را مشخص می کند سال جدید نیز با روشدن برگی دیگر از ماهیت حقیقی آقای هاشمی که همراهی و حمایت از جریان فتنه است، آغاز گردید و برای مردم کاملا مشخص شد که خدمتگزاران از دیدگاه هاشمی باید چه ملاکهایی داشته باشند.

از نگاه آقای هاشمی فردی که بی شرمانه ترین جنایات را علیه مردم و انقلاب صورت داده است، خدوم معرفی می شود و این خود یکی از بارزترین ملاکها برای تشخیص میزان حق محوری و ولایتمداری آقای هاشمی است.

دوم اینکه: آقای کواکبیان در سخنان خود گفته اند " در سالی که مقام معظم رهبری تمامی مسئولان و روسای قوا را به پرهیز از مسائل حاشیه ای توصیه کرده اند، چرا به بهانه صدور یک پیام تسلیت، روزنامه منتسب به دولت علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، جار و جنجال به راه میاندازد؟" ، این در حقیقت نوعی تحریف و برداشت ناصواب از سخنان مقام معظم رهبری است زیرا معظم له هرگز نفرمودند
که از انتقاد سالم بپرهیزید بلکه توصیه ایشان به مسئولان این بود که از علنی کردن نزاعهای طبیعی میان مسئولان بپرهیزید نه اینکه یک اقدام کریه و اینچنینی که از سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت صورت می گیرد را همگان نادیده بگیرند و انتقاد نکنند حتی مقام معظم رهبری به رسانه ها و سایتها و وبلاگها سفارش کردن که با بیان صریح و شجاعانه به انتقاد بپردازید امّا به هیچ وجه به کسی توهین نکنید بنابراین نه تنها ایشان نقد علمی و منصفانه را بلا اشکال می دانند بلکه توصیه به نقد صریح و شجاعانه داشتند لذا آقای کواکبیان شک نکنند که رسانه ها در قبال این انحراف آقای هاشمی وظیفه خود را بدرستی و طبق توصیه رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه ای انجام داده اند.

سوم اینکه: همواره حامیان آقای هاشمی و مخالفان دولت گرفتار سیاست یک بام دو هوا بوده اند. در برهه ای از زمان آنها در مقابل هنجارشکنی و توهین فتنه گران به مقدسات و ارزشهای انقلاب و اسلام سکوت می کنند امّا در زمان دیگر طرفدار اخلاق و متانت می شوند و در قبال توهین چند فرد به متهمی چون فائزه هاشمی اینچنین به خروش می آیند که انگار به یکی از مقدسترین ارزشهای اسلامی توهین شده است! اگرچه ما در همان زمان هم اعلام کردیم توهین از جانب هر کسی که صورت گیرد، محکوم است. امّا سیاست یک بام دو هوای این اقایان را شما رصد کنید ببینید در مقاطع حساس همین یکی دو سال اخیر چگونه موضع گرفتند. زمانی که به عاشورای حسینی توهین شد، زمانیکه به عکس حضرت امام(ره) جسارت شد، زمانیکه طرفداران جریان مطرود فتنه در خیابانها علیه نظام، ولایت و ارزشهای انقلاب و اسلام شعار دادند و زمانیکه لیدرهای فتنه با رسانه های بیگانه علیه نظام و کشور مصاحبه کردند، زمانیکه بیانیه های هتاکانه سران فتنه یکی پس از دیگری صادر می شد، آقای کواکبیان و دوستانشان کجا بودند و چقدر احساس وظیفه کردند؟ لذا این نوع تناقضات و سیاست مخصوص همین افراد مدعی است و در اظهارت آقای کواکبیان هم کاملا ملموس است.

شما متن سخنان آقای کواکبیان را مطالعه بکنید تا به میزان صداقت وی پی ببرید. ایشان در ابتدای صحبتهایشان به منتقدین آقای هاشمی اعتراض می کنند که چرا به پیام تسلیت وی به موسوی انتقاد کرده اند، با اینکه چرایی اعتراضات کاملا واضح و همه فهم است امّا اقای کواکبیان برای در مقابل رهبری قرار دادن معترضین به هاشمی و افراطی خواندن آنها عبارتی از مقام معظم رهبری را ایراد می کنند امّا خود آقای کواکبیان چند دقیقه بعد درس اخلاقشان را فراموش می کند و بارها رئیس جمهور را مورد خطاب قرار می دهند و از وی گلایه می کنند! لذا اینگونه رفتارها و توجیهات مردم را متحیر می کند که دم خروس را باور کنند یا قسم حضرت عباس(ع) این آقایان را؟!

چهارم اینکه کسی به آقای هاشمی انتقاد نکرد که چرا برای درگذشت مرحوم میر اسماعیل موسوی پیام داده است اگرچه همین هم جای بحث و تعجب دارد زیرا آقای میراسماعیل موسوی یکی از شخصیتهای بسیار تاثیرگذار در انقلاب نبوده اند امّا با این حال اگر هاشمی صرفا فوت میر اسماعیل موسوی را به خانواده وی تسلیت می گفت اشکالی نداشت امّا اینکه آقای هاشمی به کسی تسلیت می گوید و آنرا خدوم معرفی می کند که از سران فتنه است و مورد نفرت عموم مردم و نخبگان نظام می باشد. سئوال رسانه ها این است که موسوی نسبت به چه کسانی خدوم بوده است آیا جز به آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی و منافقین خدمت کرده است؟

پنجم اینکه اقای کواکبیان در قیاسی مع الفارق بین پیام هاشمی به موسوی فتنه گر و پیام تسلیت مقام معظم رهبری به یدالله سحابی مقایسه کرده است! در حالیکه شخصیت یدالله سحابی به کلی با موسوی متفاوت است. آقای یدالله سحابی اگرچه اعتقادات خاصی برای خودشان داشته اند امّا به هیچ وجه از سران فتنه و براندازان نظام نبوده است و دیگر اینکه مقام معظم رهبری در آن پیام از فرزند یدالله سحابی تجلیل نکردند و آنرا خدوم معرفی نکردند بلکه صرفا از شخص یدالله سحابی سخن به میان آوردند لذا آقای هاشمی هم اگر غرض خاصی نداشتند و تصمیم داشت بخاطر درگذشت پدر موسوی پیام بدهد، صرفا از خود مرحوم میر اسماعیل موسوی صحبت به میان می آورد نه از یک خائن به ملت تجلیل کند لذا در اینجا اگر بخواهیم مقایسه کنیم باید میرحسین موسوی را با مسعود رجوی مقایسه کرد آیا اگر پدر مسعود رجوی بعنوان مثال بمیرد، مقام معظم رهبری به وی تسلیت می گویند و فرزندانشان را خدوم می شمارند؟! میر حسین موسوی نیز همچون مسعود رجوی دستش به خون ملت آغشته است چگونه می تواند خادم ملت باشد؟!

ششم: یکی از ادعاهای کذب آقای کواکبیان در اظهاراتشان این است که ایشان گفته اند" زمانی که رهبری انقلاب پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت یدالله سحابی دادند، باز هم عده ای از افراطیون اعتراض کردند"، در حالیکه در هیچ برهه ای نیروهای انقلاب و اصولگرایان به پیام های تسلیت و حکیمانه مقام معظم رهبری چه در قبال فوت منتظری و چه درباره درگذشت یدالله سحابی و غیره، هیچ گونه اعتراضی نکرده اند زیرا کسی که ولایت را قبول داشته باشد، مصلحت را در اطاعت از تصمیمات ولی امر خود می داند و این دروغ آقای کواکبیان به قولی وسط دعوا نرخ تعیین کردن است و اگر ایشان موردی را سراغ دارند اعلام کنند.


هفتم: البته جای خوشحالی دارد که این پیام تسلیت اردوگاه افراد را کاملا مشخص کرد. کسانیکه پیام تسلیت به موسوی دادند وقتی کنار هم قرار گیرند، خود گویایی بسیاری از مسائل است. آقای هاشمی رفسنجانی، مولوی عبدالحمید، یوسف صانعی، بیات زنجانی، سید حسن خمینی و ...، البته هنوز گزارشی از پیام اوباما و نتانیاهو بدست ما نرسیده است که آنها نیز به فرزند خدومشان تسلیت بگویند لذا این افراد وقتی که کنار هم قرار گیرند جایگاه و موقعیت آقای هاشمی کاملا مشخص می شود و تائیدی است بر صحبتهای گذشته ما و سایر دوستانمان که می گفتیم آقای هاشمی پدر اصلاحات است و به قول آقای دکتر الهام ایشان در راس فتنه می باشد.

در ادامه متن سخنان آقای کواکبیان در این باره آورده می شود:

یکی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس، اعتراض به پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی به مناسبت درگذشت پدر موسوی را با پیام تسلیت رهبرانقلاب به مناسبت درگذشت یدالله سحابی مقایسه کرد.​

مصطفی کواکبیان در نطق امروز خود با بیان اینکه انسجام سه قوه و دستیابی به اهداف سند چشم انداز و قوانین مصوب پیش زمینه تحقق «جهاد اقتصادی» است، افزود: در سالی که مقام معظم رهبری تمامی مسئولان و روسای قوا را به پرهیز از مسائل حاشیه​ای توصیه کرده​اند، چرا به بهانه صدور یک پیام تسلیت، روزنامه منتسب به دولت علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، جار و جنجال به راه می​اندازد؟

وی یادآور شد: زمانی که رهبری انقلاب پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت یدالله سحابی دادند، باز هم عده​ای از افراطیون اعتراض کردند.

کواکبیان با اشاره به اظهارات اخیر حیدر مصلحی در خصوص ارائه پرونده اقدامات قانون‌ شکنانه برخی افراد به دستگاه قضایی، از وزیر اطلاعات تشکر کرد که پرونده عناصر خود سر را به دستگاه قضایی ارسال کرده است تا اینگونه افراد جرات نکنند به ادامه این رفتارها بپردازند و همانند سال گذشته مراسم ارتحال امام خمینی (ره)، را مخدوش نکنند.

وی در ادامه از هیات رئیسه مجلس خواست تا گزارشی از نحوه اجرای قانون هدفمند کردن یارانه​ها بدهند تا مشخص شود که قانون چقدر در روابط اقتصادی کشور حاکم است.

نماینده سمنان سپس احمدی​نژاد را مخاطب قرار داد و گفت: آقای رئیس​جمهور صدای فریاد روستاییان را می​شنوید که از نرخ بالای گاز بهای خود اعتراض دارند؟ من متذکر اتهامات شما به مجلس نیستم که مجلس رئیس و هیات رئیسه دارد. اما در سال جهاد اقتصادی، مجلس می​تواند تخلفات اقتصادی دولت را بیشتر در انجام وظایف نظارتی خود بررسی کند.

به گفته وی، اگر حجم دولت کوچک و اصل 44 اجرایی شود، اساسی ترین مجاهده اقتصادی شکل گرفته است. همچنین اگر جهاد اقتصادی واقعی را بخواهیم پیگیری کنیم، باید سال به سال از وابستگی درآمدهای دولت به فروش نفت بکاهیم تا نهایتا این وابستگی صفر شود.

کواکبیان در ادامه نطق خود به مسائل منطقه نیز اشاره کرد و گفت: همانطور که رهبر فرمودند این انقلاب​های منطقه می​تواند برآمده از انقلاب ما باشد. اما انفعال وزارت خارجه در یمن و الجزایر و لیبی و مصر و تونس قابل بخشودنی نیست.

در حالیکه وقت کواکبیان تمام شده بود او به جای اشاره به مسائل حوزه انتخابیه​اش، یک دو بیتی از ابوسعید ابوالخیر خواند و گفت: ای آن که به ملک خویش پاینده تویی، در ظلمت شب، صبح نماینده تویی، کار من بیچاره قوی بسته شده. بگشای خدایا که گشاینده تویی.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 اگر می توانی یک تماس بگیر
آقای هاشمی ، اکنون موقع عمل است !!!

بجا نیست که به خصوص از آقای رفسنجانی انتظار داشته باشیم از رایزنی ها و نفوذ کلام خود در پادشاه عربستان استفاده کرده و مانع قتل عام بیشتر مردم بی دفاع بحرین گردیده و ...

پس از انتشار مقاله ای در شبکه اینترنت با عنوان " آقای هاشمی ، سکوت بس است !!! " ، در اعتراض به سکوت آقای هاشمی رفسنجانی در برابر جنایت های سران دست نشانده غرب در کشورهای لیبی ، یمن ، مصر .... و به خصوص قتل عام مسلمانان مظلوم و بی دفاع بحرین ، بالاخره ایشان پس از گذشت چند هفته از وقوع این فجایع، روز یکشنبه 21/1/1390 لب به سخن گشود و این جنایات را محکوم نمود . اما اکنون ....

.... اما اکنون موقع آن است که دیگر دست روی دست نگذاشته ، به وظیفه انسانی خود عمل کرده و در چنین موقعیت حساس و بحرانی ، از نفوذ و وجهه خود نزد پادشاه عربستان استفاده نموده و با رایزنی های خود با ملک عبدالله و دربار سعودی ، اقدامی جدی و عملی را به منظور جلوگیری از کشتار بیشتر مردم مظلوم بحرین انجام دهد ، که در غیر این صورت ، پاسخی در برابر وجدان های بیدار نداشته و گناه و ظلم بزرگی مرتکب شده است.

آنچه در زیر می آید اصل مقاله فوق الذکر است که در روز شنبه 20/1/1390 بر روی سایت ها قرار گرفته بود :

همزمان با قیام های مردمی در کشورهای منطقه ، ملت بحرین نیز بپا خواسته و خواهان قطع سلطه آمریکا و حاکمیت اسلام در سرزمین خود هستند ، ولی حاکمان وابسته ، از خیزش مردم خود به هراس افتاده و در برابر تظاهرات مسالمت آمیز بحرینی ها متوسل به قوه قهریه گشته و با دستور آمریکایی ها برای سرکوب مردم، از عربستان و امارات نیروی نظامی وارد کرده اند . آنچه امروز در سکوت خبری رسانه های استکبار، در صحنه بحرین روی می دهد ، حمام خونی است که رژیم آل خلیفه با همکاری آل سعود راه انداخته و گلوله های سربازان سعودی بر پیکر ملت مظلوم بحرین باریدن گرفته است. آنها همانند سربازان رژیم صهیونیستی ، به زن و مرد و کودک و جوان رحم نکرده و با ایجاد جو ارعاب و وحشیگری ، مردم مظلوم و بی دفاع را تحت شدیدترین فشارها قرار داده اند و آل سعود که خود را خادم حرمین شریفین و مدافع مسلمانان می داند، بدین گونه دستان خود را به خون مسلمانان آغشته نموده است.

در این میان ، فریاد تظلم خواهی و یاللمسلمین مردم بحرین بلند است و ملت شریف ایران، به ویژه علما و مراجع عظام واکنش نشان داده ، به وسط میدان آمده و به هر طریق ممکن فریاد اعتراض خود را نسبت به سفاکی های آل خلیفه و آل سعود سرداده اند. ولی با کمال تاسف ، تنها کسانی که مهر سکوت بر دهان زده و گویا صدای مظلوم را نمی شنوند ، فتنه گران ، ساکتین و حامیان آنها هستند. یاللعجب! برخی ها به مناسبت درگذشت پدر سالخورده یکی از سران فتنه ، متالم گشته ، دست به قلم برده و پیام تسلیت صادر می کنند و در ضمن آن میرحسین موسوی را " فرزند خدوم " معرفی کرده و به این گونه وی را مورد لطف و تایید قرار می دهند. و چه کسیست که نداند، سران فتنه ، در غائله 88 چه خدماتی به جبهه کفر و استکبار جهانی نکرده و چه خیانت هایی که به نظام اسلامی، امام و خون شهدا ننموده اند ، که از قضا مورد لطف و تمجید سران اسراییل نیز واقع گشتند. و در مقابل، ایشان در قبال کشتار بیرحمانه شیعیان در بحرین سکوت پیشه می کنند. کاش جناب هاشمی رفسنجانی که فتنه گران را چنین مورد نوازش قرار می دهد ، لااقل نامه ای هم خطاب به سران عربستان می نگاشت و آنان را از ادامه جنایات و سفاکی های خود در بحرین باز می داشت ، همان گونه که بزرگان حوزه و از جمله حضرت آیت الله صافی گلپایگانی از روی احساس تکلیف، نامه عتاب آمیزی به ملک عبدالله نوشت و از وی خواست دست از خونریزی برداشته و نظامیان خود را از بحرین بیرون بکشد .

همگان نیک می دانند که از دیرباز رابطه هاشمی با پادشاه عربستان حسنه بوده و خانواده هاشمی در هر سفری که به عربستان داشته همواره مورد استقبال خاندان آل سعود قرار می گرفته اند. از سویی دیگر ملک عبدالله رابطه خوبی با اصلاح طلبان داشته و حافظه تاریخی ملت ایران ، هیچ گاه الطاف و کمک های مادی عربستان به محمد خاتمی در آستانه انتخابات 88 را فراموش نمی کند، همان دلارهایی که خرج برپایی آتش فتنه پس از انتخابات گردید.

لذا بیجا نیست که به خصوص از آقای رفسنجانی انتظار داشته باشیم از رایزنی ها و نفوذ کلام خود در پادشاه عربستان استفاده کرده و مانع قتل عام بیشتر مردم بی دفاع بحرین گردیده و نگذارد در اذهان چنین تداعی گردد که همان گونه که وی موسوی خائن به کشور را فرزند برومند و خدوم نامید ، نکند خدای ناکرده ملک عبدالله خائن به اسلام و قاتل مسلمانان بحرین را هم خدمتگزار مسلمین و خادم الحرمین می داند که چنین نظاره گر جنایات آنان است؟؟

بر هر فرد آگاه و بصیری ، روشن و آشکار است که " خادم الحرمین " برای حکام سعودی لقبی بی مسما بوده زیرا که در کارنامه آل سعود و وهابیت ، چیزی جز وابستگی به استکبار یافت نمی شود، همان گونه که در کارنامه سران فتنه نیز جز خیانت و وطن فروشی نیست و اینها هر دو از یک آبشخور سیراب گشته و از یک سنخ و قماشند و وجه مشترکشان ، تنها نوکری برای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. (افق سبز)

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 اين كلاهبردار 1200 ميليارد توماني كيست؟!
 

چند روز پس از افشاي نام و سوابق يك بدهكار بزرگ شبكه بانكي كشور، همچنان سكوت در قبال اين خبر ادامه دارد و بخش هاي مربوطه اجرايي كه وظيفه شفاف سازي و اطلاع رساني را دارند، ترجيح داده اند درباره اين خبر، سكوت كنند.

 

"عماریون"- هفته نامه «9 دي» اخيرا در خبري اعلام كرد يك بدهكار بزرگ به شبكه بانكي كشور كه اين نشريه رقم بدهي او را 1200ميليارد تومان عنوان كرده بود، صاحب 30درصد سهام بانك گردشگري (بانك تازه تاسيس متعلق به نزديكان مشايي) و 34 درصد از سهام بانك سامان است.
بنابر اين گزارش، «تنها دارايي اين فرد در سالهاي گذشته يك سوله بوده كه به عنوان انبار و كارهاي كوچك صنعتي استفاده مي كرده است. وي به تدريج از طريق ارتباط هاي مختلف دولتي به ثروت كلاني دست پيدا مي كند، به طوري كه گفته مي شود جزو 10سرمايه دار برتر كشور است. وي با هماهنگي بقايي توانسته است تا پوشش خطوط هواپيمايي (آتا) را بگيرد. وي در كارخانه هاي فولاد نيز سهام دارد.» در عين حال، نهادهايي مانند بانك مركزي و يا بانكهاي گردشگري و سامان كه در اين خبر از آنها نام برده شده بود، تاكنون، علي رغم بازتاب وسيع خبر، واكنشي نشان نداده اند.
پايگاه خبري «رجانيوز» در واكنش به خبر «9دي» نوشت: بخش هاي مرتبط بايد پاسخگو باشند كه چرا در حالي كه دولت بارها به ويژه در يك سال اخير بر برنامه ريزي براي وصول مطالبات معوق بانكها تاكيد كرده و جلسات متعددي از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي نيز به همين موضوع اختصاص داده شده، فردي مي تواند در عين اينكه يكي از بزرگترين بدهكاران به شبكه بانكي كشور و در واقع بيت المال است، دارنده بيش از 30درصد سهام دو بانك خصوصي نيز باشد. اين در حالي است كه رئيس جمهور سال 85 در دولت نهم در جريان يكي از سفرهاي استاني خود از دو نفر ياد كرد كه براي پرداخت بدهي ميلياردي خود، از بانكهاي ديگر وام هاي سنگين گرفته بودند و همين نمونه تا ماهها به عنوان يكي از نشانه هاي جديت دولت در برخورد با بدهكاران كلان يا همان كلاهبرداران شبكه بانكي مطرح بود.
جالب اينكه، برخي رسانه ها خاطرنشان كرده اند فردي كه خودروي قديمي پژو 504 رئيس جمهور را در جريان مزايده سال گذشته خريداري كرد، همين بدهكار بانكي و صاحب سهام دو بانك خصوصي بوده است.
اين خودرو در مزايده سازمان بهزيستي پس از هفته ها به فروش رسيد و در حالي كه در روزهاي اول گفته مي شد انتظار مي رود با توجه به محبوبيت احمدي نژاد در منطقه و كشورهاي حاشيه خليج فارس، يك خريدار خارجي از اين كشورها براي خريد خودرو اقدام كند، در نهايت اعلام شد كه يك ايراني كه خواسته نامش فاش نشود، آن را به رقم دو ميليارد و500 ميليون تومان خريده است.
در جلسه مزايده خودرو، فردي كه خود را به خبرنگاران محمود ايساري وكيل شركت خريدار خودرو معرفي كرد، گفت كه «موكلش» براي اين كار علاقه «شخصي» به احمدي نژاد و همچنين روحيه استكبارستيزي و صهيونيستي ستيزي وي را درنظر داشته است.
با اين حال، اعلام نشد چه كسي يا چه شركتي اين خودرو را خريده است و اگر اين شخص يا شركت داراي چنين روحيه استكبارستيزي است آيا محل بهتري براي هزينه پولش واقعا نمي توانسته پيدا بكند، آيا مي توان باور كرد پول حلالي كه با زحمت فرد يا افرادي به دست آمده باشد به همين راحتي صرف خريدي شود كه هيچ عايدي براي خريدارش نداشته باشد.
گفته مي شود بحث خريد اين خودرو يك موضوع حاشيه اي براي ايجاد حاشيه امن در بازپرداخت نكردن بدهي كلان بانكي بدون اطلاع رئيس جمهور و با طراحي برخي افراد مشكوك و نفوذي بوده است.
در حالي كه رئيس جمهور محترم بر ريشه كني ربا و اصلاح نظام بانكي در سال 1390 تاكيد ورزيده است و اين اقدام در صورت انجام به موفقيت بزرگي در كنار موفقيت طرح هدفمندي يارانه ها تبديل خواهد شد، انتظار مي رود مسئولان محترم و مربوطه دولت، در قبال خبر ياد شده سكوت نكنند و با پيگيري ماجرا و سپردن مفسد اقتصادي مورد اشاره به دست عدالت، از توهم پراكني دشمنان نسبت به سلامت اقتصادي دولت جلوگيري كنند.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 گفت‌وگوي فارس با رحيم مشايي درباره فيلم منتسب به وي
به گزارش خبرنگار اجتماعي خبرگزاري فارس، چند روزي است كه فيلمي از اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و معاون رئيس‌جمهوري در برخي از سايت‌هاي اينترنتي منتشر و با واكنش‌هاي متفاوتي از سوي مسئولان كشور مواجه شده است، در اين فيلم رحيم مشايي در مجلسي نشان داده مي شود كه زنان ترك در آن مشغول رقص هستند.
زمان اين فيلم يك ساعت و 5 دقيقه و 26 ثانيه است . يك دقيقه و 40 ثانيه پس از آغاز مراسم در اين فيلم‌ رقص زنان آغاز مي‌شود و تا 13 دقيقه و 30 ثانيه، سه رقص جداگانه برگزار مي‌شود كه بر اساس فيلم موجود، در تمام اين صحنه‌ها رحيم مشايي نيز حضور دارد.
يكي از مقامات دولتي كه حاضر نشد نامش فاش شود‌ در تماس با خبرگزاري فارس، اين فيلم را مونتاژ شده اعلام كرد، از طرفي برخي از نمايندگان مجلس به خصوص اعضاي كميسيون فرهنگي از جمله سعيد ابوطالب و عماد افروغ، رفتار رحيم مشايي در اين مراسم را محكوم كرده و فيلم منتشر شده به گفته ابوطالب كه زماني مستند‌ساز بوده است، اصل و غيرمونتاژ است.
عليرضا سجادپور، معاون سابق مشايي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز اجراي رقص در مراسم را تأييد كرده و به اعتراض مشايي به اين حركت اشاره مي‌كند.
اسفنديار رحيم مشايي در همين راستا روز گذشته از عماد افروغ و سعيد ابوطالب به مراجع قضايي شكايت كرده است. سخنگوي دولت نيز گفته است: با شكايت رئيس سازمان،رسيدگي قضايي به اين موضوع صورت مي‌گيرد، چون در مسير و روند رسيدگي قضايي است، راه مناسب اين است كه از مسير قضايي حقايق امر مشخص شود و داوري دقيق اين است كه منتظر داوري يك قوه مستقل كه كارش رسيدگي به امور قضايي است، باشيم.

متن اين گفتگو به شرح ذيل است:

فارس: درباره انتشار ‌فيلم توضيح مي‌دهيد؟

رحيم مشايي: به من تهمت زدند پاي تهمت هم بايد بايستند.

فارس: سجادپور، معاون شما تأييد كرده مجلس رقص بوده است؟

مشايي:مجلس رقص يعني چي؟ در مراسم افتتاحيه يك نمايشگاه، يك برنامه هنري داشتند كه رقص بود كسي اين را منكر نشده، رقص در خيلي جاها اتفاق مي‌افتد براي خيلي‌هاي ديگر هم اتفاق مي‌افتد ما با رقص موافق نيستيم، وقتي هم مي‌رقصند در ادامه حضور نداريم.

فارس: در فيلمي كه منتشر شده شما در زمان رقص، حضور داريد؟

مشايي:من اول آن هستم ولي نمي‌دانستم كه چيه. همان موقع دبير كل سازمان كنفرانس اسلامي هم كنار من نشسته بود، مجلس لهو و لعب خصوصي كه نبود.

فارس: اصرار داريد فيلم مونتاژ است؟

مشايي:نه خير، اين فيلم يك تكه‌اي است كه من هم اول آن هستم و به آن آقاي دبير كل سازمان كنفرانس اسلامي اعتراض كردم و گفتم اين اسلامي نيست، اتفاقاً سجاد‌پور هم به آن در مصاحبه اشاره كرده، من گفتم «NO ISLAMIC»، لازم هم بود در ادامه هم نباشيم، گفته‌اند رايزن فرهنگي به من گفته نروم و من رفتم داخل مجلس، فيلمي كه خودشان پخش كرده‌اند سركنسول من همراهم است، اينها در دادگاه، جواب مي‌دهند، مشكلي نيست.

فارس: فقط از افروغ و ابوطالب شكايت كرده‌ايد؟

مشايي:بله! فعلاً از اين دو فرد است ‌بعداً ‌افراد‌ پشت پرده هستند.

فارس: پشت پرده‌اي‌ها چه كساني هستند؟

مشايي:حالا مي‌آيند روي پرده.

فارس: فكر مي‌كنيد چرا بعد از يك سال از گذشت اين مراسم، اين قضيه مطرح مي‌شود؟

مشايي:اين سوال جواب در خودش است.

فارس: ما جواب را نمي‌دانيم.

مشايي:شما مي‌دانيد ولي از زبان من مي‌خواهيد، كار آن‌ها يك كار كاملاً طراحي شده بود براي تخريب دولت و چون گردشگري خوب درخشيده اينها ناراحت هستند، گفتند با يك تير دو نشان بزنيم هم اين حوزه را كه درخشش دارد خراب كنيم هم از اينجا هم دولت را بزنيم و اينها غوغا‌سالاري كردند و اول گفتند ما حرف‌هاي كارشناسي داريم و ضعف مديريت وجود دارد ولي چون اينها ضعف استدلال داشتند و در بحث كارشناسي بسيار ضعيف هستند، آمدند غوغاسالاري كنند يك فيلمي كه خودشان مي‌گويند كه يك سال روي اينترنت است كه ديگر افشاگري نمي‌خواهد اما اينها مي‌خواستند يك فضاي ناسالمي را درست كنند و برخي از افراد مطلع را هم تحت تأثير قرار دهند و فرصت ندهند تا ما بتوانيم اطلاع‌‌رساني خوبي داشته باشيم، خداوند هم كمك ما مي‌كند.

فارس: مي‌گويند در جلسه كسي در حد سمت شما وجود نداشته است؟

مشايي:اين دروغ است اولاً آن جا چند وزير حضور داشته و بعد دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي هم كه از حد وزير هم بالاتر است كنار من نشسته است، اينها اينقدر دستپاچه بودند و اينقدر در اين كار كم حافظه شده‌اند، چون كار غيرخدايي باشد و از جنس فساد باشد همين است حافظه آدم خراب مي‌شود اينها حداقل نگاه نكردند كسي كه كنار من نشسته، دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي است در آن مراسم ايشان سخنراني كرده اصلاً در تابلو نگاه كنيد نوشته است اين توريسم كشورهاي اسلامي است بعد مي‌گويند جلسه غيررسمي بوده بعد گفتند من رفتم روبان پاره كردم معني‌اش اين است كه او را به عنوان يك مسئول دعوت كردند. پس بله جلسه رسمي است و بنده روبان پاره كردم و همان موقع هم شهردار استانبول كنار من بوده است ما با هم رفتيم و اين افتخار را به ايران دادند كه ايران، روبان را پاره كند و نمايشگاه را افتتاح كند.

فارس: وزراي كدام كشورها حضور داشتند؟

مشايي:يادم نيست ولي دو سه تا از وزرا بودند، براي دادستاني مفصل نوشتم كه اين يكي از بخش‌هاي اجلاس كميته دايمي همكاري‌هاي اقتصادي بازرگاني سازمان كنفرانس اسلامي است، 21 وزير در آن جا شركت داشتند از 51 كشور نماينده داشتند بند 9 آن گردشگري است در همين اجلاس تصويب كردند كه اجلاس وزراي گردشگري كشورهاي اسلامي در آذربايجان برگزار شود كه امسال برگزار شد.

فارس: سجاد‌پور گفته شما اتفاقي به اين نمايشگاه رفتيد؟

مشايي:نه! ايشان اينطور نگفتند و اينطور هم نيست من دعوت شدم من به دعوت وزير فرهنگ تركيه رفتم و مهمان ويژه ايشان بودم و هزينه اقامت بنده هم با ايشان بود ايشان خودش دستش شكسته بود و در آنكارا ماند و ايران هم كه آمد از بنده عذرخواهي كرد كه نتوانسته بود بيايد.

فارس: شكايت را تا كجا پيگيري مي‌كنيد؟

مشايي:تا آخر، تا وقتي كه آقايان بيايند بگويند ما خطا كرديم و اشتباه كرديم و اين طور نبوده و همه ملت بدانند همين غوغا‌سالاري را كه كردند همين را جبران كنند.

فارس: آنها مي‌گويند چيزهايي هست كه تا الآن نگفتند و مي‌خواهند افشا كنند.

مشايي:بيايند بگويند.

ـ چرا در اين مدت سكوت خبري داشتيد؟

چيزي نبوده كه من صحبت كنم توطئه‌اي بوده كه مي‌دانستم و تا اتفاق نيفتاده بود من چه بگويم كسي از من قبول نمي‌كرد الان معلوم شده، دم خروس پيداست.

ـ چه توطئه‌‌اي؟ به افكار عمومي بگوييد.

توطئه تخريب دولت توسط يك گروه پشت پرده طراح و يك گروه معركه‌گردان كم‌ظرفيت.

ـ آنها معتقدند با دولت همراه هستند؟

خيلي‌ها مدعي اصولگرايي هستند.

ـ مگر مي‌شود مجلس مقابل دولت باشد؟

آن‌ها اصلاً مجلس نيستند چند نفر آدم هستند كه هيچ ربطي به مجلس ندارد. اتفاقاً اين جزو توطئه‌اي بود كه اينها مي‌خواستند وانمود كنند كه مجلس در برابر دولت است. اينها توطئه اينهاست ربطي به مجلس ندارد.

ـ شما از دو نماينده مجلس شكايت كرديد؟

من از دو نفر شكايت كردم.

ـ اينها نماينده مجلس هستند؟‌

باشند، هركس كه مي‌خواهند باشند. مهم نيست كه چه كاره هستند. يعني اگر يك نفر از نماينده مجلس شكايت كرده يعني از مجلس شكايت كرده است؟‌

ـ اگر كسي از شما شكايت كند از يك مقام دولتي شكايت كرده؟

از يك نماينده مجلس و يك مقام دولتي شكايت كردي اشكالي ندارد اما اگر از يك مقام دولتي شكايت شد يعني از دولت شكايت شده است؟

ـ از جايگاه حقوقي آن‌ها شكايت نداريد؟

نه‌، نه‌! من چه كار دارم دو نفر آدم هستند كه با غوغا‌سالاري مي‌خواستند يك عده آدم را در مجلس با خودشان هماهنگ كنند كه موفق نشدند.

ـ اما آنها از همين جايگاه حقوقي وارد شدند؟

نه! جايگاه حقوقي روش خاص خودش را دارد اما اين كه نماينده مجلس برود سي دي را بدهد به كسي كه در سايت اينترنتي بگذارد كه كار نماينده مجلس و مجلس نيست چه ربطي به نمايندگان محترم دارد.

ـ اينها به عنوان نماينده اين كار را انجام دادند.

از همه نمايندگان بپرسيد كه آيا مي‌پذيرند يك نماينده مجلس سي‌دي به سايت بدهد براي تخريب يك آدم با دروغ و كلك كدام نماينده مجلس اين را مي‌پذيرد شما يك نماينده مجلس پيدا مي‌كنيد كه اين را تأييد كند.

ـ شما از طرفي مي‌گوييد فيلم مونتاژ نبوده بعد مي‌گوييد اينها دروغ را منتشر كردند؟

بله! دروغشان اين بوده كه از يك مجموعه يك برنامه افتتاحيه فقط رقص را در آوردند و اينكه بنده در اول برنامه بودم را به معناي ماندن تا پايان تلقي كردند بعد اعلام كردند كه بنده رفتم در يك مجلس رقص در تركيه شركت كردم كه اين اصلاً مجلس رقص نبوده بلكه افتتاحيه نمايشگاه كشورهاي اسلامي بوده كه حدود 40 كشور در آن شركت كردند. يك مجلس رسمي بوده با حضور دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي بوده به نمايندگي از اجلاس كميته دائمي وزراي كشورهاي اسلامي برگزار شده است.

ـ از اين 40 كشور فقط 3 وزير حضور داشتند؟

21 وزير در اجلاس حضور داشتند اجلاس 4 روزه بود يكي از مسائلش گردشگري بوده بند نهم از دستور كار آن گردشگري بوده در آنجا بازرگاني و تمام مسايل اقتصادي هم است گردشگري هم در اين اجلاس رسيدگي مي‌شود. اين نمايشگاه برنامه روز چهارم آن اجلاس كميته دايمي است.

ـ در جايي از فيلم شما داريد بعد از رقص تشويق مي‌كنيد؟

من اصلاً نيستم اشتباه مي‌كنيد.

ـ در‌ فيلم هست؟‌

اشتباه مي‌كنيد يك بار ديگر ببينيد.

ـ شما فيلم واقعي را مي‌توانيد در اختيار خبرگزاري قرار دهيد‌؟

اصلش را شما به ما بدهيد. تكه‌اي را كه من ديدم در جلسه حضور دارم وقتي كه رقص بود به دبيركل اعتراض كردم و در ادامه هم در مراسم رقص نبودم. در آنجا 10 بار دست زدم اما نه براي رقص.

ـ اما شما دست زديد پس از رقص؟

نه اگر اين طور است حتماً فيلم مونتاژ است و بايد پيگيري ديگري را انجام دهم.
|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 مروری بر مفسدین در بند و آزاد
 

در این گزارش، نگاهی به تعدادی از پرونده های مطرح فساد اقتصادی شده است.

امیدسلیمی بنی: روز گذشته، دادستان کل کشور از خبرنگاران خواست تا زمانی که پرونده های مفسدین اقتصادی در دادگاه به نتیجه نرسیده، اسامی آنها را منتشر نکنند. غلامحسین محسنی اژه ای که در پاسخ به سئوالی درباره یکی از متهمان منسوب به پرونده فساد مالی شرکت بیمه یا خانه فاطمی، سخن می گفت اظهار داشت همیشه پس از طی مراحل بازرسی و تحقیقات پلیسی و تکمیل پرونده در دادستانی، پرونده های مفسدان اقتصادی برای صدور رای به دادگاه می رود.

در این گزارش، نگاهی به پرونده های فساد مالی چند سال اخیر خصوصا پس از دستور مقام معظم رهبری درباره مبارزه با فساد در سال 80 داریم که اسامی اعلام شده توسط مراجع قضایی صاحب صلاحیت در اختیار عموم قرار گرفته است.

در همین حال، پایگاه "قسط" وابسته به قوه قضائیه، اسامی بیش از 80 مفسد اقتصادی را که مرتکب، ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداری و سایر مفاسد مالی شده بودند را در خروجی خود قرار داد.

لازم به ذکر است بسیاری از این پرونده ها، به مرحله اجرای حکم رسیده و برخی از آنها هنوز زوایای نامکشوف دارند.

نام متهم

اتهام

میزان فساد مالی

سرنوشت پرونده

سایر توضیحات

شهرام جزایری عرب

تبانی در معاملات دولتی، تحصیل اموال نامشروع و پرداخت مکرر رشوه

نامعلوم. وی در یکی از موارد پرونده اش، به مهدی کروبی از کاندیداهای ریاست جمهوری دهم، 300 میلیون تومان پرداخت کرده بود.

دادگاه شهرام جزایری را به 11 سال حبس و پرداخت 145 میلیون دلار محکوم کرد. وی با توجه به فرجامخواهی های متعدد از اتهامات مالی تبرئه شده ولی به دلیل خروج غیر قانونی از کشور و جعل اسناد دولتی فعلا در زندان به سر می برد

مهدی کروبی، الیاس حضرتی، شاهی عربلو و جمعی از نمایندگان مجلس ششم از جمله مشهورترین افرادی بودند که از وی مبالغی دریافت کرده بودند.

عباس‌ تقی‌زاده مشهور به عباس کوتول

قاچاق کالا از فرودگاه پیام کرج تحت پوشش وزارت ارتباطات

12 میلیارد دلار کالا بدون پرداخت گمرک وارد ایران شد

متهم در سال 1385 به حکم مجتمع قضایی امور اقتصادی به 3 سال حبس، 3 سال تبعید، محرومیت از تجارت خارجی و مراجعه به گمرکات و پرداخت 46 میلیارد تومان جریمه محکوم شد.

احمدرضا معتمدی وزیر ارتباطات خبرنگاران را به فرودگاه پیام کرج (تحت پوشش وزارت ارتباطات) برد و با اعلام اینکه فقط 3 هزارم واردات کشور از این فرودگاه انجام می‌شود، میزان قاچاق را رقمی کوچک عنوان کرد.

مدیران شرکت نفتی از جمله سیروس ناصری، عضو هیات مدیره این شرکت و عضو سابق گروه مذاکره کننده هسته‌ای و مهدی هاشمی

اتهام دریافت پرداخت رشوه در قراردادهای نفتی

نامعلوم-خبرگزاری‌ها از پاریس اعلام کردند یکی از مدیران توتال در جریان بازجویی اعتراف کرده است که توتال در سال 1376 برای برنده شدن در مناقصه فازهای 2 و 3 پارس جنوبی مبالغی بین 30 تا 60 میلیون پرداخت کرده است.

مهدی هاشمی رفسنجانی دریافت رشوه از توتال را رد و اعلام کرد علیه مفتریان شکایت خواهد کرد. تعدادی از مدیران کیش اورنیتال به جرم ارتشا محکوم و تعدادی دیگر تبرئه شدند.

هنوز ابعاد مختلف این پرونده نامشکوف مانده است.

اردشیر قاسملو مدیر دانشگاه ‌هاوایی

اخذ پول و برپایی کلاس به نمایندگی از دانشگاه هاوایی و اعطای مدارک دانشگاهی به متقاضیان و کلاهبرداری

نامعلوم- متهم در مراحل ابتدایی پرونده دادگاه تجدید نظر، تبرئه شد.

با اعتراض و پیگیری وزارت علوم، دستگاه قضایی مجدداً متهم را محاکمه و به 2 سال حبس و 10 میلیون تومان جریمه محکوم کرد.

طی ده سال فعالیت دانشگاه هاوایی، تعدادی از مسوولان کشوری از جمله چند مقام قضایی، یک وزیر و تعداد زیادی معاون وزیر و نماینده مجلس از این دانشگاه تقلبی مدرک دریافت و برخی از آنها بر اساس مدرک تقلبی خود از بیت‌المال حقوق دریافت می‌کردند.

محمد آزادی -
جعفر خاتمی
عبدالحسین حسنی جیردهی
غلامعلی حسنی جیردهی
مهدی سپهر نژاد
مهرداد حاجی میر عرب
حمید رضا جهانیان
مدیر عامل وقت شرکت پتروپارس
مسعود شوقی سرخوش
کارشناس ارزی وقت بانک توسعه صادرات ایران
عبدالحق حسنی
غلامحسین بیات
اردشیر فرد
اردلان فرد
مسعود خواجه امیری
رئیس وقت بانک توسعه صادرات ایران شعبه میرداماد

کلاهبرداری از دو بانک صنعت و معدن و توسعه صادرات ایران

هفده میلیون دلار آمریکا نزدیک به 18 میلیارد تومان

تمام محکومین به رد مال، جریمه، زندان، شلاق محکوم شدند و در حال تحمل کیفر هستند

سایت قسط اسامی این محکومان را منتشر کرد.

علی دهداری
محمدحسین شهیم
از مدیران بانک ملی

اختلاس و ارتشاء

بیش از 150 میلیون تومان

محکومان به حبس، جزای نقدی، رد مال و شلاق و انفصال از خدمات دولت محکوم شدند

محکومان در حال تحمل کیفر هستند.

قاسم خاکی و اسماعیل احمد زمردی

متهمان با اغفال و تطمیع تعدادی از کارمندان بانک و پرداخت رشوه به آنان اقدام به قاچاق ارز می‌نمودند.

از این شبکه جمعاً 600 هزار دلار ارز و تعداد زیادی اظهارنامه‌های جعلی فاقد منشاء خارجی به میزان 000/371/13 دلار و 000/882/14 مارک کشف گردید

متهمان توسط وزارت اطلاعات شناسایی و در دادگاه به جرایم خود اعتراف کردند و به رد مال، جریمه، زندان، شلاق و انفصال از خدمات دولتی محکوم شدند

برخی محکومان در حال تحمل کیفر هستند

مهرداد قطان رهبر باند قاچاق

قاچاق کالا تحت پوشش ترانزیت به ارزش تقریبی یکصد و یازده میلیارد ریال

متهم پس از دستگیری باند 16 نفره قاچاق کالا در آذرماه 83 به رهبری قاسم ممتاز، شبکه دیگری شامل 23 نفر تشکیل داده بود و به این کار ادامه می داد.

متهمان توسط شعبه 38 دادگاه انقلاب اسلامی مستقر در مجتمع قضایی امور اقتصادی محاکمه و محکوم به زندان، جریمه، رد مال و شلاق شدند

برخی از متهمان در حال تحمل کیفر هستند.

پیمان محبی (مشترک با پرونده بالایی)

قاچاق کالا تحت پوشش ترانزیت به ارزش تقریبی 13 میلیارد تومان

(پرونده بالا)

(پرونده بالا)

(پرونده بالا)

علی مشهدی اسماعیل (مشترک با پرونده بالایی)

قاچاق کالا تحت پوشش ترانزیت به ارزش تقریبی 14 و نیم میلیارد تومان

(پرونده بالا)

(پرونده بالا)

(پرونده بالا)

قاسم ممتاز

قاچاق کالا تحت پوشش ترانزیت به ارزش تقریبی 25 و نیم میلیارد تومان

(پرونده بالا)

(پرونده بالا)

(پرونده بالا)

مهرداد صفری

تحصیل مال از طریق نا مشروع
با تشکیل شرکت های صوری و با استفاده از فاکتورها و اسناد غیر واقعی به صورت غیر قانونی

 

نزدیک به 155 میلیارد تومان

یازده ماه حبس تعزیری و رد مال از سوی شعبه 69 دادگاه تجدید نظر استان تهران

متهم کیفر قانونی خود را در زندان گذراند.

رضا یاوری رامشه

غلامرضا شاه

کاظم علی اورنگی

کلاهبرداری باثبت شرکت های صوری وغیرفعال و باا ستفاده ازشناسنامه های جعلی وهویت های غیرواقعی اقدام به اخذ تسهیلات بانکی
درمعرض خرید و فروش قراردادن امتیاز( محصولات پتروشیمی )وپرداخت رشوه

560 میلیون تومان

حبس، شلاق، جریمه، رد مال، انفصال از خدمت

کیفرهای قانونی درباره محکومان اجرا شد.

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 روحانی سلطنت طلب در کنفرانس های ایران چه می کند؟ + تصاویر
 

اخیرا موضع‌گیری یکی از روحانیون شیعه بحرینی در حمایت از حکومت سلطنتی آل خلیفه و انتقاد وی از جنبش اعتراضی مردم بحرین ، مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.

به گزارش جهان به نقل از مرکز خبر حوزه ، شیخ محسن آل عصفور در این موضعگیری که با آب و تاب در رسانه های وابسته به عربستان و پایگاه های ضد شیعی منتشر شد ، ضمن هجوم به رهبران مخالف بحرینی که چیزی جز حقوق از دست رفته شان را مطالبه نمی کنند، از خاندان آل خلیفه نیز حمایت کرد!

نکته قابل توجه آن‌که این فرد که سابقه تحصیل در قم را داراست ، از قضات بحرینی به شمار می رود و حتی منزل مسکونی خود در قم را نیز حفظ کرده است و دائما در تردد با ایران می باشد که هیچ اشکالی بر آن وارد نیست، اما سوال این است که چنین فردی بر اساس چه توجیهی نه تنها یک یا دوبار بلکه بارها به نشست ها و همایش های متعدد در داخل کشور دعوت می شود؟! در حالی که بسیاری از اندیشمندان و فضلای بحرینی و سایر کشورها از فرصت حضور در این همایش ها و طرح اندیشه های ناب محروم می مانند!

البته شاید حسن ظن بیش از اندازه و موارد اینچنینی از عوامل این اشتباه باشد، اما به نظر می رسد فقدان شخصیت شناسی دقیق در خصوص شخصیت های بین المللی و عدم بانک اطلاعاتی مناسب و در اختیار ، از آفاتی است که بسیاری از نهادهای درگیر با امور بین الملل با آن دست و پنجه نرم می کنند؛ زیرا یا بسیاری از این مراکز ، فاقد بانک اطلاعاتی جامع و فراگیر در این مورد هستند و یا آنهایی که گام هایی در این زمینه برداشته اند ، مراقبت های عجیب و غریبی به عمل می آورند تا دیگران به این بانک دسترسی نداشته باشند!

چند روز پیش یکی از خبرگزاری های دینی در سرویس بین الملل خود مصاحبه ای با همین آقای آل عصفور منتشر کرده بود که البته ایشان در این مصاحبه به اصطلاح بند را به آب نداده بود، اما فی الواقع انجام مصاحبه با این فرد و انتشار آن ، از عوامل همین مورد اخیر که اشاره شد به شمار می رود زیرا به فاصله کوتاهی و احتمالا آگاهی مسئولان آن خبرگزاری از مواضع حقیقی این آقا خبر از سایت خبرگزاری حذف شد و هم اکنون هیچ اثری از آن مصاحبه در سایت مورد نظر نیست.

کوتاه سخن آن‌که مراکز فعال در عرصه بین الملل باید از متانت،بینش و بصیرت بیشتری در این عرصه مهم و حساس برخوردار شوند و نهادهای معتبر و رسمی بین المللی نیز طی فرایند تعریف شده ای به آموزش و ارتقای سطح مرازک و نهادهای مرتبط بپردازند.

آنچه در پی می آید، تنها بخشی از تصاویر مربوط به خوش خدمتی آقای محسن آل عصفور به حکومت سفاک بحرین از یکسو و حضور وی در نشست های داخل کشور از سوی دیگر است.





|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 دختری که مخفیانه باشاه اردن ازدواج کرد+عکس
 

همشهری دیپلماتیک نوشت:هند الحریری، خواهر 'سعدالدین الحریری' نخست وزیر سابق لبنان، بطور مخفیانه با عبدالله دوم، شاه اردن ازدواج کرد و هووی رانیا شد اما سپس عاشق محافظ خودش شد و به فرانسه گریخت و پس ارتداد، با معشوق خود ازدواج کرد.

 هند الحریری که پس از "آلبرت فون تورن" دومین میلیاردر جوان دنیا و جوان ترین زن میلیاردر در دنیاست، پس از ازدواج مخفیانه و اجباری با شاه اردن، با محافظ خود به پاریس گریخته و با وی ازدواج کرده است.



به نوشته همشهری دیپلماتیک، سعد حریری، برادر هند، بشدت با ازدواج خواهرش با محافظ شخصی‌اش مخالف بود زیرا او پیش‌تر بصورت محرمانه به عقد و ازدواج ملک عبدالله پادشاه اردن درآمده بود.

این گزارش می افزاید: این موضوع سبب شده است تا وی همراه مرد مورد علاقه‌اش که انس نام داشته به فرانسه بگریزد و همزمان با انجام مراسم تغییر دین از اسلام به مسیحیت در کلیسا مجوز طلاق از شاه اردن و ازدواج با محافظش را به دست آورد.

گفته می شود، هند از مواضع سیاسی متعادل تری نسبت به برادر تندرو خود برخوردار است که از حامیان آمریکا و عربستان سعودی در لبنان به شمار می رود.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 چرا خبرنگاران در 20:30 نمی‌مانند؟
 

با توجه به کمبود شدید برنامه 20:30 در پتانسیل خبرنگاری و اینکه تمام اخبار این مجموعه از سوی تحریریه باشگاه خبرنگاران تهیه می‌شود، می‌توان گفت بنا ندارد خواب و خیالی خوش به خود ببیند و با ادامه اینچنین حاشیه‌هایی در حال دست و پنجه نرم کردن با چالش‌های به وجود آمده از سوی نیرو‌های اطراف خود است. 

20:30 از جمله بخش‌های خبری است که به سبب متلک‌گویی‌های بدون ترس به مسئولان و ورود به مسائل سیاسی و موضع گیری‌های خاص خود و البته نگاه خاص به حاشیه‌های اخبار و یا برنامه‌ها، در چند سال اخیر مورد توجه عموم قرار گرفت و در بسیاری از مواقع نیز مورد انتقاد کار‌شناسان عرصه خبر.

به گزارش «فردا»، این بخش خبری در طول انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و بعد از آن، رویه‌ای را در پیش گرفت که شاید باعث دلخوری عده‌ای از مردم شد اما گروهی دیگر، به حمایت از این برنامه برخاسته و به شدت از رویکرد آن حمایت کردند.

20:30 که در طول فعالیت خود از مجریان جوان با قدرت گویندگی خاص استفاده می‌کرد، روزهای پر تنشی را پشت سر می‌گذارد. روزهایی که نه تنها خبرنگاران خود را از دست می‌دهد، بلکه باقی مانده‌ها نیز به سبب گفته‌های ناشایست خود مورد شماتت دیگر رسانه‌ها قرار می‌گیرند. در همین رابطه می‌توان به حضور زهرا رکوعی یکی از گویندگان 20:30 در برنامه ویژه نوروز شبکه سه اشاره کرد. او در خلال این برنامه گفت: «هیچ نقشی در سیاستگذاری‌های سیما و بخش خبری ندارم! این را گفتم که مردم عزیزمان بدانند و از همین جا هم از آنها عذرخواهی می‌کنم. اگر خبری خواندم که از آن ناراحت شدند، بدانند سیاستگذاری در اختیار ما نیست».

سخنان رکوعی سایت مشرق را بر آن داشت که در قالب مطلبی انتقادی یادآور شود که دخالت نداشتن گویندگان در سیاستگذاری خبر، امر عجیب و غریب و جدیدی نیست، اما تاکنون حتی گویندگانی که از پیش از انقلاب اسلامی در این حرفه مشغول به کار بوده‌اند چنین ادعایی را مطرح نکرده بودند. حتی شنیده شده رکوعی پیش از این نیز گاهی خود را در قامت یک سیاستگذار دیده و به قیمت مجادله با برخی مدیران بخش خبر کوشیده بود خودش مشخص کند چه خبری را باید بخواند و چه خبری را نباید!

کامران نجف‌زاده خبرنگار دیگر 20:30 است که حدود شش ماه پیش به عنوان خبرنگار اعزامی به فرانسه برگزیده شد تا کار خود را در پایتخت این کشور ادامه دهد. ارائه گزارشات نجف‌زاده چندی بیشتر به طول نینجامید که با دستور مستقیم سارکوزی - به دلیل دخالت و تندروی در گزارشات مربوط به دولت فرانسه - اخراج و دوباره به ایران بازگشت.

گفته می‌شود خانم دیگری از گویندگان خبر 20:30 نیز پس از هزینه‌های فراوانی که سازمان صداوسیما برای او برای برعهده گرفتن گویندگی بخش‌های خبری انجام داده، پس از برخی حواشی، کار را‌‌ رها کرده و به لندن رفته است. فهیمه کوه خضری مجری دیگری بود که پس از سال‌ها گویندگی، از حضور در جلوی دوربین‌های صدا‌و‌سیما رخت بر بست و بر صندلی ریاست تکیه زد. او که تهیه گزارش‌های روزانه مجلس را بر عهده داشت، با حکم گروسی مدیرکل پارلمانی سازمان صدا و سیما به عنوان «مدیر اطلاع‌رسانی و هماهنگی امور مجلس سازمان صداوسیما» منصوب شد.

محمدحسین رنجبران نیز کسی بود که روابط عمومی وزارت رفاه را به گویندگی ترجیح داد و به میدان ونک رفت، اما چند ماهی هم طول نکشید که وی به صدا‌و‌سیما بازگشت، اما نه به عنوان گوینده خبر که به عنوان مجری برنامه «دیروز، امروز، فردا». از خبرنگاران باقی حمید امامی مانده بود و ایمان مرآتی که اولی به مالزی و مرکز خبری در کوالالامپور و دومی نیز در حال گذراندن دوره‌های خاص برای اعزام به یکی دیگر از کشورهای خارجی است.

با توجه به کمبود شدید 20:30 در پتانسیل خبرنگاری و اینکه تمام اخبار این مجموعه از سوی تحریریه باشگاه خبرنگاران تهیه می‌شود، می‌توان گفت بنا ندارد خواب و خیالی خوش به خود ببیند و با ادامه اینچنین حاشیه‌هایی در حال دست و پنجه نرم کردن با چالش‌های به وجود آمده از سوی نیرو‌های اطراف خود است.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 مبارک در حین بازجویی سکته کرد
 

حسنی مبارک هنگام بازجویی در خصوص تیراندازی به تظاهرکنندگان در جریان انقلاب مصر و فساد مالی دچار حمله‌ی قلبی شده و به بیمارستان بین‌المللی شرم الشیخ منتقل شد.


به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، شبکه الجزیره در گزارشی اعلام کرد: حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر به علت نامساعد شدن وضعیت جسمانی‌اش در جریان انجام بازجویی به بیمارستان منتقل شد. گفته شده تحقیقات از وی ادامه خواهد داشت.

تلویزیون دولتی مصر به نقل از مسئولین بیمارستان گزارش داد که مبارک از خوردن غذا و نوشیدن آب خودداری کرده است. این در حالی است که تحقیقات از علاء و جمال دو پسر مبارک در شهر الطور در مرکز استان سینا‌ی جنوبی ادامه دارد. مدیر شبکه الجزیره در قاهره بیان کرد: ‌نیروهای امنیتی بیمارستانی را که مبارک به آنجا منتقل شده تحت محاصره درآورده‌اند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی اعلام کرد: عده‌ای از معترضان به حضور مبارک در بیارستان شرم الشیخ در بیرون از بیمارستان تجمع کرده و پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن نوشته بود: "قصاب اینجاست."

درگیری هایی بین مخالفان و طرفداران مبارک رخ داد.

منابع نظامی نیز تاکید کردند: مبارک به علت مشکلی که برایش پس از تحقیقات پیش آمد به بیمارستان منتقل شد و بازپرسان سازمان بررسی کسب درآمدهای غیر قانونی، وی را به بیمارستان منتقل کردند.

تلویزیون مصر اعلام کرد که مبارک در حین تحقیقات دچار حمله‌ی قلبی شده است.

این در حالی است که روزنامه دولتی الاهرام نوشته است:‌ مبارک به بهانه‌ی بیماری به بیمارستان رفت تا مجبور نباشد به سوالات بازپرسان پاسخ دهد.

این روزنامه در ادامه با افشای نقشه خانواده مبارک برای گریختن افزود:‌ جمال مبارک با خودروی خود به قاهره رفته است. این خودرو دربرگیرنده‌ی امکانات امنیتی گسترده، وسایل و لباس مبدل است تا شهروندان آنها را شناسایی نکنند. به نوشته‌ی این روزنامه قرار بود مبارک، سوزان، همسرش، علاء و جمال با چند خودرو حرکت کنند و در میان تدابیر امنتی شدید روز سه شنبه به قاهره بروند، اما یک اتفاق مانع شد و آنها ناگزیر شدند تغییراتی در نقشه‌شان صورت دهند، مبارک به بیمارستان شرم الشیخ و جمال به قاهره رفت و هنوز کسی از مکان علاء‌ و سوزان خبر ندارد.

یک مقام پزشکی تاکید کرد:‌ مبارک دچار حمله‌ی قلبی شده است و حالش چندان مساعد نیست و تعدادی از پزشکان به طورمداوم وی را معاینه می‌کنند.

اخباری نیزمنتشر شده است مبنی بر این که تیم آلمانی که آخرین عمل جراحی را روی مبارک صورت دادند از طریق هواپیما برای مداوای مبارک به شرم الشیخ رفته‌اند. رئیس جمهور پیشین مصر سال گذشته در بیمارستان هایدلبرگ آلمان تحت عمل جراحی کیسه صفرا قرار گرفت. عبدالعزیز الجندی، وزیر دادگستری مصر اعلام کرد: ‌دادستانی کل بعد از بهترشدن حال مبارک تحقیقات را از وی آغاز خواهد کرد. یک مقام قضایی نیز تصریح کرد: تحقیقات از علاء‌ و جمال در مقر دادستانی کل در شهر الطور آغاز شده است اما این تحقیقات در پی نامساعد شدن مبارک به مقر دادستانی شرم الشیخ منتقل شده است.

این مقام گفت: از مبارک و پسرانش در خصوص فساد مالی و کشته شدن 800 تن و زخمی شدن بیش از 5هزارتن در جریان انقلاب مصر بازجویی خواهد شد. پایگاه اینترنتی المحیط نیز گزارش داده است : دادستانی کل مصر دستور داده است علاء‌ وجمال به مدت 15 روز تا انجام تحقیقات بازداشت شوند. این در حالی است که شبکه‌ی العربیه گزارش داد: هیچ حکم بازداشتی علیه این دو پسر مبارک صادر نشده است. این شبکه افزود: وضعیت مبارک به گونه‌ای است که اجازه‌ی تحقیقات از وی، همسر و پسرانش را می‌دهد.

 در همین زمینه بخوانید...
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 هجده میلیون ریال ؛ بهای گاز خانه یک نماینده مجلس
 

نمايندگاني كه خود هدفمند كردن يارانه ها را به قانون تبديل كردند، مي‌گويند كه از افزايش قابل توجه رقم قبض گاز مصرفي خود تعجب كرده اند اما با رضايتمندي آن را پرداخته‌اند.

به گزارش ايرنا، از ابتداي آغاز جلسات علني مجلس در سال جديد نارضايتي برخي شهروندان از بهاي گاز مصرفي آنان در فصول سرد سال در بين نمايندگان نيز بازتاب داشت.

نمايندگان مجلس در خلال گفت و گوهاي خود با رسانه‌هاي مختلف اعلام كردند كه اين افزايش بهاي گاز مصرفي پس از اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها را مورد پيگيري قرار مي‌دهند.

اما اظهارات اخير ' سيدشمس‌الدين حسيني' وزير امور اقتصادي و دارايي در كسوت سخنگوي اقتصادي دولت، بسياري از نمايندگان را براي تجديدنظر در نحوه محاسبه گاز مصرفي مردم اميدوار كرد و آنان از پيگيري موضوع منصرف شدند.

البته نمايندگان نيز همچون ساير شهروندان پرمصرف رقم‌هاي قابل توجهي را به عنوان بهاي گاز مصرفي به دولت پرداخته‌اند.

در اين ميان ذكر اين نكته ضروري است كه برخي نمايندگان علاوه بر خانه‌اي كه در تهران در آن سكونت دارند، در شهرستان‌ها و حوزه هاي انتخابيه نيز خانه در اختيار دارند كه همين سبب شده تا آنان بيش از سايرين افزايش بهاي گاز را احساس كنند.

خبرنگار ايرنا در گفت و گو با برخي از نمايندگان قيمت بهاي گاز مصرفي آنان و اينكه آيا با رضايت قبض خود را پرداخت كرده اند، جويا شد.

'ارسلان فتحي پور' رييس كميسيون اقتصادي مجلس در اين باره گفت كه بهاي گاز ساختمان مسكوني آنان در دوره جديد حدود 18 ميليون ريال بوده است.

به گفته وي، با توجه به اينكه در ساختمان آنان چهار خانوار ساكن هستند سهم هر يك از خانواده ها از بهاي گاز چهار ميليون 500 هزار ريال بود.

اما ' حميد رضا كاتوزيان ' كه رياست كميسيون انرژي مجلس را بر عهده دارد پيش از آغاز هدفمند كردن يارانه ها در كشور در اقدامي پيشدستانه سيستم گرمايشي منزل خود را به فناوريهاي روز مجهز كرده تا مصرف انرژي به حداقل كاهش يابد.

وي مي‌گويد:به خاطر اين تمهيدات، آزادسازي قيمت‌ها تنها سبب افزايش 30 درصدي بهاي گاز مصرفي آنان شده است.

' سيدعماد حسيني ' سخنگوي كميسيون انرژي كه نماينده شهرستان قروه به عنوان يكي از مناطق سردسير كشور در مجلس است، به شرايط كاري نمايندگان اشاره دارد و مي گويد: بسياري از نمايندگان به خاطر آنكه بايد بين تهران و حوزه انتخابيه در سفر باشند هم در تهران و هم در شهرستان‌ خانه دارند به همين خاطر بايد دو بار پول گاز پرداخت كنند.

حسيني گفت: بهاي گاز مصرفي ساختمان آنان در تهران براي 14 واحد مسكوني برابر 32 ميليون ريال بود در حالي كه تا پيش از هدفمند كردن يارانه ها همين تعداد خانوار حدود 9 ميليون ريال پول گاز مي دادند.

سخنگوي كميسيون انرژي مجلس يادآور شد كه در شهرستان قروه نيز اين بار مجبور شده است دو ميليون و 400 هزار ريال (240 هزار تومان ) بهاي گاز بپردازد در حالي كه تا پيش از اجراي قانون هدفمندي يارانه ها بهاي گاز مصرفي آنان حدود 400 هزار ريال بود.

'غلامرضا اسداللهي ' نماينده تايباد نيز در اين باره مي‌گويد كه آنان نيز در اقدامي پيشدستانه تا پيش از اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها كنتور آب و گاز خود را از ساير واحدها جدا كردند و به همين خاطر بهاي گاز آنان يك ميليون ريال شده است.

' كاظم دلخوش اباتري' نايب ريس كميسيون اقتصادي نيز از جمله نمايندگاني است كه مجبور شده است براي دو واحد مسكوني پول گاز پرداخت كند.

دلخوش گفت كه براي خانه اش در رشت يك ميليون و 600 هزار ريال بهاي گاز پرداخت كرد و حدود همين رقم را نيز براي منزلي كه در تهران سكونت دارد به عنوان بهاي گاز كنار گذاشته است.

' موسي قرباني ' نماينده مردم قائنات در مجلس نيز در اين باره مي گويد كه در يك ساختماني با 11 واحد مسكوني زندگي مي كند كه قبض گاز مصرفي آنان حدود 9 ميليون ريال بوده است.

' حشمت الله فلاحت پيشه' نماينده اسلام آباد غرب نيز يادآور شد كه تا پيش از هدفمند كردن يارانه ها هشتصد هزار ريال پول گاز مي داد اما اكنون براي 15 واحد بيش از 800 هزار تومان پول گاز داده است.
اين نمايندگان در باره اينكه آيا با رضايتمندي قبض گاز خود را پرداخت كرده اند يا اينكه در انتظار هستند تا دولت در شيوه محاسبه خود تجديد نظر كند، گفتند كه چون قانون هدفمند كردن يارانه ها به دست خود آنان تصويب شده است از اجراي اين قانون استقبال مي كنند و با رضايتمندي بهاي گاز مصرفي را پرداخته‌اند.

به گفته اين نمايندگان، اگر دولت در شيوه محاسبه خود در بهاي گاز مصرفي بوي‍ژه در بخش كشاورزي و صنعت تجديد نظر كند، مردم با همدلي بيشتري دولتمردان را در اجراي همه جانبه اين قانون ياري خواهند كرد.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 مشاجره معاون مشایی و نماینده ولی فقیه
 

محمد جعفر بهداد در "همایش بزرگداشت حماسه 9دی ماه" در بندرعباس اظهار کرد: «تا تقوای دینی به تقوای سیاسی و اجتماعی منجر نشود، بصیرت شکل نمی گیرد. بر همین اساس، کسی که متدین باشد، اما بصیر نباشد می‌تواند به هیزم کش فتنه گران تبدیل شود.»


معاون سیاسی دفتر رییس جمهور با هشدار نسبت به این موضوع که فتنه بزرگتر در راه است، خاطرنشان کرد: «در فتنه بعدی جریان دروغین مدعی دینداری و ولایتمداری رسوا خواهد شد که در حاشیه حوادث سال گذشته و برخی رویدادهای امسال جایگاه آنها در نظرگاه مردم لق شده است اما همچنان فتنه می کنند.»

وی با بیان این‌که کسی ولایتمدارتر و دلسوزتر از احمدی نژاد در کشور نیست، گفت: «در دانشگاه احمدی نژاد آموختیم که در برابر سنگ اندازی ها باید صبوری کرد. همین الان برخی از مدعیان ولایتمداری، یک انتقاد ساده و کوچک را بر نمی تابند و بلافاصله موضوع را به دستگاه قضایی می کشانند و اصولاً جایی به غیر از سیستم قضایی را برای به بند کشیدن بچه حزب اللهی ها نمی شناسند.»

اما احمدی نژاد به کارهای بزرگ تر مشغول است و وقت و توان خود را صرف حاشیه ها نمی کند. برخی جریان ضد مشایی را در کشور شکل داده و در پی آن هستند تا بچه حزب اللهی ها این پروژه را جلو ببرند. این افراد در پی این هستند که دولت احمدی نژاد را لیبرال، ضدولایت و ضد دین معرفی کنند. بنابراین فتنه بزرگ تر در راه است و باید حواسمان جمع باشد.

بهداد ادامه داد: «اولین بار در دوره شهرداری آقای احمدی نژاد که سازوکارهای عدالت طلبانه در کشور عملیاتی شد، شورای مرکزی حزب کارگزاران پس از چندین جلسه گزارش داد که مغز متفکر این جریان فلان شخص است. بنابراین تصمیم گرفتند او را تخریب شخصیت کنند.»

این شخص در حال حاضر اصلی ترین یار رییس جمهور است و از بام تا شام برای این مملکت کار می کند. حال چه شده که اینگونه افراد طی یک عملیات روانی به نقطه ضعف احمدی نژاد تبدیل می شوند، 10 سال دیگر باید صبر کرد تا حقایق مشخص شود. 

در مقابل مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه بندرعباس به سخنان این مسئول نهاد ریاست جمهوری در طرفداری از اسفندیار رحیم مشایی اعتراض کرد.

پس از آنکه بهداد در سخنرانی خود در بندرعباس جریان ضد مشایی را عوامل فتنه بزرگتر خواند، حجت الاسلام محمد برزگر مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه بندرعباس اظهار داشت که حساب و کتاب مشایی را از رییس جمهور جدا کنید. 

وی از مشایی به عنوان "لکه‌ای روی آینه رییس جمهور" نام برد که باید آن را برداشت و یا چیزی روی آن گذاشت.

حجت الاسلام برزگر که ساعتی پیشتر از اعتراض لوح تقدیر خود را به عنوان یکی از هادیان سیاسی برتر استان هرمزگان گرفته بود، ادامه داد: «کسانی که به مشایی اعتراض دارند از علما و همچنین طرفداران سرسخت احمدی نژاد هستند و مشایی باید حالا که در کنار رییس جمهوری قرار گرفته خود را درست کند.»

وی سخنان رحیم مشایی درباره موسیقی را یکی از مصادیق جدی این اعتراضات دانست که بهداد نیز در پاسخ حجت الاسلام برزگر اظهار داشت: «سخنان مشایی تحریف شده و اطلاعات شما درباره موسیقی بیشتر از مشایی نیست.»

حجت الاسلام برزگر اظهار داشت: «اتفاقا اطلاعاتم در این باره بیش از مشایی است. معاون سیاسی دفتر رییس جمهور در مقابل اظهار داشت، پس به شما تبریک می گویم.»

این مجادله کلامی با همین جملات به پایان رسید.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 اظهارات فوق مودبانه منصور ارضی در مورد مشایی
 

ما، هم دولت را قبول داريم، هم مجلس را، هم قضاييه را و هم خبرگان را؛ اگر كسي هم عليه اينها حرف بزند تو دهنش ميزنيم، اما شما ببينيد خودِ اينها چه طوري دارند براي همديگر ميزنند! و همديگر را اذيت مي كنند! اين وسط فقط مردم اذيت مي شوند.

پس از فحاشی رکیک شجونی به اسفندیار رحیم مشایی، اینبار نوبت به منصور ارضی رسید.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری انتخاب؛ وی بدون اشاره به نام مشایی گفت: ببینید چگونه دارند پول بیت المال را خرج می کنند؟ مي آيند و 50 ميليون و 100 ميليون به حساب امام جمعه ها مي ريزند البته آنها هم عودت مي دهند ولي باز دوباره به طريقي به حسابشان مي ريزند!



ارضی که سخنانش را "عماریون" منعکس کرده، می افزاید: تو، رييس دفتر رييس جمهوري؟! يا بنگاه معاملات ملكي داري؟! اين ملعون يهودي صفت الآن دارد پول خرج مي كند براي يك روزي كه اگر بخواهد كانديد شود... آنهم با آن پرونده اش!

این مداح در پایان گفت: متأسفانه آن آقا {رييس جمهور} مي گويد به او كاري نداشته باشيد. ان شاألله من به وقتش همه چيز را خواهم گفت.

وی همچنین در پاسخ به رییس جمهور که پول یارانه ها را پول امام زمان خوانده بود گفت: آن كسي {رييس جمهور} كه مي گويد «پول يارانه ها مال امام زمان(عج) است و...» ؛ كه بايد به آنها گفت: اين يارانه ها مال مردم است و به خودشان بر مي گردد. تا حالا كالاها و خدمات با سوبسيد بوده اما الآن آزاد شده و پولش را به مردم ميدهيد و مي گوييد كه هزينه واقعي اينقدر است و بايد مديريت كنيد و درست مصرف كنيد. خب اين كار، خيلي خوب است و ما هم ممنونيم ولي اينكه «اين مال امام زمان(عج) است درست نيست.



این در حالی است که هر روزه، دامنه ی حضور و فحاشی جمعیت و جریان فحاش به افراد و شخصیت های مختلف کشور، گسترده تر می شود و هنوز واکنش مهمی از سوی قوه قضاییه نشان داده نشده است.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 سوال سید حسن نصرالله از مشایی
 

سید حسن نصرالله از من در خصوص مقاومت پرسید، گفتم ضرورت مقاومت از همین جاست. بخاطر اینکه غرب و آمریکا به عنوان سلطه گران عالم و آنهایی که در دنیا می‌فهمند شرایط عادلانه نیست، متوجه‌اند اگر از این خاک ریز رد شوند خاک ریز دیگری وجود ندارد، پس باید تا آخر مقاومت و ایستادگی کرد.  

رییس دفتر رییس جمهور با نادرست خواندن انتقادات مطرح شده از صحبت های احمدی نژاد در خصوص مدیریت امام زمان(عج) گفت: مدیریت امام زمان که احمدی نژاد می گوید فرق می کند با آن مدیریتی که برخی برداشت می‌کنند، امام زمان در غیبت مدیریت می‌کند، این فرق می‌کند، از این بگذریم حالا مدیریت خدا را چه می‌کنید؟

به گزارش عصر امروزمشایی در گردهمایی شوراهای راهبردی استانها اظهار داشت: اقتدار یک چیز است و احساس اقتدار یک چیز دیگر است. الان که ما می‌بینیم ابعاد کار خیلی گسترده است. شناخت این ابعاد به ما امید و انگیزه می‌دهد که کارهای بزرگ‌تر انجام دهیم. روزی که احمدی‌نژاد مدیریت جهانی را مطرح کرد به تمسخر گرفتند اما الآن در دنیا مطالبه مدیریت مشترک جهانی به وجود آمده و پرچم نظام اسلامی بر بالای آن نمایان است، این حرف الآن در دنیا عملیاتی است.دولت ماموریت‌های بزرگ را نشانه رفته است. الآن در سازمان ملل دو سخنرانی مهم است، یکی رئیس جمهور آمریکا و یکی هم ایران.

برخی قسمت های مهم سخنان وی به شرح زیر است:

فقط ما باید برای قوه قضائیه اثبات کنیم، دیگران نیازی نیست اثبات کنند

یک روحانی آمده بود پیش من خودش می‌گفت یک توانایی‌هایی دارد. به من گفت خیلی در مورد شما مراجعه می‌کنند و به من می‌گویند که مشایی را سحر کن، گفتم این‌ها که خودشان می‌گویند من خودم سحر می‌کنم؟! دیدم همان‌هایی که اتهام می‌زنند رفتند مراجعه کردند به این آقا. قوه قضائیه هم که فقط می‌آید سراغ ما تا اثبات کنیم، دیگران که نیاز نیست اثبات کنند، ما به سحر و مهره و اسطرلاب و غیره متهم شدیم، آخرین لطفشان هم به ما لقب یهودی صفت بود.

نوع ایمان احمدی‌نژاد به امام زمان (عج) از زبان مشایی

احمدی‌نژاد یعنی یک تحلیل منحصر به فرد، یعنی مظهر ایمان، اگر گفت امام زمان جهان را مدیریت می‌کند باور دارد. احمدی‌نژاد باورش به امام زمان آنقدر است که اگر امام زمان همین الان ظهور کند اصلا تعجب نمی‌کند و ذره‌ای به ایمانش افزوده نخواهد شد.

مدیریت امام زمان در غیبت است و فرق می‌کند

با جنایت‌ها و مشکلاتی که در دنیا وجود دارد باید بگوییم خداوند مدیریت ندارد؟! به رئیس جمهور گفتند نگو امام زمان مدیریت می‌کند، بعد استدلال هم می‌کنند که مثلا چرا برنج شده کیلو فلان تومان؟ و می‌گویند که این وهن امام است. اگر اینگونه است آیا باید هر مشکلی را که در نظام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد را به گردن اسلام بیاندازیم؟! فرق می‌کند این مدیریتی که احمدی‌نژاد می‌گوید با آن مدیریتی که برخی برداشت می‌کنند، امام زمان در غیبت مدیریت می‌کند، این فرق می‌کند، از این بگذریم حالا مدیریت خدا را چه می‌کنید؟ آیا خدا هم مدیریت ندارد؟! این همه مشکل، جنایت، کشت و کشتار در دنیا به وجود آمده و انجام می‌شود، آیا باید بگوییم خداوند مدیریت ندارد؟

سوال سید حسن نصرالله از مشایی

سید حسن نصرالله از من در خصوص مقاومت پرسید، گفتم ضرورت مقاومت از همین جاست. بخاطر اینکه غرب و آمریکا به عنوان سلطه گران عالم و آنهایی که در دنیا می‌فهمند شرایط عادلانه نیست، متوجه‌اند اگر از این خاک ریز رد شوند خاک ریز دیگری وجود ندارد، پس باید تا آخر مقاومت و ایستادگی کرد.

مکتب اهل بیت(ع)

مکتب اهل بین فرمول کل هستی است. از شماتت شماتت کنندگان و از توهین توهین کنندگان نمی‌هراسیم محکم هستیم این راه راه حق است و امروز راه مردم دنیا با راه خدا یکی شده است.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 عریان کردن دختران بخاطر جلوگیری از تقلب!+عکس
 

دختران شرکت کننده در آزمون مذکور برای ورود به سالن جلسه ازسوی مسوولین برگزاری امتحانات با ممانعت روبرو میشوند و درپی درخواست شرکت کنندگان در آزمون از آنها خواسته میشود برای حفظ امنیت جلسه امتحان لباس های خود را ازتن خارج کنند.
درحالیکه غرب براساس ادعاهای واهی تلاش میکند کشورهای دارای تمدن را با صلاح تبعض نژادی و شعارهای انساندوستانه زیر سلطه خود بکشاند ،اخلاق در این کشورها بشدت درحال تنزل بوده و این امر به نهادهای رسمی نیز سرایت کرده است .
به گزارش البرز به نقل از منابع ژاپنی مقامات یک نهاد آموزشی در این کشور به بهانه جلوگیری از تقلب دختران شرکت کننده در جلسه را وادار کردند تا لباسهایشان را ازتن خارج کنند.
 

 
این گزارش حاکیست در جدیدترین نمونه از اوج اخلاق مداری و انسان مداری جهان غرب این رتفار مسوولان آموزش و پرورش ژاپن صدای شهروندان این کشور که به تحکیم خانواده معتقد هستند را درآورده است .
 
ماجرا آنگونه گزارش شده است دختران شرکت کننده در آزمون مذکور برای ورود به سالن جلسه ازسوی مسوولین برگزاری امتحانات با ممانعت روبرو میشوند و درپی درخواست شرکت کنندگان در آزمون از آنها خواسته میشود برای حفظ امنیت جلسه امتحان لباس های خود را ازتن خارج کنند.
 
دراعتراض به این حرکت برخی از دانش جویان دست به اعتراض میزنند اما اعتراض آنها کار به جایی نبرده و بسیاری از شرکت کنندگان مجبور میشوند درسالن برگزاری جلسه لباسهای خود را از تن خارج کرده و بصورت عریان پشت صندلیهای امتحان بنشینند.
 
علیرغم تهدید مسوولین برگزاری این امتحانات برخی از دختران شرکت کننده حاضر نمیشوند به این بهانه لباس های خود را درآورند ازهمین رو مسوولین جلسه از ورود آنها به سالن تا پایان ساعات برگزاری امتحان خود داری نمودند.
 
گفتنی است اصرار مسوولین برگزاری امتحان صرفا برای خانمهای شرکت کننده درجلسه بوده و آقایان دراین جلسه با کت و شلوار و لباسهای معمول خود حاضر شدند.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 اتهامات زاکانی
 

جناب آقاي عليرضا زاکاني نماينده مجلس شوراي اسلامي در ادامه رويه تخريبي و البته کاملا هدفمند خود عليه دولت خدمتگزار روز يکشنبه در جلسه مسئولين بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر کشور ؛دست به ايراد اتهاماتي ثابت نشده و بي اساس عليه دولت و مديران ارشد آن زد که به گوشه هايي از آن در زير اشاره خواهيم داشت تا همه مردم ايران اسلامي به اوج دشمني و دروغ پردازي اين آقايان عليه دولت پي ببرند .


 


 

به گزارش اختصاصی محرمانه نیوز - سعید ثابتی -شرکت ایران خودرو ،سایپا و صندوق بازنشستگی صنایع مس سه بنگاهی هستند که ماموریت دارند به ستاد انتخاباتی مهندس مشایی پول رسانی کنند!

همین رابطه زاکانی اتهامات کذبی را متوجه جواد نجم الدین ، نعمت الله پوستین دوز و عبدالرضا داوری مدیران عامل ایران خودرو ،سایپا و صندوق بازنشستگی صنایع مس نمود و ادعا کرد : که این ۳ نفر مامور شده اند تا ۲۵۰۰۰ میلیارد تومان معادل ۲۵ میلیارد دلار برای ستاد انتخاباتی مهندس مشایی تامین مالی نمایند. تا احيانا و مطابق گفته ايشان آقاي مهندش مشايي که نزديک ترين و مورد اعتماد ترين فرد به شخص ريلست جمهور هستند با اين برداشت از پول بيت المال به صندلي رياست جمهوري برسند .

اين ها تنها گوشه هايي از اتهامات و تخريب هاي عليرضا زاکاني عليه کساني است که بار سنگين اجرايي کشور را بر دوش دارند وبه علت مشغله کاري فراوان و نيز داشتن دغدغه خدمت به مردم هيچگاه در پي جواب دادن به اين چنين دروغ هاي مضحکي نبوده اند و اين پاسخ صرفا به لحاظ احساس وظيفه و حساسيتي که هر کس نسبت به برادر مسلمان خود دارد منتشر مي شود و هدف اصلي آن هم آشنايي مردم عزيز ايران با سوابق جناب زاکاني است .

نکته اول اينکه در رابطه با جناب آقاي عليرضا زاکاني و مافياي رسانه اي و سايبري که تشکيل دادن قبلا سخن ها گفته شد و در يادداشت هايي بر تقسيم کار ايشان و دوستانشان براي فشار بر دولت تاکيد شد که بنظر مي رسد موجبات عصبانيت بيش از پيش ايشان را فراهم آورده چه انکه ايشان در اين زمينه يد طولايي دارند و در خرداد 87 که جدل رسانه اي با سعيد مرتضوي دادستان وقت تهران بر سر پرونده معروف عباس پاليزدار داشتند علنا شروع به فحاشي عليه ايشان کردند که واقعا تمام هنجارهاي نه تنها اصولگرايي بلکه اخلاقي را زير پا گذاشتند تا بلکه بتواندد حرف خود را به کرسي بنشانند که اين سوابق ايشان بخوبي روش ها و استدلال هاي ايشان و رسانه ها و مجلات متعدد وابسته به ايشان را نشان ي دهد که متاسفانه ادعاي اصولگرايي نيز مي کنند و به نام اصولگرايي بدترين تخريب ها و اتهامات را مطرح مي کنند که در هيچ دادگاهي ثابت نشده است و صرفا کاربرد تخريبي دارد .

نکته دوم در عملکرد زاکاني نوع نگاه ايشان به قدرت ورسيدن به قدرت از طريق مکانيسم انتخابات و خرج هاي تبليغاتي است ايشان بيان کرده اند که ستاد خيالي مهندس مشايي با برآورد هزينه هاي انتخاباتي خود درسال 92 مبلغ 25 هزار ميليارد تومان را پيش بيني کرده اند که به اصطلاح با توپ پر وارد ميدان هاي انتخاباتي شوند !که در اين جا بايد متذکر شد که با مشاهده عملکرد پيشين خود ايشان در زمان انتخابات هاي گذشته و همچنين گفته هاي اخير ايشان .خوب است که آقاي زاکاني که اينقدر به خرج ها و منابع تبليغاتي حساسيت نشان مي دهند آن هم 3 سال مانده به انتخابات يک بار براي هميشه به مردم توضيح دهند که چرا هيچ گاه به طور شفاف توضيح نداده اند که منابع مالي خرج هاي تبليغاتي سنگين و ميلياردي ستاد آقاي دکتر قاليباف در سال 84 که خود شخص زاکاني رياست آن را بر عهدا داشتند و طبعا خرج ها و منابع زير نظر ايشان بوده است از کجا تامين شده بود ؟

آقاي زاکاني عدالت خواه! حتما به ياد داريد که در سال 84 و درست زماني که ستادهاي مردمي دکتر محمود احمدي نژاد با استفاده از کمک هاي مالي مردمي که گاه حتي به هزار تومان کمک مالي يک پيرزن يا پيرمرد هم مي رسيد وبا استفاده از ساده ترين روش ها مشغول مبارزات انتخاباتي بود به يکباره ستاد تحت حمايت و البته هدايت شما دست به تبليغات ميلياردي همچون استفاده از هواپيماهاي غول پيکر تحت هدايت سردار خلبان دکتر قاليباف ! و همچنين بنر هاي رنگي و عظيم الجثه زد که حتي موجبات اعتراض ستاد انتخاباتي کسي آقاي هاشمي رفسنجاني!! را نيز فراهم آورد ؟ آيا براي شما و دوستان شما آن موقع رسيدن به قدرت از هر روشي يک اصل نبود ؟

نکته سوم در مورد حرفهاي آقاي زاکاني که بخوبي بي پايه و اساس بودن ادعاهاي ايشان را نشان مي دهد توجه به اين نکته است که اگر ايشان و امثال ايشان کوچکترين سندي در اين زمينه داشتند و يا احتمالا دارند چرا به قوه قضائيه ارائه نمي دهند ؟

آيا خدايي ناکرده به قوه قضائيه اعتماد ندارند و يا اينکه آن ها هم در تيم مهندش مشايي هستند؟ مگر نه اينکه شخص آيت الله لاريجاني که منصوب رهبري هستند بارها از طرف رهبري براي جديت در امر مبارزه با فساد مورد تشويق و تاييد قرار گرفته اند .آقاي زاکاني اگر واقعا دنبال اهداف سياسي خاص خود نيستند چرا بر خلاف خواست رهبري که بارها تاکيد کرده که در زمينه فساد اقتصادي بايد بجاي مبارزه شعاري مبارزه عملي را سرلوحه کار قرار داد ايشان هنوز هم مشغول تهمت زدن است .

جناب زاکاني مدعي تخصيص بودجه 25 هزار ميليارد توماني از سوي سه تن از مديران ارشد صنعتي دولت شده اند . سوال از جناب زاکاني اين است مگر نه اينکه تمام فاکتور هزينه هاي شرکت هاي واگذار شده اي چون سايپا موجود است و مجلس نيز بر اين واگذاري نظارت داشته و بر اساس قانون هرگاه اراده کند مي تواند دست به تحقيق و تفحص بزند پس ديگر اين جنجالها و هياهوها براي چيست؟

ايشان از جانب مجلس حرف ميزنند يا اينکه فقط دنبال سياه نمايي هستند؟ آقاي زاکاني بخوبي اواخر سال 87 و قضيه جعلي گم شدن يک ميليارد دلار را يادشان است که دوستان و همسنگران کنوني شما چه جنجالي عليه دولت بر پا کردند و چند ماه تمام خوراک رسانه هاي بيگانه را فراهم کردند و انواع اقسام توهين از دزدي گرفته حيف وميل بيت المال متوجه دولت کردند اما پس از شکايت رسمي دولت فکر مي کنيد نتيجه چه بود؟

رئيس ديوان محاسبات اعلام کرد که قضيه از بيخ و بن دروغ بوده و موج حلاليت خواهي ها از دکتر احمدي نژاد شروع شد . آيا واقعا وقتي در مورد يک ميليارد دلار اين همه حساسيت وجود دارد عقلا و منطقا قابل قبول است که 3 نفر در روز روشن دست به تامين مالي 25 ميليار دلار بزنند؟

بنظر مي رسد که آقاي زاکاني و دوستان نزديکشان در جريان نه به مشايي در محاسبات خود يک اشتباه بزرگ و اساسي ندارند و آنهم نشناختن مردم ايران اسلامي است .مردم ايران همواره نشان داده اند که ملاکشان براي رياست جمهوري و هر انتخاب ديگري نه توجه به تبليغات ميلياردي کانديدا و نه تخريب ها و دروغ هاعليه يک نفر ؛بلکه نگاه به عملکرد و کارآمدي و اعتقاد اوست و علت اينکه موج گرايش به مهندس مشايي در ميان مردم روز به روز افزايش پيدا مي کند خدمات شبانه روزي دولت خدمت گزار است و در آخر هم به جناب زاکاني توصيه مي کنيم که بيش از اين با جنجال سازي هاي خود دل دلسوزان نظام را خون نکند و اگر ادعايي هم دارند با توجه به جايگاه ايشان در کميسيون اصل 90 مجلس براحتي مي توانند از طريق مراجع قضايي ادعاي خود را پیگيري کنند و نيازي به رسانه اي کردن ادعا ها وجود ندارد .

واگر هم دنبال اهداف ديگر هستند بدانند که مردم ؛خدمت گزاران راستين خود در دولت را بخوبي مي شناسند و به آنها اعتماد دارند که نمونه آخر و بارز آنهم همراهي بي نظير مردم در اجرايي کردن طرح هدفمند کردن يارانه ها بود.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 حسین شریعتمداری به احمدی نژاد:مشایی به زودی پیشنهادی به شما خواهد داد آن را نپذیرید
 

خوش بينانه ترين احتمال آن است كه اين نمايندگان ويژه، فقط ناآگاه و ناشي هستند! ولي متاسفانه در پرونده عملياتي و مواضع آنان سوابقي ديده مي شود كه راه را بر خوشبيني مي بندد.
عصرایران - حسين شريعتمداري ، مدیر مسؤول کیهان در سرمقاله امروز خود با تاکید بر حمایتش از رئیس جمهور ، به وی هشدار داد که نفوذی هایی در اطراف او جمع شده اند .

شریعتمداری که از منتقدان پر و پا قرص اسفندیار رحیم مشایی به شمار می رود ، بدون آن که نامی از او ببرد ، با اشارت هایی به او می پردازد و پیش بینی می کند که او در آینده نزدیک ، به احمدی نژاد خواهد گفت که با اصولگرایان مرزبندی کند.

کیهان در ادامه از رئیس جمهور می خواهد که این پیشنهاد را رد و در هویت پیشنهاد دهنده تردید کند.

شریعتمداری همچنین از انتصاب نمایندگان ویژه زدیس جمهور نیز به شدت انتقاد می کند و می نویسد: كسي كه آشكارا از پايان دوران اسلامگرايي سخن مي گويد و ناسيوناليسم را به جاي مكتب اسلام مي نشاند و... به عنوان نماينده ويژه رئيس جمهور محترم در امور خاورميانه به آن سامان گسيل مي شود!  و يا آن ديگري كه از كمترين سابقه، تجربه و دانش ديپلماتيك نيز برخوردار نيست به نمايندگي ويژه رئيس جمهور در امور آسيا گسيل مي شود و در اولين مأموريت به تركيه با اظهارنظرسخيف و نسنجيده خويش، مردم مسلمان تركيه اي را كه با حضور اسلامگرايان در كانون تصميم سازي و سياست پردازي آن به ايران اسلامي نزديك شده، عليه جمهوري اسلامي ايران برمي انگيزد.

متن کامل سرمقاله شریعتمداری به شرح زیر است:

1- آرزوي «رستم» همه اين بود كه فرزند گمشده خود «سهراب» را بيابد و سهراب در جستجوي پدر پاي در سفر نهاده و همه جا را مي كاويد. سرانجام، روزي فرا رسيد كه پدر و پسر به هم رسيدند و كوه و دره و رودخانه اي در ميان نبود. اما، «افراسياب» كه ماندگاري خود را در جدايي آن دو مي ديد، حيله اي انديشيد.

 رستم را گفت؛ مژده باد كه دوران فراق به سر رسيده و اگر اين پهلوان جوان را از ميان برداري با فرزند گمشده ات فاصله چنداني نداري و آن پهلوان جوان «سهراب» بود! افراسياب در گوش سهراب نيز به نجوا نشست كه ديدار پدر نزديك است و فاصله اي در ميان نيست، مگر اين پهلوان سپيد موي كه سد راه است. و آن پهلوان سپيد موي «رستم» بود! در پي اين نجواي شيطاني، رستم و سهراب به هم آويختند...

 ساعتي بعد، رستم بر پهلوان جوان غلبه كرد. پشت او را به خاك كشاند و با همه توان، خنجر بر پهلويش نشاند و در حالي كه سرمست از اين پيروزي به پيكر نيمه جان حريف مي نگريست، بازوبند مخصوص خويش را كه به نشانه نزد پسر گمشده اش بود، بر بازوي پهلوان جوان ديد.

 سر از ندامت به سنگ كوبيد كه «سهراب» را كشته بود! نوشدارو طلب كرد تا بر زخم پسر نهد، اما ديگر كار از كار گذشته بود و نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه سود؟!

چند روز پيش، در نشست جمعي از دانشجويان با برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، يكي از حاضران طي سخني كه بوي تند فتنه از آن به مشام مي رسيد، خطاب به رئيس جمهور محترم مي گويد «امروز روزنامه هايي مثل كيهان و شرق دائما دولت را مورد هجمه هاي سنگين خود قرار مي دهند» و جناب رئيس جمهور در پاسخ اظهار مي دارند «خوشبختانه، نه كيهان مي خوانم و نه شرق»!

در اين نوشته از مواضع روزنامه شرق سخني به ميان نمي آوريم، ضمن آن كه حملات بي اساس و خصمانه اين روزنامه زنجيره اي به دولت را انكار نمي كنيم و درباره كيهان و اين توهم كه «دائماً دولت را مورد هجمه هاي سنگين قرار مي دهد»!! نيز سخن به اختصار مي گوئيم، چرا كه اين يادداشت در پي پرداختن به موضوع ديگري است و آن، هشداري جدي و صدالبته دوستانه و دلسوزانه به رئيس جمهور محبوب و محترم كشورمان است كه «مواظب افراسياب باشيد»!

2- نسخه هاي يك روزنامه، گوياترين سند براي نشان دادن مواضع و خط مشي آن است، بنابراين، فقط مروري گذرا بر مواضع كيهان كه ثبت و مكتوب است، ترديدي باقي نمي گذارد كه اين روزنامه از اصلي ترين مدافعان آقاي دكتراحمدي نژاد و دولت ايشان در مقابل بدخواهان و بدانديشان بوده و هست و البته، بديهي است كه هرجا ميان مواضع دولت يا دولتمردان و خط روشن و تعريف شده اصولگرايي، زاويه اي ديده و يا ببيند، با نگاهي دلسوزانه به آن پرداخته و مي پردازد، بي آن كه در انتقادهاي هر از چندگاه خود از مرز انصاف عبور كند و يا مرزبندي مشخصي با دشمنان نداشته باشد. نگاهي به انتقادات هر از چندگاه- و البته كم شمار كيهان- و مقايسه آن با رخدادهاي بعدي به وضوح نشان مي دهد كه در انتقادهاي مورد اشاره، حق با كيهان بوده و دغدغه هاي دلسوزانه اين روزنامه بي علت نبوده است.

رئيس جمهور محترم در پاسخ به ادعاي يكي از حاضران كه كيهان را به هجوم سنگين و دائمي عليه دولت متهم كرده بود، مي فرمايند«خوشبختانه، نه كيهان مي خوانم و نه شرق» و سوال اين است كه اگر كيهان نمي خوانيد از كجا مي دانيد مواضع اين روزنامه هجوم سنگين عليه دولت است؟!

تنها پاسخ منطقي رياست محترم جمهوري به اين پرسش آن است كه گزاره «هجوم كيهان به دولت» را ديگران به ايشان گزارش داده اند! و اين دقيقاً همان نكته مورد نظر در يادداشت پيش روي است و اين نگراني و دغدغه جدي را پيش مي آورد كه آن «ديگران» چه كساني هستند؟! و آيا نبايد احتمال داد كه در سايه روشن اطراف ايشان «افراسياب» به كمين نشسته است.

افراسيابي كه وظيفه- و شايد مأموريت- او فتنه انگيزي و تفرقه افكني ميان اصولگرايان است. آيا حضور احتمالي اين افراسياب در كنار احمدي نژاد نگران كننده نيست؟!

3- كاش برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد نگاهي به اطراف خويش مي انداخت و مشخصات و هويت برخي از اين اطرافيان را كه امروزه در شمار نزديكترين افراد به ايشان هستند، با كساني كه طي چند سال گذشته در كنار وي بوده اند به مقايسه مي نشست.

برخي از آنان- تاكيد مي شود كه فقط برخي از آنها نظير آن آقاي اخراجي فلان وزارتخانه و...- چگونه آمده اند؟ و برخي از ياران فداكار، اصولگرا و كارآمد قبلي چرا در كنار ايشان نيستند؟! بي آن كه- خداي نخواسته- قصد مقايسه مثل به مثل در ميان باشد، و فقط به عنوان يك هشدار منطقي بايد گفت كه ماموريت عوامل نفوذي دشمن تنها ترور و انفجار نيست، بلكه مهره چيني بي خاصيت هاي گوش به فرمان و دور كردن كارآمدهاي متعهد از كنار مسئولان يكي از اصلي ترين و شناخته شده ترين مأموريت آنهاست.

 اينگونه نفوذي ها را چگونه مي توان شناخت؟! به يقين نبايد در جيب و كيف آنها، كارت شناسايي سازمان هاي ماموريت دهنده را جستجو كرد! آنان بعد از نفوذ و جايگزيني دست به كار ماموريت خود مي شوند، و از جمله بااهميت ترين و شناخته شده ترين انواع ماموريت آنها علاوه بر خالي كردن اطراف يك مسئول بلندمرتبه از نيروهاي وفادار و متعهد كه به آن اشاره شد، تنگ كردن دايره دوستان، متهم كردن ياران متعهد و دلسوز به دشمني، دست زدن به اقدامات ضدارزشي و نسبت دادن آن به مسئولان و هنجارشكني هاي ديگري از اين دست نيز هست.

اكنون بايد پرسيد كه آيا برخي از نزديكان رياست محترم جمهوري با بهره گيري از حسن نيت و اعتماد ايشان دست به اينگونه اقدامات نزده اند؟! كسي كه آشكارا از پايان دوران اسلامگرايي سخن مي گويد، صهيونيست هاي غاصب را «مردم اسرائيل»! و مستحق دوستي! مي داند، ناسيوناليسم را به جاي مكتب اسلام مي نشاند و... به عنوان نماينده ويژه رئيس جمهور محترم در امور خاورميانه به آن سامان گسيل مي شود! خاورميانه اي كه اصلي ترين هويت آن اسلامي بودن آن است و حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران در آن منطقه صرفاً و تنها به دليل نمايندگي اسلام ناب محمدي(ص) است.
 آيا اين گزينش بي آن كه احمدي نژاد عزيز بخواهد، همان خواست هميشگي دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب نيست؟!

و يا، آن ديگري كه از كمترين سابقه، تجربه و دانش ديپلماتيك نيز برخوردار نيست به نمايندگي ويژه رئيس جمهور در امور آسيا گسيل مي شود و در اولين مأموريت به تركيه با اظهارنظرسخيف و نسنجيده خويش، مردم مسلمان تركيه اي را كه با حضور اسلامگرايان در كانون تصميم سازي و سياست پردازي آن به ايران اسلامي نزديك شده، عليه جمهوري اسلامي ايران برمي انگيزد! و يا...

خوش بينانه ترين احتمال آن است كه اين نمايندگان ويژه، فقط ناآگاه و ناشي هستند! ولي متاسفانه در پرونده عملياتي و مواضع آنان سوابقي ديده مي شود كه راه را بر خوشبيني مي بندد و اين دغدغه و نگراني جدي را پيش مي كشد كه مبادا به جاي «حمل بر صحت» به «صحت» حمله شده باشد.

آيا اين نمونه ها و دهها نمونه ديگر اين نگراني را پديد نمي آورد كه مبادا پاي افراسيابي در ميان باشد و اين افراسياب هركه هست و هر نام ديگري كه دارد، وظيفه يا خداي نخواسته ماموريت جدايي رئيس جمهور اصولگرا از اصولگرايان و تنها گذاشتن او در ميانه ميدان را دنبال مي كند؟!

4- در ميان دشمنان احمدي نژاد، افراد و جرياناتي هستند كه صرفا به علت اصولگرايي رئيس جمهور، پاكدستي، پركاري، مردم گرايي، ايستادگي در مقابل دشمنان بيروني و... با ايشان دشمني مي ورزند و رئيس جمهور محترم نيز هر از چندگاه به سختي و به حق عليه اين دشمنان موضع گرفته و به آنان مي تازد. اكنون به مواضع و عملكرد افراسياب مورد اشاره و احتمالي نگاهي بيندازيد. ميان مواضع او و مواضع دشمنان تابلودار چه تفاوت عمده اي مي بينيد؟! عبرت انگيز و درس آموز نيست؟! هست.

5- و بالاخره در اين باره اگرچه گفتني بسيار است ولي به اين نكته پاياني بسنده مي كنيم و خطاب به برادر عزيزمان جناب دكتر احمدي نژاد مي گوئيم؛ برادر بزرگوار! جنابعالي به يقين نمونه هاي فراواني از پيش بيني هاي كيهان را كه به واقعيت پيوسته است، شاهد بوده ايد كه نزديكترين آنها در جريان فتنه 88 بود.

 كيهان با رصد كردن حركات دشمن و مراجعه به فرمول شناخته شده آنان، تمامي مراحل فتنه 88 را قبل از وقوع پيش بيني كرده بود و همه آن مراحل بي كم و كاست به وقوع پيوست و اكنون، با توجه به مسير حركت «افراسياب» و مراجعه به فرمول بارها به كار گرفته شده از جانب اينگونه جريانات، پيش بيني كيهان آن است كه افراسياب ياد شده به زودي و شايد طي چند هفته آينده به حضرتعالي پيشنهاد مي كند كه آشكارا و بي پرده با دوستان واقعي خويش و جريان اصولگرا و حتي دو قوه ديگر اعلام مرزبندي كنيد! شايد هم تا به حال اين پيش بيني را ارائه كرده باشد! افراسياب از شما مي خواهد كه مثلا در يك مصاحبه و يا سخنراني و يا به هر شكل ديگري اعلام كنيد كه فقط خودتان هستيد و هيچ رابطه و پيوندي با ساير اصولگرايان نداريد، دوستان را به دشمني متهم كنيد و در يك كلمه خود را تنها در ميانه ميدان بدانيد! و....

آقاي احمدي نژاد عزيز! اگر به شما چنين پيشنهادي شد، آن را نپذيريد و چنانچه تاكنون اين پيشنهاد ارائه شده است، از انجام آن خودداري ورزيد. شما برخاسته از اصولگرايي هستيد و نه- آنگونه كه افراسياب ادعا مي كند- ايجاد كننده آن.
 افراسياب جدا كردن شما از دوستان واقعي و توده هاي مردمي را كه به آنان خدمت كرده ايد و مي كنيد، دنبال مي كند. نگارنده باتجربه اي كه دارد ترديدي ندارد كه پيشنهاد ياد شده به حضرتعالي ارائه خواهد شد.

 پس اين پيش بيني هشداردهنده را جدي بگيريد و بلافاصله بعد از ارائه آن پيشنهاد در هويت پيشنهاددهنده ترديد كنيد. شما برادر عزيز متعلق به مردمي هستيد كه دوستشان داريد و دوستتان دارند.
پس؛
چو به گشتي طبيب از خود ميازار
چراغ از بهر خاموشي نگه دار.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 جزئیات خواندنی ماجرای میکونوس بعد از 14 سال
 

دادگاه میکونوس را می توان به معنای واقعی یک «بحران سیاسی» در روابط ایران و غرب دانست که در زمان خود به ویژه روابط سیاسی ایران و آلمان را به سرد ترین درجه ممکن رساند. در ماجرای میکونوس، صادق شرفکندی، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در رستورانی به همین نام در ویلمرسدورف آلمان ترور شد.

هر چند درباره کلیات این حادثه اطلاع رسانی شده است ولی جزئیاتی وجود دارد که نگاه نزدیک تری از شب حادثه و پیامدهای سیاسی آنکه سال ها گریبان دو کشور را گرفت، به دست می دهد.

در آن زمان، سید حسین موسویان، سفیر ایران در آلمان بود و به همین دلیل، اشراف کاملی بر پشت پرده و جزئیات پرونده داشته است. وی، اخیراً در کتابی به نام «بررسی روابط ایران و آلمان» در فصلی مستقل به شرح دقیق بحران میکونوس و پیامدهای آن پرداخته است. در ابتدای این کتاب، مقدمه هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور وقت ایران به چشم می خورد.

با توجه به جالب بودن بسیاری از اطلاعات موجود در این فصل، آن را در این بخش نقل می کنیم. این کتاب توسط مرکز تحقیقات استراتژیک و در تیراژ محدود چاپ شده است:

در 17 سپتامبر سال 1992 ساعت 11 شب دو مرد مسلح که ماسک بر چهره داشتند وارد یک رستوران یونانی به نام میکونوس در منطقه ویلمرسدورف برلین شدند و اتاق پشتی رستوران را با اسلحه اتوماتیک یوزی و لاما ـ اسپیشال رولور به رگبار بسته و 4 مرد از جمله صادق شرفکندی دبیر کل تبعیدی حزب دموکرات کردستان ایران ـ حزبی سیاسی که در ایران رسماً منحل شده ـ را به قتل رساندند.

اتاق جلویی رستوران مملو از مشتریان عادی بود. اگرچه رستوران میکونوس اسمی یونانی داشت، در حقیقت یک رستوران تماماً ایرانی بود و تبدیل به پاتوق همیشگی چهره های ایرانی مخالف که به عنوان سازمان های چپ شناخته می شدند، گردیده بود.

در این زمان، مالک رستوران عزیز غفوری عضو سابق سازمان مارکسیست ـ لنینیستی به نام فداییان خلق میزی بزرگ در اتاق عقبی برای گروهی از میهمانان قرار داده بود که در زمان رخ دادن حمله، دور میز در حال استراحت و بحث های سیاسی پیرامون ایران بودند.

صادق شرفکندی هدف اصلی حمله، به همراه برخی از اعضا و نمایندگان حزبش به دعوت حزب سوسیالیست آلمان در حال دیدار از آلمان بودند. آن سال حزب سوسیال دمکرات آلمان میزبانی «کنفرانس سوسیالیست بین الملل» را بر عهده داشت. شرفکندی جانشین عبدالرحمن قاسملو شده بود که سه سال قبل در وین در شرایطی مشابه به قتل رسیده بود. سایر کشته شدگان عبارت بودند از فتاح عبدلی، از نمایندگان KDPI در اروپا، همایون اردلان نماینده حزب مزبور در آلمان، و نوری دهکردی مترجم. سایر اعضا گروه به شدت زخمی شده و صاحب رستوران خود بعداً در اثر جراحات وارده درگذشت.

شرفکندی کنار میز نشسته بود و بعد از تیر خوردن روی زمین افتاد. یکی از مهاجمان برای حصول اطمینان از مرگ وی، قبل از ترک صحنه یک تیر خلاص در مغز وی خالی کرده بود. پس از حادثه، رسانه های جمعی بلافاصله اتهام را متوجه مقامات ایران کردند و با هدف ایجاد ارتباط بین این واقعه و قتل قاسملو، سرویس امنیتی ایران را مجرم دانستند.

بعد از عملیات ترور مزبور، سرویس اطلاعاتی و جاسوسی خارجی بریتانیا MI6 به طرف آلمانی خود اطلاع داد که بنا به برخی منابع مطمئن، دو تن از عوامل قتل رهبران کرد، هنوز به احتمال قوی در آلمان هستند. این دو، اتباع لبنانی به نام های عباس رایل 26 ساله و یوسف امین 25 ساله بودند که معلوم شد در خانه احمد امین برادر یوسف (که در ایالت نورد راین وستفالن زندگی می کرد) پنهان شده بودند. ماموران آلمانی شبانه به منزل یورش برده، همه را بازداشت کرده و مقادیری پول خارجی یافتند. یوسف امین اولین کسی بود که اعتراف کرد. او محل اختفای اسلحه ها و اتومبیلی که با آن گریخته بودند را فاش ساخت. او همچنین آدرس و اطلاعات شخصی یک ایرانی به نام کاظم دارابی را نیز فاش کرد. دارابی سه روز بعد دستگیر شد.

معلوم شد سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای مدت بیست سال کاظم دارابی را تحت نظر داشته و مکالمات تلفنی او را گوش می کرده است. وی در سال 1983 در آستانه اخراج از آلمان بود که دولت آلمان نزد مقامات اداره مهاجرت پادرمیانی کرده و وی را قادر ساخت در آلمان بماند. دارابی قبلاً از رهبران فعال اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در ایران بود و از طرفداران انقلاب اسلامی به شمار می آمد. سرویس اطلاعاتی آلمان و دپارتمان جنایی پس از اینکه پای دارابی به ماجرا کشیده شد، ادعا کردند که قاتلان برای حکومت ایران کار می کرده اند و دارابی را متهم کردند که مسوولیت سازماندهی قتل ها را بر عهده داشته است.

اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی وی را جاسوس ایران توصیف کرد. نهایتاً، غیر از دارابی، یوسف امین، عباس رایل و دو تبعه لبنانی دیگر به نام های عطاءالله ایاض 27 ساله و محمد ادریس، متهمان پرونده بودند.

بنا به گزارش های مطبوعات، یکی دیگر از اعضای گروه مهاجم به نام فضل الله حیدر (معروف به ابوجعفر) موفق شده بود به لبنان بگریزد. روزنامه های انگلیسی همچنین انگشت اتهام را به سوی دولت ایران دراز کرده و تاکید کردند که موضوع فراتر از سرنوشت کاظم دارابی و چهار لبنانی دیگر است. به ادعای مطبوعات مذکور، دولت ایران راساً در قضیه مداخله داشته و این موضوعی بود که سیاستمداران در بن غیرقابل قبول می دانستند.

محاکمه متهمان توسط مقامات قضایی آلمانی در سال 1993 آغاز شد. در سال 1996 (1375) این دادگاه به جایی رسید که مستقیماً بر روابط ایران و آلمان اثر سوء نهاد. در روز جمعه 16 مارس سال 1996 (1375)، قاضی رییس دادگاه در برلین که از 28 اکتبر سال 1993 به استماع اتهامات و دفاعیات متهمان قضیه میکونوس پرداخته بود، احضاریه ای برای آقای علی فلاحیان که از سال 1989 وزیر اطلاعات ایران بود صادر کرده و وی را به عنوان مظنون به قتل ها به دادگاه فرا خواند.

این احضاریه که توسط دیوان عالی فدرال آلمان نیز تایید شد به درخواست دادستان کل آلمان «کی نهم» صادر شده بود. وی مدعی بود دلایل قطعی وجود دارد مبنی بر اینکه قتل ها با نظارت وزارت اطلاعات ایران صورت گرفته است. چند هفته قبل از وقوع قتل ها در سال 1992، علی فلاحیان در یک مصاحبه تلویزیونی در ایران سازمان کردی (که مقتولین به آن وابسته بودند) را به عنوان یکی از اهداف وزارتخانه خود برشمرده و  اعلام کرده بود وی آنان را در داخل و خارج از کشور تحت نظارت دارد.

دولت آلمان در سال 1995 تاکید کرده بود قصد مداخله در روند حقوقی و قضایی عادی مورد نظر و یا احضاریه را ندارد.
سیاست گفت وگوهای انتقادی بن با تهران به دنبال موضوع احضاریه، دچار ضربه سختی شد، این موضوعی بود که فضای سیاسی را ابری و تار ساخت.

 بعد از اینکه دادستان کل آلمان اعلام کرد اگر وی به آلمان وارد شود دستگیر شده و به دادگاه آورده خواهد شد، تهران تهدید به عمل متقابل کرد.

 در همین حال دولت آلمان تاکید مجدد نمود که موضوع احضاریه امری کاملاً قضایی است. با این حال روشن نبود چرا مقامات قضایی آلمان پس از دو سال و نیم از شروع دادگاه طوری وانمود کرده بودند که گویی اطلاعات جدیدی به دست آورده اند.

اگر چه از ابتدای حادثه میکونوس، مداوماً در آلمان این صدا به گوش می رسید که دستور قتل ها مستقیماً از وزارت اطلاعات ایران صادر شده است، اما هیچ سند و مدرکی برای اثبات آن در دست نبود. مهم این بود که متهم نمودن ناگهانی آقای فلاحیان و صدور احضاریه، پیرو کنفرانس بین المللی ضد تروریسم در شرم الشیخ صورت گرفت.

البته باید به یاد داشت که صدور حکم احضار یا جلب یک وزیر ایرانی در عمل بی تاثیر بود، چرا که آقای فلاحیان قصد دیدار از آلمان را نداشت و در هر صورت، اصل مصونیت دیپلماتیک نیز از وی در هر شرایطی محافظت می نمود.

این تحولات در تعارض با سوابق روابط عمیق دو کشور بود. تا این زمان، ایران و آلمان به روابط خوب خود افتخار می کردند.

از زمان امضای نخستین قرارداد تجاری و موافقتنامه دوستی میان ایران و دولت آلمانی پروس در سال 1875 میلادی، تبادل کالا و افکار میان دو کشور تقریباً بدون وقفه ادامه داشت. در سال 1995 بخش های صنعتی و تجاری آلمان مهم ترین شریک ایران به شمار می آمدند.

سیاستمداران آلمانی برای ایجاد وجهه و اعتبار برای بازرگانی کشور خود از هیچ چیز مضایقه نکردند. به علاوه، آلمان از رابطه خود با ایران در جهت گسترش نفوذ خود در منطقه مانند سایر قدرت های غربی منتفع شده بود.

پس از انقلاب اسلامی در ایران، وزیر خارجه وقت آلمان آقای هانس دیتریش گنشر آمادگی خود برای مذاکره با حکومت جدید ایران با هدف ممانعت از انزوای کامل دولت جدید از سوی غرب را آشکارا اعلان کرد. در حالی که ایالات متحده مداوماً در جهت انزوای کامل ایران می کوشید، وزیر خارجه بعدی آلمان کلاوس کینکل طرح گفت وگوی انتقادی را ارائه داد.

 سیاستمداران آلمانی در یک حرکت آشکار برای نشان دادن عزم خود به برقراری رابطه با تهران، در نخستین نمایشگاه پاییزه بعد از انقلاب در تهران، در مقایسه با سایر مقامات غربی حضوری چشمگیر تر داشتند.

با این حال، در سال 1995 علایمی از سر در گمی و ابهام در سیاست آلمان دیده می شد. دو سال قبل، بن یک سری موافقتنامه در زمینه استمهال بازپرداخت بدهی های ایران با تهران به امضا رسانیده بود، که این حرکت مخصوصاً با استقبال بانکدارهای آلمانی روبه رو شد. متعاقباً شرکت بیمه دولتی هرمس ضمانت معاملات با ایران را مجدداً در حدی محدودتر آغاز کرد.

آشکار بود تمایلاتی درون سیاست آلمان برای یک سیاست حداقل دو فاکتو با ایران به وجود آمده است.

 آلمان به تدریج به شکلی بیشتر از آنچه دولت آلمان رسماً تایید می نمود، رعایت سیاست های آمریکا را آغاز کرده بود. در نوامبر سال 1995، وقتی که وزیر خارجه آلمان کلاوس کینکل با انتقادات سختی در پارلمان روبه رو شد، اذعان نمود در چارچوب سیاست های داخلی آلمان، وی در زمینه استراتژی خود در قبال ایران با مشکلات فراوانی روبه روست که روز به روز هم افزایش می یابد.

پارلمان فدرال آلمان درخواست نمود که دعوت از دکتر علی اکبر ولایتی وزیر خارجه ایران لغو شود، اما دولت بن به طور ناگهانی «کنفرانس اسلام و غرب» (که از مدت ها قبل برنامه ریزی شده بود) را لغو کرد.

واضح بود که بخشی از این رخدادها ناشی از آن بود که ایران ترور اخیر اسحاق رابین را انتقام الهی دانسته و از آن استقبال کرده بود. با صدور احضاریه، وضعیت روابط ایران و آلمان دچار چنان چرخشی شد که کنترل آن برای آقای کینکل بسیار دشوار بود.

دکتر محمدی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران احضاریه صادره برای آقای فلاحیان را از طرف ایران رد کرده و آن را مغایر استانداردهای معمول در رفتار بین الملل و غیر قابل قبول خواند.

وی تاکید کرد هیچ مدرک معتبری که متضمن وجود ارتباط میان مقامات جمهوری اسلامی ایران با قضیه میکونوس باشد وجود نداشته و هدف اصلی پشت صحنه درخواست احضاریه از سوی دادستان کل آلمان، تبلیغات بین المللی و فشار وارده از سوی گروه ها و محافلی است که با ادامه روند روابط سازنده میان ایران و آلمان بر مبنای منافع ملی دو کشور مخالفند.

دکتر محمدی گفت: اینها گروه هایی هستند که مداوماً برای ایجاد مشکل در روابط ایران و آلمان تلاش کرده اند. بی شک پیشرفت سریع در تحقیقات منصفانه و دقیق در قضیه میکونوس منجر به آشکار شدن حقیقت و رفع اتهامات بی اساس علیه ایران خواهد شد.

وزیر دادگستری آلمان آقای کوبچ در نامه ای به قاضی رییس دادگاه برلین، خواستار آن شد که دادگاه از ارسال احضاریه برای وزیر اطلاعات ایران خودداری کند. قاضی نیز با دریافت این نامه اعلام کرد از احضار آقای فلاحیان به عنوان شاهد صرف نظر می کند.

روزنامه های آلمانی دی ولت و فرانکفورتر روندشاور گزارش کردند در نامه وزیر دادگستری آلمان به رییس دادگاه برلین تاکید شده است وزارت قصد ندارد از تهران برای احضار آقای فلاحیان درخواست کند.

گزارش ها افزودند: رییس دادگاه در نطقی اشاره کرد که در شرایط موجود وی، احضار آقای فلاحیان به دادگاه برلین را محتمل نمی بیند.

با این حال بعداً علل این حوادث روشن شد. در اوگوست سال 1996 (1375) شبکه جهانی بی بی سی گزارشی پخش کرد مبنی بر اینکه رییس جمهور سابق ایران ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برلین حضور و علیه مقامات ایرانی (که مدعی بود دستور قتل سه تن از رهبران حزب کرد در رستوران میکونوس را صادر کرده بودند) شهادت خواهد داد.

رادیو آزادی، رادیویی که توسط ایالات متحده در پراگ ایجاد شده، هفته بعد در بخش تاجیکی خود گزارش داد بنی صدر رهبر ایران، آیت الله خامنه ای و رییس جمهور رفسنجانی را به صدور دستور قتل کردهای موردنظر متهم خواهد نمود. آقای بنی صدر خواهد گفت وی مدارکی در اختیار دارد که این اتهامات را ثابت می کند.

در سپتامبر سال 1996 (1375) ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برلین حاضر شده و ادعا نمود وی شاهدی در اختیار دارد که قبلاً در استخدام وزارت اطلاعات ایران بوده و حاضر است به طور ناشناس شهادت دهد. بنی صدر ادعا نمود این شاهد اطلاعاتی دست اول در مورد مشارکت عالی رتبه ترین مقامات ایران در قضیه میکونوس دارد.

نا به مدارکی که ادعا می شد در اختیار فرد مذکور است، تصمیمات مربوط به ترورهای خارج از کشور در یک کمیته ویژه شامل مقام رهبری، رییس جمهور، وزیر خارجه و وزیر اطلاعات اتخاذ می شود. به ادعای مذکور، اعمال تروریستی تنها پس از تایید کمیته مزبور به اجرا در می آید. در حالی که این کمیته هیچ گاه وجود خارجی نداشته است.

دادگاه در جلسه در اواسط سپتامبر تصمیم گرفت در یک جلسه بسته به اظهارات فرد معرفی شده توسط بنی صدر که شاهد C نام گرفت، گوش فرا دهد.

رییس دادگاه دستور داد که بنا به ملاحظات امنیتی و خطری (که در صورت افشای هویت) جان شاهد را تهدید می کند، دادگاه باید به صورت غیر علنی و بدون حضور خبرنگاران تشکیل جلسه دهد و افزود: مقامات ایرانی تا همان موقع هم برای ساکت کردن شاهد تصمیم به قتل وی گرفته بودند.

قاضی همچنین به تمام اطراف درگیر در قضیه دستور داد کاملاً به موضوع ناشناس ماندن شاهد و محرمانه بودن موضوع توجه داشته باشند. در دادگاه، شاهد C که یک فراری از کشور بود ادعا نمود رهبران سیاسی ایران محرک وقوع قتل ها بودند.

وی در شهادت خود ادعا نمود: اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهوری ایران و علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه از نقشه ترورها مطلع بوده و اینکه رییس سرویس امنیتی ایران علی فلاحیان مسوولیت نظارت بر اجرای طرح های ترور را بر عهده داشته است.

 یکی از دادستانان به نام اشکل یوشکه بعداً گفت: شاهد مزبور برخی گمان ها را که تا آن زمان تنها در مرحله شک و تردید مانده بود، تایید نمود. با این حال، رفسنجانی رییس جمهور ایران در یک مصاحبه با مجله اشپیگل ادعاهای مطروحه در دادگاه برلین را بی اساس خواند و گفت: ما با هر نوع تروریسم مخالفیم.

در تاریخ 12 نوامبر سال 1996 (1375) دادستان آخرین نطق خود در دادگاه را ایراد نمود. دادگاه حدود سه سال به طول انجامیده بود و سه روز برای نطق وی در نظر گرفته شده بود که در آن دادستان به طور ضمنی به مسایل سیاسی حادثه، اشاره و تکرار نمود که دولت آلمان تلاشی برای تاثیرگذاری بر جریان دادگاه به عمل نیاورده است.

دادستان از واژه تروریسم دولتی استفاده کرده و ادعا نمود که مقام رهبری، آقای رفسنجانی رییس جمهور، آقای ولایتی وزیر امور خارجه و آقای فلاحیان وزیر اطلاعات ایران به عنوان اعضای کمیته ویژه مذکور در مورد اجرای ترور در خارج از کشور، در صدور دستور قتل های برلین مشارکت داشته اند. دادستان کل بدین ترتیب شواهد ارائه شده به دادگاه در مورد اینکه مقامات ایرانی در موضوع قتل مسوولیت داشته اند را معتبر دانسته بود.

به اظهار دادستان، مقام رهبری شخصاً مبتکر دستور اولیه اجرای طرح قتل ها بوده و تصمیم مزبور در کمیته ویژه ادعایی که گفته می شد رییس جمهور و وزیر امور خارجه نیز در آن عضو بودند به تصویب رسیده و اجرای تصمیم کمیته در زمینه قتل رهبران کرد به عهده عضو دیگر کمیته یعنی آقای فلاحیان قرار داشت.

 دادستان همچنین ادعا نمود کاظم دارابی، فرد ایرانی متهم به مشارکت در جنایت، رهبر گروهی بوده که عملاً اجرای قتل ها را بر عهده داشته است. دادستان کل به تفصیل در مورد اینکه چگونه متهم اصلی و افرادش مقدمات کار از جمله تهیه مدارک شناسایی جعلی و طرح نقشه فرار را آماده ساختند، توضیح داد. در جریان نطق دادستان، یکی از متهمین در نتیجه فشار روانی، دچار بیماری شده و لذا دادگاه موقتاً به تعویق افتاد.

نکته بسیاری اساسی، اهمیت موضوع شاهد فراهم شده توسط ابوالحسن بنی صدر (شاهد C که اتهامات دادستان بر اساس آنها بنا نهاده شده است) است. چرا که شاهد C در این مقطع تصمیم گرفت هویت خود را فاش سازد. وی خود را ابوالقاسم مصباحی 39 ساله معرفی کرد و تکرار کرد که وی قبلاً مسوولیت مهمی در وزارت اطلاعات ایران بر عهده داشته است.

 وی مدعی شد: از سال 1984 در جریان اقدامات سرویس امنیتی ایران در سفارت ایران در پاریس بوده است تا اینکه توسط مقامات فرانسوی اخراج شد. وی در اظهارات خود در دادگاه، به آزادی یک گروگان آلمانی در لبنان به نام رودلف کوردس از مدیران شرکت آلمانی هوخست، اشاره کرد.

مصباحی گفت: در دوره زمانی موردنظر، وی با مقامات آلمانی در خصوص آزادی کوردس مذاکره می کرده است و اینکه تهران در عوض آزادی کوردس خواستار آزادی برادران حمادی (که در آوریل سال 1988 به جرم هواپیماربایی به 13 سال زندان در آلمان محکوم شده بودند) گردیده بود.

 
مصباحی افزود: وی گفت وگوهایی نیز با ارهارد اپلر، هانس یوخن فوگل و هانس یورگن ویشنفسکی از معاونان حزب پارلمانی سوسیال دمکرات داشته است. رودلف کوردس تا سپتامبر سال 1988 در لبنان به صورت گروگان نگهداری می شد که پس از 600 روز اسارت آزاد شد. در سال 1993 عباس حمادی از زندان آزاد شد.

شهادت مصباحی نقش مهمی در روند دادگاه ایفا کرد، تا جایی که ادعای وی مبنی بر دخالت مقامات ایران در قتل چهار تن از چهره های مخالف کرد، دادستان را بر آن داشت برای نخستین بار در جریان بازپرسی از شاهد، از رییس جمهور ایران به عنوان ریشه قتل ها نام ببرد.

 این عقیده ای بود که در نطق پایانی دادستان نیز تکرار شد. این تحولات اعتراضاتی جدی در ایران را به دنبال داشت و سبب به راه افتادن تظاهرات مردم و روحانیون ایران در شهر قم گردید. گزارشاتی نیز در مورد تهدید به قتل دادستانان آلمانی از تظاهرات مزبور منتشر گردید. در هر حال منابع ایران اصرار می ورزیدند که شاهد C کسی نیست جز یک دروغگوی حرفه ای. در جریان دور دوم تحقیقات دادگاه از مصباحی، ترتیبات وسیع امنیتی به عمل آمد.

• پیامدهای دیپلماتیک
سفیر آلمان هورست بشمن در تاریخ 14 نوامبر سال 1996 (1375) به وزارت امور خارجه ایران فرا خوانده شد و مرتضی سرمدی معاون ارتباطات وزیر امور خارجه اعتراض شدید ایران را به وی ابلاغ نمود.

 مقامات ایرانی قویاً اتهامات نادرست و توهین آمیز مقامات قضایی آلمان را رد کردند. آقای سرمدی اظهار داشت: ایران معتقد است مقامات قضایی آلمان و دستگاه قضایی این کشور تحت نفوذ صهیونیست ها به مبارزه سیاسی کثیفی علیه جمهوری اسلامی ایران دست یازیده اند.

آقای سرمدی خطاب به سفیر آلمان گفت: تکرار اتهامات بی پایه و با انگیزه های سیاسی که در پروسه حقوقی و قضایی جایی ندارد علیه عالی ترین رتبه مقامات مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران توسط دادستان آلمانی نشانگر آن است که با سیاسی کردن دادگاه قتل چهار تبعه ایرانی و با تبعیت از منافع صهیونیست ها به اعتبار و وجهه دستگاه قضایی آلمان صدمه وارد آورده است.

سرمدی به سفیر آلمان خاطرنشان ساخت: اتهامات وارده علیه عالی ترین رتبه مقامات ایران بر اساس شهادت فردی بوده که خود در قضیه ربودن هواپیماها و سایر امور خرابکارانه و فعالیت های تروریستی علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران دست داشته و اینها جرایمی هستند که دادگاه های ایران مدارک مثبته آنها را از منابع تروریستی استخراج کرده و در اختیار دارند.

معاون وزیر خارجه ایران ضمن تاکید بر اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران تحت هیچ شرایطی حاضر به تحمل اینگونه اهانت ها نیست، افزود: روشن است که این نوع اقدامات خصمانه اثر ناخوشایندی بر روابط دو کشور خواهد گذاشت و مسوولیت عواقب آن بر عهده دولت آلمان است.
سفیر آلمان پاسخ داد: وی سریعاً دیدگاه های جمهوری اسلامی ایران را به دولت خود منتقل می کند. متعاقب آن در شهرهای مختلف ایران موجی از تظاهرات در اعتراض به آلمان رخ داد که در آنها مردم اقدامات اسراییل، آمریکا و دستگاه قضایی آلمان را محکوم نمودند. در تهران تظاهرات بزرگی در مقابل سفارت آلمان برگزار شد.

در یکی از تظاهرات عمده در شهر مشهد، هزاران تن از مردم عادی از تمام اقشار جامعه از توهین های وارده توسط دستگاه قضایی آلمان به مقدسات نظام اسلامی ایران ابراز انزجار کردند. تظاهر کنندگان که خیابان های مشهد، (از میدان شهدا تا حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) ) را پر کرده بودند، شعارهایی علیه ایالات متحده و اسراییل سر دادند و پلاکاردهایی مبنی بر ضرورت عذرخواهی مقامات آلمان از جمهوری اسلامی ایران حمل می نمودند.

وزیر خارجه ایران دکتر ولایتی که در جمع تظاهر کنندگان  مشهدی سخنرانی می کرد، اقدامات آنان را تایید کرده و آن را نشانه شهامت دینی مردم و احترام آنان به شعایر اسلامی توصیف کرد.

وی افزود: تا وقتی که این حساسیت نسبت به مقدسات اسلامی و دینی در مردم ایران وجود دارد، نظام و مملکت آسیبی نخواهد دید و دیگران جرات دخالت در آن را نخواهند داشت.

دکتر ولایتی در جمع تظاهر کنندگان علیه قوه قضاییه آلمان با اشاره به اصرار دولت آلمان مبنی بر اینکه کنترلی بر نظام قضایی ندارد، گفت: دولت هر کشوری باید در خصوص تمام مسایلی که رخ می دهد خصوصاً در ارتباط با موضوعات مربوط به روابط بین الملل بر پایه احترام متقابل، موضعی مسلط داشته باشد. این موضوع با استقلال قوه قضاییه منافاتی ندارد.

وی افزود: ایران مکرراً تاکید کرده روابط بین جهان اسلام و غرب باید بر پایه درک و احترام متقابل بنا شود. وی با اشاره به نارضایتی دولت آلمان از مشاهده صدمه خوردن روابطش با ایران تاکید کرد: ایران انتظار دارد مقامات آلمان برای جبران بی احترامی که به ایران شده، تلاش کنند. وزیر خارجه افزود که بی شک نفوذ صهیونیسم در پس پرده این اقدام دادستان آلمان در اهانت به مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران، نهفته است.

بنا به اظهارات دکتر ولایتی، هم زمان با اعلان نظر دادگاه آلمانی، یک مجله وابسته به صهیونیست ها نیز ادعاهای مشابهی را مطرح کرد که این نشانه ای است از ارتباط میان عمل دستگاه قضایی آلمان با نفوذ صهیونیست ها. با این حادثه روابط ایران و آلمان به وخیم ترین شکل خود پس از وحدت آلمان رسید.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390  |
 فرد فحاش به فائزه هاشمی بازداشت شد

دادستان کل کشور گفت فردی که به فائزه هاشمی فحاشی کرده بود بازداشت شد و پرونده ای در این باره بر علیه وی تشکیل شده است.

محسنی اژه ای افزود: "برخی از مقامات امنیتی نیز به دنبال سایر متهمانی هستند که به صورت خودسر امنیت اخلاقی جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند."

در روزهای گذشته انتشار فیلم فحاشیهای رکیک به فائزه هاشمی، فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باعث واکنشهای فراوانی در میان جامعه و نخبه گان شد. وزیر اطلاعات نیز از ارسال پرونده اشخاص خودسر به قوه قضائیه خبر داده بود.

 

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/12/17/168734_544.jpg
|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 دانشگاه آزاد فرقه انحرافي بهائيت را جزء اديان محسوب كرد

هر يك از دانشجويان دانشگاه آزاد كه براي اولين بار به صفحه شخصي خود در اين دانشگاه وارد شده و اطلاعات خود را ويرايش مي‌كند، در كنار محل تولد، محل صدور، وضعيت نظام وظيفه، استفاده از خوابگاه و وضعيت تأهل بايد دين خود را نيز قيد كند. 

اما نكته اصلي اينجاست كه برخي واحدهاي دانشگاه آزاد در كنار ادياني مانند اسلام، يهودي، كليمي، زرتشتي و مسيحي، نام فرقه ضاله و انحرافي بهائيت را نيز درج كرده و به نوعي آن را جزء اديان به شمار آورده است. 

اين در حالي است كه بهائيت جزء هيچ يك از اديان و فرقه‌هاي مذهبي نبوده و يك فرقه سياسي انحرافي ايجاد شده توسط رژيم سلطنتي انگليس است كه مأمن اصلي آنان نيز در حال حاضر در سرزمين‌هاي اشغالي است.

|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 نماد های فراماسونری

 
بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال 2012 م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همة نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید.



تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق می‌کردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک می‌نماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفی‌اش خواهم کرد، قرار است در سال 2012 م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همة اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرئت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است.

برج‌هاي تجاري مکه (ابراج البيت)، که در واقع بايد «شا‌خ‌هاي شيطان» خوانده شود، سرشار از نمادهاي ماسوني، بناي کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [1] [2] [3]

در سال 2012، که از ديدگاه فرقه‌هاي شيطاني شروع «نظم نوين دنيوي» است
ساختمان "ابراج البيت" به پايان مي‌رسد و کعبه چنين در سايه نمادهاي شيطاني قرار خواهد گرفت.

 
برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته، در نوع خود بزرگترین ستون اوبلیکس جهان است که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده است.

همة کسانی که تا یکی دو سال پیش در ایّام برگزاری حجّ تمتّع در رمی جمرات، ستون شیطان را سنگباران کرده‌اند، شکل ستون میانی خانة شیطان را به یاد دارند. ستونی چهارگوش که در انتها، نوک هرمی مشکلش خود را می‌نمایاند. این ستون همان ابلیسک است که امروزه به عنوان یکی از معروف‌ترین نماد فراماسونرهای جهان قابل شناسایی است.


 
میدان بزرگ رو به روی کاخ سفید در واشینگتن، میدان ساختمان بزرگ واتیکان، پاریس، لندن، برزیل و صدها نقطة دیگر جهان، نمونه‌هایی از این ستون را به نمایش گذاشته‌اند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونرها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است. در کشورهایی همچون ترکیه و مصر هم که برای مدّت‌هایی طولانی فراماسونرها زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشته و دارند، این نماد مقدّس ماسونی خود را می‌نماید. در ایران خودمان هم نمونه‌هایی از این ستون را تا سال 1357 قد برافراشته داشتیم.

 
برج ایفل در فرانسه و برج ساعت لندن دو نمونة فانتزی ابلیسک هستند که توسط معماران ماسونی ساخته شده‌اند. امّا ابراج البیت بر بلندای مسجدالحرام گوی سبقت را از همگان ربوده است. این برج‌ها، در خود بزرگترین ابلیسک جهان را در امّ القرای جهان اسلام جای داده‌اند؛ البتّه، با تخریب ستون خانة شیطان در رمی جمرات و جایگزین شدن دیوار عریضی به جای آن. این برج‌ها با ابتکار معمار معروف ماسون‌ها؛ یعنی آقای لرد فاستر قد برافراشتند تا هم پاسخی به اسائة ادب مسلمانان به شیطان در وقت تخریب ستون‌های خانة‌ شیطان در رمی جمرات باشد و هم جبرانی برای آن. فاستر تا کنون بیش از 200 برج ابلیسک در جهان طراحی و ساخته است. در واقع او معروف ترین معمار سازنده سازنده ابلیسک مورد نظر فراماسونرهاست. از اینجا، برج‌های مشرف بر مسجدالحرام و خانة کعبه با دو برج بزرگ دروازه‌ای شکل ساخته شد تا به همگان اعلام نماید نه تنها مملکت سعودی، بلکه خانة مقدّس مسلمانان جهان نیز در آغوش ما و تحت سلطة ماست.

ماجرای «دروازه‌ها» نیز جالب است. در مصر باستان در میان ساحران و پس از آن در میان کابالیست‌ها و فراماسونرها، دو ستون دروازه‌ای شکل بر پهنة زمینی شطرنجی (مانند کف‌پوش شطرنجی تمامی لژهای ماسونی) به عنوان دروازة ارتباط با جهان ماورایی ابلیسی شناخته می‌شدند. اعمال کثیف مانند توهین به مقدّسات و مناسک شیطان پرستان و جادوگران، باعث بودند تا امکان ارتباط انسان‌ها (یا همان جادوگران و ساحران) با نیروهای اهریمنی شیطانی و جنّی ممکن شود. امروزه اشرار یهود و فراماسونرهای درجة بالا و کابالیست‌ها برای ارتباط با نیروهای شیطانی و اعمال قدرت بر رقیبان و مخالفان و مبارزة بی‌امان با انسان و ادیان در مناسک ویژه، از صفحات شطرنجی و دروازه‌ها و ستون‌ها بهره می‌برند.
 
چند سال قبل، در سفری به فرانسه، در منطقة مدرن و نوساز پاریس، بنای رفیع دروازه‌ای شکل شیشه‌ای را ملاحظه کردم. البتّه شما هم از دیدار نمونة کاملی از آن بی‌نصیب نمانده‌اید. طیّ سه چهار سال اخیر دو نمونة بزرگ از برج‌های دروازه‌ای شکل شیشه‌ای را در حاشیة ‌غربی بزرگراه مدرّس ساخته‌اند. بر تپّه‌های معروف عبّاس آباد. جالب اینجاست که در این دروازه‌ها که از اتّفاق، دولتی هم هستند، هرم معروف چشم جهان‌بین All seeing eye را هم ساخته‌اند. این واقعه را به حساب هر کس می‌خواهید بگذارید با خودتان. به هر روی نمادها و نمادسازها کار خود را می‌کنند. بگذریم!


از «شاخ‌های شیطان» قد برافراشته بر فراز مسجدالحرام می‌گفتم. بخش انتهایی و بالای دو بال این بنا که ابلیسک بلند مزیّن به ساعت بزرگی را در خود جای داده‌اند، به شکل بخش انتهایی بال‌های خفّاش ساخته شده‌اند.

قابل ذکر است این برج بزرگ در 72 طبقه برکشیده شده است. با توجه به حرکت های نمادین فراماسونرها انتخاب عدد 72 که به عنوان عدد قدرت نزد کابالیست ها شناخته می شود قابل توجه است. از نظر آنان 72 تعداد شیاطینی هستند که (نیروهای جنی) حضرت سلیمان (ع) آنان رابرای ساختن معبد بزرگ در خدمت آورده بود. جز این افتتاح برج در 21 دسامبر 2012 نیر قابل توجه است. زیرا از نظر فراماسونرها و گردانندگان سازمان های مخفی در این روز که معروف به روز شیطان است از طریق ابراج البیت سایه این بنای شیطانی بر روی کعبه خواهد افتاد.

بد نیست بدانید که در ادبیّات مسیحی، شیطان در شمایل حیوانی با بال‌های خفّاش، پاهای شیر و سری چون سر قوچ به تصویر کشیده می‌شود. این نماد را در بسیاری از فیلم‌های هالیوود و از جمله امگا کد 2 می‌توانید ببینید. گوییا که معمار صاحب سبک این برج‌ها می‌خواهد به همگان القاء کند که بال‌های شیطان مسجدالحرام را در خود گرفته‌اند. در واقع، رمی و سنگباران معکوس از بلندای مسجد آغاز شده است. سنگ‌های پنهانی نیروهای اهریمنی بر سر و روی حجّاج طواف کننده و عمره گزاران. امواج منفی شیطانی که جان مسلمانان را هدف تیرهای زهراگین می‌سازد. بسیاری از محقّقان بر این باورند که، انفجار دو برج نیویورک در یازده سپتامبر، در واقع، حاصل پروژة انفجار دروازه‌ای بود که در آن زمان و مکان خاص و البتّه از نظر فراماسونرهای نشسته بر اریکة قدرت سازمان‌های مخفی، راه ورود نیروهای شیطانی را بیش از پیش در زمین و در صحن حیات اجتماعی ساکنان زمین هموار ساخت.

 
چنان که عرض کردم، قرار است این بنا و بال‌های شیطانی‌اش در سال 2012 م. افتتاح شود.

از نظر فرقه‌های شیطانی و طرّاحان نظم نوین جهانی، سال 2012 م. سال شروع نظم نوین دنیوی است. در این سال کعبه در سایة نمادهای شیطانی ابراج البیت قرار خواهد گرفت.

افتتاح برج در 21 دسامبر 2012 م، ارتباط این برج را با فاجعة پیش‌بینی و اعلام شده توسط غربی‌ها در سال 2012 م. نشان می‌دهد. در آثار متعدّد و فراوانی که طیّ سال‌های اخیر دربارة فاجعة جهانی در سال 2012 م. ساخته شده و پهنة وسیعی از سینما و حتّی مستندات تلویزیونی آمریکایی و اروپایی را اشغال کرده، این سال را سال ظهور مسیح دجّال یا همان مسیح دروغین اعلام کرده‌اند. عدد 11، عدد مقدّس فراماسونرهاست. قراینی حکایت از این دارد که سران مجامع مخفی، کمر همّت بسته‌اند تا با زمینه‌سازی ذهنی و تبلیغات گسترده، وقوع حوادثی در ابعاد جهانی را در سال 2012 محتوم، مقدور و پیش‌بینی شده معرّفی کنند. هم اینک در اثر ساخت مجموعه‌هایی از مستندات تلویزیونی، میلیون‌ها نفر در آمریکا و اروپا چشم به این سال دوخته‌اند و با نگرانی روزها را می‌شمارند. آنها حتّی به مردم القا کرده‌اند این تاریخ و واقعة مصیبت باری که بخش عمده‌ای از جهان را نابود خواهد کرد، توسط اقوام مایا و توسط پیش‌گویانی چون نوستر آداموس که از اتّفاق خودش در زمرة کابالیست‌ها است، پیش‌گویی شده است.

 
آنچه برای ما مسلّم است، آن است که، غرب و سران مجامع مخفی شیطان‌پرست و فراماسونر که اداره و کنترل جهان را عهده دارند، برای اجرای آخرین بخش از پروژة نظم نوین جهانی یا همان جهان تک حکومتی شیطانی، عجولانه در پی نمادسازی و اقدام پیش‌دستانه‌اند و با مدد گرفتن از نیروهای غیر ارگانیک، ماوراء الطّبیعه‌ای ابلیسی و جنّی، خود را مهیّای اقدامی در ابعاد جهانی برای نابودی مستضعفان و اسلام کرده‌اند.

مسیحیّت و سایر مذاهب محرّف در این میان جایگاهی ندارند؛ زیرا مسیحیّت و کانون‌های بزرگ مسیحی و از جمله کلیسای کاتولیک تمام عیار در اختیار همین کانون‌های قدرت است و سران این کانون به ظاهر مذهبی از اعضای اصلی مجامع مخفی‌اند و بازیگران بخش‌هایی از سناریوی طرّاحی شده هستند.

حساب مستضعفان مسیحی و روحانیان مستقل را باید از این کانون جدا دانست.
تنها اسلام، مسلمانان، کعبه و بزرگترین کانون شیعی؛ یعنی ایران اسلامي است که به عنوان مزاحم و آخرین بازمانده‌های دینداری در برابر مجامع مخفی و کانون‌های قدرت شیطانی ایستاده است.

 

سازندة فیلم 2012 م. در فیلمش و در هنگام به تصویر کشیدن فاجعة جهانی، نشان می‌دهد که همة بناها و کانون‌های مذهبی مسیحی، بودایی و غیره منهدم و از بین می‌رود، امّا، ‌همو از ترس اعتراض و عکس العمل مسلمانان از به تصویر کشیدن ویران شدن کعبه خودداری کرده بود.

بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال 2012 م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همة نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید. هر کس می‌تواند به اقتضای گرایش و حسّاسیت خود به نوعی و از وجهی به ابراج البیت بنگرد.

این بنا، مسجدالحرام،‌ کعبه و طواف را تحت الشّعاع خود قرار می‌دهد. برج اصلی با ارتفاع 595 متر در کنار شش برج بزرگ مسکونی، که جملگی متعلّق به «مجموعة بن لادن» هستند. حتّی اجازه نمی‌دهد شما تصویری از مسجدالحرام، گلدسته‌ها و پهنای آسمان داشته باشید.

سازمان جهانی و از جمله یونسکو، در حالی چشم خود را بر این هیکل ابلیسی بسته‌اند که برای ثبت ابنیة تاریخی در ایران مانند میدان بزرگ امام در اصفهان، شرط خود را کوتاه شدن و تقلیل طبقات برج جهان نما در حاشیة میدان اعلام می‌کنند.

سکوت سازمان‌های جهانی بی‌وجه نیست. آنها جملگی تحت مدیریّت سازمان‌های ماسونی عمل می‌کنند. یونسکو به عنوان یکی از بازوهای اصلی و فرهنگی فراماسونری جهانی قابل شناسایی است و رؤسای آن عمدتاً خود فراماسونر هستند، امّا سکوت سازمان‌های فرهنگی اسلامی در سراسر جهان اسلام و از جمله ایران توجیه پذیر نیست.

مدیران سازمان‌های مسئول میراث فرهنگی، در حالی از این موضوع مهم که به آیندة اسلام و ایران بستگی دارد، غفلت می‌ورزند که از ردّ و نشان ستون‌های تخت جمشید و لوح‌های گلی برای لحظه‌ای غفلت نمی‌ورزند و سرمایه‌های بزرگي را صرف برگزاری نمایشگاهی از این آثار در ایران و اروپا می‌کنند و گاه رؤیای جشن‌های بزرگ ملّی عید نوروز را در خرابه‌های پرسپولیس در سر می‌پرورند و همّت خود را مصروف آن می‌دارند. به قول شاعر من در این بحر تفکّر به کجا و تو کجایی؟

امّا از وجهی دیگر و مهم‌تر، پروژة 2012 م. که اینک «ایران اسلامی» را به دلیل رویکرد شیعی و ولایی‌اش از یک سو و «حرمین مکّه و مدینه» را از دیگر سو، چون یک سیبل در تیررس اهداف شیطانی خود قرار داده، به عنوان انتقام‌گیری شیطان از خدای ابراهیم و آل ابراهیم(ع) قابل شناسایی است. شجرة طیّبه‌ای که غرس شد تا از طریق بنی‌اسماعیل و اوصیای پیامبر آخرالزّمان، دین جهانی و حکومت جهانی مستضعفان در عرصة زمین مستقر شود اعلام پادشاهی جهانی بنی‌اسرائیل، اینک مشروط به در هم پیچیدن طومار آیین ابراهیم خلیل الرّحمن و «بنی‌اسماعیل» شده است.

ظهور کبرای امام عصر(ع) به منزلة تحقّق طرح آسمانی استقرار شجرة طیّبه‌ای است که با حضرت ابراهیم(ع) غرس شد تا در دولت کریمة آخرین فرزند این خانواده به برگ و بار بنشیند. ابراج البیت و پروژة ساختن شهرکی مسیحی‌نشين در مکّه که به بهانة آشنا ساختن غیرمسلمانان با اسلام در حال شکل‌گیری است، اوّلاً؛
  • جغرافیای حرم را در هم شکسته و این قلعة بزرگ فتح نشدنی را مورد تعرّض و تجاوز اجانب و غیرمسلمانان قرار می‌دهد. پایگاهی که تاکنون در تصرّف در نیامده و حتّی از آسمانش هیچ هواپیمایی امکان گذر ندارد تا چه رسد به اینکه غیرمسلمانان در آن سکنا گزینند یا جرئت دست‌اندازی به مسجدالحرام را پیدا کنند؛
  • این برج‌ها سایة خود را بر مسجدالحرام می‌افکنند و تمامی آداب، مناسک صرفاً معنوی و آسمانی را تحت الشّعاع خود قرار می‌دهد. تأثیرگذاری بر امواج و تشعشعات روحانی و معنوی مسجدالحرام و بی‌اثر ساختن یا حدّاقل تضعیف این تشعشعات از طریق ابلیسک شیطانی در زمرة دومین هدف پنهانی فراماسونری جهانی شیطان‌پرست قابل شناسایی است؛
  • دست‌اندازی جنود ابلیسی در سال‌هایی که به ظهور می‌انجامد و وارد کردن خسارات بزرگ مادّی و معنوی به «انسان‌ها و ادیان»، در گرو حذف موانع باز دارنده است؛
  • حذف نمادهای بزرگ، مردان بزرگ و تحریف مناسک و آیین‌ها، به تدریج همة سپرهای حفاظتی بشر را که مانع از نفوذ و دخالت جنود شیطانی است، از بین می‌برد تا بشر در بی‌پناهی تمام آماج تیرهای مستقیم شیطانی و جنودش شود؛
  • توسعة مراسم و مناسک شیطان‌پرستی و رواج فرقه‌های ضدّ دین و شیطانی، بر کشیدن نمادهای فراماسونری در اقصانقاط جهان اسلام و به ویژه در اطراف اماکن مذهبی، همة سپرهای حفاظتی را از بین برده یا حدّاقل از میدان تأثیر امواج روحانی آنها می‌کاهد و بشر را بیش از هر زمان در برابر جنود ابلیس بی‌پناه می‌سازد؛

این همه، بر میزان القای خطوات و الهامات و وسواس شیطانی که منشأ همة آلودگی‌ها، گناهان و منکرات در انسان است، می‌افزاید.
ابتلای وحشتناک به غربزدگی مانع از درک این موضوع است. ابلیس و جنودش از طریق القا، الهام، وسوسه، تسریف و تزیین در مراحل اوّلیه انسان را برای انجام گناه تشویق می‌کنند، امّا در مراحل بالاتر با سلطه یافتن بر انسان‌ها، از آنها به عنوان آلت فعل خود بهره می‍‌جویند. سلطة شیطان بر انسان با طیّ مراتبی اتّفاق می‌افتد تا آنجا که برخی از انسان‌ها در عمل و نظر فرزند خواندة شیطان می‌شوند. از اینجا همة جوانان مسلمان جهان اسلام، مسلمانان عرب، فارس، ترک و سایر اقوام را برای مقابله با این دسیسه‌ها فرا می‌خوانم. آنها می‌توانند از طریق بمباران رسانه‌ای موج تبلیغاتی وسیعی را برای متوقّف کردن پروژه‌های غیر رحمانی در سراسر جهان اسلام به راه بیندازند.

جوانان غیور عرب زبان در عربستان، یمن، عراق، لبنان و شبه قارّة هند از توانمندی ویژه‌ای برای ایجاد این موج فرهنگی و رسانه‌ای برخوردارند.

رایزنان فرهنگی را، در صورتی که از مادّه و تبصره‌های اداری خلاص ‌شوند، سفیرانی مکلّف می‌شناسم تا ضمن رصد کردن طرح‌ها و توطئه‌ها، همة‌ اعتراض خود را در مجامع مذهبی، فرهنگی و حتّی سازمان‌های بین‌المللی اعلام و مواضع خود را آشکار سازند.

|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 علیرغم مخالفت مراجع تولید بخش دوم مستند انحرافی ظهور نزدیک است کلید خورد !

پس از انتشار و توزیع گسترده مستند جنجالی و انحرافی"ظهور بسیار نزدیک است" که با واکنش گسترده مراجع ، علما ، محافل علمی و حوزوی روبرو شد، شنیده های موثق حاکی است که با حمایت یک گروه خاص سیاسی قرار است مجموعه دوم این مستند نیز به زودی تولید و توزیع شود.

مستند "ظهور بسیار نزدیک است" با استناد به برخی روایات ضعیف السند ، برای برخی شخصیت های آخرالزمانی مانند سید خراسانی، شعیب بن صالح، سید یمانی، سفیانی و دجال ، مصادیقی یافته و مدعی شده که ظهور حضرت ولی عصر (عج) نزدیک شده است.

اگرچه مرتضی آقاتهرانی استاد اخلاق دولت از واکنش منفی رئیس جمهور به این مستند خبر داد اما اسفندیار رحیم مشایی روز یکشنبه گفت که چنین چیزی از احمدی نژاد نشنیده است.

 بر اساس این گزارش،برای تولید مستند جدید که فعلا "ظهور بسیار نزدیک است2" نامگذاری شده است استودیویی حرفه ای در تهران در نظر گرفته شده و قرار است از جدیدترین تکنولوژی های روز با امکانات فنی ویژه برای تولید آن بهره گرفته شود.

برای تولید این مستند جدید که پیش بینی می شود جنجال های دامنه داری را در پی داشته باشد، یک تیم تحقیقاتی مشغول به کار شده و می کوشند در مستند جدید به منتقدان سی دی اول پاسخ دهند و در این راستا از گفتگو با برخی کارشناسان همسو با خود نیز بهره برده اند و قرار است اینگونه القاء شود که مخالفان و منتقدان مجموعه شماره 1 ظهور بسیار نزدیک است، به دلیل منافع جناحی و گروهی خود به طور کل از ظهور امام زمان(عج) متضرر می شوند و به همین دلیل به مخالفت با این مستند برخاسته اند!

همچنین قرار است این مستند "ظهور بسیار نزدیک است2"  پس از طی کردن مراحل تهیه و تولید و با دو زبان فارسی و عربی در آستانه جشن های نیمه شعبان توسط موسسه فرهنگی "س" گسترده تر از سی دی اول توزیع شود.

  گفته می شود بیش از 2 میلیون سی دی "ظهور نزدیک است 1 " در سراسر کشور توزیع شده است؛ این در حالی است که بسیاری از مراجع ، علما و اندیشمندان باطل بودن و انحرافی بودن ادعاهای مطرح شده در این سی دی را گوشزد کرده اند.

 گفتنی است اخیرا برخی مسئولان این موسسه به همراه تهیه کنندگان مستند جدید با یکی از اعضای ارشد تیم مشایی که از دیگر چهره های حاشیه ای دولت محسوب می شود دیدار کرده و گزارشی از برنامه های خود را ارائه کرده اند که با حمایت این چهره سیاسی مواجهه شده است.
این چهره سیاسی با تاکید بر اینکه در این مسیر نباید از تخریب ها و مخالفتها ناامید و دلسرد شوید تصریح کرد:با استفاده از نظرات علما و کارشناسان بصورت مستدل و علمی و زبان امروزی به تبیین فرهنگ مهدویت بپردازید. در این زمینه ما حامی و پشتیبان شما هستیم چرا که دولت یکی از وظایف خود را ترویج فرهنگ مهدویت در جامعه می داند.
وی با بیان اینکه من این روزها از کلام مخالفان جز سفسطه و مغالطه چیز دیگری نمی یابم گفت: بجای اینکه از تلاش چند طلبه و دانشجو مومن و انقلابی که بچه های این نظام هستند تشکر کنند و اشتباهات احتمالی را گوشزد کنند با بد اخلاقی تمام شروع کرده اند به تخریب .

این چهره سیاسی با بیان اینکه چه بخواهیم چه نخواهیم ظهور بسیار بسیار نزدیک است، گفت: این آقایان بجای اینکه افتخار کنند که در چنین زمانی واقع شده اند و از خداوند بخواهند امر ظهور هرچه زودتر محقق شود و تلاش کنند که درک ایام ظهور در دلها زنده تر شود مدام ساز مخالف زده و به یاس و نا امیدی دامن می زنند.
وی با اشاره به اینکه عده ای برای تخریب دولت و رئیس جمهور حاضرند دست به هرکاری بزنند مدعی شد: این افراد با دادن اطلاعات ناقص و غلط به مراجع و علما اینگونه القا کردند که این سی دی بیش از 10 میلیون توسط دولت تکثیر شده است. در صورتی که این فیلم به صورت خودجوش و مردمی تکثیر شده و دست به دست در بین مردم می گردد.

 وی با اشاره به اینکه اصلیترین ویژگی این مستند زنده کردن نام و یاد حضرت حجت در بین مردم بود افزود: مطمئنم اگر شعیب بن صالح را از این فیلم حذف کنیم برخی از این مخالفان به مدح آن خواهند پرداخت! مشکل این افراد احمدی نژاد است نه تحریف روایات و...!

|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 تخریب 5 مسجد شیعیان بحرین توسط رژيم دجآل "ال خلیفه"

 اين حادثه روز يکشنبه (21 فروردين) و يک روز پس از آن اتفاق افتاد که مقامات رژيم بحرين اذعان کردند که دو تن از مخالفان در زندان‌هاي اين رژيم کشته شده‌اند.

اين در حالي است که تخريب اماکن مذهبي به تاکتيک جديد دولت بحرين در راستاي تلاش‌هاي رژيم منامه براي سرکوب تظاهرات مردمي تبديل شده است.

تصاوير جديد ويدويي گوياي آن است که نيروهاي امنيتي بحرين به سوي خانه‌هاي مردم نارنجک گاز اشک‌آور پرتاب مي‌کنند.

مريم الخواجي، عضو مرکز حقوق بشر بحرين، روز شنبه (20 فروردين) در گفت‌وگو با شبکه پرس تي‌وي اظهار داشت، شمار بازداشت ‌شدگان حوادث اخير بحرين به 800 نفر رسيده است که از اين ميان 25 نفر زن هستند.

از آغاز ناآرامي‌ها در بحرين تا کنون ده‌ها نفر کشته و نزديک به هزاران تن مجروح شده‌اند. تظاهرکنندگان خواستار سرنگوني خاندان سلطنتي آل خليفه هستند.

کشورهاي عربستان سعودي، امارات متحده عربي و کويت نيز اواسط ماه مارس 2011 ميلادي سربازان خود را براي کمک به سرکوب گسترده قيام مردم بحرين، به اين کشور اعزام کرده‌اند.

عفو بين‌الملل و ديد‌بان حقوق بشر نيز رژيم بحرين و عربستان سعودي را به خاطر سرکوب‌هاي خشونت‌آميز معترضان بحريني محکوم کرده است.

همچنين، سازمان پزشکان بدون مرز روز پنجشنبه (18 فروردين) تائيد کرد، نيروهاي دولتي بحرين پس از آن که مجروحان به مقامات مراکز پزشکي اعتماد کرده و هويت خود را براي آن‌ها آشکار مي‌کنند و مي‌گويند در پي شرکت در تظاهرات مجروح شده‌اند، به بيمارستان‌ها حمله و آنان را بازداشت مي‌کنند.



مسجد مدينه خمد پيش از تخريب



مسجد مدينه خمد پس از تخريب
|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 دروازه قرآن» و نمادهای اُبلیسک در شیراز

در سال‌های اخیر، در دو سوی بنای کهن دروازه قرآن دو بنای جدید احداث شده که به‌کلی این نماد کهن اسلامی را تحت‌الشعاع خود قرار داده. در مدخل کنونی شیراز، در فاصله‌ای اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون پلیس راه شیراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابلیسک احداث شده. ابلیسک‌های سه‌گانه فوق بسیار شبیه به «برج روسیه» Russia Tower است.


دو نمونه از کاربرد «ابلیسک» را می توان در معماری ساختمان جدید مجلس و ساختمان مؤسسه مالی و اعتباری قوامین، واقع در میدان آرژانتین و مشرف بر مصلای تهران،دید. و حال دو نمونه عجیب در شیراز آشنا شدم.


در دو دهه اخیر در دروازه شمالی شیراز تغییراتی انجام گرفته. در پی این تغییرات، دروازه قرآن کارکرد دینی دیرین خود را از دست داده و به یادمانی صرفاً تاریخی- نمایشی بدل شده. بزرگراه شیراز به اصفهان از کنار این دروازه می‌گذرد نه از زیر آن. به عبارت دیگر، برخلاف گذشته، گذر از زیر دروازه قرآن زائران و مسافران را متبرک نمی‌کند. در بازسازی جاده «تنگ الله اکبر»، محل وقوع دروازه قرآن، تمهیدی برای حفظ سنت کهن شیعی دروازه قرآن، آن‌گونه که آل‌بویه اندیشید و بنیاد نهاد، اندیشیده نشده. این درست است که احداث بزرگراه در زیر دروازه قرآن ممکن نبود، و به آن آسیب می‌رسانید، ولی یافتن راهکاری برای حفظ این سنت دینی ممکن بود. می‌شد دروازه‌ای بزرگ‌تر، در محلی دورتر، احداث کرد که همان سنت را با بزرگ‌راه‌های جدید انطباق دهد. چگونه ممکن است با هزینه‌های سنگین در همین منطقه نمادهای ابلیسک ساخت، چنان‌که در سطور بعد خواهیم دید، ولی تمهیدی برای حفظ سنت «دروازه قرآن» نیندیشید؟



«راشیا تاور» را همان لرد فاستر تیمس بنک (سِر نورمن فاستر)،  معمار و ماسون بلندپایه، در «مرکز تجارت جهانی» مسکو،  می‌سازد؛ همان که بازسازی مکه را به دست گرفته و نمادهای سه‌گانه ابلیسک را از مناسک «رمی جمرات» (سنگباران شیطان) در حج حذف کرده است. بنای راشیا تاور در سپتامبر 2007 با دو میلیارد دلار بودجه آغاز شده و در سال 2012 به پایان می‌رسد. راشیا تاور 648 متر ارتفاع دارد و بلندترین برج دنیا خواهد شد. زبان فرقه‌های رازآمیز و شیطانی زبان نمادها و اعداد است. در این زبان، سال 2012 سالی خاص و «مقدس» است. آنان معتقدند که در ساعتی معین از روزی معین از سالی معین (ساعت 11:11 صبح 21 دسامبر 2012) «نظم نوین دنیوی» Novus ordo seclorum آغاز خواهد شد.

ابلیسک‌های سه‌گانه مدخل کنونی شیراز کپی کامل «راشیا تاور» لرد فاستر است در حدی که ماکتی از آن جلوه می‌کند. به تصاویر زیر بنگرید:


ابلیسک «راشیا تاور» (برج روسیه) لرد فاستر در «مرکز تجارت جهانی» مسکو
ابلیسک‌های سه‌گانه شیراز ماکتی از آن است.


ابلیسک های سه‌گانه مدخل کنونی شیراز (شمال دروازه قرآن)


در سال‌های اخیر، بهائیان با خرید یا ساخت خانه و مغازه در حد فاصل ابلیسک‌های فوق تا دروازه قرآن عملاً کلنی‌های بسته‌ای را در این منطقه تشکیل داده‌اند.

ماجرا تمام نشده. در جنوب دروازه قرآن بنای عظیم و عجیب دیگری در دست احداث است به‌نام «هتل بزرگ شیراز». این هتل بر صخره‌ای عظیم بنا می‌شود و به‌کلی دروازه قرآن را تحت‌الشعاع نمای حجیم و زشت خود قرار داده است. احداث این بنا، به عنوان هتل، بر صخره سنگی فاقد توجیه اقتصادی است زیرا هزینه گزافی می‌طلبد؛ و از نظر اصول شهرسازی و معماری نیز فاقد هر گونه توجیه است. این یک اصل مسلم در شهرسازی است که بافت تاریخی شهر دست‌نخورده بماند و بناهای جدید، به‌ویژه با معماری چشمگیر، بناهای تاریخی را حقیر و کوچک نکند. یک نمونه مخالفت یونسکو با احداث برج مشرف بر میدان نقش جهان (میدان امام خمینی) در اصفهان است. به‌رغم این، نه یونسکو به احداث «هتل بزرگ شیراز» اعتراض کرد نه مقامات محلی با آن مخالفت کردند. احداث این بنا، اگر صرفاً از منظر شهرسازی نیز بنگریم، لطمه بزرگی است بر بافت تاریخی شهر شیراز.


 

|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 نفوذ معماری شیطانی فراماسونری در مسجد قدس تهران!
با ديدن مسجد قدس اولين سوالي كه تمام ذهنم را پر كرد اين بود كه چرا اين مسجد گنبد ندارند؟ نمي‌دانم شايد مشكل از من بود كه نام مسجد، گنبد را در ذهنم تداعي ميكرد؟ خودم را قانع كردم كه به قول معروف دنيا را نبايد سخت گرفت. اين هم براي خودش ابتكاري است. حتما كلي فكر بكر،نيرو و هزينه به كار رفته تا اين بنا با اين عظمت و زيبايي (!) اين‌جا قد علم كند.
 در نگاه اول به همه چيز شبيه است الا مسجد . بعضي ها مي‌گويند قبل از اتمام كار گمان مي‌كرديم كليسا مي‌سازند. عده‌اي هم فكر مي‌كردند اين بنا سر در مترو است. هرچند برايشان سوال بوده كه چرا اينقدر بي‌سر و صدا دارند اينجا مترو مي‌زنند.  بعضي‌هاي ديگر هم ...
خلاصه هيچ‌كس فكرش را نمي‌كرد روزي صداي اذان از اين ساختمان مثلثي به گوش برسد كه رسيد. درباره مسجدي واقع در سعادت آباد صحبت مي‌كنم؛ مسجدي به نام مسجد قدس.


 

 
 
حالا كه هر روز كليساهايي با فرم‌ها و اشكال مختلف ساخته مي شود ما مسلمين و بخصوص شيعيان چرا از قافله عقب بمانيم.
اما قضيه به همين‌جا ختم نشد.
نمي‌توانستم از اين حقيقت بگذرم كه " اولين چيزي كه نماي اين مسجد به ذهن تداعي مي‌كند، هرم‌هاي فراماسونري است."
 
قبلا شنيده بودم كه: فراماسونرها فوق‌العاده نمادگرا هستند و نمادهايشان در همه جاي دنيا ديده مي شود. فرقي نمي كند كجا هستي، در كشوري غربي يا كشوري مسلمان در خاورميانه، اگر كمي به اطرافت دقيق شوي ردپايي از نمادهاي ماسوني را مي‌بيني؛ از ابليسك و هرم گرفته تا پرگار و گونيا.
شنيده بودم كه هرم‌هاي فراماسونري در بازار مشهد صف كشيده‌اند!


 

 
 
شنيده بودم كه ورودي شهر شيراز ابليسك‌‌هاي سه‌گانه است. شنيده بودم كه ساختمان موسسه قوامين فراماسونري است.
 
شنيده بودم كه چشم شيطان در لوگوي شبكه خبر خودنمايي مي‌كند. شنيده بودم كه...آري! من همه اينها را شنيده بودم. عكسهاي‌شان را هم ديده بودم. حتي از هرم‌هاي اطراف حرم امام هم خبر داشتم.
 اما اعتراف مي كنم كه ديدن مسجدي تا به اين حد فراماسونري برجا ميخكوبم كرد؛ نفوذ فراماسونري – اين جريان شيطاني – تا قلب خانه خدا آن هم در شيعه خانه اهل بيت!


 
اتفاقا يكي از همين مساجد بسيار شبيه مسجد قدس بود: مسجد شاه فيصل در پاکستان که توسط شاه فیصل عربستان ساخته شده!
اين مساجد بيشتر آسماني اند يا شيطاني؟!
خدا بهتر مي‌داند!
خدا بهتر مي‌داند كه اين همه نشانه راسخ بودن آنها بر "باطل" خود است يا تشتت ما در "حق" خويش!
خدا بهتر مي‌داند تلاش شيطاني آنها بيشتر است يا ركود و واماندگي ما!
خدا بهتر مي‌داند علم شدن اينچنين بناهايي بوي خيانت مي دهد يا غفلت!
خدا بهتر مي‌داند...
|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
  دلایل رفع ادعای فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد

دلایل رفع فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد

در حدود 4 سال پيش كه مقاله ي « فراماسونري: دجال آخرالزمان » وارد فضاي مجازي وب شد، شايد تعداد مقالاتي كه پيرامون فراماسونري در فضاي مجازي وب وجود داشتند، به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد، اما به لطف خدا و ياري آقا امام زمان (عج) بعد از گذشت 4 سال، حدود 24500 صفحه ي اينترنتي در فضاي وب يافت مي شوند كه اين مقاله را در خود جاي داده و يا به آن لينك داده اند. در همان زمان نويسندگاني چون دكتر عبدالله شهبازي با انتشار مقالاتي چون ارتباط كابالا و مدونا و ...

فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد.

در حدود 4 سال پيش كه مقاله ي « فراماسونري: دجال آخرالزمان » وارد فضاي مجازي وب شد، شايد تعداد مقالاتي كه پيرامون فراماسونري در فضاي مجازي وب وجود داشتند، به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد، اما به لطف خدا و ياري آقا امام زمان (عج) بعد از گذشت 4 سال، حدود 24500 صفحه ي اينترنتي در فضاي وب يافت مي شوند كه اين مقاله را در خود جاي داده و يا به آن لينك داده اند. در همان زمان نويسندگاني چون دكتر عبدالله شهبازي با انتشار مقالاتي چون ارتباط كابالا و مدونا و ... تلاش كردند تا حرفهايي براي گفتن در زمينه ي فراماسونري داشته باشند. افرادي چون عبدالله شهبازي مطالعات زيادي در زمينه ي بهاييت انجام داده بودند، اما نتوانستند به جمع بندي مناسبي پيرامون فراماسونري و ماهيت حقيقي آن بپردازند. به همين دليل ماحصل نوشته هاي شهبازي، مقالات نازل و ضعيفي همچون ارتباط مدونا با كابالا، دماوند و فرقه هاي رازآميز، « دروازه ي قرآن » و نمادهاي ابليسك در شيراز بود كه نحوه ي نگارش و استناد آن ها حاكي از ضعف قلم نگارنده در زمينه ي فراماسونري داشت. تا آن جا كه براي مثال در مقاله ي دماوند و فرقه هاي رازآميز، شهبازي دماوند را يك ابليسك بزرگ مي داند، در حالي كه اين ادعا نشان مي دهد كه وي اطلاعات مناسبي پيرامون ابليسك ندارد. چرا كه ابليسك شرايط ويژه و سطح مقطع خاصي دارد و نمي توان هر بناي بلندي را ابليسك دانست. تصوير زير به خوبي گوياي اين مسئله مي باشد
:



بنابراين اين مسئله كه عبدالله شهبازي دماوند را يك ابليسك مي پندارد، نشان مي دهد كه هيچ سررشته اي از نمادشناسي فراماسونري ندارد. در واقع اگر ادعاهاي بي پايه ي شهبازي را در اين زمينه بپذيريم، بايد از اين به بعد گلدسته هاي مساجد، موشكهاي بالستيك و ... را نيز يك ابليسك بدانيم كه اين مسئله صحت ندارد و ابليسك سطح مقطع و انتهاي به خصوصي دارد.

اما به هر حال از آن زمان به بعد شهبازي به عنوان يك ماسون شناس مطرح گرديد و عده ي زيادي نيز همانند وي به نوشتن مقالاتي از اين دست پيرامون فراماسونري پرداختند. تا جايي كه مقالات ترجمه اي و تاليفي پيرامون فراماسونري، يك شبه وارد فضاي وب شدند، بدون اينكه مولفان آن ها مخاطراتي را كه ممكن است نوشته هاي خام و ناپخته به دنبال داشته باشد، در نظر بگيرند. در همان هنگام عده اي كه همواره به دنبال تخريب چهره ي نظام جمهوري اسلامي بودند، با استفاده از ضعف رسانه هاي رسمي، جهل و سستي مشاوران رييس جمهور و با استفاده از موج وبلاگي، از چند تصوير و چند مطلب بي اساس بهره برده و دولت را به فراماسونري جهاني مرتبط ساختند، حال آن كه هيچ دولتي در جمهوري اسلامي تا بدين حد مورد غضب فراماسونري جهاني واقع نشده بود.



اين مسئله تا زمان انتخابات ادامه يافت تا اين كه عبدالله شهبازي در زمان انتخابات، با توجه به دوستي و ارتباط قوي كه با ميرحسين موسوي داشت، شروع به اتهام زني به دولت و ساير اركان نظام جمهوري اسلامي كرد. با توجه به شهرتي كه عبدالله شهبازي به ناحق در زمينه ي ماسون پژوهي دست و پا كرده بود، (كه البته بخشي از اين شهرت كذايي به واسطه ي رخوت و سستي و بي مبالاتي وبلاگ نويسان مذهبي در استفاده ي كوركورانه و غير نقادانه ي مقالات شهبازي پديد آمده بود) وي از اين شهرت سوء استفاده كرده و از اين مسئله براي اتهام زني به دكتر احمدي نژاد بهره ي كافي را برد.



در همان هنگام، وبسايت « وعده ي صادق » و سلف آن يعني وبلاگ « اسلام حقيقي « به تأسي از رهبر معظم انقلاب كه تصميم گيري در زمينه ي انتخابات را به خود مردم واگذار فرموده بودند، از هر گونه تبليغ مستقيم پيرامون كانديداها خودداري كرده و تنها نكاتي كلي پيرامون رييس جمهور مهدوي بيان كرده بود. حتي فشارها و درخواست هاي خوانندگان محترم و فهيم وبسايت نيز منجر به تغيير اين رويه نشد تا اينكه وقايع پس از انتخابات رخ داده و گستاخي هاي جريان فتنه تا بدانجا ادامه يافت كه خطوط قرمز شكسته شد و ساحت مقدس امام حسين (ع) نيز مورد توهين جريان فتنه قرار گرفت. به همين دليل وبسايت « وعده ي صادق » نيز كه تا آن زمان به تأسي از متانت و بزرگوار ي رهبر معظم انقلاب از درج هر گونه مطلب جنجالي خودداري مي كرد، سكوت را بيش از اين جايز ندانسته و تلاش نمود تا ماهيت شوم جنبش سبز ماسوني را افشا نمايد.



از آن سو جريان فتنه انگيز جنبش سبز ماسوني كه خود را در معرض خطر مي ديد، به فرافكني پرداخته و از مطالب جهت دار عبدالله شهبازي، مهدي خزعلي و عنصر خودفروش خائن عليرضا نوري زاده استفاده كرده و با كنار هم قرار دادن مطالب مذكور و تصاوير ظاهراً مستند تلاش نمود تا دكتر محمود احمدي نژاد را به ارتباط با فراماسونري متهم نمايد.



گرچه در وبلاگ « اسلام حقيقي » به صورت مختصر به اين ادعا ها پاسخ داده شده بود، در اين مقاله تلاش مي گردد تا ماهيت واقعي اسنادي كه جنبش سبز به آن ها استناد مي كند، بر خوانندگان عزيز هويدا گردد. اينك به چند نمونه از مهمترين اسناد ادعايي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه مي پردازيم و اسنادي را كه اين ادعا ها را رد مي نمايند، در ادامه مي آوريم:


1 – تصوير آقاي احمدي نژاد در يك سخنراني در شهر مرند:



دكتر احمدي نژاد در حين نشان دادن علامت بوزقورد به استقبال كنندگان آذري شهر مرند.
تصوير فوق كه آقاي احمدي نژاد را در سفر استاني خود به آستان آذربايجان شرقي و در جمع استقبال كنندگان نشان مي دهد، جنجال هاي زيادي ايجاد نموده است
. علامتي كه در بالا توسط آقاي احمدي نژاد به استقبال كنندگان نشان داده مي شود، علامت بوزقورد (Bozqurd) يا « گرگ خاكستري » مي باشد كه يك علامت شناخته شده در بين آذري ها مي باشد. اين علامت كه ريشه در افسانه هاي تركي دارد، مورد توجه گروه هاي ناسيوناليت ترك زبان و حتي گروه هاي تجزيه طلب و افراطي آذري قرار دارد. در جريان سفر مذكور كه آقاي احمدي نژاد در جمع مستقبلين شهرهاي مختلف قرار گرفته بود، تعدادي از جوانان آذري شهرهاي آذربايجان اين علامت را به آقاي احمدي نژاد نشان دادند و به دليل ضعف مشاوران آقاي احمدي نژاد و عدم شناخت درست اين نماد از سوي آن ها، اين مشاوران به رييس جمهور گفتند كه اين علامت يك نوع سلام آذري است و بهتر است آقاي احمدي نژاد نيز به آنان اين علامت را در پاسخ نشان دهد. آقاي احمدي نژاد نيز در آن زمان اين علامت را به عنوان بوزقورد به جمعيت نشان دادند. جالب اينكه در آن زمان تصاويري از خبرگزاري ايسنا وجود دارد كه تعدادي از جوانان آذري شهر تبريز را در حال نشان دادن بوزقورد نشان مي دهد.



جوانان آذري در حال نشان دادن بوزقورد به آقاي احمدي نژاد.


اما رسانه هاي جريان فتنه در قبل و بعد از انتخابات، با به كار بردن حيله اي كثيف و ناجوانمردانه، تنها به درج تصوير آقاي احمدي نژاد پرداخته و ادعا كردند كه وي علامت دست شيطان يا دست شاخدار (Cornuto) را به جمعيت نشان داده است.



البته فرم ظاهري بوزقورد (Bozqurd) و دست شاخدار (Cornuto) تفاوت چنداني با هم ندارد. اما ديكشنري ويكيپديا نيز در همان صفحه ي مربوط به Cornuto، علامت بوزقورد را نيز ذكر كرده و معناي متفاوت آن را نيز بيان نموده است:







شباهت علامت گرگ خاكستري يا بوزقورد به علامت دست شاخدار (Cornuto).



تصوير زير نتيجه ي Search عبارت بوزقورد (Bozqurd) را در Google نشان مي دهد:




تصوير زير نيز علامت بوزقورد را در دست يك كودك آذري نشان مي دهد:


بوزقورد در دست كودك آذري.

البته در همان زمان، روزنامه هاي مختلف آذري زبان در داخل و خارج كشور نيز اين خبر را منعكس نمودند و حتي سايت مسدود شده ي « بازتاب » سابق نيز اين خبر را منتشر نمود. تصوير زير، خبر مذكور را در يكي ديگر از اين سايت ها نشان مي دهد:





نكته ي ديگر اين كه ماسون ها از علامت (Cornuto) در مكان هاي متعددي استفاده مي كنند. براي مثال به تصاوير زير توجه كنيد:




نماد Cornuto در دست جرج بوش و سایر روئسا


در تصاوير فوق ملاحظه مي فرماييد كه جرج بوش فراماسون، در مكان هاي متعددي از نمادهاي ماسوني بهره برده است. اين مسئله كه نماد مذكور ديگر به وسيله ي دكتر احمدي نژاد استفاده نشد نيز نشان مي دهد علامت نشان داده شده توسط وي ربطي به فراماسونري نداشته است، چرا كه اگر اين گونه مي بود، وي مي بايست اين علامت را در جاهاي ديگر نيز استفاده مي كرد.



بدين ترتيب نيز همان گونه كه ملاحظه فرموديد، علامتي كه آقاي احمدي نژاد با دست خود به جمعيت مستقبلين نشان داده است، علامت شناخته شده ي بوزقورد مي باشد و هيچ ارتباطي با فراماسونري ندارد. حضور اين علامت در دستان جوانان آذري در همان سفر قرينه اي است كه ثابت مي كند، علامت نشان داده شده نماد بوزقورد مي باشد.



البته اين حركت آقاي احمدي نژاد و ضعف مشاوران وي نيز به شدت مورد انتقاد مي باشد. چرا كه نشان دادن اين علامت توسط وي آن هم در زماني كه تمام حركات مسئولين جمهوري اسلامي ايران مورد توجه رسانه هاي بين المللي بود، موجب گرديد تا گرفتاري هاي زيادي براي وي پديد آيد. از سوي ديگر نماد بوزقورد مورد علاقه ي گروه هاي تجزيه طلب و پان تركيست هاي آذربايجان نيز مي باشد و استفاده از اين علامت توسط آقاي احمدي نژاد مي توانست سبب شود تا آن ها تصور كنند حركات افراطي آنان از سوي آقاي احمدي نژاد به رسميت شناخته شده است. بنابراين صحيح تر اين بود كه آقاي احمدي نژاد و مشاوران ايشان از استفاده از علايمي كه معني، گستره، ابعاد و تبعات آن را نمي دانند، خودداري نمايند. خوشبختانه چنين اتفاقي در بقيه ي سفرهاي استاني و سخنراني هاي آقاي احمدي نژاد تكرار نشد و رييس جمهور بعد از آشنا شدن با معاني گسترده ي اين نماد، از به كار بردن آن خودداري كرد، اما به هر حال بهتر بود از اول اين كار انجام نمي شد تا گزك به دست افراد مغرض داده نشود.



يكي ديگر از ايراداتي كه به آقاي دكتر احمدي نژاد و رسانه هاي دولتي مطرح است، اين است كه به جاي توضيح درباره ي اشتباه پديد آمده، تلاش كردند تا اين مسئله را به فراموشي بسپارند، و حتي خبرگزاري ISNA در مدت كوتاهي پس از انتشار اخبار مربوط به سفر استاني آقاي احمدي نژاد، عكس استقبال كنندگاني را كه از نماد بوزقورد استفاده مي كردند از متن خبر حذف كرد. حال آنكه اين برخورد غيرمدبرانه از سوي دولت و رسانه هاي دولتي موجب شد تا رسانه هاي معاند نظام از اين خلأ اطلاعاتي استفاده كرده و به غوغا و دروغ پراكني بپردازند.



در كل بايد گفت كه مسئله ي نشان دادن نماد بوزقورد از سوي رييس جمهور به مردم آذربايجان، اشتباهي بود كه نمي بايست از ابتدا شكل بگيرد. چرا كه اين اشتباه و كم كاري ها و اطلاع رساني هاي نامناسب بعد از آن موجب شد تا رسانه هاي معاند از آن سوء استفاده نمايند.



ذكر نكته اي بسيار مهم: پيشاپيش به خوانندگان عزيز متذكر مي شويم كه عكس آقاي احمدي نژاد در حين نشان دادن بوزقورد، مربوط به حضور وي در شهر مرند است، اما عكس جوانان استقبال كننده اي كه نماد بوزقورت را نشان داده اند، مربوط به شهر تبريز مي باشد. علت بيان اين توضيح اين است كه فتنه انگيزان جنبش سبز ماسوني كه در سفسطه و مغلطه استاد هستند، تصور نكنند مي توانند با بيان اين كه آقاي احمدي نژاد در يك عكس كت پوشيده است و در عكس ديگر كاپشن به تن كرده است، به كلي منكر توضيحات ارايه شده شوند. چرا كه عكس هاي مذكور مربوط به دو شهر مختلف استان آذربايجان شرقي مي باشند و به همين دليل آقاي احمدي نژاد در اين دو شهر لباس هاي مختلفي به تن كرده است.


ذكر يك نكته ي بسيار مهم: در تعدادي از وبلاگ ها نيز تصاوير زير ارايه شده و از آن ها به عنوان سند ماسون بودن احمدي نژاد نام برده شده است:




تصاويري كه ملاحظه فرموديد، هيچ ارتباطي با شيطان پرستي و فراماسونري ندارند و فراماسون ها از چنين علاماتي به صورت خاص استفاده نمي كنند. تصاوير مذكور در هر سخنراني ممكن است پديد آيند و هيچ نشانه و نماد خاصي را به همراه ندارند.



2 – نام خانوادگي قبلي رييس جمهور و ادعا درباره ي يهودي بودن آقاي دكتر احمدي نژاد: يكي ديگر از مسايلي كه از سوي سايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني تبليغ مي شود و تلاش مي گردد تا به وسيله ي آن، خدمات آقاي احمدي نژاد زير سوال رود، غوغا و جنجال پيرامون تغيير نام خانوادگي ايشان است. در اين سايت ها تصويري از صفحه ي آخر شناسنامه ي آقاي دكتر احمدي نژاد ارايه شده و پيرامون آن ادعاهايي مطرح گشته است:


تصوير صفحه ي آخر شناسنامه ي آقاي دكتر احمدي نژاد
.


مطابق اين تصوير، نام خانوادگي آقاي دكتر احمدي نژاد در ابتدا (سبورجيان) يا
(صباغيان) – تصاوير وضوح كامل ذدارند - بوده است و نام خانوادگي ايشان به احمدي نژاد تغيير يافته است. اين امر دستاويزي براي فتنه گران جنبش سبز ماسوني قرار گرفته و ادعا كرده اند كه فاميلي سبورجيان يك نام خانوادگي يهودي است و خانواده ي آقاي دكتر احمدي نژاد يك خانواده ي يهودي بوده اند كه به اسلام گرويده و نام خانوادگي خود را نيز تغيير داده اند.


اين ادعا اولين بار توسط دكتر مهدي خزعلي مطرح شد و وي كه همواره موضع خصمانه اي پيرامون دولت داشته است، تلاش نمود تا با ارايه ي ادعاهاي اينچنيني، دولت را بيش از پيش مورد تهمت و تخريب قرار دهد. اشاعه ي اين شايعه از سوي دكتر خزعلي و مصاحبه هاي متعدد و تخريبي وي با رسانه هاي بيگانه، حتي موجب گرديد تا پدر ايشان آيت الله العظمي ابوالقاسم خزعلي (دام ظله العالي) نيز به صورت علني اعلان نمايند كه دكتر خزعلي ديگر پسر ايشان نمي باشند و بدين ترتيب، دكتر خزعلي را از فرزندي خود خلع نمودند. البته چهره هاي ديگري نيز همچون عبدالله شهبازي كه به دليل دوستي با مير حسين موسوي، حقايق را زير پا گذاشته بودند، با وي همصدا گرديدند.



اما براي اين كه اين ادعاها مستند باشد، مقالاتي در اين زمينه نگاشته شده و تلاش گرديد تا در ضمن اين مقالات، چند وبسايت نيز به عنوان منبع و مرجع اين مستندات ارايه گردند. يكي از اين مستندات كه در نگاه اول نيز ممكن است محكم و قانع كننده به نظر برسد، معناي كلمه ي « سبور » در فرهنگ لغت اينترنتي « دهخدا » مي باشد. مطابق مطالب نوشته شده در وبسايت فرهنگ لغت اينترنتي « دهخدا » معناي كلمه ي « سبور » بدين شرح است:

« واژه ای عبری است (
סבור) به معنی تصور کننده، معتقد. سبورا (סבורא) به معنی فکر کننده و استدلال کننده و جمع آن سبورایم (סבוראימ) لقب مروجین تلمود است. (فرهنگ عبری- فارسی حییم) »



نگارنده ي اين مقاله به ديكشنري عبري – فارسي حييم دسترسي نداشته است. اما مطابق اصول الفباي عبري، به دليل عدم وجود ماركر تغيير دهنده ي تلفظ (Dagesh) در حرف (
ב)، تلفظ صحيح عبارت (סבור)، به نظر مي رسد كه (سوور : Savur) باشد. بنابراين تلفظ عبارت عبري مذكور نيز مطابق ادعاهاي ذكر شده به نظر نمي رسد.



اما حتي اگر توضيح فوق را ناديده بگيريم و بپذيريم كه تلفظ كلمه ي ذكر شده « سبور » مي باشد، باز هم نمي توان نتيجه گرفت كه عبارت « سبور » در فارسي با « سبور » در عبري هم معني باشد. براي مثال عبارت « دُرد » هم در تركي و هم در فارسي با تلفظ مشابه وجود دارد. اما « دُرد » در فارسي به معناي لجن يا ته نشين و در تركي به معناي عدد (4 : چهار) است. با اين اوصاف حتي وجود دو كلمه ي مشابه و داراي تلفظ يكسان در زبان هاي متفاوت، لزوماً به معناي اين نيست كه دو كلمه ي مذكور معناي يكسان دارند.


در واقع حاميان جنبش سبز ماسوني، در زماني كه ادعاها پيرامون يهودي بودن آقاي احمدي نژاد شدت يافته بود، خودشان كلمه ي « سبور » را به اين لغت نامه ي آنلاين اضافه كرده اند و جالب اينكه براي محكم كردن ادعايشان به اين لغت نامه ي اينترنتي لينك داده اند. حال آنكه كلمه ي « سبور » در فرهنگ لغت اصلي دهخدا وجود ندارد و اين كلمه و معناي آن توسط كاربران به آن اضافه شده است. به عبارت ديگر، آن ها خودشان كلمه را به لغت نامه اضافه كرده اند و خودشان نيز به كلمه اي كه خود اضافه كرده اند، استناد نموده اند!!! اين حركت مضحك، انسان را ياد اين ضرب المثل مي اندازد: « خود گويي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي!!! »


بنابراين اين سند جنبش سبز نيز عملاً ارزشي ندارد.


وبسايت هاي جنبش سبز، در اين ميان به روزنامه هاي « گاردين » يا « العربيه » نيز استناد كرده اند، اما جالب اين كه روزنامه ي « گاردين » در مقاله اي ديگر كه متعاقباً چاپ شد، ادعاهاي خود را پس گرفت. اين مقاله كه عنوان آن « احمدي نژاد ريشه ي يهودي ندارد. » مي باشد، به توضيح كامل درباره ي اصل و نسب آقاي دكتر احمدي نژاد پرداخته و حتي معناي كلمه ي « سبورجيان » ادعايي را « رنگرز » دانسته است. در اين مقاله، نويسنده اذعان كرده كه اين معنا با تحقيق در زادگاه دكتر احمدي نژاد و پرس و جو پيرامون شغل آبا و اجدادي خانواده ي ايشان كشف شده است. در واقع مطابق تحقيقات نويسنده ي مقاله، كلمه ي « سبورجيان » از شغل آبا و اجدادي خانواده ي آقاي احمدي نژاد كه رنگرز بوده اند، اقتباس گرديده است و اين شغل به صورت موروثي تا زمان پدر آقاي احمدي نژاد ادامه داشته است تا اينكه پدر آقاي احمدي نژاد به شغل آهنگري روي آوردند.



با توجه به مطالب ذكر شده در بالا درمي يابيم كه مطالب ادعايي از سوي سايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني كذب محض بوده و اين سايت ها در كمال نفاق و خباثت، مطالب دروغ را منتشر كرده اند تا دستاويزي براي حمله به نظام پيدا كنند.



3 – ادعاي مصاحبه با عمه ي يهودي آقاي دكتر احمدي نژاد: وبلاگ ها و وبسايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني، خبر مضحكي را بدين مضمون عنوان كرده اند:



« مدتی پیش نیز هم یکی از روزنامه های اسرائیل با زنی یهودی در اسرائیل مصاحبه کرد که خود را عمه احمدی نژاد معرفی کرده بود. »


در تصوير زير اين ادعا را در يك از وبلاگ هاي مذكور ملاحظه مي فرماييد:





اما اين خبر كذب محض بوده و صفحه ي مذكور مربوط به مصاحبه با يك نويسنده ي يهودي پيرامون مقوله ي نويسندگي مي باشد. تصوير صفحه ي مذكور را به زبان عبري ملاحظه مي فرماييد:


در تصوير زير، صفحه ي مذكور را در
Google Translate ملاحظه مي كنيد:





بدين ترتيب همانگونه كه ملاحظه فرموديد، خبر مذكور نيز دروغي بيش نبوده است
.



4 – دست دادن ماسوني دكتر احمدي نژاد با Larry King (مجري CNN): ادعاي مذكور نيز از سوي دشمنان نظام در وبسايت ها و وبلاگ هاي معاند مطرح شد و تصوير زير نيز به اين ادعا ضميمه گرديد:




اما اين ادعاي سخيف نيز به هيچ عنوان پايه و اساس درستي ندارد. زيرا:


1 – روش مذكور دست دادن يك روش عادي دست دادن بوده و اختصاص به ماسون ها ندارد. به همين دليل در مقاله ي مفصل « فراماسونري: دجال آخرالزمان » كه 3 سال پيش از مصاحبه ي دكتر احمدي نژاد با CNN منتشر شده و در آن علايم خاص و مهم فراماسونري مورد بررسي قرار گرفته بود، به هيچ عنوان به دست دادن فراماسونرها اشاره نشده بود، چرا كه اين روش دست دادن در ميان جمعيت عادي نيز رايج است و نشان دهنده ي ماسون بودن افراد نمي باشد. براي مثال به جستجوي عبارت « دست دادن: Shake Hand » در بخش Image وبسايت Google توجه فرماييد:







همانگونه كه در تصوير فوق ملاحظه فرموديد، افراد مختلف نحوه ي « دست دادن » گوناگوني را در برخورد با ديگران مورد استفاده قرار مي دهند. به همين دليل به هيچ عنوان نمي توان از دست دادن افراد پيرامون ماسون بودن يا نبودن آن ها نتيجه گرفت.



2 – در تصوير ارايه شده از دست دادن Larry King با دكتر احمدي نژاد، دستي كه انگشت شستش نزديك به تصوير است، دست مصاحبه كننده ي CNN است، نه دست دكتر احمدي نژاد. بنابراين حتي اگر Larry King به فرم خاصي دست داده باشد، نحوه ي قرار گرفتن شست دست آقاي دكتر احمدي نژاد در تصوير معلوم نيست كه بتوان از آن نتيجه اي گرفت.






با توجه به مطالب ذكر شده در بالا، درمي يابيم كه ادعاهاي مطرح شده در وبلاگ ها و وبسايت هاي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه نيز كذب محض مي باشد
.



البته در وبلاگ ها و وبسايت هاي جنبش فتنه گر سبز ماسوني ادعاهاي سخيف ديگري نيز از جانب جنايتكاراني همچون عليرضا نوري زاده، منشه امير و ... نيز مطرح شده است و در همين سايت ها افراد ديگري از نظام بدون ادله ي خاصي در زمره ي يهوديان قرار گرفته اند. اين ادعاها به قدري پوچ و خالي از استناد هستند كه ارزش بررسي كردن هم ندارند. به همين دليل از توضيح پيرامون آن ها خودداري مي نماييم. اما همانگونه كه گفته شد، ادعاهاي مذكور در حد ادعا مطرح شده اند و حتي مستندات دروغيني!!! كه در بالا مورد بررسي قرار گرفته اند را نيز به همراه خود يدك نمي كشند كه بخواهيم آن ها را مورد بررسي قرار دهيم. به همين دليل از اطاله ي كلام بيشتر در اين زمينه خودداري مي نماييم. در ضمن، مطالعه ي مقاله ي زير نيز به خوانندگان محترم وبسايت توصيه مي گردد:


البته ما اين را مي دانيم كه آن كساني كه چشم و گوششان بسته شده و بر قلب هايشان مهر خورده است، باز اين اسناد را نيز رد مي كنند. اما به اين اميد كه تعدادي از افرادي كه هنوز گوش شنوا دارند، اين مقاله را مي خوانند، آن را منتشر نموده ايم.



در پايان خاطر نشان مي شويم كه اين آخرين بخش از پرونده ي جنبش سبز ماسوني است كه در حال حاضر و در اين مقطع توسط نويسنده ي اين مقاله خدمت خوانندگان عزيز ارايه مي گردد و نويسنده حتي الامكان تلاش مي نمايد تا قلم خود را تا جايي كه ممكن است در اين زمينه نفرسايد و پتانسيل هاي عظيم وبسايت « وعده ي صادق » را صرف چانه به چانه شدن با سربازان پياده و ايادي فراماسونري جهاني ننمايد.



إن شاء الله خداوند متعال به همه ي مسلمين بصيرت و ايمان عطا فرمايد و شر دجال آخرالزمان را از سر مسلمانان رفع نمايد.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390  |
 درخواست یک گوسفند از دیکتاتور
 

به گزارش بی باک به نقل از آزادی نیوز، روز گذشته خبری در رسانه ها و پایگاه های مختلف یمنی منتشر شد که به صورت گسترده انتشار یافت و به پایگاه های خبری عرب زبان دیگر کشورها نیز رسید.

در این خبر آمده بود: چند روز پیش گوسفندی در یمن متولد شد که بر روی سر آن نوشته شده "إرحل" و این به معنی آن است که این بره گوسفند نیز خواهان برکناری ژنرال "علی عبدالله صالح" دیکتاتور یمن است زیرا لفظ "إرحل" بیشتر لفظی است که در شعار مخالفان رژیم دیکتاتور یمن که خواهان بر کناری وی هستند، به کار می رود.

در این مطلب رسانه های یمنی آمده: این لفظ نه تنها در یمن، بلکه در دیگر کشورهای عربی مانند تونس و مصر که ملت های آن به تلاش خود دست یافتند و انقلابشان به ثمر رسید، نیز به کار می رفت. اکنون در لیبی و بحرین و برخی دیگر کشورهای عربی نیز این شعار بر زبان قیام کنندگان است.

این مطلب در ادامه می افزاید: علاوه بر افکار عمومی جهان عرب، این روزها حتی حیوانات نیز خواهان رفتن و برکناری سران دیکتاتور جهان عرب هستند. نمونه آن این بره گوسفند است که در استان "الضالع" یمن متولد شد.

گفته می شود پس از انتشار این خبر، صدها تن از اهالی این استان به منزل صاحب این بره رفته تا آن را از نزدیک ببینند و از آن عکس بگیرند. تعداد زیادی از خبرنگاران و گزارشگران نیز با حضور در منزل صاحب این بره از آن گزارش تهیه کردند.

در همین راستا صاحب این بره گوسفند در گفتگو با خبرنگاران گفت: تاکنون ده ها تن از داخل و خارج یمن با بنده تماس گرفته و پیشنهاد خرید این بره را داده اند. قیمت های پیشنهادی بسیار خوبی هم داده می شود اما بنده تا به این لحظه تصمیمی در این باره نگرفته ام.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 احمدی نژاد در کرمانشاه
 
















 

 

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 نماز خواندن نظامیان آمریکایی
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 گنجی کنار خواننده لس آنجلسی
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 روایتی جدید از معشوقه های قذافی
 

این پرستار اوکراینی در ادامه تاکید کرد: قذافی در مجموع 6 پرستار اوکراینی داشت که تمامی آنها چند روز پیش به کشور بازگشتند. البته بر خلاف آنچه منتشر شده "گالینا کولوتنتسکا" پرستار اصلی قذافی اوکراینی نیست و یک زن صرب است که نامش هم "دراگا" است.

یک روزنامه روسی نوشت: به نظر می رسد پرستارهای اوکراینی که سالها برای قذافی کار می کرده اند همچنان به وی دلبستگی دارند چون هرگز نمی توانند از کنار هدایایی که دیکتاتور لیبی گرفته اند به سادگی بگذرند.

به گزارش خبرگزاری مهر، پیش از این رسانه های جمعی گفتگوهایی با "گالینا کولوتنتسکا" یکی از پرستاران مشهور قذافی انجام داده بودند که گفته می شد اوکراینی است اما اطلاعات جدید خلاف این ادعاها را ثابت می کند.

روز گذشته "اوکسانا بالینسکایا" یکی دیگر پرستاران اوکراینی قذافی که به تازگی لیبی را ترک کرده در گفتگو با روزنامه روسی "کومسومولسکایا گازتا" جزئیات تازه از زندگی دیکتاتور لیبی در اختیار قرار داد.
 

بالینسکایا و ساعت ایتالیایی هدیه گرفته از قذافی


وی در این باره اظهارداشت: هر سال در سالگرد رسیدن قذافی به قدرت در لیبی (ماه سپتامبر) تمامی کارمندان ساعت طلای ایتالیایی از وی هدیه می گرفتند که بر روی آن تصویر قذافی نقش بسته بود.

این پرستار اوکراینی در ادامه تاکید کرد: قذافی در مجموع 6 پرستار اوکراینی داشت که تمامی آنها چند روز پیش به کشور بازگشتند. البته بر خلاف آنچه منتشر شده "گالینا کولوتنتسکا" پرستار اصلی قذافی اوکراینی نیست و یک زن صرب است که نامش هم "دراگا" است.
 

یکی دیگر از پرستاران قذافی


بالینسکایا که دوسال پرستار دیکتاتور لیبی بوده درباره سفرهای هوایی پرطمطراق و پر تعداد قذافی هم اظهار داشت: به همراه هواپیمای اصلی حامل وی دو فروند هواپیمای دیگر نیز بودند که اولی حامل لباسها و اثاثیه وی بود و دومی خودروهای قذافی را حمل می کرد.

این پرستار اوکراینی که در اظهاراتش قذافی را "بابا" صدا می کرد، در ادامه افزود: زمانی که به نیویورک وارد شدیم بابا دستور داد به ما پول بدهند تا از فروشگاهها خرید کنیم.

وی همچنین شایعه بیماری قلبی قذافی را رد کرده و تاکید کرد: با وجود اینکه سن و سال قذافی بالاست اما همچنان از وضعیت سلامتی بسیار خوبی بهره می برد. قذافی گوشت شتر و گوسفند را دوست دارد و مانند تمامی مردم لیبی غذاهای ایتالیایی به ویژه پاستا را می پسندد.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 حضور زن مسلمان بریتانیایی در مسابقه ملکه زیبایی
 

بی.بی.سی. گزارش داد: یک مانکن مسلمان بریتانیایی که در رقابت برای انتخاب نماینده کشورش در مسابقه ملکه زیبایی جهان شرکت کرده در واکنش به انتقادهایی که علیه او صورت گرفته بود، از تصمیم خود دفاع کرد.

http://files.tabnak.com/pics/201103/201103300655123067.jpg
شانا بخاری می گوید مسلمانان در بریتانیا باید حق داشته باشند به میل خود به سبک غربی زندگی کنند
 

در صورتی که شانا بخاری موفق شود به عنوان ملکه زیبایی بریتانیا به مسابقه ملکه زیبایی جهان (Miss Universe) راه پیدا کند، اولین نماینده مسلمان بریتانیا در چنین رقابتهایی خواهد بود.

البته پیش از این هم در سال ۲۰۰۵ یک دختر مسلمان افغانی الاصل به نمایندگی از بریتانیا در مسابقه مشابهی تحت عنوان Miss World برای انتخاب ملکه زیبایی جهان شرکت کرده بود.
حماسه کوهستانی تا مرحله نیمه نهایی این مسابقه که در شهر سن یای چین برگزار شد، رسید.

خانم بخاری که ۲۴ سال دارد و ساکن شهر منچستر انگلستان است، می گوید از زمانی که به فینال مسابقه انتخاب ملکه زیبایی بریتانیا راه یافته، پیامهایی نژادپرستانه و توهین آمیز دریافت کرده است.

شانا بخاری می گوید که مسلمانان در بریتانیا باید حق داشته باشند به میل خود به سبک غربی زندگی کنند، اما گروههای مسلمان او را متهم به بی احترامی به اسلام کرده اند.

شانا که متولد شهر بلکبرن انگلستان است، بعد از اینکه تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع لیسانس به پایان رساند، به عنوان یک مانکن (مدل) تمام وقت شروع به فعالیت کرد.

او می گوید رویایش این است که تاج مسابقه ملکه زیبایی جهان بر سر او گذاشته شود، اما منتقدین به او گفته اند که با شرکت در این مسابقه علیه دین اسلام عمل کرده است.

شانا می گوید از شنیدن چنین نظراتی ناراحت می شود چون به اعتقاد او شرکت در این مسابقات او را به یک مسلمان بد تبدیل نمی کند.

http://files.tabnak.com/pics/201103/201103300655123501.jpg


جنجال بر سر تن کردن مایو

یکی از مسایل اصلی ای که باعث خشم بعضی از مسلمانان شده، این است که شانا در یکی از مراحل مسابقه باید مایو به تن کند.

محمد شفیق، از اعضای بنیاد رمضان که در زمینه ارائه مشاوره به جوانان مسلمان فعالیت می کند، یکی از کسانی است که با حضور شانا در مسابقه ملکه زیبایی جهان مخالف است.

او می گوید: "اسلام به صراحت مشخص کرده که زن باید در پوشش و لباس خود رعایت حجب و حیا را بکند و ما فکر نمی کنیم که پوشیدن مایوی دو تیکه کار درستی باشد."

آقای شفیق گفت که قبول دارد که زنان مسلمان باید حق داشته باشند، نوع پوشش و لباس خود را انتخاب کنند، اما اضافه کرد که به هر حال آنها باید به اصول اسلام احترام بگذارند، حتی اگر در جامعه غربی زندگی می کنند.

با این حال شانا می گوید که بیشتر مردم از او حمایت می کنند، از جمله خانواده اش در پاکستان.

او در عین حال تاکید کرد که تصمیم ندارد از بیکینی (مایو دو تکه) استفاده کند و به جای آن مایوی یک تکه و دامن سنتی سارونگ به تن خواهد کرد.

اما با این همه، سمیرا خواهر بزرگتر او اذعان کرد که اظهارات توهین آمیزی که علیه شانا صورت گرفته مایه نگرانی او شده است.

سمیرا گفت: "حالا چه خواهد شد، وقتی خواهرم در خیابان راه می رود باید منتظر پرتاب سنگ و آجر باشد؟"

http://files.tabnak.com/pics/201103/201103300655121447.jpg


واکنش شانا بخاری به انتقادات

اگر شانا در مرحله نهایی مسابقه ملکه زیبایی بریتانیا که اول ماه مه برگزار می شود، برنده شود نخستین زن مسلمانی خواهد بود که به عنوان نماینده بریتانیا به فینال جهانی این مسابقات که امسال در برزیل برگزار می شود، راه پیدا می کند.

او می گوید: "مردم دارند با استفاده از ابزار مذهب به من حمله می کنند. اما آیا واقعا مسئله مذهب است؟ یا اینکه حسودی می کنند که دختری قدم جلو گذاشته که نمی گذارد دیگران به او حرف زور بزنند؟"

مسابقه ملکه زیبایی جهان نخستین بار در سال ۱۹۵۲ برگزار شد.

عنوان ملکه زیبایی جهان در حال حاضر در اختیار شیمنا ناوارته از کشور مکزیک است.

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 ... جور کن نماینده مجلست میکنم!
 

این زن انگلیسی ایتالیایی که 25 ساله می باشد و سابقا یک متخصص دندان بوده است، نیکول مینتی نام دارد که گفته می شود زنانی را برای مهمانی های برلوسکنی جور کرده است.
 
آخرین نیوز: نخست وزیر جنجالی ایتالیا، سیلویو برلوسکنی به یک عضو شورای منطقه ای در ایتالیا قول داده بود که اگر برای فاحشه جور کند، کاری می کند که او وارد پارلمان شود.




به گزارش انتخاب ؛ برلوسکنی 74 ساله فردا به جرم داشتن رابطه ی جنسی با 33 زن در مهمانی ها، که شامل یک رقصنده به نام "کریمه المحروق" (رقصنده مراکشی 17 ساله)، محاکمه می شود.

این زن انگلیسی ایتالیایی که 25 ساله می باشد و سابقا یک متخصص دندان بوده است، نیکول مینتی نام دارد که گفته می شود زنانی را برای مهمانی های برلوسکنی جور کرده است.

وی در حال حاضر به دلیل نقشش در این رسوایی تحت بازجویی است.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری "انتخاب" ؛  در این نوار صوتی که پخش شده است، شنیده می شود که برلوسکنی "مینتی" را تمجید می کند و او را خیلی خوب و عشق صدا می کند.

وی می افزاید: من فقط چیزهای خوب در مورد تو می شنوم. در انتخاباتی که برگزار می شود تو به پارلمان راه می یابی!

هفته گذشته او در مصاحبه ای اعلام کرد  که ارزویش این است که وزیر خارجه ایتالیا باشد.

در این نوار صوتی که پخش شده است، برلوسکتی با "مینتی" در مورد بازجوییها و سن و سال "المحروق" (دختر 17 ساله مراکشی) صحبت می کنند.

برلوسکنی به مینتی می گوید: چیزی که اینجا مهم است این است که چندین نفر وجود دارند که می توانند شهادت بدهند که او گفته است که سن او متفاوتی از آن چیزی است که خودش گفته است.


همچنین ادعا شده است که برلوسکنی از قدرتش استفاده کرده و از پلیس خواسته است "این دختر را که به جرم دزدی در بازداشت بوده، آزاد کند"

 

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 علم الهدی:آل سعود یک غده سرطانی است
 

آیت الله علم الهدی آل سعود را یک غده سرطانی بعد از اسرائیل عنوان کرد و بیان داشت: ماموریت دولت سعودی تنها مسأله کشتار مردم بحرین نیست، ماموریت وسیع تر و گسترده تر دولت سعودی این است که یک تهاجم همه جانبه از چند کشور عربی علیه ایران به وجود آورده و جنگ بین مسلمانان ایجاد کنند.
آیت الله علم الهدی، آل سعود را یک غده سرطانی بعد از اسرائیل عنوان کرد و بیان داشت: مأموریت دولت سعودی تنها مسأله کشتار مردم بحرین نیست، مأموریت وسیع تر و گسترده تر دولت سعودی این است که یک تهاجم همه جانبه از چند کشور عربی علیه ایران به وجود آورده و جنگ بین مسلمانان ایجاد کنند.

http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/29-10-1389/IMAGE634311380576406250.jpg

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، آیت الله سید احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد، در خطبه‌های این هفته نماز جمعه این شهر، با اشاره به این‌که 20 فروردین مصادف است با فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر قطع رابطه با امریکا، اظهار داشت: 20 فروردین ماه 1359با فرمان امام خمینی(ره) ارتباط ایران و آمریکا قطع شد و این بزرگ‌ترین نعمتی است که باعث تداوم انقلاب اسلامی در در بیش از سی سال گذشته شده است.

وی با تأکید بر اینکه رابطه و مذاکره با آمریکا جایگاهی ندارد، یادآور شد: امام خمینی فرمودند‌«‌رابطه ما با آمریکا رابطه میش با گرگ است.»

آیت الله علم الهدی ابراز داشت: مگر می توان پذیرفت آمریکا به خاطر برخورداری از سفارت خانه در یک کشور از ناپاکی و جنایت دست بر دارد، آمریکا در عراق سفارتخانه داشت و در عین حال به این کشور حمله کرد و چندین سال ارزش انسانی را به باد چپاول و نابودی گرفت.

وی با تأکید بر این‌که ایران اهل گفت‌وگو و مذاکره است؛ اما نه مذاکره با دولت درنده‌ای همچون آمریکا‌ خاطرنشان کرد: نمونه بارز این درندگی آمریکا را امروز در بحرین شاهد هستیم و امرور بحرین مظهر جنایت آمریکا است.

امام جمعه مشهد با بیان این‌که در موضوع بحرین عمال سعودی لشکر آمریکا شده‌اند، تصریح کرد: اگر صحنه جنایت‌های عمال سعودی که لشکر آمریکایی شدند را با صحنه جنایات سربازان اسرائیلی در فلسطین مقایسه کنیم، تفاوتی در آن نمی بینیم زیرا آل سعود مأمور امریکا و حکومت دست نشانده آمریکا است.

وی با اشاره به این‌که امروز جنایتی که دولت سعودی می کند، تحقیر ملت عربستان است، بیان داشت: آمریکا سرباز لا اله الا الله گو را آورده تا برادر مسلمان خود را در بحرین به قتل برساند.

عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: بعد از ابوغریب و گوانتانامو، سومین زندان آمریکا در عربستان است و عمال سعودی انقلابیون بحرین را که دستگیر کرده به زندان آمریکای عربستان می برند.

وی با بیان این‌که اقدامات دولت سعودی در کشتار مردم بحرین سبب شده ماسک نفاق از این دولت کنار رود، ابراز داشت: امروز ثابت شده است که عربستان در عصر حاضر همان لشکر قریش در دوره صدر اسلام در احد و بدر است و مقابله ای که آن روز لشکر قریش با اسلام داشت امروز دولت سعودی همان مقابله را با دنیای اسلام دارد.

آیت الله علم الهدی آل سعود را یک غده سرطانی بعد از اسرائیل عنوان کرد و بیان داشت: ماموریت دولت سعودی تنها مسأله کشتار مردم بحرین نیست، ماموریت وسیع تر و گسترده تر دولت سعودی این است که یک تهاجم همه جانبه از چند کشور عربی علیه ایران به وجود آورده و جنگ بین مسلمانان ایجاد کنند.

وی با اشاره به وجه تمایز اتفاقات بحرین با سایر کشورهای عربی، ادامه داد: مسأله بحرین با همه نقطه های خیزش اسلامی تفاوت دارد. آل سعود و آمریکا می خواهند کشورهای عرب دست نشانده خود را هماهنگ کنند و بین مسلمانان جنگ برادر کشی راه بیندازند.

امام جمعه مشهد با بیان این‌که آمریکا جرأت تجاوز نظامی به کشورمان را ندارد و می داند در صورت این تجاوز، ایران به قبرستان سربازانش تبدیل خواهد شد از این رو در صدد ایجاد جنگ در منطقه است، افزود: آمریکا با این اقدام می خواهد ایران در حمایت از مردم بحرین به وسط میدان مقابله بیاید تا بتواند از این موقعیت برای نیل به اهداف استکباری اش استفاده کند که مصداق بارز این امر مذاکرات اخیر وزیر دفاع آمریکا با مسوولان عربستان و طرح مستقیم مسئله ایران است.

وی با انتقاد از عملکرد اتحادیه عرب در موضوع بحرین گفت: این اتحادیه در تمام خیزش‌های کشورهای عربی از مردم دفاع کردند؛ اما در قضیه بحرین لشکر‌کشی عربستان را تأیید کردند که این امر نیز نشان می دهد آنها نیز با آمریکا در یک مسیر گام بر می‌دارند.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به این‌که خوشبختانه مردم ایران بیدارند، ادامه داد: هر چه به فرج حضرت مهدی(عج) نزدیک می‌شویم فشارهای استکبار نیز بیشتر شده و هر چه پیروزی اسلام و گستره دین اسلام در جهان بیشتر می شود بر درندگی آمریکا و استکبار علیه مسلمانان نیز افزوده می‌شود.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 روابط پنهان پادشاه بحرین فاش شد
 

اين اسناد از جمله اين ارتباط ها به ديدار 'حمد بن عيسي آل خليفه'، پادشاه بحرين و سفير آمريكا در بحرين اشاره مي كند كه در اين ديدار پادشاه بحرين از ارتباط موجود با رژيم صهيونيستي در زمينه اطلاعاتي و امنيتي خبر مي دهد و يادآور مي شود كه بحرين آمادگي برداشتن قدمهاي ديگر را براي ايجاد روابط در زمينه هاي ديگر دارد.
ایرنا خبر داد:

پايگاه اطلاع رساني ويكي ليكس،سندي را منتشر ساخته است كه روابط پنهان حمدبن عيسي آل خليفه پادشاده بحرين را با رژيم صهيونيستي و عوامل سازمان اطلاعاتي امنيتي اين رژيم (موساد)فاش مي سازد.
   
براساس گزارش راديو«سوا»يك راديوي عرب زبان مصري،شمار بسياري از اسناد پايگاه ويكي ليكس از روابط رژيم صهيونيستي با دشمنان و دوستان خود در منطقه خبر مي دهد.


http://img.irna.ir/1390/13900120/30329330/30329330-1135700.jpg

يكي از اين اسناد حاكي از ارتباط پادشاه بحرين با اعضاي موساد است.

اين اسناد از جمله اين ارتباط ها به ديدار 'حمد بن عيسي آل خليفه'، پادشاه بحرين و سفير آمريكا در بحرين اشاره مي كند كه در اين ديدار پادشاه بحرين از ارتباط موجود با رژيم صهيونيستي در زمينه اطلاعاتي و امنيتي خبر مي دهد و يادآور مي شود كه بحرين آمادگي برداشتن قدمهاي ديگر را براي ايجاد روابط در زمينه هاي ديگر دارد.

بر اساس اين اسناد، پادشاه بحرين از مقامات كشورش خواسته است از به كار بردن الفاظي مانند 'رژيم صهيونيستي' و 'دشمن' در سخنان رسمي درباره اسرائيل، اجتناب كنند.

روزنامه عبري 'جروزالم پست' روز جمعه درگزارش خود همچنين به انتشار سندي ديگر از اسناد ويكي ليكس اشاره و اعلام كرد كه حزب الله لبنان آمادگي بمباران اسرائيل را دارد و زرادخانه اي متشكل از 20 هزار موشك در اختيار دارد.

اين روزنامه افزود:طي نشست گروهي مشترك از سياستمداران و نظاميان در نوامبر سال 2009، مقامات سازمان اطلاعات اسرائيل به همتايان آمريكايي خود تاكيد كردند كه حزب الله آمادگي درگيري طولاني مدت را دارد و اميدوار است كه بتواند روزانه تعداد زيادي موشك به سوي اسرائيل شليك كند.

آنها افزودند حزب الله براي شليك 400 تا 600 موشك در هر روز برنامه ريزي كرده است كه 100 عدد از اين موشك ها، تل آويو را هدف قرار مي دهد.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 احمدی نژاد به بقایی باز هم پست داد
 

رئيس جمهور در احكام جداگانه‌اي حميد بقايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي را با حفظ سمت به عنوان معاون امور اجرايي رئيس جمهور و سرپرست نهاد منصوب كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس، محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور در احكام جداگانه‌اي حميد بقايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي را با حفظ سمت به عنوان معاون امور اجرايي رئيس جمهور و سرپرست نهاد منصوب كرد.

متن كامل احكام رئيس جمهور بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر گرامي جناب آقاي حميد بقايي

حفظ و ارتقاي روند سريع پيشرفت كشور، نيازمند تداوم و گسترش خدمات به آحاد ملت شريف و آگاه در جاي جاي ميهن اسلامي عزيز و سرزمين پاك و زرخير ايران است.

اين تكليف الهي، ملي و انقلابي دولتمردان است كه مي‌بايد در سايه تدبير و برنامه‌ريزي شايسته و شامل به انجام رسد. نظر به اهميت و تاثير مديريت كلان اجرايي در تحقق اهداف و برنامه‌هاي بزرگ ملي به استناد اصل يكصد و بيست و چهارم قانون اساسي، جنابعالي را به دليل كارداني، كارآمدي، شايستگي‌هاي فردي و توان مديريتي به عنوان «معاون امور اجرايي رئيس جمهور» منصوب مي‌نمايم تا با اهتمام كافي و در تعامل نزديك با معاون محترم اول، وزرا و معاونين محترم رئيس جمهور در جهت تسهيل و تسريع در اتخاذ تصميمات و اقدامات اجرايي مشاركت تعيين كننده داشته باشيد. در دولت انتظار، انتظار اين است كه با پشتيباني موثر، نظارت اجرايي بر برنامه‌هاي سازندگي، بويژه طرح‌ها و پروژه‌هاي اصلي و بزرگ كشور و كوتاه كردن زمان و مسير اجرا و كاهش هزينه‌ها، در جهت تامين حداكثري منافع ملي و رضايت مردم عزيز در شهرها و روستاها اقدام لازم را بعمل آوريد. بديهي است كه اعضاي محترم هيئت دولت و همه همكاران در دستگاه‌هاي مختلف اجرايي همكاران وافي را بعمل خواهند آورد. رجاء واثق دارم كه توجهات حضرت ولي عصر(عج) و عنايات خاصه حضرت ايشان مثل هميشه توفيقات الهي را براي جنابعالي و ديگر همكاران تضمين خواهد كرد.

محمود احمدي‌نژاد

جناب آقاي حميد بقايي

سلام عليكم

نظر به اهميت امور مربوط به نهاد رياست جمهوري و ارتباط تنگاتنگ با حوزه معاونت امور اجرايي و اعتمادي كه به شما دارم، جنابعالي را با حفظ سمت به «سرپرستي نهاد» منصوب مي‌نمايم. لازم مي‌دانم كه از زحمات و خدمات ارزشمند بردار گرامي جناب آقاي اسفنديار رحيم مشايي در طول دوره مسئوليت سرپرستي نهاد صميمانه سپاسگزاري نمايم.

توفيقات جنابعالي را در سايه توجهات حضرت ولي عصر (عج) از درگاه ايزد سبحان مسالت مي‌كنم.

محمود احمدي‌نژاد

|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 حسین شریعتمداری؟ظهور نزدیک است یا انتخابات؟
 

خب! حالا بايد از تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» پرسيد؛ در كجاي روايات آمده است كه «شعيب بن صالح» از «سفياني» براي حضور در جشن هاي نوروزي دعوت مي كند؟! مگر قرار نيست شعيب بن صالح، فرمانده يا يكي از فرماندهان سپاه حضرت ولي عصر(عج) باشد بنابراين بايد با «سفياني» سر جنگ و ستيز داشته و او را يكي از اصلي ترين دشمنان حضرت بداند، پس چرا با اين دشمن خوني...
حسین شریعتمداری در واکنش به پخش یک مستند با عنوان «ظهور نزدیک است» یادداشتی را در روزنامه کیهان منتشر کرد.

به گزارش «تابناک»، متن این یادداشت به شرح زیر است:

اين روزها، تهيه يك فيلم به اصطلاح مستند با عنوان «ظهور نزديك است» و توزيع رايگان و گسترده آن در سطح كشور ـ سي دي ـ به يكي از مسائل بحث انگيز تبديل شده است.

اين فيلم كه دست اندركاران تهيه و توليد آن كوشيده اند نام و نشان و رد پاي مشخصي از خود باقي نگذارند ـ و البته كيهان از هويت و انگيزه آنان باخبر است ـ از يكسو با مخالفت شديد و هشدار مراجع عظام تقليد و عالمان و كارشناسان برجسته ديني روبرو شده است و از سوي ديگر زمينه اي براي سوءاستفاده دشمنان فراهم آورده است.

در پي توزيع گسترده سي دي هاي اين فيلم، مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم در يك نشست علمي تخصصي و با حضور اساتيد برجسته از جمله حضرت آيت الله طبسي به نقد مستند و عالمانه آن پرداخته و نشان داده است تهيه كنندگان اين فيلم به اصطلاح مستند تا چه اندازه از آموزه هاي اسلامي دور و بي خبر ـ و يا، باخبر و خداي نخواسته فتنه گر ـ بوده اند.

 اين مركز تخصصي در حوزه علميه قم، اگرچه مانند تهيه كنندگان «ظهور نزديك است» بودجه هاي كلان و بي حساب و كتاب در اختيار ندارد ولي اميد است سي دي نشست تخصصي مورد اشاره را در همان حد و اندازه بضاعت خود كه مي دانيم اندك است، تكثير كرده و توزيع كند، تا خيل عظيم حزب الله كه علي رغم تهي دستي، هيچگاه آبروي فقر و قناعت را نبرده اند، بازتوليد و توزيع بعدي آن را با بضاعت نفر به نفر خود برعهده بگيرند.

اين يادداشت اما، نگاه ديگري به ماجرا دارد و هر چند ترجيح مي دهد انگيزه تهيه كنندگان فيلم «ظهور نزديك است» را دغدغه امام زماني(عج) آنها و «شوق ظهور» تلقي كند ولي برخي از شواهد و قرائن موجود، نه فقط جايي براي خوش بيني باقي نمي گذارد، بلكه متاسفانه اين احتمال را قوت مي بخشد كه فيلم ياد شده يك ترفند تبليغاتي است و با هدف زمينه سازي انتخاباتي براي يك جريان منحرف سياسي توليد و توزيع شده است. جريان مرموز و مشكوكي كه چندان ناشناخته نيست و طي سال هاي اخير، بارها از نام مبارك مراد غايبمان، حضرت بقيه الله الاعظم-ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- سوء استفاده كرده و مي كند و دراين باره گفتني هايي هست:

1 ـ از حضرت امير عليه السلام است كه «باطل از هر چيز ديگري به حق شبيه تر است» و اساساً اگر حق و باطل همانگونه كه هستند ارائه مي شدند، هيچكس به اشتباه دچار نمي شد. ولي به قول حضرت(ع)، فتنه انگيزان، اندكي از حق و بخشي از باطل را درهم مي آميزند و چنين است كه بدعت ها را شكل مي دهند، فتنه ها بر پا مي كنند و نهايتاً گمراهي مي آفرينند. (خطبه 50 نهج البلاغه). در سي دي موسوم به «ظهور نزديك است» نمونه هاي فراواني از اينگونه آميختگي حق و باطل به چشم مي خورد كه با توجه به نوع اين آميختگي ها به سختي مي توان احتمال تصادفي بودن آنها را باور كرد!

2 ـ با توجه به نكته مورد اشاره، در پي آن نيستيم كه همه آنچه در سي دي ياد شده آمده است را نفي كنيم، بلكه سخن از آميختگي حق و باطل در ميان است و فتنه و بدعتي كه اين آميختگي مي تواند در پي داشته باشد. به عنوان مثال، دراين باره كه آيا «ظهور نزديك است»؟ بايد گفت؛ براساس آموزه هاي اصيل اسلامي، منتظران امام عصر- ارواحنا له الفداء- نه فقط در فلان سال و فلان دوره، بلكه هر صبح و شام- صباحاً و مسائاً- در انتظار ظهورند و منتظر واقعي و راستين بايد كه از همه آلودگي ها، گناهان و دلبستگي هاي اين جهاني دور بوده و هر صبح و شام، ظهور حضرتش را چشم به راه باشد.

بنابراين، سخن درباره نزديكي ظهور نيست كه آرزوي همگان است، بلكه بنا به دلايل بسيار روشن ديني و عقلي تعيين وقت ظهور ـ توقيت ـ و نيز انطباق شخصيت هاي ياد شده در احاديث و روايات با شخصيت هاي حاضر در هر عصر و زمان، منع شده است، نه آن كه چنين آرزو و احتمالي در ميان نباشد، مگر نه اين كه همه مردم ايران و شيعيان جهان از ژرفاي دل آرزو مي كردند و براين باور بودند و بوديم كه حضرت امام راحل(ره) پرچم انقلاب را به دست صاحب اصلي آن مي سپارند و بعد از رحلت ايشان در اين آرزو به سر مي بريم و با تمام وجود از خداي مهربان مي خواهيم كه اين مهم به دست مبارك رهبر معظم انقلاب به انجام برسد.

3 ـ گفتني است در طول تاريخ نه يك بار و دوبار، بلكه بارها اتفاق افتاده است كه برخي از شخصيت ها را با شخصيت هايي كه از آنها در احاديث و روايات به عنوان شخصيت هاي زمان ظهور ياد شده است، انطباق داده اند و اين انطباق دادن ها براي جهان اسلام و عالم تشيع بي هزينه و خالي از آسيب نيز نبوده است. به عنوان يك نمونه نزديك؛ در سال هاي اوليه جنگ تحميلي از برادر عزيزمان سردار رحيم صفوي با عنوان شعيب بن صالح و يكي از سرداران سپاه امام زمان ـ ارواحنا له الفداء ـ ياد مي كردند و مدتي بعد آيت الله هاشمي رفسنجاني را شعيب بن صالح ناميدند و... درباره «سفياني»، «سيد يمني»، «دجال» و برخي ديگر از شخصيت هاي زمان ظهور نيز نمونه هايي از اين دست را مي توان در تاريخ مكتوب ـ و نه حتي شفاهي ـ ملاحظه كرد. نمونه هايي كه در زمان خود، باورهاي كاذبي را در برخي از اذهان شكل دادند و بعضاً نيز بي آسيب نبوده اند.

4 ـ تهيه كنندگان سي دي موسوم به «ظهور نزديك است» بيشترين تلاش خود را به انطباق شخصيت «شعيب بن صالح» با آقاي دكتر احمدي نژاد اختصاص داده اند كه صرفنظر از شخصيت مردمي و قابل احترام آقاي احمدي نژاد بايد گفت:

الف: بررسي ها و تحقيقات مستند اسلام شناسان و عالمان برجسته ديني نشان مي دهد در مجموعه احاديث و روايات، فقط 17 حديث درباره «شعيب بن صالح» نقل شده است كه غير از 3 روايت، بقيه از طريق علماي عامه و اهل سنت روايت شده. و از 3 حديثي كه راويان شيعه نقل كرده اند، دو حديث، فاقد رجال معتبر و اهل ثقه است و تنها يك حديث كه از حضرت امام رضا عليه السلام نقل شده مورد پذيرش قرار گرفته كه در آن روايت نيز فقط به نام شعيب بن صالح و اين كه از ياران حضرت امام زمان- ارواحنا له الفداء- و از طايفه «بني تميم» است، اشاره شده و ديگر هيچ! (از تحقيقات مستند مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم با ذكر اسناد مربوطه). اكنون بايد پرسيد ويژگي ها و خصوصياتي را كه تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» به شعيب بن صالح نسبت داده و آن را در انطباق با آقاي احمدي نژاد مي دانند، از كجا آورده اند؟!

ب: بر فرض كه آنچه در روايات غيرمعتبر درباره خصوصيات شعيب بن صالح آمده است، صحت داشته باشد! در اين حالت، پرسش بعدي آن است كه چه رابطه و مشابهتي ميان ويژگي هاي «شعيب بن صالح» و «آقاي احمدي نژاد» وجود دارد؟

تهيه كنندگان فيلم به اصطلاح مستند «ظهور نزديك است» براي انطباق اين خصوصيات به استدلال هاي دم دستي و متأسفانه بي پايه و اساسي متمسك شده اند. به عنوان مثال مي گويند در روايات - همان روايات كه شرح آن گذشت- آمده است كه شعيب بن صالح يك فرمانده نظامي است و براي انطباق اين ويژگي با آقاي دكتر احمدي نژاد، استدلال مي كنند كه ايشان هم در جنگ تحميلي حضور فعال داشته است! و يا وقتي در روايات مورد اشاره، شعيب بن صالح را با دكتر احمدي نژاد همنام نمي بينند، به اين تفسير من درآوردي متوسل مي شوند كه «شعيب» در لغت، مصغر - كوچك شده- كلمه «شعب» است و شعب به معني مردم و خلق است و از آنجا كه آقاي احمدي نژاد يك رئيس جمهور مردمي است، بنابراين بايد همان شعيب بن صالح باشد! اين تفسير به راي در حالي است كه حتي در تفسير آيات شريف قرآن نيز، ظاهر آيه، «سنديت» و «حجيت» دارد و كسي نمي تواند مفهوم و تفسيري را به آن نسبت بدهد كه باظاهر آيه، مغايرت داشته باشد.

بنابراين اگر مقصود از شعيب بن صالح، همان آقاي احمدي نژاد بود بايد نام ايشان در روايت مي آمد و حال آنكه نام آقاي احمدي نژاد «محمود» است و نام پدر مرحوم ايشان نيز «صالح» نبوده است.

مطابق فرمول من درآوردي تهيه كنندگان سي دي ياد شده مي توان گفت «سيد» در لغت به معني «آقا» است. آيا با اين حساب مي توان نتيجه گرفت كه مثلاً «سيد يمني» ذكر شده در روايات ظهور، مي تواند «سيد» به معناي «از نسل رسول خدا(ص)» نباشد؟!... و قس عليهذا... اين چه نوع استدلالي است؟!

گفتني است در روايات ظهور نام خاص «سيد خراساني» و «سيد يمني» نيامده است و تنها به اين كه آن دو بزرگوار از نسل رسول خدا(ص) ـ سيد ـ و از اهالي «خراسان» و «يمن» هستند اشاره شده و اين دو فقره با «شعيب بن صالح» كه نام ايشان آمده است- البته براساس همان روايات كه به آن اشاره شد- متفاوت است.

5 ـ در سي دي «ظهور نزديك است» با همان استدلال كذايي از «ملك عبدالله» پادشاه اردن به عنوان «سفياني» ياد شده است كه دشمن قهار حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- است و مطابق روايات معتبر اساساً براي جنگ با آن حضرت خروج مي كند.

خب! حالا بايد از تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» پرسيد؛ در كجاي روايات آمده است كه «شعيب بن صالح» از «سفياني» براي حضور در جشن هاي نوروزي دعوت مي كند؟! مگر قرار نيست شعيب بن صالح، فرمانده يا يكي از فرماندهان سپاه حضرت ولي عصر(عج) باشد بنابراين بايد با «سفياني» سر جنگ و ستيز داشته و او را يكي از اصلي ترين دشمنان حضرت بداند، پس چرا با اين دشمن خوني حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- نرد دوستي مي بازد و از وي به عنوان ميهمان و براي حضور محترمانه در ايران اسلامي دعوت به عمل مي آورد؟!

با پوزش از برادر عزيزمان جناب آقاي احمدي نژاد و صرفا از باب مزاح؛ بايد گفت كه ظاهرا «سفياني» سي دي ياد شده بيشتر از شعيب بن صالح مورد اشاره در همان سي دي، به رواياتي كه در سي دي آمده است اعتقاد دارد كه- به قول آقاي احمدي نژاد- اولا؛ دعوت شعيب بن صالح را نمي پذيرد! و ثانيا؛ به وزير خارجه و رئيس مجلس حكومت خود دستور مي دهد كه عليه جمهوري اسلامي ايران و رئيس دولت آن موضع گرفته و بد و بيراه بگويند!!

6 ـ تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» دست به اقداماتي زده اند كه نشان مي دهد اين فيلم را با اغراض خاص و آلوده اي تهيه كرده اند. از جمله ـ و فقط يكي از آن نمونه ها ـ حذف بخشي از كلام رهبر معظم انقلاب است. آنها در سي دي مورد اشاره براي اثبات نظر خود از كلام حضرت آقا مايه گذاشته و به نقل از ايشان آورده اند؛ «من با اطمينان كامل مي گويم تحقق وعده الهي در راه است» و حال آن كه رهبر معظم انقلاب بعد از اشاره به بيداري جهان اسلام مي فرمايند؛

«من با اطمينان كامل مي گويم اين هنوز آغاز راه است و تحقق كامل وعده الهي يعني پيروزي حق بر باطل و بازسازي امت اسلامي در راه است. نشانه اين وعده تخلف ناپذير در اولين و مهم ترين مرحله، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و بناي بلند آوازه نظام اسلامي بود. احساس هويت و تشخص در اقليت هاي مسلمان در بيشتر كشورهاي غربي همه و همه نشانه هاي آشكار پيروزي اسلام در هماورد با دشمنان يعني در قرن 51 هجري است، ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند».

همانگونه كه ملاحظه مي كنيد، تهيه كنندگان سي دي ياد شده، بخش هايي از كلام رهبر معظم انقلاب را حذف كرده اند تا بتوانند از بخش تحريف شده، براي اثبات منظور خود استفاده كنند. توجه كنيد آقا تاكيد مي كنند كه «اين هنوز آغاز راه است» و مي فرمايند «ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند»و اين همه در همان پاراگراف از بيانات ايشان آمده است.

اكنون بايد گفت كه آيا مي توان تحريف سخنان رهبر معظم انقلاب را- كه در همان سي دي از ايشان با عنوان «سيد خراساني» ياد شده است- اقدامي برخاسته از شوق ظهور و عشق به حضرت بقيه الله الاعظم(عج) دانست؟! و آيا نبايد اين اقدام و اقدامات مشابه ديگري از اين دست را نشانه سوءنيت تهيه كنندگان و ترويج كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» تلقي كرد؟!

7 ـ اشاره كرديم كه طي 23 سال گذشته، از برخي شخصيت ها به عنوان «شعيب بن صالح» ياد شده بود، از جمله آيت الله هاشمي رفسنجاني، سردار رحيم صفوي و... البته هيچيك از كساني كه بر اين باورها بودند مانند تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» براي اثبات نظر خود به توليد فيلم و توزيع گسترده آن در سطح كشور دست نزدند، بلكه تنها حدس و گمان خود را در محافل خصوصي مطرح مي كردند و بديهي است كه نمي توان انطباق دهي آنان را ناشي از سوءنيت دانست و اگر چنين بود و قصد و غرض خاصي را دنبال مي كردند، به تهيه فيلم و آسمان ريسمان كردن هاي آنچناني روي مي آوردند.

و اما، به عنوان يك نمونه، فرض كنيد آنهايي كه آيت الله هاشمي را با توجه به مواضع آن دوران ايشان، شعيب بن صالح مي دانستند براي اثبات نظر خود فيلم و سي دي تهيه كرده و در سطح گسترده اي پخش مي كردند و باز هم فرض كنيد ـ بر فرض محال ـ هيچكس هم به آن اعتراض نمي كرد. و نتيجه آن كه آيت الله هاشمي رفسنجاني در اذهان عمومي با عنوان شعيب بن صالح يعني يكي از فرماندهان سپاه حضرت حجت ـ روحي له الفداء ـ تلقي مي شد. خب! با اين حساب مي توانيد حدس بزنيد كه در جريان فتنه 88 چه اتفاقي مي افتاد؟! آيا كساني كه باور كرده بودند آقاي رفسنجاني شعيب بن صالح است، نظر و ديدگاه ـ متاسفانه غيرقابل قبول ايشان ـ را نظر و ديدگاه حضرت صاحب الزمان(عج) تلقي نمي كردند؟!... بگذريم كه... .

8 ـ با توجه به هويت تهيه كنندگان و توزيع كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» كه شواهد و قرائن فراواني از وابستگي آنها به «حلقه حاشيه ساز دولت» حكايت مي كند و نيز، با توجه به نكته اي كه در بند 7 آمده است و سابقه شناخته شده اي كه حلقه ياد شده دارد، به نظر مي رسد فيلم «ظهور نزديك است» يك ترفند سياسي است كه با هدف تبليغات انتخاباتي براي يك جريان انحرافي تهيه و در سطح گسترده اي توزيع شده است. و تهيه كنندگان سي دي كه از بي اعتمادي مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزيع گسترده آن ابتدا آقاي دكتر احمدي نژاد را در اذهان عمومي همان «شعيب بن صالح» معرفي كنند و بعددر دوران انتخابات مجلس، رياست جمهوري و يا... با استناد به اين كه از افراد نزديك به آقاي احمدي نژاد و مورد وثوق و اطمينان ايشان هستند، ليست نامزدهاي مورد قبول خود براي مجلس و يا نامزد رياست جمهوري مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهاي مورد تاييد حضرت بقيه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- جا بزنند!!
خوشبختانه ديروز حجت الاسلام والمسلمين آقاتهراني، نماينده مجلس شوراي اسلامي از مخالفت آقاي دكتر احمدي نژاد با معرفي ايشان به عنوان شعيب بن صالح خبر دادند كه از رئيس جمهور محترم جز اين نيز انتظاري نمي رفت.

و بالاخره اين كه، براساس آموزه هاي غيرقابل ترديد و مستحكم اسلامي و مخصوصاً دستور صريح و مكتوب ـ توقيع شريف ـ حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء، وروديه آن حضرت در دوران غيبت كبري، ولي فقيه است و مردم ايران با لطف و عنايت خداي مهربان نشان داده اند كه در همه حال چشم دل و گوش جان به رهنمودهاي آن بزرگوار دارند و همه جا از او به يك اشاره بوده است و از مردم به سر دويدن، از اين روي مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان(عج)، را به هيچ نمي انگارند. مردم مسلمان ايران و امروزه، همه ملت هاي مسلمان نه فقط به فراست و ديانت بلكه به تجربه نيز دريافته اند كه تنها در ركاب ولي فقيه از بد حادثه و ترفندهاي شيطاني در امانند...
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 نامه علی مطهری به رییس جمهور
 

برادرانه توصیه می کنم، بر روش فرهنگی خود پافشاری نفرمایید و اندک توجهی به هشدارهای دلسوزانه مراجع عظام تقلید، علما و روحانیون، نمایندگان مجلس و بخش عظیمی از مردم بنمایید و سیاست های فرهنگی دولت را بر اساس اسلام تنظیم نمایید نه.../ نوروز را در حد خودش ببينيد، به مسأله پوشش اسلامي كه همچنان رو به انحطاط است و ريشه آن بيشتر نطق تلويزيوني سال گذشته جناب عالي است، اهميت لازم را بدهيد.
در پی رویکردهای اخیر دولت دهم در حوزه مسائل فرهنگی، به ویژه تأکید یکسویه بر برخی نمادها و شاخصه های ایرانی منهای اسلام، از جمله برگزاری جشن نوروز ـ با چنین شرایطی ـ که واکنش برخی علما، مراجع تقلید، سیاسیون و... را به همراه داشت، دکتر علی مطهری نماینده مردم محترم تهران در مجلس شورای اسلامی نامه ای سرگشاده به دکتر احمدی نژاد نوشت.

به گزارش «تابناک»، متن این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با اهدای سلام و آرزوی توفیق، اظهارات جناب عالی و آقای مشایی درباره نوروز و اصرار بر تقدس بخشیدن به آن و معرفی نوروز به عنوان یک فرهنگ و مکتب، اسباب تعجب همگان شده و سؤالاتی را در اذهان پدید آورده است.

در سخنان خود آن قدر برای نوروز محاسن و کرامات قائل شده اید که به طور طبیعی این سؤال برای انسان پیدا می شود که اگر نوروز چنین مکتبی است، چه نیازی به رسالت پیامبر اسلام و نزول قرآن و آن همه زحمات از روز بعثت تا به امروز برای زنده نگه داشتن اسلام و سپردن آن به نسل های بعدی بوده است؟ و فرضاً نیازی بوده، چرا پیغمبر اسلام از این منبع انرژی معنوی و اکسیر حیات به نام نوروز استفاده نکرده است و در دوره معاصر چرا امام خمینی (ره) از این عامل مؤثر بهره نبرده است، بلکه بر عکس، اولاً هیچ گاه تعبیر «عید» برای نوروز به کار نبردند و ثانیاً همیشه با توجه به تقارن یا فاصله زمانی نوروز با یکی از اعیاد اسلامی درباره آن سخن می گفتند، مثلاً می فرمودند نوروز امسال بین دو عید بزرگ اسلامی نیمه شعبان و مبعث واقع شده است و توجهات را به سوی اسلام جلب می کردند.

بدیهی است، همه ما نوروز را یک انتخاب خوب از سوی ایرانیان باستان می دانیم که بهترین ایام سال از نظر اعتدال طبیعت را برای گردش و تفریح و دید و بازدید انتخاب کردند؛ یعنی اهمیت نوروز در ظرف زمانی آن یعنی آغاز فصل بهار است که طبیعت بعد از آن که در پاییز و زمستان مرده بود، دوباره زنده می شود و در آثار اسلامی نیز آمده است که هر گاه بهار را دیدید زیاد از قیامت یاد کنید؛ یعنی بهار نمونه ای از قیامت در همین دنیاست.

آنچه از نوروز به اذهان متبادر می شود، همین مقدار است و این که بخواهیم نوروز را به عنوان یک مکتب و فرهنگ معرفی کنیم، کاری است تکلف آمیز و عقل ها را قانع و دل ها را خاضع نمی کند. به علاوه، خرافاتی که در نوروز هست مانند چهارشنبه سوری و سیزده به در هیچ گاه در اسلام تأیید نشده است، زیرا اولی که در آن از آتش مدد خواسته می شود و طلب سلامتی می گردد (زردی من از تو، سرخی تو از من) با توحید افعالی خداوند منافات دارد و دومی نیز بر اساس نحسی عدد 13 است که نوعی اعتراض به خلقت است، در حالی که خداوند مخلوق نحس ندارد و آن چه وجود یافته، خیر است و از نظر فلاسفه اسلامی وجود مساوی با خیر است و شر مطلق وجود ندارد؛ هرچند اين دو آیین اکنون به صورت های دیگری اجرا می شوند، اولی به صورت ترقه بازی در آمده که کاری نامعقول است و برای دومی توجیهی درست کرده اند به نام «روز طبیعت» که تا حدودی قابل پذیرش است.

جناب آقای احمدی نژاد

جناب عالی در سخنرانی خود در دومین جشن جهانی نوروز فرمودید، «نوروز فراتر از مرزهای جغرافیایی، نژادی، زبانی و جزو جدایی ناپذیری از فرهنگ الهی و انسانی مردمان منطقه ما و بسیاری دیگر از مردم جهان است» و بعد از آن که به قول خودتان ارزش های نوروز را برشمردید مانند «نو شدن و حیات دوباره طبیعت، تولد و شروعی مجدد، نگاه کریمانه آسمان به زمین، بارش رحمت و رویش زیبایی ها» که بیشتر آنها در «فرا رسیدن بهار» خلاصه می شود فرمودید «از این رو نوروز انسان ها را به فراسوی مرزهای جغرافیایی، نژادی و زبانی منتقل می کند.»

معلوم نیست این نتیجه چگونه از آن مقدمه گرفته می شود زیرا وقتی نوروز، سنتی مربوط به ملت های فارسی زبان است، حداکثر، پیوندي عاطفی و نه ایدئولوژیک و اعتقادی میان این ملت ها پدید می آورد و پیام آن این است که ما ملت های فارسی زبان، بهترین ایام سال را برای گردش و تفریح و دید و بازدید انتخاب کرده ایم و هیچ آرمان مشترکی نه تنها برای همه مردم جهان بلکه برای همین ملت ها نیز به دست نمی دهد، در حالی که نخستین شرط جهان شمول بودن یک فرهنگ یا مکتب، این است که آرمان های مشترک انسانی و نه قومی و نژادی در پیروان خود ایجاد کند.

آیا ملت های دیگر حق ندارند، ادعا کنند که فلان سنت ما بهتر است، شما بیایید سنت ما را بپذیرید، چرا ما نوروز شما را بپذیریم؟ فرهنگ جهان شمول فرهنگی است که رنگ هیچ ملت خاصی را نداشته باشد، برای همین، باید سرچشمه الهی داشته باشد و امروز این فرهنگ چیزی جر فرهنگ واحد اسلامی نیست که رنگ هیچ قوم خاصی را ندارد و می گوید همه ما از خاک آفریده شده ایم و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد مگر به علم و تقوا.

فرموده اید «در منطقه ما و هر جا که سفره نوروز پهن است،ارزش های انسانی در اوج است». آیا این که ارزش های انسانی در منطقه ما نسبت به دنیای غرب زنده تر است، ناشی از اسلام است یا نوروز؟ اگر اسلام نبود و فقط نوروز بود، آیا ما در همین سطح از رعايت ارزش های انسانی بودیم؟

در ایران ساسانی که فقط نوروز بود و اسلام نبود، چه جنایاتی علیه ملت ایران رخ می داد؟ آیا جامعه، طبقاتی نبود، به گونه ای که کشاورززاده و کفاش زاده حتماً باید کشاورز و کفاش و استعدادهای خدادادی آن ها تباه مي شد؟ آیا ظلم های انوشیروان را که به غلط «عادل» نامیده شده است، در تاریخ نخوانده اید؟ آیا داستان سه هزار زنی را که در حرمسرای خسرو پرویز زندگی شان تباه می شد، نشنیده اید؟ اگر نوروز این همه کرامات دارد که به قول شما «زمینه ساز روابط عمیق و گسترده انسانی بین انسان ها و ملت هاست» پس چرا ایرانیان دوره ساسانی، آن گونه از اسلام استقبال کردند و مقاومت جدی در مقابل سپاه مسلمین از خود نشان ندادند؟

آقای رئیس جمهور

با اشاره به ظهور امام زمان (عج) فرموده اید، «او خواهد آمد و با کمک صالحان و نوروزیان یگانه پرستی، یک رنگی، عدالت و عشق را به انسان هدیه خواهد کرد». در کدام یک از متون اسلامی «نوروزیان» هم ردیف «صالحان» قرار گرفته است و اساساً با عقل جور درمی آید که هر کس در روزهای اول بهار به گردش و تفریح و دید و بازدید رفت و نوروزي بود، لزوما جزو صالحان است؟

تعبیر «یگانه پرستی، عدالت و عشق» ترجیع بند سخنان شما در موارد گوناگون است. چنان که در جای دیگرِ همین نطق خود نیز گفته اید «تجلی حقیقی نوروز آن گاه است که خداپرستی، عدالت و عشق در جهان حاکم شود» و در پایان نیز فرموده اید «از خداوند متعال برای همه بشریت صلح و سلامتی و رفاه و شکوفایی در سایه توحید، عدالت و عشق مسألت می کنم» و در موارد زیاد دیگری نیز سعی داشته اید، به جای استفاده از کلمه «اسلام» یا «آرمان های اسلامی» از سه گانه «یگانه پرستی، عدالت و عشق» استفاده نمایید، به خیال این که با این عناوین کلی و گاه مبهم، بهتر می شود مردم جهان را جذب کرد، در حالی که فرضاً به این وسیله جذب شوند اهداف ما تأمین نمی شود.

صهیونیست ها و آل سعود و صدام نیز یگانه پرستند. اسلام بالاتر از این می خواهد، یعنی ایمان و عمل به دستوراتي که پیامبر اسلام به عنوان صراط مستقیم زندگی و یگانه راه نجات بشر از سوی خالق بشر آورده است.

«عشق و محبت به همه انسان ها» نیز که در کلام شما زیاد تکرار می شود تعبیر درستی نیست. از نظر اسلام، باید برخی انسان ها را دوست داشت و برخی را دشمن. تولی و تبری که در اسلام آمده است، ناظر به همین مطلب است. باید مؤمنین را دوست داشت و کافران را (کسانی که از روی عناد اسلام را نپذیرفته اند) دشمن.

آیه «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» همین مطلب را ذكر می کند. ملاک انسان بودن، صورت ظاهر انسان نیست که بگوییم هر موجود یک سر و دو پای راست قامت پهن ناخن انسان است و باید به او عشق ورزید. واقعیت انسان ها از اسفل السافلین تا مافوق فرشته در نوسان است و به تعبیر ملاصدرا «به تعداد افراد انسان انواع انسان داریم» یعنی هر انسانی به سبب ملکاتی که کسب کرده است، نوع خاصی را تشکیل می دهد، بر خلاف حیوانات که هر کدام یک نوع بیشتر نیستند، زیرا به دلیل مختار نبودن امکان صعود و نزول ندارند.

به هر حال، اسلام را نباید در سطح مکتب محبت که مکتب هندی است يا مكتب مسيحيت تحريف شده پایین آورد، بلکه اساساً هنر اسلام به همین تک بعدی و تک ساحتی نبودن آن و توجه به همه ارزش های انسانی است و به تعبیر شهید آیت الله مطهری «انسان کامل انسانی است که همه ارزش های انسانی را هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد».

اسلام، هم دين محبت است و هم دين شدت، هم دين صلح است و هم دين جنگ، ولي هر كدام در جاي خود.

استدلال شما و آقای مشایی این است که چون از اسلام برداشت های گوناگونی شده و مثلاً عده اي عقاید و روش القاعده را اسلام می دانند، پس بهتر است ما از اسلام سخن نگوییم بلکه از فرهنگ نوروز و حداکثر از اسلام ایرانی و برداشت ایرانی از اسلام سخن بگوییم! این یک فکر خطرناک و نوعی دست برداشتن از اسلام است و مانند این است که کسی در صدر اسلام بگوید «چون خوارج خود را مظهر اسلام دانسته و از اسلام سخن می گویند، ما دیگر از اسلام سخن نمی گوییم و تعبیر دیگری به کار می بریم». این یک نوع عقب نشینی در مقابل گروه های منحرف است. همیشه باید از اسلام دم بزنيم و مقصودمان هم اسلام واقعی است.

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

اینجانب در سال 85 یعنی پس از گذشت یک سال از ریاست جمهوری شما، زمانی که برای بزرگداشت شهید مطهری به منزل ما آمده بودید، به دلیل برخی نشانه ها، نسبت به روند فرهنگی دولت شما تذکری دادم اما احساس کردم که آن را جدی نگرفتید. در همان زمان در نامه ای سرگشاده هشدارهای لازم را دادم اما توجهی نشد. در نطقی که در زمان رأی اعتماد به وزرای دولت دهم در مجلس داشتم در حضور خود شما و آقای مشایی گفتم که این دولت از نظر فرهنگی لیبرال است و باعث ناراحتی شما و دوستانتان شد و تلاش کردید پاسخ آن را بدهید که قانع کننده نبود. امروز همه آن دوستانتان این واقعيت را تأييد می کنند و برخی به من می گویند تو زودتر از همه این مطلب را دریافتی.

حتی این مطلب به ذهن متبادر می شود که شما در زمان انتخابات 84 و 88 صداقت کافی به خرج ندادید و این افکار خود را آشکار نکردید و نگفتید من فردی هستم مرید آقای مشایی و این افکار ویژه را درباره نوروز و مکتب ایران و مسأله حجاب و به طور کلی امور فرهنگی دارم. مردم به شما به عنوان یک فرد حزب اللهی و حساس نسبت به مسائل فرهنگی و اخلاقی رأی دادند؛ اما امروز حرف های روشنفکرانه از جناب عالی می شنوند و البته همه می دانند که این حرف ها و فکرها از آثار ارادت و سرسپردگی فكري به آقای مشایی است، والا شما در زمان تحصیل در دانشگاه علم و صنعت ـ که اینجانب نیز دو ترم با شما در آنجا بودم ـ این افکار را نداشتید.

نمی خواهم وارد ماهیت این قضیه شوم. شاید کراماتی از ایشان دیده اید که به موجب آن، افکار امام (ره) و شهید مطهری را رها کرده و به افکار وي چسبیده اید. حضوری به من گفتید که «مشایی مثل خودت زلال است»، ولی زلالی افراد، دلیل درستی افکار آنها نیست. ای بسا افراد زلالی که افکار غلطی دارند!

به راستی، اگر امام خمینی (ره) و شهید آیت الله مطهری اکنون در قید حیات بودند، جرأت داشتید، متن سخنرانی خود در دومین جشن جهانی نوروز را به آن ها نشان بدهید؟ و اساساً آیا پیش از این سخنرانی، این متن را به رؤیت رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی رساندید؟ بعید می دانم.

متن نطق یک رئیس جمهور، باید بر پایه واقعیات باشد، نه مجاز و همراه با تعابیر شاعرانه.

نکته آخر این که راهی که درباره نوروز و ترویج به قول خودتان فرهنگ نوروز در پیش گرفته اید، معلوم نیست به کجا ختم می شود. امسال جشن جهانی نوروز در ایران برگزار شد. شاهد موارد خلاف شرع بودیم، مانند برنامه گروه قرقیزستانی در تالار وحدت که شامل تک خوانی و حرکات موزون یک زن بود. در سال های بعد که این جشن در سایر کشورها برگزار می شود، معلوم نیست، شامل چه موسیقی ها و رقص و آوازهای زنان باشد و معلوم نیست که اساساً هیأت ایرانی مجاز به شرکت در آن هست یا نه! بدین ترتیب جناب عالی و آقای مشایی بانی یک برنامه گناه آلود شده اید.

رئيس دفتر شما در مراسم اختتاميه جشن جهاني نوروز گفت: «به زودي در سال 90 بنياد بين المللي نوروز با هدف توسعه و ترويج فرهنگ نوروز تأسيس مي شود؛ بنابراین، مهمترين اقدام تدوين دانشنامه نوروزي است». آيا نوروز از آرمان هاي انقلاب اسلامي است كه اين مقدار بايد براي آن سرمايه گذاري شود؟ بودجه فرهنگي سال 89 افزايش چشمگير داشت اما چون در اين حوزه ها مستهلك شد، نتيجه معكوس داشت. ظاهرا بناست كه سال 90 نيز به همين منوال طي شود.

برادرانه توصیه می کنم که بر روش فرهنگی خود پافشاری نفرمایید و اندک توجهی به هشدارهای دلسوزانه مراجع عظام تقلید، علما و روحانیون، نمایندگان مجلس و بخش عظیمی از مردم بنمایید و سیاست های فرهنگی دولت را بر اساس اسلام تنظیم نمایید، نه بر پایه آرای آقای مشایی. نوروز را در حد خودش ببينيد، به مسأله پوشش اسلامي كه همچنان رو به انحطاط است و ريشه آن بيشتر نطق تلويزيوني سال گذشته جناب عالي است اهميت لازم را بدهيد.

از ابزار شدن مسأله امام عصر ـ عليه السلام ـ در دولت خود جلوگيري كنيد. به تازگی لوح فشرده «ظهور نزديك است» در سطح وسيع توزيع شد و آقاي مشایي نيز افاضه فرمودند كه «شناخت زمانه ظهور، جزو الزامات منتظر بودن است و مهمترين مسأله براي دولت جمهوري اسلامي مديريت صحيح فرايند ظهور است»، در حالي كه در روايات ما دستور تكذيب كساني كه براي ظهور زمان تعيين مي كنند، رسيده است و به علاوه، آقاي مشایي بايد از ظهور نگران باشد، چون با توجه به اين كه ايشان فرهنگ نوروز و مكتب ايران را جايگزين اسلام كرده است، معلوم نيست برخورد امام زمان ـ عليه السلام ـ با وي چگونه باشد.

كاستي هاي حوزه فرهنگ در دولت شما، باعث شده است كه خدمات قابل توجه اين دولت در نوع برخورد با دنياي غرب و حفظ حماسه و صلابت انقلاب اسلامي، پيشبرد فناوري هسته اي ايران، پيشرفت هاي علمي در فناوري هاي جديد و پرتاب ماهواره به فضا و نيز اجراي نسبتا خوب و كم تنش قانون هدفمندي يارانه ها تحت الشعاع قرار بگيرد و از اهميت آنها كاسته شود، زيرا هر مقدار در حوزه هاي علمي و فني پيش برويم و مثلا ماهواره ها به فضا پرتاب كنيم، اما جهت گيري ما در مسائل فرهنگي خطا باشد و مثلا رو به بي حجابي حركت كنيم آن پيشرفت ها پشيزي ارزش ندارد، چون روح و جان انقلاب اسلامي را فرهنگ و معنويت تشكيل مي دهد و علم و فناوري ابزاري بيش براي رسیدن به اهداف فرهنگي و آدم سازي نيست و به تعبير امام خميني (ره) همه انبيا آمده اند كه آدم بسازند.

با تقدیم احترام
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 2 كشته در حمله افراد مسلح به پليس سوريه
به گزارش ايرنا، اين حادثه در «كفربطنا» از توابع استان ريف رخ داد و اين دو پليس به نام‌هاي «حسن معلا» و «حميد الخطيب» در حال گشت‌زني معمول در منطقه مزبور مورد هدف افراد ناشناس قرار گرفتند.

گفته مي‌شود عوامل اين قتل‌ها مزدوران خارجي هستند كه براي به آشوب كشيدن سوريه دست به اين قتل ها مي‌زنند و با سلاح‌هاي دوربين‌دار افراد مورد نظر خود را هدف قرار داده و مي‌كشند.



سخنان اسد

بشار اسد رئيس جمهوري سوريه تأكيد كرد: سوريه آماده استفاده از تجربه‌هاي ديگر كشورها براي انجام اصلاحات در قوانين خود و تكميل آنها است.اسد در ديدار با احمد داود اوغلو وزير خارجه تركيه در دمشق با اعلام اين مطلب از توجه تركيه به امنيت و ثبات سوريه قدرداني و تأكيد كرد: سوريه آماده استفاده از تجارب ديگر كشورها به ويژه تركيه براي اجراي اصلاحات در قوانين خود است و دستگاه‌هاي ويژه‌اي در اين زمنيه فعال هستند. در اين ديدار دو طرف همچنين در خصوص حوادث اخير سوريه گفت‌وگو و تبادل نظر كردند.محمد ناجي عطري نخست وزير موقت سوريه نيز تأكيد كرد: سوريه توانايي مقابله با چالش‌ها و شكست دادن توطئه‌هاي خارجي را دارد.

وي افزود: سوريه هميشه وزنه سنگيني در معادلات خاورميانه است و توانسته توطئه‌ها عليه امنيت كشورهاي عربي و نيز طرح‌هاي سلطه‌گرانه بر ثروت‌ها و منابع ملت‌هاي عربي را شكست دهد.

خبر ديگر اينكه وزارت خارجه فرانسه ضمن احضار سفير سوريه، خشونت‌هاي جاري در اين كشور را محكوم كرد.به گزارش ايرنا، برنار والرو سخنگوي وزارت خارجه فرانسه در جمع خبرنگاران با اشاره به كشته و زخمي‌شدن تعدادي در اعتراض مردمي اخير در سوريه، اين خشونت‌ها را محكوم كرد.وي افزود: طي ديداري كه با سفير سوريه در محل وزارت خارجه فرانسه داشتيم انتظارات خود را از سوريه به وي اعلام كرديم.

|+| نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390  |
 اسفندیا رحیم مشایی کیست؟
 

اسفندیار رحیم مشایی (زادهٔ آبان ۱۳۳۹ در روستای مشا از توابع رامسر) سیاست‌مدار ایرانی و رئیس دفتر و سرپرست نهاد ریاست  جمهوری ایران دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری، رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی، جانشین رئیس‌جمهور درشورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور ، رئیس مرکز ملی جهانی‌شدن، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت ایران و نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه  است.

او در زمان شهرداری محمود احمدی‌نژاد رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود. در دولت اول احمدی نژاد مشایی ریاست سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری ایران را بر عهده داشت. وی در تیرماه ۱۳۸۸ معاون اول رییس جمهور ایران  شد. اما پس از یک هفته از حکم حکومتی رهبر ایران، مبنی بر برکناری مشایی از این سمت، رحیم مشایی از پست خود استعفا داد و ساعتی بعد از سوی احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری منصوب شد. او در رشتهٔ مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان تحصیل نموده و پدر عروس احمدی‌نژاد است. منتقدان از وی به عنوان یار همیشگی محمود احمدی نژاد یاد می‌کنند.اوان زندگی

اسفندیار رحیم مشایی‌ در آبان ماه سال ۱۳۳۹ در رامسر متولد شد. در نوجوانی به خوبی قرآن را تلاوت می‌کرد و در ‏هیات‌های مذهبی مداحی اهل بیت را می‌گفت. او در زمان پیروزی انقلاب ایران ۱۸ سال داشت. مشایی که در فضای داغ آن ‏روزها از ۱۵ سالگی برای مردم شهر و روستا سخنرانی کرده بود، در بحبوحه انقلاب تبدیل به سخنرانی قهار و محور ‏اقدامات انقلابی شهر شد. راه‌اندازی راهپیمایی‌ها، نوشتن بیانیه‌ها و پخش اعلامیه‌های آیت الله، برگزاری هیأت ‏مذهبی و مراسم خواندن دعای کمیل و ندبه از جمله فعالیت‌های او پیش و در اوایل انقلاب است.

فعالیتها از ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۴

او سابقه دستگیری ندارد ‏و خود می‌گوید که چندین بار از خطر ساواک رهایی یافته‌است. مهندسی الکترونیک را از دانشگاه صنعتی اصفهان گرفته‌است و در همین زمان در اطلاعات پایگاه بسیج مسجدالمهدی مرداویج اصفهان وماجرای مهدی هاشمی حضوری فعال داشت. او نیز چون دیگر همراهان احمدی نژاد، در سال‌های ۶۵-۶۶ دوباره به تحصیل روی آورده ‏است. ‏وی پیش از تاسیس وزارت اطلاعات به سیستم اطلاعات-امنیتی که در کشور توسط نهادهایی چون سپاه راه اندازی شده ‏بود، پیوست. رحیم مشائی در اطلاعات سپاه رامسر به فعالیت پرداخت. وی سپس به دلیل بحرانی که اوایل انقلاب علی ‏الخصوص در سال‌های ۵۸ تا ۶۱ گریبان مناطق کردنشین را گرفته بود، به دعوت سردار محمدرضانقدی به کردستان رفت تا در ‏سمت معاون اطلاعات واحد کومله اطلاعات سپاه مستقر در قرارگاه حمزه سیدالشهداء شروع به فعالیت کند. مقارن با ‏فرمانداری محمود احمدی نژاد در ماکو، وی عضو شورای تامین استان آذربایجان غربی بود. حسین الله کرم درباره آشنایی ‏احمدی نژاد و مشائی می‌نویسد: «احمدی‌نژاد فرماندار خوی بود و مشایی عضو شورای ویژة ‏تأمین استان. این آشنایی ‏سبب گشت تا بعدها احمدی‌نژاد(شهردارتهران) به سبب شناختی که از سبک کار فرهنگی موفق ‏او در کردستان داشت او را به ‏سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران فراخواند.» وی با نام مستعار مرتضی محب الاولیا در مناطق کردنشین به ‏اقدامات امنیتی-اطلاعاتی دست زد. او با نام اصلی ‏اش یعنی اسفندیار رحیم مشائی عضو شورای تامین استان آذربایجان غربی نیز بود. پس از تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۶۳، رحیم مشائی «مسئول تدوین استراتژی ‏نظام جمهوری اسلامی در خصوص اکراد ایرانی» بود. ‏در زمان تصدی «محمد محمدی ری شهری» بر وزارت اطلاعات، وی مسئولیت «مناطق بحرانی کشور» و را عهده دار ‏بود. او همچنین از موسسین «موسسه مطالعات علمی» (در سال ۷۶) وابسته به وزارت اطلاعات است که عمده فعالیت اش ‏تحقیق و پژوهش و ارائه راهکار در خصوص مسائل قومیت‌های ایرانی، شناخت بیشتر آنان و همبستگی ملی است. ‏وی سپس به وزارت کشور رفت و در دوران تصدی علی محمد بشارتی مدیرکل اجتماعی وزارت کشور شد و از آنجا ‏به رادیو پیام و سپس به شهرداری منتقل شد. رحیم مشائی تا اسفندماه سال ۱۳۸۸ به مدت ۲۰ سال، مدیر مسئول ماهنامه «سروه» بود. این نشریه با گستره ‏توزیع بین‌المللی در ایران و جهان منتشر می‌شود. زبان آن کردی سورانی است و به گویش کرمانجی نیز ده صفحه ‏مطلب منتشر می‌کند که اخیرا به صورت ویژه نامه کرمانجی ضمیمه مجله می‌شود. همچنین سرمقاله نشریه علاوه بر ‏کردی به زبان فارسی هم درج می‌شود. مشخصا در میان بدنه وزارت اطلاعات از او به عنوان کارشناس مسائل ‏کردستان یاد می‌شود.

دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد

‏اسنفدیار رحیم مشائی با آغاز به کار دولت نهم و به دلیل آشنایی پیشین رئیس جمهوری با وی، در بدنه دولت جذب ‏شد و ریاستسازمان میراث فرهنگی را عهده دار شد. وی همچون غلامحسین الهام ‏چندین شغل دارد؛ رییس مرکز مطالعات جهانی شدن، جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، ‏عضو شورای نظارت بر صداوسیما، عضو شورای فرهنگی دولت، نماینده رئیس جمهور در شورای نظارت بر ‏سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، عضو کمیسیونهای اقتصاد وفرهنگی دولت و در آخر ریاست کمیته ‏عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران-پاکستان-هند، از جمله این مشاغل است. رحیم مشائی همچنین عضو هیأت ‏مدیره موسسه «رایانه شهر» است. مدیر عامل این موسسه که در زمینه‌های مختلف علوم کامپیوتری فعالیت می‌کند ‏فردی به نام «خسرو کاظم آذربایجان» است و مشائی در کنار افرادی چون حمید بقایی، کاظم کیاپاشا، مجیدرضا ‏ربیعی و...، هیأت مدیره آن را تشکیل می‌دهند‏.‏ رحیم مشائی از حجاب گرفته تا مسائل اتمی صاحب نظر است. حتی ‏گفته می‌شود بسیاری از اقدامات احمدی نژاد با هدایت و نظر مشائی است. .

ریاست سازمان میراث فرهنگی

مشایی در دوران ریاست خود در سازمان میراث فرهنگی اقدامات زیر را انجام داد:

آبگیری سد سیوند
موافقت با آبگیری سد سیوند اقدامی بود که انتقادات فراوانی را از مشائی به همراه داشت. مشائی در این باره در زمستان سال ‏‏۸۵ گفته بود: «وظیفه ما این بود که یک بررسی کارشناسی دقیقی از منطقه انجام بدهیم به همین دلیل سازمان میراث ‏فرهنگی با تحرک بسیار خوب سیزده هیأت کارشناسی داخلی و خارجی، جلوی آبگیری را گرفتیم. بارها در چند مرحله‏.‏» ‏اما سرانجام سازمان با توجه به مصالح ملی رضایت داد که وزارت نیرو سد را آبگیری کند. سد سیوند در ۹۵ ‏کیلومتری شمال شیراز ، پنجاه‌ کیلومتری تخت جمشید و در حدود هفده کیلومتری پاسارگاد ، بر روی رودخانه سیوند و ‏درون منطقه‌ای که به تنگه بُلاغی‌ معروف است، ساخته شده است‏.‏ فاصله دهانهٔ سد سیوند تا آثار و سازه‌های اصلی ‏پاسارگاد نزدیک به هفده کیلومتر و بنا به نظر کارشناسان، خط پایان آب‌گیری دریاچه پشت آن - که رو به دشت ‏مرغاب‌ دارد - نزدیک به هفت یا نه کیلومتر است در حالی که بنا به نظر پاره‌ای دیگر از کارشناسان در صورتی که سد ‏با کل ظرفیت آب گیری شود دریاچه‌ای که پشت آن به وجود می‌آید در نزدیکی چهار کیلومتری آرامگاه کورش می‌‏‏ایستد.‏ با آب‌گیری سد سیوند بیش از هشت هزار اصله درخت پانصد ساله از بین رفت و همچنین چندی پیش اعلام شد ‏که ساختمان آرامگاه کوروش نم کشیده‌است.
حراج سر سرباز هخامنشی

 

  • ماجرای غرامت‌گیری موزه‌های آمریکا از جمله دانشگاه شیکاگو از ایران مربوط به انفجار بمبی در اورشلیم در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۹۷ بود که آن را به حماس و حمایت دولت ایران نسبت داد.عبدالله شهبازی عدم اقامه دعوی توسط مشایی علیه موزه های آمریکایی به دلیل تاراج ده‌ها هزار لوح گلی دوران هخامنشی که تنها ۳۰۰ لوح در سال ۱۳۸۳ به ایران برگردانده شده بود را مطرح کرد.
  • عزل و نصب مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و ممنوع المصاحبه کردن آنان و بدنه کارشناسی این سازمان جهت انتقال اطلاعات حساب شده و قابل کنترل از طریق روابط عمومی سازمان.
  • سرقت نسخه رونوشت از کتاب «قانون» ابوعلی سینا در هفته میراث فرهنگی در دوران ریاست او اتفاق افتاد. این سرقت نه تنها توسط مسئولان اعلام نشد، بلکه رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان در پاسخ به خبرنگاری که درباره صحت این سوال پرسیده بود، گفت: «پرسیدن این سوال حسن نظر نیست چرا که اگر یک پرسش برای مجموعه‌ای زیان داشته باشد، نباید آن را مطرح کرد.» این مدیر این سرقت را طبیعی دانسته و گفته بود: «در زمان سرقت دو نفر از نیروهای یگان حفاظت در موزه حضور داشته‌اند. اما متوجه موضوع نشده‌اند و در نخستین گام همین دو نفر باید پاسخگو باشند که چرا این اتفاق رخ داده‌است.» او درباره سرقت کتاب ابوعلی‌سینا گفته بود: «آرامگاه بوعلی‌سینا حتی به سیستم برق اضطراری نیز مجهز نبوده، بنابراین وقوع این سرقت هیچ تعجبی ندارد.»
کتیبه هخامنشی خارک
‏در خردادماه ۸۷، کتیبه هخامنشی خارک که اواخر سال ۸۶ در پی احداث جاده‌ای توسط ‏وزارت نفت، در این جزیره تاریخی کشف شده بود، توسط برخی افراد ناشناس با یک شی نوک تیز تخریب شد. باستان ‏شناسان از این کتیبه که به خط فارسی باستانی بود به عنوان سندی دیگر بر نام خلیج فارس یاد می‌کردند، که در یورش ‏افراد ناشناس از بین رفت. این موارد را باید به همکاری نزدیک سازمان با شرکت «توسعه جهانگردی و ایرانگردی» ‏افزود. این شرکت با مدیریت مهدی جهانگیری معاونت سابق سرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پس ‏از ابلاغ اصل ۴۴ توسط رهبر جمهوری اسلامی در یک معامله درون سازمانی و عجیب، هرچه که بود را در مالکیت خود گرفت. شرکت مادر تخصصی توسعه ایرانگردی و جهانگردی از نوع ‏سهامی خاص و ماموریت‌ها و وظایف آن، برنامه ریزی و توسعه زیرساخت‌های صنعت گردشگری از قبیل مراکز ‏اقامتی، اردوگاه گردشگری (کمپینگ) و حمام‌های آب معدنی، مجتمع‌های خدماتی رفاهی بین راهی، مناطق نمونه ‏گردشگری، مجتمع‌های سیاحتی و تفریحی، تاسیسات و تجهیزات جابه جایی گردشگری و اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها ‏از طریق عقد قرارداد با پیمانکاران و مشاوران صلاحیت دار است. این شرکت جز ‏در استان‌های تهران، لرستان، گلستان، آذربایجان غربی، کهگیلویه و بویر احمد و خراسان شمالی، در ۲۳ استان دیگر ‏شعبه دارد و هتل صخره‌ای کندوان، شرکت توسعه فن آوری اطلاعات میراث آریا، شرکت توسعه مهمانخانه‌های ‏پردیسان، شرکت هتل‌های بین‌المللی راحت، شرکت سرمایه گذاری پاد، شرکت توسعه هتل‌های شرق ایران، هتل ‏بین‌المللی لاله تهران، هتل لاله یزد، هتل لاله چابهار، هتل بین‌المللی‌سرعین و همچنین مجمتع آبدرمانی سبلان و...را خرید ‏و فروش کرده‌است. مشائی و جهانگیری به سراغ موزه‌ها نیز رفته بودند که با هوشیاری برخی از فرهنگ دوستان و ‏سایت‌های خبری، نتوانستند معاملاتش را به سرانجام برساند..
دیگر موارد
ساخت مترو در زیر چهار باغ اصفهان
  • عدم تغییر آمار ورودی و خروجی گردشگران در ایران.

معاونت اولی رئیس‌جمهور

مشایی در ۲۷ تیر ۱۳۸۸ به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور در دولت دهم معرفی شد. این انتخاب با مخالفت‌های فراوانی در طیف مخالفان و حتی برخی از حامیان احمدی‌نژاد روبرو شد،  تا آنجا که حتی ناصرمکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعه، تصدی او را نامشروع اعلام کرد و محمد حسنین ابوترابی فرد نایب رئیس اول مجلس از دستور سید علی خامنه ای برای برکناری مشایی و استفاده نکردن از او در هیچ پستی خبر داد. سید احمد خاتمی نماینده مجلس خبرگان و امام جمعه تهران برکناری مشایی را آزمون ولایتمداری احمدی‌نژاد خواند. با این حال احمدی‌نژاد و مشایی در روزهای بعد بر تصمیم خود پافشاری کردند. علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس گفت برای سئوال از رئیس‌جمهور در مجلس تلاش می‌کند. سئوال نمایندگان مجلس از رئیس‌جمهور تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته‌است. پس از خودداری احمدی‌نژاد از اجرای دستور رهبر اعتراضاتی در جلسه هیئت دولت نیز ایجاد شد و پس از آنکه احمدی‌نژاد اداره جلسه را به مشایی سپرد، وزرا در اقدامی هماهنگ جلسه دولت را ترک کردند.سرانجام در روز جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸ دفتر حفظ و نشر آثار علی خامنه‌ای، متن دستور رهبر ایران خطاب به احمدی‌نژاد در مورد لزوم برکناری رحیم مشایی از سمت معاونت اول رئیس جمهور را منتشر کرد. این نامه تاریخ ۲۷ تیرماه را دارد و شش روز پیش از انتشار به احمدی‌نژاد ابلاغ شده بود. این در حالی است که احمدی‌نژاد در ۳۰ تیر، یعنی سه روز پس از صدور دستور خامنه‌ای، گفته بود که مشایی در سمت معاون اول رئیس جمهور به خدمات خود ادامه می‌دهد. ساعاتی بعد از اعلام رسمی این دستور، مجتبی ثمره هاشمی دستیار ارشد رئیس‌جمهور از قول مشایی گفت که او مطیع امر رهبر است و خود را معاون اول رئیس‌جمهور نمی‌داند. واحد مرکزی خبر، متعلق به صداوسیمای ایران جملاتی را که ثمره هاشمی در جمع خبرنگاران از رحیم‌مشایی نقل کرد، به همراه «بسمه تعالی» در ابتدا و نام مشایی در انتهای آن، ابتدا به عنوان «اطلاعیه» و کمی بعد با انتشار اصلاحیه‌ای به عنوان «متن کناره‌گیری» مشایی منتشر کرد. روز بعد در نامه احمدی‌نژاد به خامنه‌ای استعفای مشایی بطور رسمی اعلام شد. در ۳ مرداد، مشایی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، رسماً استعفای خود را اعلام کرد.چند روز پس از برکناری مشایی از پست معاونت اولی ریاست جمهوری و انتصاب به ریاست دفتر ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران را که یکی از مخالفان مشایی در دولت بود را برکنار کرد. محمدحسین صفار هرندی نیز که از اعتراض کنندگان به معاونت اولی مشایی بود استعفای خود را تسلیم دولت کرد. انتصاب مشایی به ریاست دفتر احمدی‌نژاد نیز با واکنش تند برخی اصولگرایان روبرو شد بطوریکه جامعه اسلامی مهندسین از احزاب اصلی طیف اصولگرا و حامی احمدی‌نژاد در نامه‌ای به رئیس‌جمهور نسبت به تکرار سرنوشت بنی صدر ومصدق هشدار داد.

دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد

مشایی هم اکنون مسئولیت‌های زیر را برعهده دارد: رئیس دفتر رئیس‌جمهور (۳ مرداد ۱۳۸۸)

  1. سرپرست نهاد ریاست جمهوری ( ۲۸ شهریور ۱۳۸۸)
  2. نمایندگی ویژه رئیس‌جمهور جهت تصمیم‌گیری در مورد نحوه اجرای اختیارات هیأت وزیران در امور نفت (۳۰ مهرماه ۱۳۸۸)
  3. ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی ( ۱۰ آبان ۱۳۸۸)
  4. دبیر کمیسیون فرهنگی دولت ( ۱۹ آذرماه ۱۳۸۸)
  5. ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری ( ۶ اسفند ۱۳۸۸ )
  6. مسئولیت انتصاب مدیر عامل صندوق مهر امام رضا
  7. مسئولیت کنترل و نظارت مرکز امور حقوقی بین‌المللی ریاست جمهوری
  8. نماینده تام الاختیار رئیس‌جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور
  9. رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی
  10. عضویت در شورای فرهنگی دولت با حکم رئیس جمهور
  11. رئیس کمیته ‏عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران – پاکستان - هند
  12. نماینده رئیس‌جمهور در شورای نظارت بر صدا و سیما 
  13. جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور ( ۸ مرداد ۱۳۸۵)
  14. رئیس مرکز ملی جهانی شدن ( ۹ دیماه ۱۳۸۶)
  15. عضو کمیسیون اقتصادی دولت
  16. نظارت برکار سخنگوهای دولت و رئیس شورای اطلاع رسانی دولت
  17. نماينده ويژه رئيس‌جمهور در امور خاورميانه

جنجال‌ها

برخی سخنان و اقدامات جنجالی مشایی در دوران حضور دولت نهم انتقادات زیادی را برانگیخت. اظهاراتی همچون «دوران اسلام گرایی به پایان رسیده‌است. البته این دوره تمام نشده بلکه رو به پایان است.»، «در ایران استفاده از حجاب آزاد است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی‌شود.»، «جلوگیری از برپایی شادی اهانت به اسلام و استفاده از رنگ سیاه مکروه‌است.»، «آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه متعلق به کردستان است و این قوم از برترین قوم‌های ایرانی است.»، «ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز هستند.»، «ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است.» «ما مردم امریکا را از برترین ملت‌های دنیا می‌دانیم.» و «نام خلیج فارس و دریای پارسی از ۳۰ میلیون سال پیش به موازات شکل‌گیری تمدن‌های انسانی در منطقه موجودیت یافته‌است.» و اقداماتی همچون حضور در مجلس رقصی در ترکیه، مراسم حمل قرآن همراه با نوای دف، ادغام سازمان حج و زیارت با سازمان میراث فرهنگی گوشه‌ای از عملکرد جنجالی مشایی است.حضور در مجلس رقص.

وی در سال اول تصدی در کشور ترکیه در جلسه‌ای حضور یافت که در آن رقصندگان زن به پایکوبی می‌پرداختند..در زمستان سال ۱۳۸۵ فیلمی منتشرشد که مشایی را در مجلس رقصی در افتتاحیه اجلاس گردشگری کشورهای اسلامی در ترکیه نشان می‌داد.زمان فیلم یک ساعت و ۵ دقیقه و ۲۶ ثانیه بود.یک دقیقه و ۴۰ ثانیه پس از آغاز مراسم، در این فیلم رقص زنان آغاز می‌شود و تا ۱۳ دقیقه و ۳۰ ثانیه، سه رقص جداگانه برگزار شد.در حین شکایت رحیم مشایی از دونماینده مجلس بر سر طرح این موضوع، اعلام شد که فیلم مونتاژ شده‌است ولی سعید ابوطالب نماینده مجلس ضمن تکذیب آن اعلام کرد که شرکت ترکیه‌ای tour sab این فیلم را تهیه کرده و آن را برای خبرنگاران عکاسان و شرکت‌های گردشگری حاضر در یک جشنواره در حاشیه اجلاس وزرای اقتصادی کشورهای اسلامی ارسال کرده‌است. مشایی این فیلم را تصاویر گزینش شده از یک مجلس دو ساعته دانست و افزود:«مجلس رسمی بوده و لهو لعب هم نداشته. ضمن اینکه رقص نبوده و از دیدگاه بسیاری هنر است و آنها برخلاف ما آن را حرام نمی‌دانند».درسال ۱۳۸۸ در مقاله‌ای درسایت شخصی رحیم مشایی در پاسخ به انتقادات از این اقدام مشایی عنوان شد که:«در صورتی که آنچنان صحنه‌هایی در افتتاحیه بازی‌های آسیایی قطر با حضور آقای احمدی‌نژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسه‌ای مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد»؟

اظهارنظر در مورد اسرائیل

او در اظهارنظری در ۲۹تیر ۱۳۸۷ مردم اسراییل را دوست خواند و با این اظهاراتش موجب برانگیخته‌شدن خشم بسیاری از کسانی شد که اسرائیل را دشمن خود می‌دانستند. در پی این ماجرا ۲۰۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با امضای بیانیه‌ای خواستار برخورد جدی با وی شدند. پس از انتشار این بیانیه، وی در ۲۴مرداد ۱۳۸۷ طیّ نامه‌ای به حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی واژهٔ اسرائیل در جهان امروز را منفورترین واژه‌ای دانست که مترادف نژادپرستی، خیانت، خشونت، مکر و فریب است.[

وی با تکرار ادّعاهای خود با شدّت بیشتر در مرداد ۱۳۸۷، موجی از اعتراضات را علیه خود و دولت برانگیخت. بلافاصله پس از این ماجرا تجمّع دانشجویان روبه‌روی سازمان میراث فرهنگی برگزار گردید. حاشیه‌ها در مورد اظهارات وی تا جایی بالا گرفت که سید علی خامنه ای ، در خطبه‌های نماز جمعه سخنان وی را کاملاً اشتباه دانسته و خواستار پایان‌بخشی به این حواشی که در موارد زیادی با استناد به آن دولت تخریب می‌گشت، شد. این در حالی است که محمود احمدی‌نژاد از سخنان مشایی دفاع کرده بود. پس از آن نمایندگان مجلس که به دنبال سئوال از رئیس جمهور در مجلس بودند، آن را از دستور کار مجلس خارج کردند. وی برای بیان توضیحات در مورد سخنانی که گفته‌است به کمیسیون امنیت ملی ایران دعوت شد.

سازمان حج و زیارت

در سال ۱۳۸۸ دولت طی آیین نامه‌ای سازمان حج و زیارت را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ملحق نمود و مشایی نیز بلافاصله رییس این سازمان را تغییر داد. این تغییر ایتدا با مخالفت محمد ری شهری مواجه شد و در نهایت با دخالت رسمی سید علی خامنه ای  این تصمیم لغو شد.

حمل قرآن با رقصدر مراسم افتتاح همایشی در روز ۱۸ آبان ۱۳۸۷ در جلسه‌ای با حضور وی ۱۲ خانم با لباس محلی، دف زنان روی سن آمدند و درحالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند با حالات ریتمیک آن را به قاری تحویل داده و سن را ترک کردند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی و آیت‌الله مکارم شیرازی در این مورد موضع تندی گرفتند و با وجود اینکه خود آقای مشایی در این جلسه حضور داشت، معاون وی به ناچار استعفا نمود. وی در نامه استعفا نوشت: این کار را صرفاً برای تکریم قرآن کریم بوده‌است و آنها به هنگام این مراسم حتماً وضو می‌سازند.

نظرات درباره نوح و سایر پیامبران

در ۲۰ دی ۱۳۸۸در پانزدهمین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی گفت:

« اگر امروز به افرادی مانند رازی و ابو علی سینی افتخار می‌کنیم به طوری که قد آنها از اعماق تاریخ بیرون است برای بلندی قد آنها نیست بلکه کوتاهی قد نسل‌های بعدی آن را نمایان کرده‌است. شاید بوعلی‌سینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسان‌ها در دهه‌های بعدی است چرا که نشان می‌دهد فرصت شکوفایی در دوره‌های متعدد پدید نیامده‌است. اگر قرار باشد طی چند هزار سال فقط چند صد ابوعلی‌سینا به وجود آید افتخارآمیز نیست. حضرت نوح با ۹۵۰ سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده‌است. آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمام شدن دوره‌های قبلی پیامبری بوده‌است اگر هر پیامبر مدیریت درستی می‌کرد عدالت برقرار می‌شد.  »

این اظهارات با واکنش شدید برخی روحانیون مواجه شد، از جمله حسن ممدوحی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: در صورت صحت خبر، مشایی باید توبه کند زیرا سخنانش کاملا نادرست است. سخنان وی بیش از حد احمدی‌نژاد را اذیت می‌کند که ما راضی نیستیم. اگر مشایی چنین سخنانی را گفته باشد رئیس‌جمهور باید در مورد وی تجدید نظر کند.[سید موید علویان یکی از برگزیدگان جشنواره رازی نیز هنگام دریافت جایزه خود با عکس العملی قابل تامل، به شدت نسبت به اظهارات مشایی اعتراض کرد و هنگام حضور بر روی سن از دست دادن با وی خودداری نمود و یک جلدقرآن را برای مطالعه به رحیم مشایی اهدا نمود.محمد صادقی تهرانی، مرجع تقلید نوگرا و مفسر قرآن نیز نامه‌ای در پاسخ به اظهارات مشایی منتشر کرد و در پایان با شکایت بردن به خداوند و امام زمان اعلام کرد: «ابقاء رحیم مشایی در هر سمتی حرام است.» هرچند برخی صدور چنین سخنانی از سوی رحیم مشایی را عادی تلقی کرده‌اند. در همین حال خبرگزاری ایرنا در دفاع از مشایی در صفحهٔ اصلی خود از وی با عنوان «پهلوان»، «اسطوره»، «متفکر»، «بزرگ»، «تهذیب نفس»، و «ساده زیست» یاد کرد و منتقدانش را «رانده از عقل و باطل» دانست.

مکتب ایرانی: در دومین همایش ایرانیان خارج از کشور

مشایی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان خارج از کشور از اصطلاح "مکتب ایران" استفاده کرد که بعدها به مکتب ایرانی معروف شد. وی گفت : (( برخي‌ها از من خرده مي‌گيرند كه چرا نمي‌گويي مكتب اسلام و مي‌گويي مكتب ايران، گفت: از مكتب اسلام دريافت‌هاي متنوعي وجود دارد اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم.)) سخنان مشایی با واکنش شدید آیت الله یزدی - سید احمد خاتمی - احمد توکلی و علی مطهری رو به رو شد. آیت الله یزدی گفت :((آقای مشایی به مسائلی که در حوزه تخصص او نیست وارد نشود.)) احمد توکلی هم این سخنان را برخاسته از یک ذهن بیمار دانست.اقدامات مشايي به نحوي شد كه حتي نيروهاي ستادهاي احمدي نژاد از وي انزجار كردند و كار بجايي رسيد كه روح الله بجانی رييس ستاد احمدي نژاد شهرستان تبريزو رييس انصار حزب الله تبريز وي را تهديد به اعدام انقلابي مي كند و مي گويد:اگر مشايي مثل كسروي همه را مشغول خود كند نواب ها بپا مي خيزند.

شکایت از روزنامه کیهان

در پی شکایت رحیم مشایی از روزنامه کیهان به علت انتشار خبری در این روزنامه مبنی بر دیدار مشایی باهوشنگ امیر احمدی، مشایی اعلام کرده بود که اگر کیهان محکوم نشود او مسلمان نیست. در نهایت دادگاه روزنامه کیهان را تبرئه کرد.

شیعه مدیون فردوسی است

اسفندیار رحیم مشایی در پایان اولین روز برپایی نمایشگاه فنآوری‌های پیشرفته ایران در سوریه - دمشق در سخنرانی ضیافت شام شرکت کنندگان شرکت‌ها و سازمانهای ایرانی نمایشگاه در یک رستوران مجلل (الگو گرفته شده از یکی از رستورانهای مجلل بزرگان فرانسه) در حضور سفیر ایران در سوریه و نماینده ولی فقیه ایراد کرد:.... شیعه مدیون خدمات فردوسی است. و در توضیحات این مطلب جوری صحبت کرد که انگار همه شیعیان مدیون خدمات حکیم ابوالقاسم فردوسی است و انگار کسی دیگر هیچ کاری در برابر خدمات فردوسی انجام نداده‌است.

از نگاه منتقدان

برخی صاحب‌نظران معتقدند ذکر این سخنان از سوی دولتمردان بیشتر به برنامه‌ای شبیه است که توجه مطبوعات و کارشناسان را به سمت و سویی دیگر سوق دهد تا ذهن آن‌ها از چالش‌های جامعه منحرف شود.

سوابق اجرایی

  1. «مسئول مناطق بحرانی» وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در زمان ریاست‌جمهوری سید علی خامنی و وزارت محمدمحمدی ری شهری مدیر کل اجتماعی وزارت کشور 
  2. مدیر شبکه رادیو پیام
  3. مدیر شبکه رادیو تهران
  4. معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران 
  5. رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران 
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390  |
 تحريك سيد حسن از سوي روزنامه شرق

در حالي كه اكثر روزنامه هاي امروز يكشنبه مورخ ۶/۴/۸۹ تيتر يك خود را به فرمايشات رهبر انقلاب در ديدار با جمعي از مردم بوشهر اختصاص داده اند، روزنامه شرق به عنوان يكي از روزنامه هاي شاخص اصلاح طلبان در صفحه اول، خبري را درباره ديدار اخير سيد حسن با برخي از خانواده هاي شهداي هفتم تير به عنوان تيتر يك آورده است كه در واقع اين تيتر «معيشت مردم دغدغه خميني جوان» در صفحه اول كنار مواردي آورده و چيده شده است كه شك خواننده را نسبت به موضوعاتي برمي انگيزد.


به گزارش جوان آنلاين، روزنامه شرق در تيتر يك امروز خود نوشته است: «معيشت مردم دغدغه خميني جوان». در پايين اين تيتر مطلبي نوشته شده است كه به گفته هاي سيد حسن در ديدار با برخي از خانواده هاي شهداي هفتم تير اشاره كرده است و در اين مطلب تركيب تازه «خميني جوان» چندين بار تكرار شده است كه وقتي هماهنگي اين مطلب با برخي از مطالب ديگر صفحه اول مشاهده مي شود شك و تعجب خواننده از اقدام تحريك آميز روزنامه شرق به اوج مي رسد. 



اين روزنامه در كنار مطلب اول خود خبري را در خصوص حضور محمد البرادعي در تظاهرات اعتراضي عليه مبارك آورده و تصويري را از محمد البرادعي انداخته كه در توضيح آن تيتر كوتاهي را نوشته است: «تولد يك رهبر»


هنگامي كه متن اين خبر خوانده مي شود تركيباتي مشاهده مي شود كه شك خواننده درباره اقدام تحريك آميز روزنامه شرق به يقين تبديل مي شود. در متن خبر مربوط به البرادعي كه ادامه آن در صفحه 20 روزنامه شرق چاپ شده، چنين تركيباتي آمده است: «رهبر اپوزيسيون»، «مبارزه آشكار با رژيم حاكم»، «تظاهرات اعتراضي»، «مبارزه براي اصلاحات سياسي»، «جنبش اصلاحات» و ... كه همگي به گونه اي در ارتباط با حوادث اخير ايران پس از انتخابات 88 چيده شده است.


بديهي است بكار بردن چنين تركيباتي در شرايط عادي ايراد و اشكالي ندارد؛ اما هنگامي كه «تولد يك رهبر» در كنار «خميني جوان» قرار گيرد و در متن مطالب، مخاطب با چنان تركيباتي مواجه شود، نمي تواند خالي از عيب و نقص باشد. زيرا لفظ «خميني جوان» در اين مطلب كه اشاره به خميني كبير رهبر فرزانه انقلاب اسلامي دارد، در كنار «تولد يك رهبر» ذهن مخاطب را به سمتي سوق مي دهد كه گويا روزنامه شرق با اين اقدام قصد تحريك سيد حسن مصطفوي را دارد.


هرچند پيش از اين شايعه اي مطرح شده بود مبني برآنكه سيد حسن مصطفوي قصد كانديداتوري براي رياست جمهوري را دارد و البته كماكان نيز اين شايعه مطرح است و حتي ممكن است در آينده به واقعيت تبديل شود، اما روزنامه شرق با اين اقدام پا را خارج از مرز قانون و اخلاق گذاشته و به نحو مشكوكي تركيبات صفحه اول را چنان كنار هم قرار داده كه «خميني جوان» مورد ادعاي خود را مصداق «تولد يك رهبر» قلمداد كرده است.


به هر حال اين تكنيك كه يك روزنامه يا مجله چيدماني را در مطالب خود برگزيند كه در كنار هم، مفهومي را در لفافه به خواننده القا كند روشي قديمي است. اين روش در پي آن است كه مخاطب پس از خواندن مطالب، خواه ناخواه نقش هاي القايي را در ذهن خود جاي دهد و بپروراند و سرانجام در آن مسير قدم بردارد. روزنامه شرق نيز در شماره امروز خود از چنين روش منسوخي استفاده كرده است.

|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390  |
 مصر برای رابطه با ایران شرط گذاشت
 

وزیر امور خارجه مصر گفت:" باید نام قاتل انور سادات رئیس جمهور فقید مصر از یکی از خیابان های تهران برداشته شود و در عوض مصر هم پرچم زمان شاه را از مقبره وی در قاهره بر می دارد."
وزیر امور خارجه مصر گفت:" باید نام قاتل انور سادات رئیس جمهور فقید مصر از یکی از خیابان های تهران برداشته شود و در عوض مصر هم پرچم زمان شاه را از مقبره وی در قاهره بر می دارد."

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه القبس کویت، نبیل العربی ادامه داد: ایران پس از انقلاب سال 1979 (1357) می خواهد نقش تاثیرگذاری در منطقه داشته باشد و این حق این کشور است اما نباید این وضعیت باعث شود ایران به یک کشور دشمن تبدیل شود.

روابط دیپلماتیک میان ایران و مصر 30 سال پیش قطع شد و هم اکنون روابط دو کشور در سطح دفاتر حفاظت از منافع در تهران و قاهره است.

العربی افزود: ایران یکی از کشورهای منطقه است و باید با آن تعامل کرد.

وزیر خارجه مصر همچنین ازسرگیری روابط دیپلماتیک با ایران را بعید ندانست و گفت:" مصر صفحه جدیدی را در روابط با همه کشورهای جهان باز خواهد کرد. همه کشورهای جهان به جز اسرائیل و آمریکا در تهران سفارتخانه دارند. می توان مشکلات امنیتی میان تهران و مصر را حل کرد و به مبادله سفیر میان دو کشور اقدام کرد."

وی افزود:" مصر از این به بعد به مانند دوره حسنی مبارک، گنج استراتژیک اسرائیل باقی نمی ماند."

وزیر امور خارجه مصر پیش از این گفته بود کشورش خواهان گشودن صفحه جدیدی از روابط با ایران است. وی همچنین تاکید کرده بود قاهره، تهران را دشمن خود نمی داند و آمادگی ارتقا روابط به سطح سفارت دارد.
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390  |
 مصباحی مقدم:دعوت از پادشاه اردن لغو شود
 

عضو جامعه روحانیت مبارز با انتقاد از سخنان رئیس جمهور مبنی بر پابرجا بودن دعوت از پادشاه اردن گفت: رئیس جمهور باید این دعوت را لغو کند.

به گزارش مهر، غلامرضا مصباحی مقدم نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در بیان ارزیابی خود از تاکید رئیس جمهور بر دعوت پادشاه اردن به تهران گفت:  نظام جمهوری اسلامی با آرمان های ملت ها گره خورده است و بر این اساس نباید به دولت هایی که می دانیم از نظر قدرت وابستگی به استکبار جهانی دارند و در خدمت آنها عمل می کنند، بیش از اندازه بها دهیم.

وی اظهار داشت: من معتقد نیستم که باید با سران کشورها به نبرد بپردازیم ، اما این موضوع را نیز قبول ندارم که برای آنها فرش قرمز پهن کنیم.

مصباحی مقدم گفت: دعوت از پادشاه اردن در شرایط حاضر با توجه به بیداری ملت های مسلمان و خیزش و حرکت هایی که در اردن انجام شده است ، نباید صورت بگیرد چرا که جمهوری اسلامی ایران حامی آرمان های پاک و بیداری ملت ها است و همواره از ملت اردن حمایت می کند.

وی تاکید کرد: حمایت ایران از ملت های مظلوم جهان با دعوت از پادشاه اردن سازگاری ندارد و من معتقدم رئیس جمهور باید این دعوت را لغو کند.

نماینده مردم تهران در مجلس همچنین با اشاره به اینکه دعوت از پادشاه اردن برای شرکت در جشن نوروز بوده است، گفت: خوشبختانه این دعوت محقق نشد و اکنون نیز ضرورتی برای سفر وی به ایران وجود ندارد.

وی همچنین تاکید رئیس جمهور بر پابرجا بودن سفر پادشاه اردن به تهران در نشست مطبوعاتی روز گذشته را واکنشی ناشی از روحیه مقاومت وی در برابر درخواستها خواند.
 
آیا احمدی نژاد موضعش مشخص است؟؟!همه میگن نیاد محمود
 
میگه باید بیاد چرا؟؟!!!
|+| نوشته شده توسط سرباز گمنام در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390  |
 فلاحت پیشه:دلیلی برای سفر شاه اردن به ایران وجود ندارد
 

رئیس کمیته سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به سابقه منفی اردن و نقش پادشاه این کشور در جنگ تحمیلی علیه ایران گفت: پیگیری سیاست ایران هراسی توسط اردن همچنان ادامه دارد.

به گزارش مهر، حشمت الله فلاحت پیشه در بیان ارزیابی خود از سخنان رئیس جمهور مبنی بر پابرجا بودن دعوت ایران از پادشاه اردن گفت: سفر شاه اردن به ایران خالی از اشکال نیست ، چرا که اردن کشوری است که اکنون دچار جنبش انقلاب خواهی است و این جنبش را زودتر از دیگر کشورها آغاز کرده است .

نماینده اسلام آباد غرب تاکید کرد : دعوت از ملک عبدالله به تهران موجب یاس انقلابیون در اردن و منطقه می شود.

وی همچنین دعوت از پادشاه اردن را تناقض در موضع گیری های جمهوری اسلامی خواند و افزود: ما از یک سو از انقلابیون و بیداری اسلامی در منطقه حمایت می کنیم و از سوی دیگر پادشاه یکی از کشورها به ایران دعوت می شود.

رئیس کمیته سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به سوابق و رفتار منفی مقامات اردنی با ایران گفت: هیچ یک از رفتارهای منفی اردن نسبت به ایران مرتفع نشده است و همچنان سابقه منفی این کشور در زمان جنگ تحمیلی و کمک هایی که به عراق و آمریکا بر علیه ایران کرده است در اذهان عمومی پابرجاست.

وی با بیان اینکه اردن کانون اصلی ورود تجهیزات و سلاح ها علیه ایران بوده است ، گفت: بسیاری از ایرانیان توسط این سلاح ها شهید و یا مجروح شده اند و اردن در زمان جنگ تحمیلی کانون لجستیک علیه ایران بود.

نماینده مردم اسلام آباد غرب در مجلس ادامه داد: شواهد بسیاری مبنی بر دخالت اردنی ها علیه ایران در جنگ تحمیلی وجود دارد و اولین گلوله شلیک شده به قصر شیرین محصول مشترک شاه اردن و صدام بود.

فلاحت پیشه تاکید کرد: اینها مسائلی نیست که از حافظه تاریخی ملت ایران حذف شود، ضم